حکایت عاشقانه پدر و مادری با ۳ فرزند معلول/ هرگز اجازه جدایی فرزندانم را نمیدهم!

سایت آناج : یک خانواده تبریزی که سه فرزند ناتوان ذهنی دارند با وجود بیکاری چهارمین فرزندشان با مدرک لیسانس، از کارافتادگی پدر خانواده و بی توجهی نهادهای مسئول، نزدیک به چهار دهه است که به رغم فقر و تنگدستی از آنها نگهداری می کنند و "حوزیه مداح" مادر این خانواده می گوید: "تا زنده‌ام اجازه جدایی سه فرزند معلولم را نمی‌دهم و تا جان دارم پرستاری شان را می کنم."
سایت آناج ضمن انتشار گزارشی درباره این مادر و پدر فرداکار نوشته است: آنها "جوانی و لحظات خوش خود را در راه نگهداری از سه فرزند دارای معلولیت ذهنی شدید فدا کرده اند."
هم مادرم، هم پرستار
حوزیه مداح مادر این خانواده درباره وضعیت فرزندانش می گوید: "صفیه 38 ساله است و معلولیت ذهنی شدیدی دارد، به زور می‌تواند حرف بزند و به سختی می‌توان حرف‌های وی را فهمید، محمدرضا هم 37 ساله است و در زمان کودکی از پله‌ها افتاد و شاید دلیل معلولیت ذهنی‌اش همین باشد، حمید 28 ساله است آن زمان دکترها گفتند مریض به دنیا می‌آید، پس بهتر است سقط‌ش کنید اما پدرش این اجازه را نداد، خیلی جا ها رفتم تا بلکه با دارو و درمان حمید سالم به دنیا آید ولی تقدیر چنین نبود، حمید مشکل اعصاب و روان دارد و گاهی تشنج می‌کند."
مادر این خانواده "با بیان اینکه من هم مادرم هم پرستار"، می گوید: "محمدرضا به  دلیل زخم دیابت 10 سال است که زیر پایش خونریزی می‌کند و روزی دوبار آن را پانسمان می‌کنم، علاوه بر آن باید انسولین هم به وی تزریق کنم، چشم چپش به علت دیابت شدید از کار افتاده است."
حوزیه مداح  با اشاره به اینکه "امرار معاش در شرایط فعلی خیلی دشوار است"، می گوید: فقط فرزند چهارمم "علیرضا سالم است و توانایی کار کردن دارد، او هم مدرک لیسانس گرفته و خانه‌نشین شده است، هرکجا هم می‌رود کار پیدا نمی‌شود. تمام دلخوشی‌ام سالم بودن علیرضا بود که می‌توانست کمک خرج‌مان باشد که آن هم اینگونه شد."
مادر خانواده:تا جان دارم پرستاری‌شان را می‌کنم
این مادر با بیان اینکه "در طول این سال‌ها برای نگهداری از فرزندانم متحمل زجرهای بسیاری شدم"، می گوید: "هیچکدام از فرزندان معلول من آموزش پذیر نیستند، محمدرضا را فرستادم بهزیستی برای آموزش تحصیلی و تا سوم ابتدایی خواند ولی بعدا نتوانست ادامه دهد. دخترم صفیه زمانی که دنیا آمد دیر حرکت می‌کرد، دیر حرف می‌زد، دکتر زیاد بردم و گفتند نگران نباش مشکلی ندارد اما وقتی بزرگ شد فهمیدم دارای معلولیت ذهنی است"، ضمن آنها "توانایی استحمام و انجام کارهای شخصی را ندارند و من هر روز در کنار آنان هستم."
حوزیه مداح با اشاره به اینکه "وقتی بچه‌ها یکی پس از دیگری معلول به دنیا آمدند از اطرافیان گفتند تحویل بهزیستی دهید ولی قبول نکردم"، می گوید: "حتی یک روز که رفته بودم بهزیستی خانمی به من گفت شما 20 سال از آنان نگهداری و تمام تلاش خود را کردید، تحویل بهزیستی دهید و راحت شوید؛ ولی من طاقت جدایی از فرزندانم را نداشتم، درست است معلول هستند ولی من مادرم و این را کسی درک می‌کند که مادر باشد. چگونه می‌توانستم از فرزندانم جدا شوم. 38 سال نگهداری کردم و تا زمانی که جان دارم پرستاری‌شان را می‌کنم، بعد از مرگم قطعا کسی نخواهد بود که از آنان نگهداری کند، آن زمان بهزیستی از آنها پرستاری می‌کند."
دلیل معلولیت فرزندان؛ ازدواج فامیلی
احمد سامانی‌نژاد، پدر این خانواده با اشاره به مشکلات متعدد خانواده اش گفته اشت: "دلیل معلولیت فرزندانم ازدواج فامیلی است، زمانی که با دختر عمه‌ام ازدواج می‌کردم نمی‌دانستم نتیجه‌ به اینجا ختم خواهد شد" اما پس از آن "گفتم تا زمانی که زنده‌ام از آنها نگهداری خواهم کرد."
پدر این خانواده با اشاره به شرایط وخیم فرزندانش می گوید: "محمدرضا پسر بزرگ بنده و عاشق امام حسین است، همیشه با دوستان خود به هیات می‌رود، چند ماه پیش موقع برگشت به خانه تصادف کرد و پایش شکست ولی چون توانایی ذهنی لازم را نداشت، نتوانست دردش را بگوید و مستقیم آمد خانه؛ اطرافیان هم کار خاصی نکردند، اکنون محمدرضا پایش شکسته و هر روز درد می‌کشد اما چیزی نمی‌گوید، برای درمانش 20 میلیون تومان پول لازم است و من آن را ندارم."
پدر خانواده؛در نهادهای مختلف کسی به درخواستم نوجهی نکرد
احمد سامانی‌نژاد که خودش از پنج سال پیش به دلیل بیماری قلبی و عارضه مغزی خانه‌نشین شده‌ و نمی‌تواند کار کند، می گوید: "قبلا فرشباف بودم و شرایط زندگی‌ام بهتر از این بود اما در حال حاضر منبع درآمد خاصی ندارم و پول یارانه و کمک هزینه بهزیستی صرف هزینه‌های درمانی فرزندانم می‌شود."
 
وی با اشاره به اینکه "به مراجع و نهادهای مختلفی برای حمایت مراجعه کرده است"، می گوید: "از مسئولان انتظار دارم ولی به درخواست هایم تا به امروز بی‌توجهی شده است، هیچکس نیست که درد من را بشنود. 38 سال است که زجر می‌کشم ولی به روی خود نیاورده و تحمل کرده‌ام."
 
احمد سامانی‌نژاد می گوید: "من یک پدرم و آرزو داشتم عروسی دختر و ازدواج پسرانم را ببینم، وقتی به دیوار نگاه کردنشان را مشاهده می‌کنم دلم می‌سوزد. هیچ چیز نمی‌خواهم، به مرگم راضی‌ام."
 
تنها فرزند سالم این خانواده: با مدرک لیسانس  بیکارم، حاضر رفتگر شهرداری باشم تا به خانواده ام کمک کنم
علیرضا سامانی‌نژاد چهارمین فرزند و پسر کوچک این خانواده نیز که دارای مدرک لیسانس است تاکنون شغلی پیدا نکرده و بیکار است. او می گوید:"پدرم مریض است، برادر و خواهرم معلول و مادرم خانه‌دار که از افراد حاضر در خانواده پرستاری می‌کند، پدرم بیمه نیست و منبع درآمد خاصی هم نداریم. فقط من می‌توانستم کار کنم ولی کار پیدا نمی‌شود.مدرک لیسانس دارم ولی حاضرم در شهرداری رفتگری کنم تا بتوانم از خانواده‌ام حمایت مالی کنم."
چون پول نداریم وسایل پانسمان را می‌شوییم تا چندبار استفاده می‌کنیم
علیرضا سامانی نژاد که به مادر و پدرش در نگهداری سه خواهر و برادرش کمک می کند، با بیان اینکه "هر روز دوبار پای محمدرضا را پانسمان می‌کنیم"، می گوید:"چون پول نداریم وسایل پانسمان را می‌شوییم و چندبار دیگر استفاده می‌کنیم."
 
او می گوید: "برخی داروهای مورد نیاز را بهزیستی تامین می‌کند اما همه‌ آنها را نمی‌تواند در اختیار ما قرار دهد، اگر کار داشتم حرفی نبود ولی کسی نیست آن ها را تامین کند. بعد از چند سال مسکن مهر به خاطر داشتن سه معلول به ما تعلق گرفت، طبق گفته بهزیستی برای هر فرد معلول 4 میلیون تومان پرداخت می‌شود ولی ما تاکنون توانستیم 8 میلیون از بهزیستی اخذ کنیم و دو میلیون تومان هم خودمان پرداخت کردیم، اکنون متولی مسکن مهر از ما 3 میلیون می‌خواهد و نداریم."
 
علیرضا سامانی نژاد با اشاره به اینکه "زمانی بهزیستی با بیمه تکمیلی طرف قرارداد بود و تمام هزینه‌های درمانی معلولان را می‌داد"، می گوید: "از چند سال پیش گفتند خودتان پرداخت کنید و بعدا فاکتور را در اختیار ما قرار دهید تا هزینه‌های شما را متقبل شویم ولی اکنون دو سال است که ما نمی‌توانیم از بهزیستی مبلغ هزینه‌کرد خود را دریافت کنیم."
شورا و شهرداری تبریز اعتبار لازم را برای حمایت از معلولان دارد
سایت آناج با اشاره به اینکه داود امیرحقیان عضو شورای شهر تبریز مشکلات این خانواده را پیگیری و از مسئولان قول مساعدت را گرفته است، از قول این عضو شورای شهر تبریز نوشته است: "استخدام 3 درصدی معلولان در کشور اجرا نمی‌شود و مسئولان استانی به ویژه نمایندگان مجلس بایستی پیگیر این امر باشند، با شعار مشکلات معلولان حل نمی‌شود."
 
وی با اشاره به "حمایت شورا و شهرداری از افراد تحت پوشش کمیته امداد وبهزیستی، گفته است: "تاکنون پرونده کمی از طرف بهزیستی برای هبه به شورا ارسال شده است اما اعضاء شورا همیشه با نگاه مثبت به قشر ضعیف جامعه از آنان حمایت کردند، علاوه بر آن شهرداری در راستای کمک به این شهروندان خدمات ویژه‌ای را در نظر گرفته است اما صرفا شورا و شهرداری نمی‌تواند مشکلات معلولان را حل کند و نیاز به حمایت همه‌جانبه دارد."
 
امیرحقیان یکی از این حمایت ها را اختصاص "یک دستگاه اتوبوس ویژه معلولان" از سوی شهرداری تبریز "به منظور تردد آسان معلولین جسمی و حرکتی" و اختصاص "ردیف مناسب‌سازی، برای تصحیح معابر و رعایت حال معلولان در احداث پروژه‌ها" عنوان کرده است.
+151
رأی دهید
-1

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۰
    vahid_ - گلاسگو، انگلستان

    امیدوارم مشکلشون درست بشه , مملکتی که خدا و مذهب و خرافات و عشق حرف اول میزنه بهتر از این نمیشه . آدم بی پول ازدواج نمیکنه یا ازدواج میکنه بچه نمیاره یا بچه میاره از یکی بیشتر نمیاره . به امیده خدا و ابوالفضل که روزیشون میده ازدواج کنی و بچه بیاری بهتر از این نمیشه .
    2
    38
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۲
    ۴۳
    دایره مینا - کراکف، لهستان

    اگر عاشق واقعی باشی هیچ چیز نمی تواند جلودارت باشد , فقط شاید مرگ بتواند شما را از هم جدا کند !
    2
    36
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۹
    ۳۹
    caspian2010 - تهران، ایران
    اصلا امکان نداره. حرفشو نزنید. کل خاورمیانه به وجود کثیف حکومت ما و پول بیت المال مردم ایران نیاز داره. پول جنگ افزارهای شورشیان رو کی بده؟ تخیلات و توهمات امپراطوری شیعه-فارسی رو چطوری پیش ببریم. آمپول هوا بزنید هر3 بمیرن . برای نژاد توهمی آریایی عیبه که معلول داشته باشن. مگه خاطرتون نیست هیتلریها معلولها رو میکشتن. توففففففف
    12
    10
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۶
    ۴۳
    Southern Star - سیدنی، استرالیا
    یه فیلم خوبی بود بنام "اینجا بدون من". به مادرش میگفت یه شام خوب بپز میخوریم بعد همه درو پنجره ها رو میبندیم، شیر گاز رو باز میکنیم و میخوابیم...خلاص
    3
    21
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۳
    ۴۴
    IRAN E AZAD - هورتن، نروژ

    مادر بیچاره نمیدونه که چه حق و حقوقی خودش و فرزنداش تو ۴۰ سال گذشته داشته اند. پول و کمکی‌ که حق این خانواده بوده به شکم گردن کلفت‌های تروریست در لبنان. عراق . پاکستان. یمن . امریاکی مرکزی و .. و ... و... ریخته شده. چراغی که به خانه رواست به سودان و بورکینا فاسو فرستاده شده. اگر هم کسی‌ حرفی‌ بزنه توسط یک عده مزد بگیر حکومت که شرفشون را واسه یک ماه حقوق و وعده توخالی بهشت فروختن، به زندان فرستاده میشوند. اگر عقل داشتند به جای سیاست انداختن توپ در حیات همسایه و هزینه نان مردم ایران به تعامل واقعی با همسایگان و جهان می‌پرداختند. امثاال این مقاله که کم هم نیست بزرگترین شرم برای حکومت امام زمان آقایان هست.
    5
    34
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۸
    ۵۳
    shahab46 - هانوفر، آلمان

    بر روح خمینی ....لعنت
    0
    20
    جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۱
    ۱۰۳
    pars_iran - دوسلدرف، آلمان
    ای کاش همه پدر و مادر‌ها از این والدین درس محبت یاد میگرفتند . لعنت به آخوند
    0
    9
    شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۳
    نظر شما چیست؟