سهل انگاری پرستار فاجعه آفرید
+130
رأی دهید
-5

به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل ازتابناک، در حالی که با بر سر کارآمدن دولت یازدهم، بارها و بارها از تغییرات در حوزه سلامت و درمان شنیدهایم و از اجرای طرح های مختلفی که به کمک بهبود این بخش مهم آمدهاند، آگاه شدهایم، باز گاه اخباری در این باره به گوشمان میرسد که به شدت نگران کننده است و حکایت از عمق بیماری نظام سلامت در کشور دارد.
از جمله این اخبار، داستان دردناک به کما رفتن فردی در یکی از بیمارستان های واقع در یکی از شهرهای خوش آب و هوای شمال کشورمان است. داستانی که امیدواریم با دعای شما به پایانی بسیار خوش ختم شود ولی به قدری نکات عجیب در بطن آن وجود دارد که نگرانی مان از تکرار شدنش، عذابمان دهد!
ماجرا از جمعه هفته گذشته آغاز شده؛ تقریبا نه روز پیش بود که اورژانس بیمارستان ... (نام بیمارستان و برخی دیگر از جزئیات ماجرا نزد «تابناک» محفوظ است) پذیرای مردی شد که در تصادف آسیب های جدی دیده بود؛ پذیرا که چه عرض کنیم! فرد مصدوم را به این بیمارستان منتقل کردند تا درمان شود ولی اینقدر درمان به تاخیر افتاد که آنچه نباید، رخ داد.
برادر وی در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: وقتی مطلع شدم که برادرم تصادف کرده و به بیمارستان منتقل شده، راهی آنجا شدم. گفتند که از ناحیه ران، ساق و کف پا دچار شکستگی شده و میبایست عمل شود و منتظرند که دکتر شیفت بیاید و جراحی آغاز شود. برادرم درد داشت ولی هوشیار بود و کامل چگونگی تصادف را برایم شرح داد، مدارک خودرویش را به من سپرد و حتی مادرمان را دلداری داد که نگران نباشد. من هم برای آنکه درد از یادش برود، با او شوخی هم کردم. همه چیز به نظر خوب بود و منتظر بودیم که پزشک از راه برسد. گفته بودند که ساعت شش صبح خواهد آمد ولی اینقدر دیر کرد که کار از کار گذشت.
به گفته وی، در حالی که قرار بود پزشک شیفت، سحرگاه در بیمارستان حاضر شده و درمان فرد مصدوم با مداخلات پزشکی پی گرفته شود، اما پزشک زمانی از راه رسید که بیمار هوشیاری اش را از دست داده بود و به کمای مطلق فرو رفته بود. این اتفاق حوالی ساعت 9 صبح روز بعد رخ داد و البته پزشک دیرتر از این در محل کار حضور یافت!
اما روند عجیب رسیدگی نکردن به این بیمار، به اینجا ختم نشد. بعد از اینکه هوشیاری بیمار به پایین ترین سطح رسید، دکتر ارتوپد درخواست یک هفته مرخصی کرد و رفت تا ادامه روند درمان، بر عهده پزشک دیگری قرار گیرد. پزشکی با قرار دادن پین و وزنه بستن به پای بیمار، تلاش کرد کمی جبران مافات کرده و مانع از وخامت اوضاع پای شکسته بیمار شود ولی اصرار داشت (و دارد!) که بیش از این وظیفهای ندارد چون پزشکی این بیمار، فرد دیگری است و مسئولیت اصلی بر عهده همکارش است.
از این نکات که بگذریم، قطعا تعجب آور خواهد بود که بدانیم دو روز بعد از بستری شدن بیمار، تازه وی را برای عکسبرداری از لگن به بخش رادیولوژی بردند و دریافتند که علاوه بر شکستگی های شناسایی شده، به شکستگی لگن نیز گرفتار آمده است. اتفاقی که اگر بگوییم سهل انگاری است، چه بسا اعتراض خانواده بیمار را به همراه داشته باشد!
از اینها عجیب تر آنجاست که میبینیم پی بردن به این خطای فاحش هم موجب اصلاح روند تشخیصی نشده و عکسبرداری کامل از بیمار تصادفی، در همان روز در دستور کار قرار نگرفته است.
برادر بیمار در این باره میگوید: فردای روزی که متوجه شکستگی لگن شدند، از قفسه سینه عکسبرداری کردند که متوجه ضرب دیدگی آن شدند و به این دلیل که نگران بروز آمبولی بودند، تشخیص دادند که عکسبرداری دقیق تری صورت گیرد. به این دلیل برادرم را با آمبولانس راهی قائمشهر کردند چراکه میگفتند دستگاهی که در آنجا هست، در چالوس نیست. بعد از عکسبرداری در قائمشهر و زمانی که خیالمان از آمبولی نشدن ریه راحت شد، به چالوس برگشتیم و تازه پزشکان یادشان آمد که جمجمه برادرم را نیز با سی تی اسکن بررسی کنند. نتیجه سی تی اسکن نشان داد که جمجه ضرب دیده و ورم مغزی در بیمار مشاهده میشود.
تا اینجای ماجرا ممکن است از فرط تعجب، باور نکنید که امری به روزمرگی "درمان فرد تصادفی در بیمارستان"، تا این اندازه عجیب و غریب و پر اشکال به انجام برسد، ولی هرچه این موضوع برای ما عجیب است، برای خانواده بیمار یاد شده، دردی الیم است که میبایست فریادش زد تا بلکه سبک شد!
از جمله این اخبار، داستان دردناک به کما رفتن فردی در یکی از بیمارستان های واقع در یکی از شهرهای خوش آب و هوای شمال کشورمان است. داستانی که امیدواریم با دعای شما به پایانی بسیار خوش ختم شود ولی به قدری نکات عجیب در بطن آن وجود دارد که نگرانی مان از تکرار شدنش، عذابمان دهد!
ماجرا از جمعه هفته گذشته آغاز شده؛ تقریبا نه روز پیش بود که اورژانس بیمارستان ... (نام بیمارستان و برخی دیگر از جزئیات ماجرا نزد «تابناک» محفوظ است) پذیرای مردی شد که در تصادف آسیب های جدی دیده بود؛ پذیرا که چه عرض کنیم! فرد مصدوم را به این بیمارستان منتقل کردند تا درمان شود ولی اینقدر درمان به تاخیر افتاد که آنچه نباید، رخ داد.
برادر وی در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: وقتی مطلع شدم که برادرم تصادف کرده و به بیمارستان منتقل شده، راهی آنجا شدم. گفتند که از ناحیه ران، ساق و کف پا دچار شکستگی شده و میبایست عمل شود و منتظرند که دکتر شیفت بیاید و جراحی آغاز شود. برادرم درد داشت ولی هوشیار بود و کامل چگونگی تصادف را برایم شرح داد، مدارک خودرویش را به من سپرد و حتی مادرمان را دلداری داد که نگران نباشد. من هم برای آنکه درد از یادش برود، با او شوخی هم کردم. همه چیز به نظر خوب بود و منتظر بودیم که پزشک از راه برسد. گفته بودند که ساعت شش صبح خواهد آمد ولی اینقدر دیر کرد که کار از کار گذشت.
به گفته وی، در حالی که قرار بود پزشک شیفت، سحرگاه در بیمارستان حاضر شده و درمان فرد مصدوم با مداخلات پزشکی پی گرفته شود، اما پزشک زمانی از راه رسید که بیمار هوشیاری اش را از دست داده بود و به کمای مطلق فرو رفته بود. این اتفاق حوالی ساعت 9 صبح روز بعد رخ داد و البته پزشک دیرتر از این در محل کار حضور یافت!
اما روند عجیب رسیدگی نکردن به این بیمار، به اینجا ختم نشد. بعد از اینکه هوشیاری بیمار به پایین ترین سطح رسید، دکتر ارتوپد درخواست یک هفته مرخصی کرد و رفت تا ادامه روند درمان، بر عهده پزشک دیگری قرار گیرد. پزشکی با قرار دادن پین و وزنه بستن به پای بیمار، تلاش کرد کمی جبران مافات کرده و مانع از وخامت اوضاع پای شکسته بیمار شود ولی اصرار داشت (و دارد!) که بیش از این وظیفهای ندارد چون پزشکی این بیمار، فرد دیگری است و مسئولیت اصلی بر عهده همکارش است.
از این نکات که بگذریم، قطعا تعجب آور خواهد بود که بدانیم دو روز بعد از بستری شدن بیمار، تازه وی را برای عکسبرداری از لگن به بخش رادیولوژی بردند و دریافتند که علاوه بر شکستگی های شناسایی شده، به شکستگی لگن نیز گرفتار آمده است. اتفاقی که اگر بگوییم سهل انگاری است، چه بسا اعتراض خانواده بیمار را به همراه داشته باشد!
از اینها عجیب تر آنجاست که میبینیم پی بردن به این خطای فاحش هم موجب اصلاح روند تشخیصی نشده و عکسبرداری کامل از بیمار تصادفی، در همان روز در دستور کار قرار نگرفته است.
برادر بیمار در این باره میگوید: فردای روزی که متوجه شکستگی لگن شدند، از قفسه سینه عکسبرداری کردند که متوجه ضرب دیدگی آن شدند و به این دلیل که نگران بروز آمبولی بودند، تشخیص دادند که عکسبرداری دقیق تری صورت گیرد. به این دلیل برادرم را با آمبولانس راهی قائمشهر کردند چراکه میگفتند دستگاهی که در آنجا هست، در چالوس نیست. بعد از عکسبرداری در قائمشهر و زمانی که خیالمان از آمبولی نشدن ریه راحت شد، به چالوس برگشتیم و تازه پزشکان یادشان آمد که جمجمه برادرم را نیز با سی تی اسکن بررسی کنند. نتیجه سی تی اسکن نشان داد که جمجه ضرب دیده و ورم مغزی در بیمار مشاهده میشود.
تا اینجای ماجرا ممکن است از فرط تعجب، باور نکنید که امری به روزمرگی "درمان فرد تصادفی در بیمارستان"، تا این اندازه عجیب و غریب و پر اشکال به انجام برسد، ولی هرچه این موضوع برای ما عجیب است، برای خانواده بیمار یاد شده، دردی الیم است که میبایست فریادش زد تا بلکه سبک شد!
اکنون اگر به این درد بزرگ، نقص دیگری را اضافه کنیم، آن زمان پی خواهیم برد که همه اشکالات در حوزه درمان، به سهل انگاری برخی عوامل درمان باز نمیگردد. این را زمانی درک خواهیم کرد که میشنویم پزشکان برای بهبود اوضاع این بیمار، آمپولی به نام بایوالیرودین (bivalirudine) تجویز میکنند که هرچه خانواده بیمار برای یافتنش تلاش میکنند، متاسفانه راه به جایی نمیبرند.
برادر بیمار در این باره میگوید: هر جایی که حدس میزدیم ممکن است دارو را داشته باشند، سر زدیم؛ چه داروخانه ها و هلال احمر استان و چه مراکز مشهور دارویی در تهران و تنها شنیدیم که این دارو جدید و کمیاب است و به دلیل مشکلات، واردات آن گاه به مشکل میخورد. حتی از طریق یکی از آشنایانمان در خارج از کشور نیز سعی کردیم که به دستش آوریم که متوجه شدیم بسیار زمان بر میشود و بی فایده است. دیگر کاری نمیتوانیم بکنیم جز اینکه منتظر باشیم دعاهایمان موثر واقع شده و بیمارمان از کما بیرون بیاید.
آنگونه که پزشکان میگویند، تا سطح هوشیاری بیمار بالا نیاید، نمیتوان وی را به اتاق عمل برد و مداخلات پزشکی را درباره وی به کار گرفت ولی هنوز این سوالات پاسخ نیافته که چرا بیمار اورژانسی باید آنقدر نگه داشته شود که به کما برود؟ آیا تزریق یک سرم به فرد تصادفی، نهایت اقدامی بوده که بیمارستان میبایست انجام میداده؟ براستی لازمه وجودی اورژانس چیست؟ کمبود دارویی که پزشکان در درمان فرد موثر تشخیصش دادهاند، چه؟
برادر بیمار در این باره میگوید: هر جایی که حدس میزدیم ممکن است دارو را داشته باشند، سر زدیم؛ چه داروخانه ها و هلال احمر استان و چه مراکز مشهور دارویی در تهران و تنها شنیدیم که این دارو جدید و کمیاب است و به دلیل مشکلات، واردات آن گاه به مشکل میخورد. حتی از طریق یکی از آشنایانمان در خارج از کشور نیز سعی کردیم که به دستش آوریم که متوجه شدیم بسیار زمان بر میشود و بی فایده است. دیگر کاری نمیتوانیم بکنیم جز اینکه منتظر باشیم دعاهایمان موثر واقع شده و بیمارمان از کما بیرون بیاید.
آنگونه که پزشکان میگویند، تا سطح هوشیاری بیمار بالا نیاید، نمیتوان وی را به اتاق عمل برد و مداخلات پزشکی را درباره وی به کار گرفت ولی هنوز این سوالات پاسخ نیافته که چرا بیمار اورژانسی باید آنقدر نگه داشته شود که به کما برود؟ آیا تزریق یک سرم به فرد تصادفی، نهایت اقدامی بوده که بیمارستان میبایست انجام میداده؟ براستی لازمه وجودی اورژانس چیست؟ کمبود دارویی که پزشکان در درمان فرد موثر تشخیصش دادهاند، چه؟
۴۷

دایره مینا - کراکف، لهستان
بفرما ! اینهمه بی مسیولیتی در سطوح پایین و سطوح میانی مردم عادی درجامعه از آنجا نشات می گیرد که مردم آنچه - بی مسیولیتی و ریاکاری - را در سطوح فوقانی و بقات بالا دست جامعه می بینند و بقیه نیز بهمین نحو رفتار می کنند انگار نه انگار که پزشک در قبال مریض خود مسیول است جالب اینکه پزشک دیگر گفته که ایشان مریض بنده نیست !!! خوب نباشه ! بابا جان میخواهی پول بگیری?? اقلا مطلب را طوری به گوش همراه مریض برسان که مریض اینطوری نشود ! یعنی اگر پول می دادند مریض را رسیدگی می کردی نه ?! اکنون به جان خودم دهان بنده از اینهمه بی مسیولیتی در یک سمت مهم و حیاتی از تعجب باز مانده است :o
4
58
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۸
۵۹

سلام لبخند - تهران، ایران
یکی از دوستان بنده که در حال حاضر پزشک !!! هست . سالها پیش با پول وارد دانشگاه شد و الان هم خودش را از دوستانش پنهان میکنه زیرا هیچکدام از ما مدرکش را قبول نداریم . به هر حال وقتی خیلی از مدرکها را کیلویی تحویل من و شما دادند . نباید بیش از این انتظار داشت . این مشکل فقط در قسمت علوم تجربی و پزشکی نیست .
0
44
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۴۳
۴۶

ekman - شیراز، ایران
گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدند گردن مسگری!!!خوب اینجا گناه و اشتباه پرستار بدبخت چیست که تیتر زدید؟دکتر و مخصوصا بیمارستان سهل انگاری کردند که پزشک کشیک نداشته اند،پزشک باید دستور عمل و تجویز دارو به پرستار بدهد و پرستار که از پیش خود نمیتواند درمان کند.دکتر معالج هم آنقدر اطلاعات نداشته که داروی رقیق کردن خون به مصدوم بدهد که بعلت خونریزی داخلی لخته در رگها و قلب و مغز پیش نیاید؟؟؟؟
3
44
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۱
۳۸

*بی همتا* - برلین، آلمان
اولا مریض اورژانسی . انهم تصادف با ماشین دربخش اورژانس بستر میشود وبلافاصله باید عکسبرداری از مغز گرفته تا گردن وسینه ودست وپا . چرا نباید یک دکتر کشیک در اورژانس بیمارستان باشد ? .ایا نباید بیمارستان که ان امپولی را که نسخه مینویسد خودش در بیمارستان داشته باشد ? با ارزوی بهبودی ورفع کومای این مرد بدشانس
3
12
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۲
۵۶

حاجی واشینگتن - لندن، انگلستان
حالا اگه اینجا بود رئیس بیمارستان میبایست استعفا میداد . و خانواده مصدوم غرامت از بیمارستان مىگرفتند . امیدوارم این برادر محترم با تماس با شبکه من و تو تمام ایران رو در جریان این بی مسؤولیتی قرار دهند .
0
42
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۸
۳۹

azadi2011 - تورنتو، کانادا
تیتر این گزارش گناه را به گردن پرستار می اندازد , در حالی که این سرگذشت روزانه ی تقریبا تمام بیماران ایران در همه ی بیمارستانها و تمام مطب ها و در تمام سطوح پزشکی است ۰ و دکتر های جانی که از بس مردم را چاپیده اند انسانیت را از یاد برده اند و البته تقصیر آنها هم نیست بلکه " نظام" پزشکی ایران اینگونه است۰۰۰۰
1
32
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۰
۵۶

payamak - منچستر، انگلستان
دوستان خبر بدی راجع به اسطوره سینما بهروز وثوقی شنیدم لطفا اگر خبری دارید به روز کنید
14
1
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۴
۷۶

wasp763 - استکهلم، سوئد
چرا اسم بیمارستانُ نمینویسید تا لااقل مردم به اونجا مراجعه نکنند ? به این که نمیگن راز داری...
0
36
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۱
۲۷

saked - گسلی، بلژیک
این که چیز عجیبی نیست .یه چیزی بگید که عجیب باشه.این چیزا تو ایران نرماله.چیز تو چیزه دیگه...
3
23
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۴۳
۴۱

Gabriel Batistuta - گروژنی، روسیه
امان از مسئولیت ناپذیری این مردم! باور کنید این حکومت از سر همین ملت نیز خیلی زیاد است.مسئولین این مملکت که از کرات و سیارات دیگر نیامده اند.برآیندی از همین ملت اند.
6
19
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۵۴
۷۲

senator x - تهران، ایران
تابحال شما یا آشنایتان دیده یاشنیده که پزشک سهلنکاری, در دادگاه محاکمه و محکم شود؟ زمانیکه سازمان نظام پزشکی سراپایش پارتی بازی باشد,نتیجه چنین است.همسر خودم سلامتی اش فدای همین ناشیگری پزشک شد.شکایت کردیم,آنقدر بدادسرا رفتیم و آمدیم که بی نتیجه حواله پزشک مربوطه را بدادگاه عدل الهی دادیم که قرار150/000هزار سال دیگه تشکیل شود اگه زنده باشیم
0
14
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۰:۱۲
۵۰

IRAN E AZAD - هورتن، نروژ
مدیریت امام زمانی !
0
10
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۰:۴۵
۵۴

ایران آباد - تهران، ایران
دوستان عزیز امروزه در هیچ جایی با مردم دلسوزانه برخورد نمیکنند. و فقط به دلیل اینست که از زمانی که مردم و بویژه جوانان شغل و آینده خود را بر مبنای استعداد و علاقه خود انتخاب میکردند خیلی گذشته است. امروزه همه بر مبنای درآمد و پول شغل انتخاب میکنند. از کسی که فقط به خاطر اینکه پزشکان درآمدشان خوب است پزشک شده است آیا انتظار دیگری میتوان داشت. او تمام بیمارانش را بچشم منبع درآمد میبیند و این مسئله نه فقط در بیمارستانها و برخورد پزشکان که در تمام موسسات دیگر هم صدق میکند. به امید روزی که دوباره فرزندانمان را تشویق کنیم به شغلی که به آن علاقه دارند نه بگوییم برو فلان کارو انجام بده چون پول خوبی تو این کار هست.
0
10
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۱:۰۶
۱۰۹

mashady - منچستر، انگلستان
مزخرف ترین قشر اون جامعه پزشکان بى أدب و گنده دماغ شونه
2
14
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۲:۴۰
۴۶

sanda - سن دیگو، ایالات متحده امریکا
گابریل باتیستوتا - گروژنی، روسیه. باور کنید این حکومت از سر همین ملت نیز خیلی زیاد است. مگه شما خودت ایرانی نیستی یا خانواده ندارید توی ایران که اینطور میگید!؟
2
8
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۲:۴۳
۴۸

siavash33 - کردستان، ایران
اینو من باتمام وجودم درک میکنم وحس ، زمانیکه 24سال داشتم وتوی یک حادثه نخاعم ازگردن اسیب دید منو به بیمارستان طالقانی کرمانشاه بردن 4ساعت فقط منتطرپذیرش بودم که تاپول واریزنشه بستری نمیکنیم باهرمصیبتی بود بستری شدم تمام کمکشون گذاشتن دوتاسرم کنارسرم بود پرستاراومده موهای سرموبزنه ازبس سرموتکان داد من گفتم نخاعم اسیب دیده نکن میگه چجوری سرتوبتراشم ؟ توعرض یک هفته بدون تشک مواج توتب چنان میسوختم که زخم بسترهردو ران گودی کمرم وهردوپاشنموگرفت. اینقدر شدید شد هردوتامفصل رانم بیرون امدن و استخوان مفصل راستمو ازدست دادم وهنوزم درد میکشم از دررفتگیشون . بیخیال مابقی آلامم میشم و هزینه هاش ..مملکت نیس قصابخونس
0
11
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۶:۴۴
۱۰۹

amonbede - تهران، ایران
99 درصد بیمارستان ها همین اوضاع رو دارند همسر بنده از درد به خودش میپیچید بردیم به تنها بیمارستان دولتی شهرگفتند سونوگرافی نداریم تقاضا کردم با اورژانس به بیمارستان دیگه ببریم گفتن آمبولانس نداریم با هزار بدبختی با آژانس بردیمش درمانگاه خصوصی با کلی هزینه و یک روز معطلی بالاخره توانستیم یه عکس سونو بگیریم
0
9
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۸:۱۳
۶۴

kasra persia - لندن، انگلستان
مملکت چماقداران یعنی همین دیگه ، غیرت پر ، وجدان پر ، انسانیت پر ، وظیفه شناسی پر و خیلی چیزهایی لازم دیگه هم پر. دیانت هم که ۳۶ ساله بر باد فنا رفته و خیانت جاش رو گرفته . ،، سرب سوزن است پاسخ گر بپرسی از عدالت ,,
0
6
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۷
۴۹

پت یا مت؟ - تورنتو، کانادا
حالا بفرمایید کجای این قضیه پرستار مقصر هست؟ چقدر همیشه میخواهیم همه گنهایی که کل سیستم درمان میزنه را گردن پرستار بندازیم؟ متاسفانه از رئیس بیمارستان تا پزشک و سوپر وایزر و هر کس دیگه تو بیمارستان گند میزنه همش میره گردن پرستار. لطف کنید و تیتر را اصلاح کنید چرا تیترهاتون را آبگوشتی انتخاب می کنید؟؟؟؟!!!
0
4
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۴
۴۷

دایره مینا - کراکف، لهستان
[::siavash33 - کردستان، ایران::]. ببخشید ها ببخشید ها ! اسم جنابعای سیاوش است و آنوقت شما زن تشریف دارید ???? می شود این را برای بنده - که نکته بین هستم - و سایرین توضیح لازمه را بدهید ممنون می شوم و بسیار سپاسگزار
4
0
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۳
۴۷

دایره مینا - کراکف، لهستان
[::پت یا مت؟ - تورنتو، کانادا::]. حالا شما بگویید پت هستید یا مت ?? این کارتون خوب بود و هنوز هم از شبکه دو ایران پخش می شه ولی من از کارتون لولک و بولک که مال همین لهستان هستش بیشتر خوشم میاد با اون خواهرشون - تولا - جالبی اش اینه که این از اولین کارتون هایی بود که در ایران بعد از انقلاب اجازه پخش از تی وی ایران رو پیدا کرد .
3
1
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۹
۴۲

barak - تل آویو، اسرائیل
من واقعا از اینکه اینها دشمن ما هستند خدارو شکر میکنم.ببین کی میخواد به جنگ ما.یعنی با هر موشک که بخورن۱۵۰ کشته میدان ۴۵۰ هم بعدا زخمیها تلف میشن
1
0
جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۱:۲۴
۴۹

پت یا مت؟ - تورنتو، کانادا
[::دایره مینا - کراکف، لهستان::]. چون خودم هم نتونستم که انتخاب کنم هر دوتاش را نوشتم.
2
0
جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۲:۲۲