آیا یک دانشمند می‌تواند به معجزه اعتقاد داشته باشد؟

سال ۱۹۸۶ بود و من مشغول آزمایش بافت‌های مغز استخوان بیماری بودم. وقتی که با میکروسکوپ به این بافت‌ها نگاه می کردم سلول‌های سرطان خون را دیدم و به این نتیجه رسیدم که بیماری که این نمونه‌ها متعلق به او بود، حتما درگذشته است.

دقیقا نمی دانستم که دلیل انجام این آزمایش چیست ولی حدس می زدم که احتمالا به یک شکایت قضایی ارتباط دارد. شاید یک خانواده داغدار به خاطر مرگ عزیز خود از پزشکان شکایت کرده بود، مرگی که واقعا نمی شد از آن پیشگیری کرد.

بررسی و آزمایش بافت های استخوان یک تاریخچه کاملی از وضعیت بیمار را نشان می داد. او دو بار شیمی درمانی کرده بود. پس از دوره اول شیمی درمانی و طی کردن دوره ای از سلامت، سلول‌های سرطانی بازگشته بودند. ولی پس از شیمی درمانی دوم رشد این سلولها کاملا متوقف شده بود.

بعدا من متوجه شدم که این بیمار با وجودیکه هفت سال از این مصایب می گذرد هنوز زنده است. دلیل آزمایشهایی که من انجام می دادم شکایت های قضایی نبود. در حقیقت دلیل این بررسی های مجدد در وضعیت بیمار این بود که کلیسای کاتولیک و مقامات واتیکان می خواستند مطمئن شوند که آیا زنده ماندن این بیمار یک معجزه بوده است یا نه.

این اولین باری بود که واتیکان موردی از اعطای مقام تقدس به یک شهروند کانادایی را بررسی می کرد و مورد آن بهبود معجزه آسای وضعیت جسمی زنی بود به نام ماری مارگارت د یوویل.

در مرحله اول بررسی، واتیکان این مورد را به عنوان یک معجزه رد کرده بود. کارشناسان واتیکان می گفتند که بازگشت سرطان پس از طی دور اول شیمی درمانی و نقاهت اتفاق نیافتاده و در عالم واقعیت این بیمار پس از کامل شدن دور دوم شیمی درمانی بهبود یافته است.

تشخیص این نکته ظاهرا ساده در روند درمان این بیمار برای اظهار نظر قطعی واتیکان در مورد وقوع معجزه تعیین کننده بود. معمولا اقدامات پزشکی در پایان اولین دوره درمان نتیجه می دهند ولی تکرار آن یعنی بازگشت سرطان و بهبود مجدد آن را لزوما نمی توان با اقدامات پزشکی توجیه کرد.

کارشناسان واتیکان در نهایت پذیرفتند که اگر در بررسی مجدد از شواهد وجود یک متخصص پزشکی دیگر که اصلا از موضوع اطلاع ندارد، به همان نتایجی برسد که من اعلام کرده بودم آنها در تصمیم خود تجدید نظر خواهند کرد.
روندی طولانی

تا آن زمان من چیزی در مورد تقدیس یا اعطای مقام قداست توسط کلیسای کاتولیک نشنیده بودم و نمی دانستم که این روند طولانی تحقیقات علمی را هم شامل می شود. کسانی که ادعای قداست می کنند باید ثابت کنند که معجزه در مورد آنها روی داده و از این طریق خداوند با آنها در ارتباط بوده است. در عین حال با استناد به مدارک مشخص و قابل اتکا در زندگینامه خود نشان دهند که زندگی آنها نمونه و شایان تقدیر بوده است.

من از روی کنجکاوی زندگینامه خانم د یوویل را خواندم. او متولد حومه شهر مونترال بود. او برای فقرا و افراد معلول یک آسایشگاه درست کرده بود، نهاد دیگری را تاسیس کرده بود که به فقرا و نیازمندان غذای مجانی می داد و علاوه بر این با سازماندهی یک نهاد مذهبی متشکل از راهبه های کاتولیک در سراسر جهان برای مردم نیازمند مدرسه تاسیس می کرد. با یک چنین فعالیت هایی می توان گفت که زندگی او نمونه و قابل تقدیر بوده است.

مدتی گذشت و از من خواسته شد برای ادای شهادت در جلسه یک کمیته فقهی واتیکان که به این امور می پردازد شرکت کنم. نگران بودم که در این جلسه از من سئوالهای دشواری بپرسند و به همین خاطر مجموعه ای از مقالات پزشکی در مورد درمان سرطان خون را که بخشهای مهم آنها را علامت گذاری کرده بودم، با خودم بردم.

در پایان جلسه من این مقالات را به محققان واتیکان دادم. خود بیمار و پزشکان معالجش نیز در این جلسات شهادت دادند.

مدتی گذشت و بالاخره ما خبردار شدیم که پاپ ژان پل دوم در روز نهم دسامبر ۱۹۹۰ خانم د یوویل را قدیس اعلام کرده است. خواهران روحانی که در این زمینه فعالیت می کردند من را برای شرکت در این مراسم دعوت کردند.

ابتدا من کمی تردید داشتم و نمی خواستم به آنها بی احترامی کنم. خود من به خدا اعتقاد ندارم و شوهرم نیز یهودی است. ولی خواهران روحانی با این موضوع مشکلی نداشتند و هر دو ما را به مراسم دعوت کردند و خود ما نیز تصمیم گرفتیم که در این مراسم که در حقیقت انتخاب اولین قدیس کانادایی است شرکت کنیم.


لحظه ای فراموش نشدنی

مراسم در کلیسای جامع سنت پیتر در واتیکان انجام شد. خواهران روحانی، پزشکان معالج و خود بیمار هم شرکت داشتند. بعد از انجام مراسم ما با پاپ ژان پل دوم ملاقات کردیم که یک لحظه فراموش نشدنی بود.

کشیشان کانادایی که در واتیکان تحصیل می کردند به من یک کتاب هدیه کردند که زندگی من را به کلی دگرگون کرد. نسخه ای بود از تمام شواهد مربوط به معجزه اوتاوا که در آن زمان برای بررسی به کمیته ویژه واتیکان تسلیم شده بود. تمام اسناد پزشکی و پرونده معالجات، اظهار نظر و شواهد پزشکان و خود بیمار را شامل می شد. گزارش خود من و نسخه ای از مقالات پزشکی ای را که من به هیات تحقیق داده بودم نیز در آن گنجانده بودند.

یکباره متوجه شدم که کارهای پزشکی و تحقیقاتی من در بایگانی واتیکان گنجانده شده است. به خاطر علاقه ای که به تاریخ دارم در همان لحظه این سئوال برایم مطرح شد که موارد دیگر از معجزه هایی که به عنوان دلیل تقدس افراد برگزیده شده اند آیا مثل این مورد شفابخش بوده اند؟ در معجزه های دیگر چه امراضی شفا یافته اند؟ آیا در گذشته نیز مثل این مورد برای اتخاذ یک چنین تصمیم هایی از سوی واتیکان علم پزشکی دخالت و تاثیر داشته است؟ شواهد و اظهار نظرهای پزشکان در آن دوران و در پرونده های دیگر چه گفته اند؟


همسویی خارق العاده

پس از گذشت ۲۰ سال و بارها سفر به واتیکان و بررسی اسناد کلیسا من دو کتاب در مورد رابطه پزشکی و مذهب منتشر کرده ام.

در کتاب اول با نام " معجزه های پزشکی" من ۱۴۰۰ مورد معجزه هایی که طی ۴۰۰ سال گذشته از سوی کلیسا برای دادن مقام تقدس به افراد مورد استناد قرار گرفته اند را بررسی کرده ام. تقریبا تمامی این معجزه ها طبیعت شفابخش داشته اند و در اکثر آنها به روزآمدترین دستاوردهای علم پزشکی و اظهار نظرهای پزشکان و دانشوران استناد شده است.

در کتاب دوم با عنوان " قدیسان طبابت" تمام جزییات مربوط به روند اعلام قداست خانم د یوویل که در آغاز این مطلب به آن اشاره کردم نقل می شود و بعد به داستان زندگی قدیسان کوسماس و دیمین می پردازم که دو برابر دو قلو و پزشک بودند و حدود ۳۰۰ سال پیش به شهادت رسیدند.

به نظر می رسد که محبوبیت آنها در آمریکای شمالی امروزه رو به افزایش است. افراد بیمار، کسانی که زیر نظر پزشکان دارو مصرف کرده و تحت معالجه هستند، برای طلب کردن شفای خود به این قدیسان متوسل می شوند.

تحقیقات من در این زمینه نشان می دهد که موارد خارق العاده ای از شهامت در مبارزه با بیماری و حتی شفای کامل اتفاق افتاده است. در عین حال برای من مشخص شد که از منظر تجزیه و تحلیل و اهداف، بین مذهب و پزشکی یک همسویی و موازات قابل توجهی وجود دارد و کلیسا در تصمیم گیری‌های خود برای دادن قداست از به کارگیری علوم ابایی نداشته است.

هر چند هنوز هم من به خدا باور ندارم ولی به معجزه اعتقاد پیدا کرده‌ام، حوادث عجیبی که اتفاق می افتند و از نظر علمی نمی توان به هیچ شکلی آنها را توضیح داد.

همان بیماری که در آغاز این مطلب به او اشاره کردم با وجود دوره ای از ابتلا به سرطان خون پس از ۳۰ سال هنوز زنده است. من قادر نیستم دلیل آن را توضیح دهم ولی مطمئن هستم که خود او دلیلش را می داند.


قداست پاپ ژان پل دوم

    پاپ ژان پل دوم و پاپ ژان بیست و سوم در روز ۲۷ آوریل ۲۰۱۴ رسما به مقام قدیسی خواهند رسید
    دو معجزه به پاپ ژان پل دوم نسبت داده می شود. برای رسیدن به مقام قدیسی حداقل دو مورد معجزه لازم است
    معجزه اول شفای بیماری پارکینسون یک راهبه فرانسوی به نام ماری سیمون پییره نورمان
    معجزه دوم نیز "شفای غیر قابل توضیح" یک زن اهل کاستاریکا از یک بیماری مغزی شدید است که به شفاعت و پادرمیانی پاپ ژان پل دوم نسبت داده می‌شود.

+36
رأی دهید
-28
قابل توجه کاربران محترم:
توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.
به جمع دنبال‌کنندگان ایرانیان انگلستان در فیس‌بوک بپیوندید:
به جمع دنبال‌کنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیس‌بوک بپیوندید:
بی خیال - کرمان - ایران
حیات بزرگترین معجزه الهی است.
جمعه 9 اسفند 1392 - 19:06
کبالت3 - کرج - ایران
اینکه یه دانشمند به معجزه اعتقاد داشته باشه خودش یه معجزس کبلائی.
جمعه 9 اسفند 1392 - 19:20
amonbede - تهران - ایران
والا مداحان ما تو سخنرانی هشون میگن مردم همه ی ادیان میان پیش امامان ما شفا میگیرن یا شما دروغ میگید یا مداحان ما
جمعه 9 اسفند 1392 - 19:53
توفیق - سیاتل - آمریکا
پدیده‌ای که از لحاظ علمی‌ (هنوز) نمی‌شه توجیهش کرد اسمش معجزه نیست، معماست. معجزه یک اصطلاح مذهبی‌ هست و هر معجزه‌ای یک معجزه‌گر می‌خواد که نتیجتاً یعنی‌ خدایی در کار هست که معجزه کرده. شما اگر برگردین به ۵۰۰ سال پیش که مردم هنوز نمیدونستن علت ماه گرفتگی چیه، اون رو معجزه الهی میدونستن. الان اگر یکی‌ این حرف رو بزنه بهش میخندند. پناه بردن به موجود نامرئی، خالق معجزه گر‌، دست پنهان، و خرافاتی از این قبیل فقط جلوی فکر کردن ما رو میگیره. آدم باید عقلش رو به کار بندازه ببینه موضوع چیه. خیلی‌ از پدیده‌ها رو نمی‌شه توجیه کرد اما این به معنی‌ وجود معجزه گر‌ نیست. این فقط نشون میده که ما کم می‌دونیم و باید بیشتر دانش و علم رو پیشرفت بدیم.
جمعه 9 اسفند 1392 - 19:43
باور عمیق - قم - ایران
تعریف معجزه یقینا اینایی نیست که این خانم گفته . معجزه عملی است که دیگران در انجام مشابه آن عاجزند . احتمالا اشتباه ترجمه بوده ..miracle غالبا همینجوری ترجمه میشه .
جمعه 9 اسفند 1392 - 21:45
وکیل دادگستری معلق سیاسی - لندن - انگلستان
توفیق - سیاتل - آمریکا - به فرموده ابن یمین شاعر بلندآواره پارسی، آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند. کمی بیشتر تفکر کردن حداقل امتیازش به اندیشیدن بر خود ساختار مغر انسان است. چنین قابلیتی هرگز اکتسابی نیست و فطریست و بالذات و هر فطرتی محکوم به منشاء و سرچشمه و خالقی است.به تعبیر شیخ اجل برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار.
جمعه 9 اسفند 1392 - 21:53
کیمیا گر - اصفهان - ایران
معجزه کجا بود ؟؟؟هر چیزی تو این دنیا توجیه علمی داره ولی مردم کلا خرافات و معجزه رو بیشتر دوس دارن!!!!!!!!!!!
جمعه 9 اسفند 1392 - 22:24
نرگسس - بلخ - افغانستان
God of gaps یا Dieu bouche-trou خداییست که معجزه می کند. خالیگاهی که انسان قادر به درک آن نیست و نمی تواند توجیه کند، این معجزه است که پر می کند. خود معجزه از عجز گرفته شده، یعنی ناتوانی. مگر غیر از این است؟
جمعه 9 اسفند 1392 - 22:49
hovakhshatare - تهران - ایران
وکیل دادگستری - علت این که شما خیلی از چیزها رو معجزه می‌دونی اینه که علمش رو نداری تا دلایل علمی‌اش رو فهم کنی. استعداد یادگیری‌اش رو هم نداری بنابراین یک برچسب معجزه بهش می‌زنی و خودت رو از زحمت فکر کردن آسوده می‌کنی. یا یه سری خرافات رو که از قدیم اسم معجزه روشون گذاشته‌اند رو بدون چون و چرا می‌پذیری و در صدد تحقیق برنمی‌آیی که چطور یونس 40 روز توی شکم نهنگ زندگی کرده و محمد با الاغ بالدار به آسمون هفتم(!) رفته و آدم و حوا از بهشت روی زمین اومدند و ... حتی واقعیت‌های علمی‌ای که در تمام دنیا پذیرفته شده رو رد می‌کنید که به معجزات‌تون خدشه وارد نشه! اون‌وقت میایی از تفکر کردن حرف می‌زنی؟ لطیفه تعریف نکن لطفا!
شنبه 10 اسفند 1392 - 01:47
Hamid411 - لس آنجلس - آمریکا
هیچ چیز خرق عادت تو این دنیا اتفاق نمی افته، هرچیزی یک دلیل علمی پشتش هست، این داستان معجزه برمیگرده به ضعف علمی انسانها اگر توی دکتر نفهمیدی دلیلش چی بوده، راحت ترین راه (و احتمالا پر منفعت ترین راه) زدن یک مارک معجزه به نادانی خودته و اینکه راحت کنی خودتو!
شنبه 10 اسفند 1392 - 04:56
داد بیداد - قم - ایران
هوخشتره - تهران- ایران ....معجزهٔ واقعی اینه که خدا شما رو از مخلوط دو آب گندیده آفرید و به شما دست و پا و زبان و عقل داد تا زندگی‌ کنی‌ و یه کم با یادش باشی‌ .شما اگه یه روز صبح قبل از طلوع خورشید و به هنگام شفق به خودت زحمت بدی و بیدار بشی خواهی‌ شنید که چطور گنجشک‌ها دست جمعی‌ قبل از به پرواز در آمدن آواز می‌خوانند و از خدا تشکر میکنند.اگر این را درک نکنی‌ پس بدن که از اون گنجشک‌ها کمتری..این رسم مروّت و جوانمردی نباشد که پرندگان تسبیح گوی خدا باشند و تو خاموش خفته باشی‌
شنبه 10 اسفند 1392 - 05:18
dani1317 - لندن - انگلیس
معجزه میتواند باشد و فقط این معجزه مختص خداوند است و بس ان دسته از ادمهایى که دم از علم میزنند و وجود خداوند را إنکار میکنند این خود دلیل بى سوادى انهاست . دوست گرامى که دم از علم میزنى ایا میدانى که این کره اى که تو در ان زندگى میکنى در مقایسه با دیگر خلقت خداوند مانند ماشى است در اقیانوس و تو با این حد و اندازهات که در درون این ماش زندگى میکنى چطور میتوانى راجع به خالقى صحبت کنى که تو و میلیاردها موجود دیگر را فقط در درون کره اى که حتى از ماش هم کوچکتر است قرار داده مقدارى هم به کوچکى و بیسوادى خودت فکر کن
شنبه 10 اسفند 1392 - 07:28
فراوانی - قطر - قطر
بیشتر آدمهای با هوش دانشمند میشوند وگاهی هم یک احمق توشون بور میخوره
شنبه 10 اسفند 1392 - 10:33
وکیل دادگستری معلق سیاسی - لندن - انگلستان
hovakhshatare - تهران - ایران- عجز شما در دریافت مفهوم ومحتوی آنچه را که به تفکر در آن رجوع دادم و این میزان فهم شما از کلام من را در شناخت مخاطب خود بس است و آفتابیست دلیل آفتاب. لیک من باب زینت کلام اضافه کنم همین که شما بر آنید که اهل تفکرید به تنهائی کافیست !!! چرا که یک تنه اعتقادات و تفکرات بزرگانی چون جافظ،سعدی،عطار،خیام،مولانا و شمس،ملاصدرا،دهخدا،پروفسور محمود حسابی،پرورفسور مجید صمیعی و میلونها متفکر دیگر را حریف هستید ! به تعبیر جدید ( بابا تو دیگه کی هستی ) !!!
شنبه 10 اسفند 1392 - 09:59
rasol113 - دزفول - ایران
به به بازم داریم به فیض میرسیم. با نظرات روشنفکرانه ی بعضی دوستان. یا کلاً همه چیزو نفی میکنن و با زبون عقلِ کلی. بقیه رو خرافه پرست میدونن یا اینکه موضوع و. ربط میدن به حکومت و آخوند و مداح و....... این مدت که اینجا بودم بعضیا هم که از . کهکشان های راه شیری و دلیل دور شدن ماه از زمین. تا نوع زاد و ولد باکتری های کف اقیانوس صاحب نظرن. باور کنین گاهی بهتره فقط بخونین....
شنبه 10 اسفند 1392 - 12:01
perser68 - فلوریدا - امریکا
پس اون لطف و رحمت خدای شما درآوردی تو قصه شاه و پریون کجاست به داد این ملت برسه!؟شما که میگین ،خدای شما رحیم و بخشنده؟هر چی‌ من میبینیم،بدبختی و فلاکت نسیب مردم ما شده و یه مشت شپش دارن از این خدای رحمان فیض میبرن!!!‌نقدو و ل کردین و به نسیه چسبیدین((:
شنبه 10 اسفند 1392 - 16:18
Hamid411 - لس آنجلس - آمریکا
rasol113 - دزفول - ایران. خب نظر شما چیه أستاد؟
شنبه 10 اسفند 1392 - 17:52
کبالت3 - کرج - ایران
اصلا تمام معجزات از شق القمر تا سفر فضائی با خر و شکافتن نیل و عصای جادوئیه موسی پاتر و کشتی یوگی و دوستان .ماهی پدر ژپتو و مرده زنده کنی تا خطبه خوانی شتر و همه معجزات توسط 124 هزار پیامبر که همه شونم تو این یه گله جا فرود اومدن درست اما دست بر قضا همین یه گله جا از بقیه جاهایی که از نعمت معجزه محروم بودن عقبترن و بعد اینهمه معجزه هنوز تو گل خرافه و تعصب گیرن و هر روز همدیگر رو تکه پاره میکنن پس حاصل اینهمه معجزه رنگ وا رنگ چی بوده ..هیچ و خیلی کمتر از هیچ البته اینم خودش یه معجزس شایدم امتحان اللهیه و از پس سختی و عذاب حور العین و غلمان و شراب طهور در راهه عجله نکن کبلائی.
شنبه 10 اسفند 1392 - 18:41
راهجو - فریدونکنار - ایران
یاد فیلم نمایش ترومن افتادم که آخرش جیم کری نا امیدانه اون کارگردانه که حکم خداشو داشت رو پس زد و از در رد شد و یا نمایشنامه خدا وشیطان ژان پل سارتر!بسیاری از ما سالهاست که با دیدن ظلم دنیا از رحمت خدا نا امید شدیم ،بسیار گفتیم امیدوار بمونیم شاید فرجی شد اما نه،عمو فرج رفته بود صفا سیتی و دنیا رو گند برداشت و خدا... اگه دنیای دیگری باشه شخصا با خدا حرفها دارم یکیش اینه که خودش میتونست یه روز بنده بشه و رنج زندگی و دنیای نسبی رو درک کنه!
شنبه 10 اسفند 1392 - 19:01
rasol113 - دزفول - ایران
Hamid411 - لس آنجلس - آمریکا. من استاد نیستم داداش ولی هرچی که باشه یه سری مسایل هست. که الان برای اونا توضیحی نداریم ولی به مرور با پیشرفت علم برای اونا. توضیحات منطقی پیدا میشه...ولی یه سری مسایل هم هستند که بشر. هرچی بیشتر در مورد اونا تحقیق وکنکاش کرده به اعجاز بودنشون بیشتر . پی برده،ولی متاسفانه این سایت همش جبهه گیری و جنگ لفظی هست. مثلا همین استاد گفتنه طعنه آمیزه شما..خودتون نظرات و بخونین آخه کدوم . از این دوستان که اینقدر مطمین معجزه رونفی میکنن تحقیقات در این رابطه داشتن؟مشکل ما ایرانیا احساس میکنیم در هر رابطه ای صاحب نظریم. وبرداشت های شخصی مونو درست ترین برداشت میدونیم حتی اگه مستند. وعلمی نباشه همینه که اوضاع مملکتمون اینجوره حاکمان وقت ایرانم خودشونو درست ترین وصاحب نظر ترین انسان های رو زمین میدونن وتو این مورد خاص اکثر ایرانیا مشترک هستن....همیشه اینجور بوده وخواهد ماند.متاسفانه. ترین آدم های روی زمین میدونن.
شنبه 10 اسفند 1392 - 20:11
hovakhshatare - تهران - ایران
وکیل دادگستری - لفظ قلم حرف زدن‌ لزوما شعور رو نتیجه نمی‌دهد. چرا که مرا نیز قدرت تکلم بدین لسان مضحک تواند بود و لکن مرا ترجیح بر آن است تا با لسانی که اقرب به زبان آدمیزاد است سخن برانم تا جمیع مردمان را در استدراک سخنان من دشخواری پیش نیاید! بعدش هم تنها دلیل‌ات برای اثبات عقاید خودت، حرف‌های چند تا شاعر و ادیب و فیزیکدان و .. است؟! اگه به حرف‌های دیگران باشه که فعلا بزرگ‌ترین دانشمند حال حاضر دنیا استیون هاوکینگ بیخدا است، آلبرت آینشتاین هم برخلاف چیزی که سردمداران حکومت اسلامی ایران دوست دارند ادعا کنند کاملا بیخدا بود و این رو می‌تونید با خوندن نظرات و نوشته‌های آینشتاین متوجه بشید. در بین شاعران‌مون هم شاعران بیخدا کم یافته نمی‌شه. مثلا ایرج میرزا و بیت معروف «کو خدا، چیست خدا، کیست خدا / بی‌جهت بحث مکن، نیست خدا». از بین تمام کسانی که نام بردی شاید فقط کمی ملاصدرا قابل اعتنا باشه که سعی کرد با ارائه‌ی نظرات فلسفی به جایی برسه که اون هم نظراتش امروزه کاملا رد شده‌اند. اگه خودت حرفی برای گفتن داری و عقل سالمی برای استدلال کردن منطقی، می‌شنوم.
یکشنبه 11 اسفند 1392 - 04:22
کوروش مهری - یزد - ایران
از اون زمان که بشر توانست وقایع را ثبت کند:. دیگر نه عصا مار شد... نه دریا شکافته شد... نه ماه دو نیم شد... نه فرزندی بدون پدر متولد شد... نه مرده ای زنده شد... نه انسانی در دهان ماهی رفت... نه شتری از دل کوه بیرون آمد... نه آتشی گلستان شد... و نه کسی با خر به فضا رفت...!!!
یکشنبه 11 اسفند 1392 - 16:43
zavareh - رودسر - ایران
جوابش بدون هیچگونه بحثی‌ یک کلام است؛ خیر نمی‌‌تواند.
یکشنبه 11 اسفند 1392 - 18:16
hovakhshatare - تهران - ایران
کوروش مهری - مرسی از نظر جالبت :)
دوشنبه 12 اسفند 1392 - 06:35
کوروش مهری - یزد - ایران
داد بیداد - قم - ایران-کلاس چندمی عمو؟؟؟انسان از آب گندیده آفریده شده!گنجشک ها شکر خدا را میگند!!!توصیه میکنم کتاب منشا انواع داروین رو بخون واسه شروع بد نیست
‌چهارشنبه 14 اسفند 1392 - 18:22
کوروش مهری - یزد - ایران
وکیل دادگستری معلق سیاسی -اینا رو یادت رفت علاوه بر خیام و حافظ:انیشتین-هاوکینگ-داروین که مومن دو آتیشه بودن!!!!!
‌چهارشنبه 14 اسفند 1392 - 18:26
نظر شما چیست؟