هفت دقیقه تا رسیدن به سرزمین فرصت ها! / ایرانی‌ها در سفارت آمریکا در دبی

خبر آنلاین : شاید کسی نداند اولین بار چه کسی عبارات «مهد آزادی» و یا «سرزمین فرصت ها» را برای ایالات متحده به کار برد ولی همین حلوا حلوا کردن ها دهان خیلی ها را شیرین کرده است تا جایی که یکی از آرزوهای دور و غیرقابل دسترسیشان شده چند روز، فقط چند روز تنفس در این سرزمین دور...

همه شان از چند وقت قبل، فرم پر کرده اند و وقت گرفته اند برای سفارت. از بین کشورهای واسط مثل امارات، ترکیه، ارمنستان و غیره، امارات و سفارت آمریکا در دبی را انتخاب کرده اند. امروز، روز رسیدگی به درخواست کسانیست که می خواهند ویزای توریستی سرزمین فرصت ها را بگیرند. توی فرمی که اینترنتی پر کرده اند، از وضع خانوادگیشان، کارشان، تحصیلاتشان، گذشته شان و خلاصه هر چیزی که می شد نوشت و دانست نوشته اند و فرستاده اند برای بررسی و طبق برنامه ی زمان بندی شده ای که بهشان داده شده، الان آمده اند در صفی طولانی جلوی در سفارت آمریکا به انتظار ایستاده اند.

سی چهل نفری توی صف هستند؛ شاید هم بیشتر. به همه شان گفته شده که وقتشان ساعت 9 صبح است و به همه شان هم تذکر داده شده که زودتر از یک ربع به 9 مراجعه نکنند اما کسانی که یک ربع به نه می رسند تقریبا آخرهای صف اند!

و تازه آنجاست که هفت خوان چک و خنثی برای ورود به سفارت و رسیدن به سالن اصلی مصاحبه آغاز می شود.

مرحله اول، که در همان صفِ جلوی در سفارت صورت می گیرد، چک کردن مدارک اولیه است.

پرینت فرم درخواستی که اینترنتی پر کرده ای را نشانشان می دهی و اسمت را که در لیستشان نوشته اند تیک می زنند.

سربازهای دم در، اکثرا هندی و پاکستانی اند و کمتر عربی را می بینی که به این شغل اشتغال داشته باشد. در این مرحله معطلی زیاد نیست. بسته به جایت در صف، از ۲۰ دقیقه تا یک ساعت می ایستی تا دونفر دونفر یا سه‌نفر سه‌نفر راهت بدهند داخل. اولین مرحله بعد از رفتن به داخل، رد شدن از دستگاه کمک بازرسی یا همان ایکس ری است. قبلش باید کیف، کلید، گوشی و خلاصه هر چیز به غیر از مدارک داری را تحویل دهی و خودت و خودت بروی تو. در همان مرحله مدارکت را چک می کنند و اگر داخل مدارک پاکت چسب خورده ای باشد، بیرونت می کنند تا خارج از سفارت آن را باز کنی و دوباره برگردی تو! وقتی از گیت رد می شوی و امن بودنت تضمین می شود، می توانی پا بگذاری به سفارت سرزمین فرصت ها!

حیاطِ سفارت را که پشت سر گذاشتی و از کنار پرچم بزرگ رقصان قرمز و سفید آن سرزمین که رد شدی، می رسی به سالن اصلی. جایی که قرار است همه ی اتفاق ها آن جا بیفتد!

توی صف ایستادن ها دوباره شروع می شود. در مرحله ی اول شماره ای می دهندت که راهنماییت کند برای باجه تحویل مدارک. در باجه ی تحویل مدارک عکس متقاضیان را تحویل می دهی و با اصل تطبیق می دهندشان. بعد دوباره در یک صف طولانی می ایستی تا انگشت نگاری شوی و بعد از انگشت نگاری، معطل می مانی تا نوبتت شود برای مرحله ی نهایی و سختِ مصاحبه!

به غیر از ایرانی، اتباع کشورهای دیگر هم آن روز نوبت دارند اما ایرانی ها بیشترند.از همه قشری در بین متقاضیان پیدا می شود. پیر، جوان، میانسال، محجبه، بی حجاب، پزشک، بازاری، کارمند...چندتا چندتا همدیگر را پیدا می کنند و کنار هم می نشینند و حرف می زنند. از این که چرا می خواهند بروند و چند بار است رفته اند و چطور شد که به فکر رفتن افتاده اند و غیره تا دوسه ساعت معطلیِ همراه با استرس، زودتر و راحت تر بگذرد.

هر متقاضی، باید یک دلیل محکم برای درخواست مهاجرتش داشته باشد. متقاضیان ویزای توریستی هم باالطبع باید دلیل مستدلی داشته باشند که توجیه خوبی باشد برای این درخواست. از همه چیز مهمتر در اخذ ویزای توریستی، این است که مصاحبه کننده را قانع کنی که برمی گردی! باید تمامی انرژی و هم و غمت را بگذاری وسط و از هر چه مدرک و شواهد است استفاده کنی تا مطمئن شوند که قرار نیست بروی و کنگر سرزمین فرصت ها لنگراندازت کند. اکثر متقاضیان کسی را در آن سرزمین دارند که می خواهند بروند ببینندش. یکی بچه اش آنجاست، دیگری خواهرش، آن یکی پسرخاله اش...در هر حال اگر کسی آنجا باشد، توجیهِ رفتن منطقی تر خواهد بود.

شماره ها یکی پس از دیگری اعلام می شوند و صاحب شماره ها، تکی یا دو سه نفره می روند پشت باجه. باجه های مصاحبه بی شباهت به باجه های بانکهای خودمان نیست؛ با این تفاوت که کسانی که پشت باجه هستند کاملا در فضایی دیگرند و اینطرفی ها در اتاقی دیگر. یک شیشه کلفت چند جداره بینشان کشیده شده و تنها راه ارتباطی برای تبادل مدارک، شیار کوچکی است که آن هم در دارد و مصاحبه کننده ها با احتیاط از داخل آن مدارک را برمی دارند! مصاحبه کننده میکروفونی دارد که صدایش از این طرف شنیده می شود وگرنه شیشه ها آن قدر کلفتند که صدای اصلیش هرگز این طرف نمی آید!

مصاحبه شونده ها می روند پشت باجه. شماره شان را تحویل می دهند و مامور سفارت توی کامپیوترش شماره پرونده شان را می زند و هر چه از آنها می داند می آید جلوی چشمش. مصاحبه کننده ها به زبان فارسی مسلطند. با لهجه ی غلیظ آمریکایی فارسی صحبت می کنند و از هر کس، بنا بر شرایطی که دارد سوالاتی می پرسند. از یکی می پرسند که چرا می خواهد برود؟ از دیگری می پرسند اقوامت آنجا چه می کنند و دقیقا کجا زندگی می کنند؟ از کارشان می پرسد و درسی که می خوانند. از کشورهایی که سفر کرده اند و انگیزه شان از سفرهای قبلی! خلاصه گپ و گفت دوستانه چند دقیقه ای طول می کشد تا مصاحبه کننده به جمع بندی برسد. خیلی ها می گویند نتیجه از قبل معلوم است و این مصاحبه ی فرمالیته، تاثیر چندانی در دادن ویزا ندارد. خیلی ها هم معتقدند که کارمندان مصاحبه کننده ی سفارت، یک پا روانشناسند برای خودشان و تا لب باز می کنی، می فهمند دروغ می گویی یا راست!

استرس در چهره کسانی که شماره شان اعلام می شود و می روند برای مصاحبه به وضوح دیده می شود؛ حتی آنهایی که چندباری رفته اند و این شرایط را چند بار تجربه کرده اند و یا کسانی که رفتن و نرفتن تفاوت چندانی برایشان ندارد هم از این قاعده مستثنی نیستند.

لازم نیست برگه سبز یا زرد را در دستشان ببینی؛ کاملا از چهره از مصاحبه برگشته ها معلوم است که شیرهستند یا روباه! آنها که سرشان پایین است و غمگین، اکثرا ریجکت شده ها هستند و آنها که برای بقیه دست تکان می دهند موفق شده ها!

کسانی که جواز رفتن را به طور قطعی گرفته اند، یک برگه ی سبز دستشان است و همان موقع، پاسپورت هایشان را تحویل داده اند. گروهی دیگر که برگه ی زرد در دست دارند، در مصاحبه مشکلی نداشتند و باید صبر کنند تا پروسه «کلیرنس» انجام شود. این افراد باید از دو هفته بعد از مصاحبه تا دوماه به سایتی که بهشان معرفی شده رجوع کنند تا ببینند نتیجه چیست. گروهی هم هستند که نتوانسته اند مصاحبه کننده را قانع کنند و بهشان گفته شده که فعلا شرایط لازم برای گرفتن جواز سفر را ندارند. با یک نگاه کلی هم می شود فهمید چه کسانی شانسشان بیشتر است و چه کسانی کمتر. مثلا پدر و مادری که با جوانشان آمده اند به خاطر خطرِ ماندن جوان در سرزمین فرصت ها ریجکت می شوند اما مادرهای پیری که بقیه ی بچه هایشان و همسرشان اینجا هستند و خودشان می خواهند بروند یکی از بچه هایشان را ببینند، راحت پذیرفته می شوند.

یکی از ناراحت کننده ترین صحنه ها بعد از پذیرفته نشدن، صحنه ی اصرار و بعضا التماس به مصاحبه کننده هاست. کسانی که مدارکشان نتوانسته سفارت را متقاعد کند، آخرین شانسشان را امتحان می کنند و به همه چیز توسل می جویند تا رضایت بدست آورند اما تجربه نشان داده که این اقدام جواب نمی دهد و وقت تلف کردنی بیش نیست.

سرانجام، سرنوشت متقاضیان و سفرشان با سه ساعتِ تمام بالا و پایین و چک و خنثی و هفت هشت دقیقه مکالمه و مصاحبه، که به خاطرش مجبور شدند سفری نسبتا پرهزینه را به یک کشور دیگر داشته باشند تعیین می شود و مجوز داده شده ها می روند تا ببینند سرزمینی که به آن سفر می کنند همان سرزمین رویاهایشان هست یا نه؟!

+55
رأی دهید
-14

siliconvalley - مالمو - سوئد
بنده سوئد هستم و وقتی‌ رفتم مصاحبه ۱۰ دقیقه مصاحبه من طول کشید و آفیسر به خودش اجازه داد حتی از خصوصی‌ترین مسائل من هم سوال کنه!! تازه من اقامت سنگاپور داشتم و همه می‌گفتن مثل آب خوردن اقامت سوئد رو میگیری. ولی‌ در همون روز یک پاکستانی‌ کنار من بود اومد خیلی‌ با خنده و گفتن خندیدن و بهش گفتن ویزات ۲ روز دیگه آمادس بیا بگیر! ولی‌ ویزای من ۶ ماه طول کشید!!!!!!!!! این احمق‌ها ۲۰-۳۰ سال دیگه نتیجه حماقت خود را خواهند دید ، اینها به زودی فرق مسلمون متعصب عربستان ، پاکستان و دزدها یه هندیو با مسلمون ایران خواهند فهمید. ایرانی‌ مسلمون هم باشه پاش به آمریکا نرسیده مسلمونی که یادش میره هیچ ، زبون مادریشم فراموش میکنه ، ولی‌ یه عرب عربستان تا آخر عمر آمریکایی رو کافر میدونه و حاضره هر کاری کنه تا از بین ببرتشون. این کله زردهای اروپایی‌ با اون همبرگر خورهای آمریکایی‌ یه روزی نتیجه حماقت خود رو می‌بینن.
شنبه 7 دي 1392 - 18:44
تورج - لندن - انگلیس
ایرانی خفت و خاری در خونشه...... و گرنه سرفرازی که شاه ایران برای مردمش به ارمغان آورد بسیار بالاتر از لیاقتشان بود.
شنبه 7 دي 1392 - 18:58
مخمل خان - وین - اتریش
بوی کباب میاد ولی دارن خر داغ می کنن . انشالله قسمت همه شه برن تا این بت بشکنه ، بتی که بعضی ها با خالی بندیهاشون از اونجا ساختن .
شنبه 7 دي 1392 - 20:11
motalleb - یوتبوری - سوئد
siliconvalley - مالمو - سوئد. با سلام من نمیگویم که ایرانی بد است یا خوب ولی همه جور داریم ای کاش به خاطر احترام به هم وطن و یا خودمان هم شده به بقیه انسان ها احترام قائل باشیم .با احترام به دیگران چیزی را از دست نمیدهیم بلکه ارج وقرب ایرانی را افزایش میدهیم .این اولین آموزش ما از جامعه سوئد میباشد جهت اطلاع شما که ساکن سوئد هستین.
شنبه 7 دي 1392 - 20:46
senator x - تهران - ایران
حقیقت این است که من میگویم. من چندسال آمریکا زندگی کردم.اگر دانشجوئی با استعداد باشی و دردوران تحصیلی بفکر درس و تحصیل ات باشی,بعداز اخذ لیسانس کار خوب پیدا میکنی وزندگی راحتری از ایران داری. اگر سرمایه گذاری اول باید انگلیسی را راحت صحبت کنی دوم(بیزنس)آمریکارا بشناسی. رقابت کاری در آمریکا بسیار زیاد هست و در اینکار نباید بکسی اعتماد کنی,مخصوصا بایرانی.
شنبه 7 دي 1392 - 20:56
داماهی - بندرعباس - ایران
زمان شاه هرایرانی که اراده میکرد آمریکا بود آنهم باچه عزت واحترامی من خودم دوباررفتم از آب خوردن راحتتربود آخوندها چه به روز این مردم آوردند البته لیاقتمون بیشتراز این نیست چون ناسپاسی کردیم قدر شاه راندونستیم.
شنبه 7 دي 1392 - 20:44
siliconvalley - مالمو - سوئد
تورج - لندن - انگلیس / مخمل خان - وین - اتریش با هر ۲ شما موافقم ۱۰۰۰۰% هر کی‌ دوست داره فحش بده هر چی‌ دوست داره بگه ولی‌ ایرانی‌ لیاقتش اینه که تو سری بوخوره ،آره منم پناهنده هستم هر چی‌ شما میگی‌ ، من وطن فروشم ..... خودتو بکشی ایرانی‌ لیاقته سر بلندی و غرور نداره باید زد تو سرش. و در ضمن ایشالا قسمت شه تمام ایرانیا بیان ببینن تا بفهمن توفکو فامیلاشون چقدر خالی‌ بستن !
شنبه 7 دي 1392 - 21:09
compatriot - تورنتو - کانادا
آواز دهل از دور خوش سته! یکی‌ از گدا‌ترین کشورهای دنیا که مردم مثل کارخانه کار میکنند که از پس مخارجشون بر بیان! قربون ایران و فرهنگ ایرانی‌ برم که همیشه و همه‌‌جا سخاوتمند و دست و دلبازن تا جائیکه در توانشان بوده یا قدرتش را داشته اند! بعد از ۳۰ و اندی سال که توی کشورهای مختلف زندگی‌ کردم می‌تونم بگم که هیچی‌ ایران زمان شاه نمیشه! روحش شاد. واقعا مردم قدر نشناسی بودند این پدران ما!
شنبه 7 دي 1392 - 21:37
kolah-ghermezi - ونکوور - کانادا
تورج - لندن - انگلیس,,بابا جون اون مادرت ،من پیشمرگ مادرت که قسمت میدم،،یکم تاریخ بخونی بد نیست،،حداقل به کلیپ‌های شاه در یوتیوب یه نگاه عمیق بندازی مطلب رو بگیری میفهمی‌‌که بابا همون جای که هستی‌ دولتش ما رو به این روز انداخت،،برو یه نگاه به کلیپ مصاحبهٔ شاه با گزارشگر بی‌بی‌سی بنداز همه چی‌ میاد دستت،،شاه دلسوز بود،،وطن پرست بود، مثل یه پدر برای ایران بود،،شکّی درش نیست،،ولی‌ ریشه‌اش تو آب بود نه تو خاک. ملت مثل یه بچهٔ خام،،خمینی هم یه قول سر خرمن داد به همونجایی که هستی‌ و آمریکا که بهتر از شاه براشون عمل میکنه،،،تو این بازی شطرنج انگلیس برگ برنده اش بیشتر از اون یکی‌ هستش،،
شنبه 7 دي 1392 - 21:37
paksan - آمریکا - آمریکا
نود درصد ایرانی هایی که تو اروپا هستند فقط بخاطر پول مفت بی کاری و پولهای خدمات اجتماعیش اونجا آویزون هستند ولی تو آمریکا همه متخصص و اهل کار و فعالیت هستنددر اروپا نهایت ایرانی ها یا کافه دارن یا پیتزا فروشی و اکثر کسایی هم که برای ویزای توریستی اقدام می کنند به کشور برنمی گردن و خودشون رو یا به سیاسی و تحت شکنجه بودن می زنند یا دوجنسه ای یا بهایی بودن یا محبور به زندگی با مردی که دلشون نمی خواد و از این بهانه ها و بعد یه وام دانشجویی میگرن و میشن دانشجو و دیگه همه چیز رو قایم می کنند و ژست دانشجوی دندانپزشکی و...میگیرن
شنبه 7 دي 1392 - 22:07
paksan - آمریکا - آمریکا
هرکسی که توی قسمت مترحمی برای دادگاههای انگلیس کار کرده باشه می بینه که چه افتضاحیه و همین که برگه اقامت موقتشون دائم بشه اولین کاری که می کنند بلیط می گیرن برای ترکیه و بعد ایران؟! فلاکت زندگی در اروپا فقط بخاطر زرق و برق و استفاده از پول ناچیز بی کاریش و سیاه کار کردن شبانه. در آمریکا این خبرا نیست هرکسی که کار کنه زندگیش رو می تونه بسازه وگرنه اینجا جای تنبلی نیست و مردم آمریکا به کسی پولی نمی دن .هیچ فرقی هم نمیکنه کجایی باشی و اینطور نیست که با پاکستانی بهترباشند و با ایرانی بد همشون خارجی هستند و از جاهای مختلف و آمریکایی وجود نداره که بگی برضد شماست و اگر کسی هم کاری میکنه حتماً از نژادی است که با شما مشکل داره و نمیشه گفت آمریکایها با ما مشکل دارند
شنبه 7 دي 1392 - 22:09
marg bar doshman - لندن - انگلستان
امریکا کشور قتل و غارت کشت کشتار و تفنگ ما این سرزمین فرصتها رو نمی خواهیم مفته چنگشون
شنبه 7 دي 1392 - 22:18
aadubai - دبی - دبی
من فوریه ۲۰۱۲ برا ویزا ترنسفر بین کمپانی اپرو شدم ۱۱ ماه هست که رزی ۱۰ بر سایت چک می‌کنم هیچ خبری نیست معلم هم نیست که چه قداً دیگا زمان ببرا فقط چون ایرانی‌ هستم
شنبه 7 دي 1392 - 22:23
sorosh azadi - ایران - تهران
درود، siliconvalley - مالمو - سوئد، دوست عزیز کاملا با حرف شما موافق هستم. من هم برای سفری کاری به نمایندگی یکی از شرکتهای خیلی معروف در نروژ دعوت شده بودم. درست در همین روز جلسه ای برای انتخاب Graduate Career که از بین بهترین دانش آموختگان دانشگاه های نروژ و اسکاندیناوی برای شغل های تاپ گزینش می کردند. از قضا پایان این گزینش یکی از مدیران نظر من را هم جویا شد. جالب اینجاست که در بین 12 دانشجو 3 ایرانی نیز حظور داشتند، اما در لیست نهایی قبولی 2 دانشجوی پاکستانی و یک نروژی از بین این 12 نفر بود!! وقتی پرسیدم چرا هیچکدام از دانشجویان ایرانی انتخاب نشدند، پاسخ حفظ مسایل امنیتی بود، چرا که ایرانی را تهدیدی برای شرکت و تکنولوژی مورد استفاده می دانستند! من هم در پاسخ گفتم: روزی را می بینم که در همین راهروهای شرکت همین پاکستانی ها نماز جماعت برپا می کنند و شما مجبور خواهید بود یک مسجد پس از آن بنا کنید و در نهایت نسل بعد باید توسط همین کارشناسان اسلامی تست معارف بدهند برای استخدام. اما دریغ و افسوس که کشورهای اسکاندیناوی در بد مخمصه ای گرفتار شدند. اسلامیزاسیون به سبک پاکستانی!
شنبه 7 دي 1392 - 22:37
رزم جو - لوس انجلس - امریکا
هر کجای دنیا باشی زرنگ نباشی کلات پس معرکه است چه ایران باشه چه امریکا. ما مگه کم سرمایه دار تو ایران داریم. سرمایه دارهایی تو ایران هستند که از خیلی از من و شما که 10 یا 20 سال بیرون ازایران هستیم مایه دار تر هستند.
شنبه 7 دي 1392 - 22:42
اصفهان زیبا - اصفهان - ایران
برو بابا مگه چه خبره 1000 جای بهتر از امریکا هست
شنبه 7 دي 1392 - 23:04
Boogie Nights - لندن - انگلیس
siliconvalley - مالمو - سوئد. نتیجه این حماقتشون رو همین الان دارن میبینن،منتهی هنوز حالیشون نشده.توی انگلیس پر شده از این پاکستانیهای بوگندو و متعصب که به سبک صدر اسلام زندگی و فکر میکنن.چند هفته پیش راه افتاده بودن تظاهرات تو شرق لندن که قوانین شریعت اسلام برای همه! اجرا بشه و فروش مشروب تو کل انگلیس باید ممنوع شه! این جانورها راحت میان میرن و از پاکستان زن میگیرن و اینجا زاد و ولد میکنن و کاملا منزوی و به دور از بقیه زندگی میکنن.اونوقت ایرانیها که هزار سال فرهنگشون متمدنتر از اینهاست باید از هفت خان رستم رد شن! درسته که تو ایرانیهای مهاجر اروپا هم قشر لات و لوت و دزد و فرهنگ پایین هست اما لااقل بیشترشون متمدن و امروزی زندگی میکنن و هیچ وابستگی به فرهنگ جاهلانه و مذهبی مثل پاکستانی و هندی و سومالی و سودانی ندارن! ایرانیها از بهترین قوم برای integration تو غرب هستن.
شنبه 7 دي 1392 - 23:24
آدم معمولي - آرمان شهر- - ایران
لجن به عزت و افتخاری که در گرفتن ویزای آمریکا باشه. به درک که غربیا شعور ندارن فرهنگ اصیل رو از توحش تشخیص بدن. اتفاقا بهترین مهاجران برای کشورای غربی همین پاکستانی ها و اعراب هستند. متاسفم برای اون بدبختی که با التماس و تو سری و خفت ویزا گرفته و عقده ای شده و بعد با کمال حماقت به ایرانی توهین میکنه.
یکشنبه 8 دي 1392 - 00:37
123459 - تهران - ایران
امریکا امنیت نداره تو 11 سپتامبر در خونهای ایرانیا را میزدن درا باز میکردی تا جا داشتی میزدنت .زرنگا هم تو ایران باسه یه سری ادم خوب زرنگبازی در میارن پاشون که میرسه اینجاها بزدل میشن .در کل از ایران خیلی سرتره کسی میخواد بره شک نکنه بهترین تصمیم را گرفته
یکشنبه 8 دي 1392 - 01:26
تورج - لندن - انگلیس
kolah-ghermezi - ونکوور - کانادا / دوست عزیز احتیاجی به قسم نیست کمی بیشتر از یکم هم تاریخ و مستندات را خواندم بله کاملا قبول دارم / انگلیس طراح اصلی این مصیبت ایران بوده... ولــــــــــــــــی ابزار و اهرم اصلیش بی لیاقتی /خامی / نداشتن سواد و آگاهی سیاسی مردم ایران بود.... حتی همین کامنت های جماعت خارج نشین را بخوان!! همه در غربت بیگانه ایم با این وجود جماعت اشفته ای داریم.. یارو داره 14 تا 16 ساعت تو آمریکا سگ دو میزنه که....... وبهش فشار میاد انوقت اومده از اونجای هموطن خودش در اروپا میخوره چون تو امریکا از بس چشم و هم چشمی کردن بابام شوهرم پسرم... سرهنگ وکیل دکتر اوستور بود دیگه خسته شدن و حالا از ایرانیان اروپا فشار بهشون میاد.....
یکشنبه 8 دي 1392 - 02:53
telesm - لس آنجلس - ایالات متحده
مخمل خان - وین - اتریش. با‌هات موافقم. آقا نیاین اینجا هیچ خبری نیست. اینجا فقط داغ میذارن والا بخدا.
یکشنبه 8 دي 1392 - 07:13
Amirbenz - لس آنجلس - آمریکا
paksan - آمریکا - آمریکا:. نه عزیز خوب بودن امریکا رو برای همه ربط نده. اتفاقاً برعکس امریکا واسه سرمایه دارهای مفت خوری مثل تو و امثال تو خوبه که با حداقل حقوق پرداختی به کارمند در سرزمین برده داری مدرن نهایت سود رو به جیب زده و شکمشون رو گنده و گنده تر کنند و به ریش ادمهای زحمتکشی مثل بنده بخندن. ضمناً هیچ حمایت دولتی پشت سر کارمند زحمتکش نباشه و جنابعالی پولدار مفت خور همه جوری بتونی بتازی و هیچ کس جلودارت نباشه صرفاً بواسطه سرمایه ای که وارد این مملکت کردی!!!. بله مفت خور شمایی دوست گرامی چون اگر در اروپا زندگی میکردی نمیتونستی تکی مفت خوری کنی و مجبور بودی مالیات قابل توجهی بپردازدی تا دولت بتونه برای همه کس بشکل یکسان رفاه ایجاد کنه. نه مثل امریکا که تازه همون اندک مالیات (زورگیری) که بجای شما از قشر زحمتکش این جامعه کسر میشه صرف تقویت گنبد اهنین در اسراییل بشه و غیره.
یکشنبه 8 دي 1392 - 07:51
dorood bar shah - نمور - بلژیک
siliconvalley - مالمو - سوئد. درست میگی داداش
یکشنبه 8 دي 1392 - 10:56
تانوکارا - اوزاکا - ژاپن
یک ایرانی مقابل سفارت آمریکا در حالی تو نوبت ایستاده بود که یک تی شرت با طرح پرچم آمریکا تنش کرده بود، شاید فکر می کرد که اینطوری حتماً بهش ویزا می دن! آخه به چه قیمتی؟! یک عده ای برای ویزا گرفتن تن به همه حقارتی می دن اونوقت آبروی سایر ایرانی هم می ره! مردم دنیا همه رو به یک چشم می بینن متاسفانه!ا
یکشنبه 8 دي 1392 - 11:24
نظر شما چیست؟