کشف جنایت ساختمان نیمه کاره

کشف جسد بهزاد در بیابان‌های حسن‌آباد و اعترافات قاتل پرده از راز جنایت ساختمان نیمه کاره برداشت.

به گزارش خبرگزاری فارس، روز پانزدهم مرداد امسال خانواده‌ای با مراجعه به کلانتری کیانشهر به مأموران اعلام کردند که یکی از اعضای خانواده آنها به نام بهزاد (35 ساله) از خانه خارج و دیگر به منزل مراجعه نداشته است.

کشف جسد در منطقه حسن آباد

همزمان با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدانی در اداره یازدهم، کشف جسدی ناشناس به کلانتری 176 حسن آباد اعلام شد؛ مشخصات جسد جهت شناسایی در سیستم جامع پلیس آگاهی ثبت و با توجه به اعلام نظریه پزشکی قانونی مبنی بر مشکوک بودن فوت، پرونده جداگانه‌ای با موضوع فوت مشکوک در اداره دهم پلیس آگاهی تشکیل شد.

در ادامه رسیدگی به پرونده فوت مشکوک و به منظور شناسایی هویت جسد، کارآگاهان اداره دهم به بررسی پرونده‌های فقدانی پرداخته و نهایتا موفق به شناسایی هویت جسد بهزاد شدند.

اظهارات خانواده بهزاد

خانواده بهزاد پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی، در اظهارات خود به کارآگاهان عنوان داشتند: در ساعت 8:30 پانزدهم مرداد شخص ناشناسی با تلفن همراه بهروز تماس گرفت و آدرس محلی را در خیابان سیامک واقع در منطقه کیانشهر به وی داد تا او برای انجام کار کاشی کاری به آنجا مراجعه کند؛ بهزاد نیز پس از گرفتن نشانی ساختمان از خانه خارج شد و پس از آن دیگر پاسخگوی تماس‌های ما نشد تا اینکه تصمیم گرفتیم موضوع را به پلیس اطلاع دهیم.

کشف خودرو در خیابان سیامک

با توجه به اظهارات خانواده بهزاد، کاراگاهان اداره دهم با مراجعه به خیابان سیامک به تحقیق از محل پرداخته و موفق به شناسایی خودرو متعلق به بهزاد شدند که در کنار ساختمانی نیمکه کاره پارک شده بود.

با توجه به اظهارات خانواده بهزاد مبنی بر اینکه وی برای تنظیم قرارداد کاری در خصوص انجام کاشی کاری از خانه خارج شده، کارآگاهان به داخل ساختمان نیمه کاره مراجعه و در بررسی محل اطلاع پیدا کردند که چند ماهی است که کار ساختمان سازی در آنجا متوقف شده است.

شناسایی و دستگیری قاتل

کارآگاهان اداره دهم با توجه به محل کشف خودرو مقتول به تحقیقات از اهالی پرداخته و سرانجام موفق به شناسایی یکی از اهالی محل شدند که یک دستگاه خودرو پراید را در روز فقدان بهزاد، هنگام خروج از داخل ساختمان نیمه کاره مشاهده کرده بود.

این شخص در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساختمان نیمه کاره متعلق به یکی از بستگان ما است که چندی پیش از من خواهش کرده بود که مراقب باشم تا کسی اقدام به سرقت از داخل ساختمان وی نکند و من نیز هرچند وقت یکبار به ساختمان مراجعه و محل را بازدید می‌کردم.

وی ادامه داد: پانزدهم مرداد در مسیر بازگشت از محل کار خود بودم که یک دستگاه پراید را مشاهده کردم که در حال خروج از ساختمان بود! به تصور اینکه راننده پراید اقدام به سرقت از داخل ساختمان کرده قصد داشتم تا او را متوقف کنم اما ماشین قبل از رسیدن من به مقابل ساختمان از محل دور شد و من در آن لحظه توانستم تا شماره پلاک آنرا یادداشت کنم.

این شخص افزود: پس از رفتن ماشین بلافاصله به داخل ساختمان رفته و به بررسی مصالح و تجهیزات ساختمانی داخل آن پرداختم؛ با وجود آنکه آثار کشیده شدن بر روی زمین وجود نداشت، اما سرقتی انجام نشده بود!! و من نیز به همین علت موضوع را به صاحب ساختمان اطلاع ندادم.

با توجه به اطلاعات جدید بدست آمده، کارآگاهان اقدام به شناسایی صاحب خودرو پراید کرده و با شناسایی محل سکونت این شخص در منطقه کیانشهر، وی را در ساعت 19 هجدهم آبانماه دستگیر و جهت انجام تحقیقات به اداره دهم منتقل کردند.

متهم به نام حسن.ب (34 ساله) پس از حضور در اداره دهم و با وجود انکار اولیه جنایت، به ناچار لب به اعتراف گشود و در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: پس از ورود مقتول به داخل ساختمان، وی را به بهانه بازدید و انجام متراژ به طبقه بالای ساختمان بردم؛ زمانیکه در حال اندازه گیری قسمت‌های داخل آشپزخانه بود، رشته‌ای پلاستیکی را که همراه خود داشتم به گردنش انداخته و او را خفه کردم؛ جسد را به صندوق عقب پراید منتقل، بلافاصله از ساختمان خارج، جنازه را به بیابان‌های منطقه حسن آباد منتقل و در آنجا رها کردم.

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهم جهت انجام تحقیقات و مشخص شدن انگیزه جنایت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

+13
رأی دهید
-2

آزاده هبوط - ملبورن - استرالیا
به چه دلیل اخه ...... مردک روانی
‌چهارشنبه 20 آذر 1392 - 11:23
siavash2111 - ویسبادن - آلمان
واقعا خنده داره . خیلی راحت یه تیکه طناب میندازن دوره گردن طرف و خفش میکنند چقدر جون آدما مفت شده
‌چهارشنبه 20 آذر 1392 - 13:30
نظر شما چیست؟