مهدی رستمپور - خبرنگار و مفسر ورزشی تابستان ۱۳۶۹ برنامههای ایران برای صعود به المپیک بارسلون آغاز شد. فریدون عسگرزاده سرمربیگری تیم امید را به عهده گرفت. او پنج سال پیشتر در جام فجر، سرمربی تیم ملی بود.
او سابقه دستیاری حسن حبیبی را در مقدماتی المپیک مسکو داشت. سرمربی موفق سپیدرود رشت بود و هما. او پس از جدایی از تیم ملی امید، مربی باشگاه تازه تاسیس کشاورز تهران شد.
اردشیر لارودی که بیشتر به عنوان روزنامه نگار شناخته میشود اما سوابق مربیگری دارد همراه با احمد خداداد دستیاران عسگرزاده بودند. رودی گنتروف آلمانی هم مدتی به عنوان مشاور، ناظر تمرینها بود.
زمستان ۶۸ وقتی عسگرزاده تیم امید را هدایت میکرد و با این تیم مقابل تورنووا از بلغارستان قرار گرفت، به علی دایی مهاجم بیست ساله باشگاه دسته دومی تاکسیرانی تهران هم یک نیمه فرصت داد تا جای امیرفرهاد یعقوبی یه زمین بیاید.
در مسیر راهیابی به المپیک ابتدا ۳۸ تهرانی دعوت شدند با هفتهای چهار روز تمرین در ورزشگاه راه آهن اکباتان. غفور هاشمی در کیهان ورزشی نوشت: "اغلب بازیکنان به خاطر حضور در باشگاه، در تمرینات امید شرکت نکردند. بعضی روزها فقط هشت تا ۱۰ نفر آمدند."
تمرین بازیکنان شهرستانی جدا برگزار شد. ۲۲ بازیکن شهرستانی به تهران آمدند و پس از یک هفته تمرین به شهرهای خود برگشتند. وضعیتی که به نظر نمیرسید پایانش به المپیک ختم شود.
تیمهای آسیایی به شش گروه تقسیم شدند تا صدرنشینان راهی دور بعدی شوند. گروه نخست از بقیه سختتر به نظر میآمد؛ گروهی با حضور ایران، امارات، قطر، یمن و پاکستان.
فوتبال المپیک تا قبل از بارسلون مختص بازیکنان غیرحرفهای بود، اما از این المپیک برای اولین بار رده سنی امید اعمال شد. مسابقات مقدماتی را با حضور بازیکنان زیر ۲۱ سال برگزار کردند تا در حین برگزاری المپیک، بیشتر از ۲۳ سال نداشته نباشند.
رده سنی جدید، دردسرهای تازهای هم در پی داشت. فدراسیون فوتبال، نیروهای مسلح، تیم دانشجویان و کمیته ملی المپیک برای حمایت از تیم امید باید هماهنگ میشدند. ماموریتی بسیار سخت که هنوز هم کاملا رخ نداده.
بهزاد داداشزاده و خداداد عزیزیفریدون عسگرزاده جای خودش را به حسن حبیبی داد تا هشت سال پس از تجربه موفق در سنگاپور و راهیابی به المپیک مسکو، نسل دیگری را به المپیک برساند. او تعدادی از بازیکنان تیم ملی نیروهای مسلح را که خود سرمربیاش بود، به تیم امید دعوت کرد. آن سال آرارات، تیم ملی نیروهای مسلح و تیم ملی امید، سه تیمی بودند که حبیبی هدایت میکرد.
حبیبی به اتفاق دستیارانش ذوالفقارنسب و صالحنیا (بدنساز) با مشکل تدارکات و پشتیبانی مواجه بودند. کیهان ورزشی نوشت: "تیم امید قرار است به تورنمنت تاجیکستان اعزام شود اما هنوز سفر قطعی نیست و هیچکاری انجام نشده."
با پایان دهه ۶۰، ساختار فوتبال ایران تغییر کرده و پول وارد باشگاهها شده بود. امید به صعود تیم امید، به جوانان مستعدی بسته شده بود که رخنمایی در فوتبال ایران را آغاز کرده بودند. خداداد عزیزی که با لباس ابومسلم مقابل پرسپولیس درخشیده و یک پنالتی را هم در برابر سعید عزیزیان هدر داد، محبوبترین بازیکن امیدها بود.
بهزاد داداشزاده هافبک جوان و شمالی پرسپولیس، جواد منافی که اگر سه سال بعد تصادف نمیکرد میتوانست بهترین مدافع چپ تاریخ فوتبال ایران باشد، حسین خطیبی کشف واسیلی گوجا در تراکتورسازی به اتفاق ژورس قازاریان که با خود حسن حبیبی از آرارات و تیم ملی نیروهای مسلح به تیم امید آمد نیز حضور داشتند.
علیرضا دلیخون سرباز نیروی زمینی که دروازهبان بود، رضا شاهرودی از جوانان کشاورز، یحیی گل محمدی مدافع باشگاه پورا و افشین پیروانی از برق شیراز هم تعدادی از امیدها بودند.
عبدالرضا ملاحزاده کاپیتان تیمهای ملی نوجوانان و جوانان از بوشهر، امیرفرهاد یعقوبی، اسماعیل قویدل، علیرضا پورمند، امید عرضپیما، عارف محمدوند، رضا رضایی منش و میرشاد ماجدی نیز بازیکنان این تیم پرمهره بودند که جای خالی حتی برای علی دایی هم نداشت. او در اولین غربال حسن حبیبی حذف شد.
مهر ۷۰ تیم المپیک ایران در ورزشگاه شیرودی و رقابتی تدارکاتی توانست ضمن ارائه نمایشی مطلوب، با دو گل امیرفرهاد یعقوبی و خداداد عزیزی گراس هاپرز سوییس را شکست دهد.
اما تیم امید غیر از رقبای خارجی، مانع بزرگی در داخل کشور بر سر راهش میدید. معضل سربازی، بزرگترین حریف تیم ایران بود. طوری که تعداد بازیکنان برای اعزام به قطر در اولین بازی از مرحله مقدماتی، به ۱۶ نفر هم نرسید. رقابتی که کسب تساوی در آن هم میتوانست در پایان بازیهای این مرحله، صعود ایران را رقم بزند.
تیم امید در غیاب هشت بازیکن مشمول، به قطر ۲-۰ باخت. داریوش مصطفوی دبیر فدراسیون هم از توطئه برای ناکامی تیم امید خبر داد. اختلاف او با علی پروین سرمربی بزرگسالان، از بازیهای آسیایی پکن باقی بود و حاشیههایش به تیم شکننده امید هم آسیب میزد.
بازی بعدی با امارات در ورزشگاه آزادی،۵۰ هزار تماشاگر داشت. پسران حبیبی به دو گل رسیدند. دو گلی که با تزلزل در دفاع، هدر رفت تا بازی ۲-۲ شود. بازی سوم هم در یمن بود که مساوی شد. سه بازی و فقط دو امتیاز.
حالا تیم امید باید هر پنج بازی بعدی را میبرد و دل به توقف قطر میبست. در بازی با پاکستان در ورزشگاه آزادی برای نخستین بار کنار زمین، جای نیمکت، مبل گذاشته بودند. خداداد عزیزی در ترکیب اصلی نبود. اندک تماشاگرانی حاضر در استادیوم، خداداد مبل نشین را صدا میزدند.
ایران ۵-۰ مقابل شاگردان محمد نعیم برنده شد. ششم مهر نیز خطیبی و ماجدی برتری ۲-۰ مقابل قطر را رقم زدند. یک روز قبل در همین ورزشگاه، تیم ملی ایران ۲-۱ الجزایر را در بازی رفت از جام بین قارهای شکست داده بود.
دوازدهم مهر گل زودهنگام بهزاد داداشزاده مقابل امارات و برتری در خانه حریف را مردم در پخش تلویزیونی موسوم به "نیمه زنده" به تماشا نشستند.
امیدها در بازی برگشت، یمن را بردند. دو روز بعد از قهرمانی پرسپولیس در جام برندگان جام آسیا، پاکستان هم در لاهور با شش گل به ایران باخت اما سرانجام این قطر بود که با ۱۳ امتیاز راهی دور بعد شد.
ایران با ۱۲ امتیاز در رده دوم قرار گرفت. تفاضل گل ایران بهتر بود. یعنی از برتری بر یمن در بازی رفت، حفظ برتری مقابل امارات در ورزشگاه آزادی یا نباختن به قطر در دوحه، هرکدام اتفاق میافتاد باعث صعود ایران و حذف قطر میشد.
با شکست و حذف تیم ملی امید، کشمکشهای جنبی در فدراسیون هم به پایان رسید. داریوش مصطفوی از پست دبیری فدراسیون کنار رفت و حسن امینبخش جای او را گرفت.