قهرمانان دقیقه ۹۰ : ثوابی که کباب شد

 همان‌طور که می‌دانید آفرینش همه موجودات به‌گونه‌ای است که هنگام بروز خطر برای همنوع خود به کمک او می‌شتابند؛ بخصوص زمانی که پای مرگ و زندگی در میان باشد. این هفته سراغ افرادی رفته‌ایم که در حساس‌ترین شرایط جان انسان دیگری را حفظ کرده‌اند.
 
همه این قهرمانان شگفت‌انگیز طی اقداماتی شجاعانه باعث جلوگیری از خودکشی افراد شده‌اند.
ثوابی که کباب شد
برخلاف قسمت‌های دیگر در این بخش، خبر نجات جان یک نوجوان توسط یک مرد نه‌تنها خوشحال‌کننده نبود، بلکه برعکس، یکی از غم‌انگیزترین اخبار زمان خودش به حساب می‌آمد.
 
براساس این خبر، چند ماه پیش در آگوست 2015 پسری 19 ساله که قصد داشت با پریدن از طبقه چهاردهم خوابگاه دانشگاه‌ هاوایی جان خود را بگیرد، توسط یک جوان 24 ساله انگلیسی به نام توماس بنت نجات پیدا کرد.
 
طی این اقدام، بر اثر برخورد و کشمکش بین این دو پسر جوان برای متوقف کردن نوجوان، پنجره نزدیک آنها شکست و هردو را به شدت زخمی‌کرد.
 
متاسفانه شدت جراحات وارده به توماس به حدی زیاد بود که وی قبل از رسیدن به بیمارستان جان باخت.
گرچه نوجوان 19 ساله از این حادثه جان سالم به در برد، اما پس از آن به‌شدت دچار افسردگی شد؛ چرا که بعد از این در حالی باید به زندگی ادامه دهد که می‌داند شخصی برای نجات جان او از یک اقدام غیر منطقی، جان خود را از دست داده است.
گربه قهرمان
اکتبر 2015 در تعقیب و گریز پلیس و سارق یک خودروی شخصی زمانی که سارق متوجه شد راهی برای فرار نمانده خودرو را در گوشه‌ای از خیابان پارک کرد و به سرعت به طرف یک ساختمان چند طبقه دوید.
وی پس از ورود به ساختمان، خود را به طبقه سوم رساند و اعلام کرد که اگر ماموران به او نزدیک شوند خود را از پنجره پرت خواهد کرد.
 
در پی این تهدید نیروهای پلیس برای حفظ جان سارق نه‌تنها اندکی عقب‌نشینی کردند، بلکه به مدت سه ساعت تلاش کردند با بحث و گفت‌وگو وی را از تصمیم خود منصرف کنند که هیچ فایده‌ای نداشت و سارق ذره‌ای عقب‌نشینی نکرد.
 
گرچه پس از گذشت این سه ساعت خانواده وی از راه رسیدند، اما حضور آنها نیز انگیزه‌ای برای عقب نشینی سارق نشد .
 
در این میان پلیس دریافت که این مرد دارای یک گربه خانگی است که از قضا بسیار به او وابسته است. از این رو از خانواده او خواست به سرعت به منزل بازگردند و گربه را نزد صاحبش بیاورند.
 
پس از آوردن گربه، نیروهای پلیس او را به دست صاحبش رساندند تا شاید انگیزه‌ای برای انصراف او از خودکشی شود.
 
جالب اینجاست که این کار به‌خوبی اثر کرد و مرد سارق پس از 45 دقیقه همنشینی با حیوانش از لبه پنجره کنار رفت و بدون هیچ آسیبی خود را تسلیم پلیس کرد.
 
پلیس سانفرانسیسکو در این باره معتقد است که تاکنون در هیچ پرونده‌ای پلیس به‌وسیله یک گربه، فردی را از خودکشی منصرف نکرده بود و این اولین‌بار است که یک حیوان جان یک نفر را از خودکشی نجات می‌دهد.
فرشته دره
یوکیو شیگ، پیرمرد 70 ساله مهربانی است که بیشتر سال‌های عمرش را برای نجات جان انسان‌های افسرده‌ای وقف کرد که قصد گرفتن جان خود را داشتند.
 
این پیرمرد دلسوز در اطراف صخره‌های توجینبو در ژاپن زندگی می‌کند. محل زندگی وی، منطقه‌ای زیبا و توریستی است که با وجود منظره منحصربه‌فردش یکی از مناطق داغ برای خودکشی افراد به حساب می‌آید.
صخره‌های بسیار زیبا و چشم‌نواز توجینبو به‌دلیل وجود دره‌هایی عمیق در دلشان تا به حال شاهد مرگ دلخراش بسیاری از مردم این کشور بوده‌اند.
 
این صخره‌ها از سال 1800 که اولین خودکشی در آن رخ داد تا به امروز به عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط خودکشی این کشور شناخته می‌شود.
 
گرچه بیش از 200 سال بعد از اولین خودکشی، با اختصاص بودجه عظیمی‌ برای فنس‌کشی و نصب دوربین‌های امنیتی در اطراف صخره، آمار خودکشی در این مکان به شکل چشمگیری کاهش یافت اما با این وجود باز هم برخی افراد در آنجا اقدام به خودکشی می‌کردند.
 
از این رو یوکیو شیگ که بعد‌ها توسط اهالی به «فرشته دره» شهرت یافت برای نجات جان این افراد به پاخاست.
 
این مرد خوش قلب با زندگی در اطراف این صخره‌های مرگبار به مدت 50 سال به نجات جان افراد ناامیدی که برای مرگ خود خواسته به آنجا می‌آمدند، پرداخت.
 
وی در تمام این 50 سال به دیدبانی از این صخره‌ها می‌پرداخت و هرگاه متوجه نزدیک شدن بیش از اندازه فردی به لبه پرتگاه می‌شد خود را به او می‌رساند و با دعوت او به صرف یک فنجان چای گرم، وی را به آرامش و صرف نظر از تصمیمش تشویق می‌کرد. یوکیو با این روش توانست جان بیش از 500 نفر را از مرگ حتمی‌ نجات دهد.
 
گرچه «فرشته دره»در سال 2012 پس از 50 سال نجات جان انسان‌ها درگذشت، اما با وجود این یاد و خاطره کارهای خیرخواهانه اش در میان اهالی هنوز زنده است.
ورزشکار قهرمان
مایکل اوون، ورزشکار 22 ساله راگبی، قهرمانی فداکار است که توانست جان یک دختر را با نگهداشتن دستش از بالای یک پل به مدت یک ساعت از مرگ نجات دهد.
 
در این ماجرا، مایکل در حال گذر از روی پل عابر پیاده بود که ناگهان متوجه شد دختری درحال پریدن از پل است.
 
وی خود را به او رساند و یک لحظه قبل از سقوط، دست او را در هوا گرفت. مایکل با وجود یک انگشت شکسته توانست به مدت یک ساعت دختر را همان‌طور معلق بین زمین و هوا نگه دارد.
او با لهجه شیرین انگلیسی خود و صحبت درباره راگبی و زندگی توانست دختر را تا رسیدن پلیس و نجات او از آن شرایط آرام کند.
 
مایکل با این اقدام شجاعانه توانست عنوان فداکار ترین بازیکن راگبی دنیا را از آن خود کند و باعث افتخار تیم خود و هوادارانش شود.
نجات از طریق رادیو
هشتم دسامبر 1994، هوارد استرن، گوینده یک برنامه رادیویی به کمک معجزه خنده توانست یک نفر را در نیویورک از خودکشی حتمی‌ نجات دهد.
 
در آن روز برنامه استرن مثل همیشه روی آنتن رفت که ناگهان شخصی به نام امیلیو بونیلا با رادیو تماس گرفت.
 
آنها که گمان می‌کردند شخص تماس‌گیرنده قرار است صحبتی راجع به برنامه داشته باشد تماس را روی موج رادیو فرستادند.
 
اما برخلاف انتظار، آن شخص اعلام کرد که تا چند دقیقه دیگر خود را از بالای پل جورج واشنگتن داخل رودخانه‌ هادسون پرتاب می‌کند.
 
زمانی که صحت این تماس اثبات شد، استرن اعلام کرد که با صحبت و خنداندن امیلیو تا رسیدن پلیس، تصمیم او را به تعویق خواهد انداخت.
 
استرن در این تماس به امیلیو گفت در آینده نزدیک فیلمی‌برای اکران دارد و در صورت خودکشی تماشای آن را از دست خواهد داد.
 
جالب اینجاست که شنیدن این جملات امیلیو را از تصمیمش منصرف کرد. او در جواب صحبت‌های استرن پاسخ داد: «هی، یک لحظه دست نگه دار. به گمانم باید زنده بمانم و این فیلم را تماشا کنم!»
 
این مکالمه طنزآمیز دقایقی ادامه پیدا کرد تا این‌که نیروهای پلیس به صحنه رسیدند. اما چیزی که باعث تعجب پلیس شد این بود که یکی از شنوندگان برنامه به نام هلن تریمبل که از طریق رادیو از ماجرا باخبر شده بود خود را به محل رسانده و با گرفتن دست امیلیو سعی در دور کردن او از لبه پل داشت.
 
هلن در مصاحبه‌اش با یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرد، در حال رانندگی در نزدیکی آن پل و شنیدن برنامه رادیویی بود که از این ماجرا باخبر شد.
 
به همین دلیل ماشین را پارک کرده و خود را به پل رساند و امیلیو را شناسایی کرد. او در ابتدا ترسیده بود و به خود می‌لرزید.
 
اما رفته‌رفته با شنیدن صحبت‌های استرن پشت تلفن، آرام و آرام تر می‌شد تا جایی که تصمیم گرفت به حرف‌های او گوش کند و از لبه پل دور شود.
 
گرچه بعد از رساندن امیلیو به بیمارستان مشخص شد که وی به‌دلیل مصرف کوکائین تصمیم به این اقدام غیرمنطقی گرفته است، اما با این حال موفقیت استرن در برگرداندن او به زندگی باعث نجات او و محبوبیت هرچه بیشترش در میان مردم شد.
+13
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟