ارزش پدر

 

پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟

پسر میگه : من..!

پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟!

پسر میگه : بازم من شیرم...

پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!؟

پسر میگه : بابا تو شیری...!

پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟

پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...

+139
رأی دهید
-18

fdsa60 - تهران - ایران
گر پادشاه جهان شوی/بازهم گدای در خانه پدری
‌پنجشنبه 23 آذر 1391 - 13:38
REZGAR - لینشوپینگ - سوئد
شاعر هم در این مورد میفرماید> نمک در کام دل شیرین تر از شهد شکر گردد جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد .... پدر در کودکی دست پسر گیرد به امید انکه پسر در پیری دست پدر گیرد.
‌پنجشنبه 23 آذر 1391 - 17:02
klopatra7 - دوسلدورف - آلمان
نمی خوام توی ذوقتون بزنم ولی من از این نوشته های احساسی آبکی که این روزها تو اینترنت مخصوصا تو فیس بوک پر شده خوشم نمیاد. تازگیها هم ادمین همه پیج های ایرانی در به در دنبال لایک هستند. آخرش هم مینویسند هر کی باباشو دوست داره لایک کنه
‌پنجشنبه 23 آذر 1391 - 18:55
bita tehrani - ونکوور - کانادا
klopatra7 جان مرسی‌ حرف دل مرا زدی!
‌پنجشنبه 23 آذر 1391 - 21:35
Shirdel - لندن - انگلیس
معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   دست همه حاضرین بالا رفت.   سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.   و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   و باز دستهای حاضرین بالا رفت.   این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید.
جمعه 24 آذر 1391 - 20:49
Shirdel - لندن - انگلیس
بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.   سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.   و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبه‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.
جمعه 24 آذر 1391 - 20:53
نظر شما چیست؟