محاکمه وبلاگ‌نویس محمدرضا پورشجری به جرم ابراز عقیده

 

محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ‌نویس زندانی در زندان رجایی شهر، روز پنج‌شنبه ۳۰ آذر در دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی غلام سرابی، به دلیل نوشته‌هایی که در وبلاگ خود به نام "گزارش به خاک ایران" منتشر کرده، محاکمه شده است.
 
محمدرضا پورشجری شهریور ۱۳۸۹ دستگیر شده و در این مدت اخبار مختلفی از سایت‌های حقوق‌بشری درباره وخامت حال او در زندان به دلیل شکنجه منتشر شده است.
 
میترا پورشجری فرزند محمدرضا پورشجری در گفت‌و‌گو با دویچه‌وله اتفاقات رخ داده در آخرین دادگاه پدرش را شرح داده است.
 
به گفته میترا پورشجری، محمدرضا پورشجری فقط عقاید شخصی خود را در وبلاگش منتشر کرده است.
 
آقای پورشجری در برخی نوشته‌های خود در وبلاگ "گزارش به خاک ایران"، به نقد شریعت اسلامی پرداخته است.
دویچه‌وله: آیا از نتیجه‌ دادگاهی که ۳۰ آذرماه برای پدرتان، آقای محمدرضا پورشجری، تشکیل شد خبر دارید؟ در این دادگاه چه گذشت؟
 
میترا پورشجری: حدود ساعت ۱۰ صبح، پدرم را به دادگاه ۱۰۹ انقلاب کرج آوردند. وقتی به داخل رفت، یک ربع بیشتر طول نکشید و بیرون آمد.
 
در حالی که دادگاه قبلی‌اش نزدیک به سه ساعت طول کشید. اما این‌بار دادگاه یک ربع بیشتر طول نکشید؛ با این تفاوت که دست‌بند و پابندش را هم باز نکردند. پدرم با یک سرباز داخل دادگاه شد. داخل دادگاه هم فقط سرباز بود و پدرم و قاضی غلام سرابی.
 
در پایان دادگاه، پدرم گفت که قاضی به او هیچ چیزی نگفته است. فقط گفته که، «از خودت دفاع کن.» پدرم پاسخ داده است که، «من دفاعی نمی‌توانم بکنم، چون نه وکلای من این‌جا هستند، نه هیات منصفه و نه حتی نماینده‌ی رسانه‌ها و من اصلا این دادگاه را به رسمیت نمی‌شناسم.»
 
قاضی هم به او گفته است، «اشکالی ندارد که تو ما را به رسمیت نمی‌شناسی. ما این‌بار باید رای شما را صادر کنیم و این‌کار را می‌کنیم. حال شما می‌خواهی به رسمیت بشناس، می‌خواهی نشناس!» قاضی شروع می‌کند به تهدید کردن پدرم. پدرم هم ناراحت می‌شود و می‌گوید، «بالاخره روزی می‌رسد که شما نیز همانند قذافی در سوراخی گیر می‌افتید.»
 
 
قاضی هم در پاسخ می‌گوید که، «اشکالی ندارد؛ تا وقتی هستیم، امثال شما تاوان‌اش را پس می‌دهند، وقتی هم رفتیم، که رفته‌ایم.»
 
پدرم می‌گوید نامه‌ای از دادستانی با مهر وزارت اطلاعات روی میز قاضی بوده است. قاضی به پدرم گفته است، «هرچه هم بخواهید بگویید فایده ندارد، حکم شما آمده است.»
 
به‌هرحال پدرم را همراه با نامه‌ای به دفتر شعبه بردند و پدرم آن نامه را امضا کرد. این‌بار نگذاشتند حتی من به پدرم نزدیک شوم. فقط همین چند جمله‌ را توانست بگوید و دو روز پیش گفت که این اتفاق افتاده است.
وکیل پدر شما چه کسی است؟
 
پدرم وکیل نداشتند. من با آقای شریف و بعد با آقای دادخواه صحبت کردم. با آقای دادخواه به زندان رفتیم، فرم اختیار وکیل را برای پدرم فرستادیم که امضا کند، اما نگذاشتند و گفتند که حق گرفتن وکیل ندارید.
 
بعد من پیش دادستان علی فرهادی رفتم. ایشان گفتند که من امضا می‌دهم که شما می‌توانید وکیل بگیرید، بروید وکیل بگیرید. اما وقتی فرم وکالت‌نامه‌ی آقای دادخواه را به خود آقای غلام سرابی دادیم، ایشان گفتند که شما نمی‌توانید به این شکل وکیل بگیرد و فقط می‌توانید وکیل تسخیری داشته باشید.
 
یعنی در دادگاه ۳۰ آذر، حتی وکیل تسخیری هم حضور نداشت؟
 
نه، پدرم گفت حالا که نمی‌گذارند آقای دادخواه وکیل‌شان باشد، وکیلی نمی‌گیرند. حتی خود آقای دادخواه گفتند اگر با من مشکل دارند، فرد دیگری را می‌فرستند. اما دادستان و دادیار زندان اصلا نگذاشتند که وکالت‌نامه‌ی وکیل را به دست پدرم برسانیم که پدرم بتواند با وکیل قرار ملاقات بگذارد.
 
پدر شما جز نوشتن در وبلاگ خود، آیا کار دیگری هم انجام داده است؟ اتهام محاربه به چه دلیل در مورد ایشان مطرح شده است؟
 
پدر من هشت سال می‌نوشت. وبلاگ‌نویس بود و با هیچ گروه، سازمان و فردی، به جز من که دخترش هستم، ارتباطی نداشته است. او تنها در خانه می‌نشست، می‌خواند و می‌نوشت.
 
پدرم به جز بیان نظر شخصی و وبلاگ‌نویسی، هیچ کار دیگری انجام نداده است. اتهاماتی که به او زده‌اند، بر اساس همان نوشته‌های او طی این سال‌ها بوده است.
 
آن‌طور که پدرم تعریف کرد، روزهای اول او را شکنجه‌ می‌کردند، می‌زدند، با شوکر الکتریکی می‌زدند و می‌گفتند که تو در فلان تاریخ این‌گونه نوشته‌ای. یعنی اتهام پدر من فقط نویسندگی و وبلاگ‌نویسی بوده است و هیچ کار دیگری نکرده است.
 
در ماه‌های اخیر، نامه‌ای از آقای پورشجری خطاب به شما منتشر شده است. ایشان در این نامه از اقدام به خودکشی به خاطر فشارهای داخل زندان صحبت کرده‌اند. در این مدت اخبار زیادی هم در باره ‌وخامت حال ایشان بر اثر شکنجه در زندان منتشر شده است. چه اطلاعی از وضعیت جسمی پدرتان دارید؟
 
وقتی پدرم در زندان گوهردشت بود، دیسک کمر و سنگ کلیه داشتند. دو تن از پزشکان زندان گوهردشت تشخیص داده بودند که ایشان باید به بیمارستان رسول اکرم تهران برود. یک کلیه‌ی پدرم تقریبا از کار افتاده، کلیه‌ی دیگرشان هم سنگ شدید دارد.
 
روزی که می‌خواستند پدرم را به زندان مرکزی کرج منتقل کنند، به او گفته بودند، می‌خواهیم شما را به بیمارستان ببریم. من هم خبر داشتم. او داخل ون بود و فکر کرد می‌خواهند او را به بیمارستان منتقل کنند. اما بعد از یک ساعت متوجه می‌شود که او را به زندان دیگری منتقل کرده‌اند.
 
در حال حاضر هم‌چنان مشکل دیسک کمر و کلیه‌ی پدرم باقی است. جدیدا به خاطر شکنجه‌ها و ضرباتی که در هفته‌های اول به سر پدرم وارد شده، هفته‌ای یکی دوبارغش می‌کند و زندانی‌ها به او کمک می‌کنند.
 
زندان مرکزی کرج یا قزل‌حصار - چندتا اسم دارد - که الان پدرم آن‌جاست، شرایط وخیم و بسیار بدی دارد و حتی همان پزشکی که در زندان گوهردشت بود، این‌جا نیست که بتواند معالجه‌ کند.
 
پدرم می‌گوید که دارو خیلی سخت به دست‌شان می‌رسد. جدیدا هم به خاطر ضربه‌های ماه‌های اول به سرش ، غش می‌کند و مشکل دارد. دکتری هم نیست که تشخیص دهد، چه مشکلی برای پدرم پیش آمده که هفته‌ای یکی دو بار غش می‌کند و از حال می‌رود.
 
آیا تاریخی برای دادگاه بعدی اعلام شده است؟
 
نه، هیچ چیزی نگفتند. قبل از این‌که پدرم به دادگاه بیاید، من رفتم با قاضی غلام سرابی صحبت کردم و گفتم که پدرم هیچ کاری نکرده است و فقط عقایدش را بیان کرده است. ایشان گفتند که این‌جا، چارچوبی دارد که پدر شما از این چارچوب تجاوز کرده و به سزای کارش می‌رسد.
 
الان هم پدرم می‌گوید که هیچ اطلاع دقیقی به او نداده‌اند که چه وقت حکم به او ابلاغ می‌شود. به او گفته‌اند، شما بروید زندان. دوباره شما را به دادگاه می‌آوریم و حکم را ابلاغ می‌کنیم.
 
یعنی حکم صادر شده که قرار است ابلاغ بشود؟
 
بله همان سی‌ام آذر، آقای غلام سرابی قاضی دادگاه به پدرم گفته بوده که حکم شما از قبل صادر شده است، اگر می‌خواهی دفاعی بکنی، بکن!
 
قاضی دادگاه نگفت چه حکمی صادر شده است؟
 
نه، به پدرم هم نگفته بودند. پدرم در دادگاه گفته بود، «من این‌جا آمده‌ام که حکم اعدام خودم را بگیرم و اصلا برایم مهم نیست. فقط حکم را به من ابلاغ کنید.» گفته بودند، «شما بروید، بعد حکم به شما ابلاغ می‌شود. پدرم می‌گوید که حکم من قبلا از طرف وزارت اطلاعات صادر شده و آقای غلام سرابی قاضی دادگاه کاره‌ای نیستند.»
 
پدرم می‌گوید نامه‌ وزارت اطلاعات و دادستانی در مورد پرونده‌‌اش را جلوی دست قاضی دیده است. قاضی هم اصلا حرفی نزده و فقط گفته دفاع کنید. پدرم گفته است صلاحیت دادگاه را قبول ندارد و دفاعی نمی‌کند. در هیچ کشور دیگری، این‌چنین دادگاهی تشکیل نمی‌شود. قاضی گفته است، پای این حرف‌های خود را امضا کن. پدرم هم امضا کرده و بیرون آمده است.
 
اگر فکر می‌کنید درباره پدرتان سخن ناگفته‌ای مانده است، بفرمایید.
 
من از رسانه‌ها، نماینده‌ها و گزارش‌گران حقوق بشر که حوزه‌ی کاری‌شان به ایران مربوط می‌شود، می‌خواهم که اگر کاری از دست‌شان برمی‌آید، برای پدرم انجام دهند.
 
چون پدر من کار خاصی نکرده ، فقط عقایدش را نوشته است. الان ۱۶ ماه است که پدرم را در زندان گوهردشت و این زندان نگه داشته‌اند. هفته‌های اول هیچ اطلاعی در باره‌ی او به ما نمی‌دادند. از آن‌ها می‌خواهم، قبل از این‌که با وضع بد زندان‌ها و بیماری‌هایی که پدرم دارد، در زندان بلایی به سر او بیاید، برای پدرم کاری انجام دهند. فقط همین!
 
حسین کرمانی
تحریریه: داود خدابخش
+69
رأی دهید
-38

noshafarin - اکلند - نیوزلند
ضد اسلامیون !... خوراک یک هفته تون رسید شروع کنید به توهین به دین و اسلام و ازداوج پیامبر (ص) .... آخه کار دیکه ای ازتون بر نمی آد . میدونید کم کم به این نتیجه دارم میرسم که آدم باید با کامنت های شما تفریح کنه . بعضی هاتون بد جور داغ اسلام رو دارین. میدونی شما که اون دنیا رو ندارین این دنیاتون هم اینقدر درگیر جنگ و ستیز با دین هستید که دیگه نه وقتی واستون میمونه نه اعصاب شما ها مضمون آیه خسره الدنیا و الاخره هستین . (روی سخنم با مذهب ستیزان است به دیگر دوستان ارادت داریم)
یکشنبه 4 دي 1390 - 10:48
بیداد - اصفهان - ایران
حقشه .
یکشنبه 4 دي 1390 - 11:04
shadow of london - لیدز - انگلستان
با درود، noshafarin - اکلند - نیوزلند -سرکار علیه که اینقدر ارادت وافری به دین،اسلام،ازدواج پیامبر و قیرهو ذالک دارید،لطف کرده بفرمایید چرا در سرزمین کفر (نیوزلند) زندگی‌ میفرمائید شما بایستی در عربستان سعودی زندگی‌ بفرمأید.با سپاس،بدرود
یکشنبه 4 دي 1390 - 11:57
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان
NOSHAFARIN-اکلند-نیوزلند....اگر گیریم که حق با شما بوده باشد پس چرا طناب راه مصلحت آمیز را آویزه گوش ات نمی کنی. شما در درست کردن راهی عرق می ریزی که هرگز به آبادی نمیرسد. اگر شما بر حقانیت خود استواری؟ نقطه سنج های مفید اسلام عزیزت را کالبد شکافی کرده و برای ما تشریح اش بفرمائید و یا درستی و کذب بودن گفته ها و سوالهای ما را اثبات و پاسخ اگر میتوانید به سوراخ گوشهایمان میخ بزنید.. اذامه دارد.
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:14
faghat khoda - شمال - lنگلستان
به امید آزادی این هموطن عزیز. که برای عقیدهٔ درست گرفتار این حکومت است. به امید آزادی همه ی زندانیان سیاسی و باشه که هیچ زندانی در ایران نباشه .
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:27
mortimer - اصفهان - ایران
noshafarin:دست پیش را گرفته ای تا پس نیفتی؟!
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:39
kiyanmehr - مانیل - فیلیپین
نوش‌آفرین - اکلند - نیوزلند ... بجای دفاع از یک مشت تازی از یک هموطن آزادی خواهتون که الان در زندانهای این رژیم سرکوبگر فقط و فقط بخاطر ابراز عقیدش گرفتار شده دفاع میکردید هر چند منشأ نظراته شما کاملا مشخصه که از کجا میاد دقیقا داخل پستتون اعلام کردید که پیرو محمد خانوم باز و علی‌ گدا هستید..... در آخر هم به سخنان این آزاد مرد شجاع میرسیم که بالاخره روزی می‌رسد که شما نیز همانند قذافی در سوراخی گیر می‌افتید.
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:46
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان
در ضمن خانم NOSHAFARIN زمان محمد دادگاهی برای یهودیان تشکیل شد برای تصرف مال و اموالشان. آنها بیخبر از موضوع مربوطه فکر املاک خویش بودند که غافل از همه جا به دستور محمد عزیزت و توسط علی خاطرخوات همان روز گردن زده شدند..و دیگر آنکه علی در محراب کشته نشده است علی همیشه یه چوبدستی برمیداشت و عراب را به زور به مسجد برای اقامه نماز میبرد که یکی از این روزها ابنملجم مرادی با شمشیرش در بیرون محراب ضربه ائی به علی زد و او را برای همیشه راحت کرد. اسنادی هست که در یک روز علی 700 یهودی را گردن زده است. در مشهد به خونخواهی کشته شدن غلامی از تازیان به دست مشهدیها در یک روز 10.000 هموطن بی دفاع گردن زده شده اند...کافیست یا بازم سینه بشکافم!!!!!!!!!!
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:47
ArashAfshin - همدان - ایران
من چند مطلب از این اقا رو خوندم. خیلی بیسوادانه و سطح پایین نوشته. بیشتر توهین بوده تا ارائه مطلب. به هر حال خدا رحمتش کنه هر چند دادگاههای ایران هم که دیگه شورشو درآوردن. طرف حق داره وکیل داشته باشه
یکشنبه 4 دي 1390 - 12:55
Ahmad1345 - گوتنبرگ - سوئد
noshafarin من اطمینان دارم که در ایران زندگی‌ میکنی‌ و فقط میخواهی‌ نشاندهی که این رژیم در خارج هم هوادار دارد، بگذریم!. حالا تو و رژیمت چه اسرار دارد که مردم را زورکی به بهشت ببرد؟ لابد آنجا هم دستگاه کهریزک بپاست . . اگر آنجا هم پر از خلخالی و جنتی و احمدی باشد نمیدانام آیا میشود اسمش را بهشت گذشت؟
یکشنبه 4 دي 1390 - 13:05
amir58 - مشهد - ایران
اکلند-نیوزیلند.مردم ایران باهیچ دین وایینی مشکل ندارند مشکل شما افراطیهای مسلمان هستید که تیشه به ریشه اسلام زدیدودین رابازیچه خودقراردادید.منم توهین به ادیان وپیامبران رازشت میدانم ولی شماها کاری کردید که اکثرمردم ایران ازعنوانی که پسوند اسلامی داشته باشد متنفراست یا به استهزا می نگرد.ویک سوال ؟چرااکثرمسلمانهاازجوامع مسلمان بیزار وفراری هستند واحساس ارامش نمیکنندوبه جوامع دمکرات وغیر مسلمان اروپا وامریکا...پناه میبرندوارامش مییابندوجالب اینکه درفکرتغییر اون جوامع هستند.!!!!!!!!!!!!!
یکشنبه 4 دي 1390 - 13:09
noshafarin - اکلند - نیوزلند
shadow of london. دوست عزیز اینجا مسلمانان را عزیز میدارند و برایشان احترامی در خور شانشان قایل هستند. مااینجا تا دلت بخواد مسجد و حسینه و انجمن و نشریه احتی کتابخانه های مذهبی داریم .در ضمن همسر من نیوزلندی هستند . من در همین سرزمین کفر به قول شما اسلام را شناختم و پذیرفتم و امیدوارم برای شما هم این اتفاق بیافتد که زندگی منو دگرگون کرد.
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:00
romano - تهران - ایران
noshafarinچه کسی گفته اسلام نباید نقد بشه اسلام هم باید نقد بشه تا پالایش بشه اما به معتقدینش نباید توهین شخصیتی بشه بعد هم مگه همه مردم می‌توانند فکر یکجور داشته باشند تو خونتونم تو لباس سبز دوست داری برادرت آبی ضمنا اصلا معلوم نیست اون آدم در ادامه از تو پیشی بگیره و یا همین الان هم بهتر از من و تو باشه اگر ملاک به اعتقاد بود که تمام پاپها تو قصرشون آخر اعتقاد بودند. ما در اسلام جهل شخصی و تفسیر به رای داریم خیلی هم وحشتناک می‌بینی دیگه طرف کله آدم می‌بره می‌گه الله اکبر! اگر چیزی حق باشه در ادامه خودش رو حتی به میزان کم حفظ می‌کنه اگر هم قوی نباشه و ناحق می‌ره دور اتفاقا چرا باید از نقد ترسید خیلی چیز خوبیم هستش نباید قد بود الان بهترین چالش علم و دین رو باهم در تاریخ بشری داریم چیزی که تهش می‌مونه واقعیته اونیم که می‌خواد به چهارتا سنگ و کاغذ دلشو خوش کنه همون بهتر اعتقاد نداشته باشه. چرا ما نباید نو بشیم و ترس کلیسای قرون وسطایی داشته باشیم یا باید بریم سراغ علم و درک یا باید ماچ کنیم بزاریم کنار.با نظرت که یک عده لذت فحاشی دارند موافقم بالاخره خانم هرکاری کنی آدم افراط در ذاتشه.
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:22
noshafarin - اکلند - نیوزلند
korosh 2500. میدونی من اصلا خودم را درآن حد نمی بینم که بخواهم راه کسی رو آباد کنم. من اصلا همچین ادعایی ندارم . اگر ناراحت نمیشین محیط این سایت یک کم مسموم هست و من فکر میکنم کالبد شکافی اسلام به گفته خودتون مثل همیشه تبدیل به حاشیه سازی میشه. من همیشه سعی کردم در مقابل توهین بعضی از کاربران به اسلام عکس العمل نشان بدهم ولی کم کم دارم به این نتیجه میرسم تمام دوستانی که خودشون را مذهب ستیز قلمداد میکنند ناخواسته بد جوری دست و پا بسته این دشمنی شده اند. فکرشو بکن همه ادعا میکنند که شبانه روز دارن تاریخ و اسلام وترجمه قران میخونند و عمرشون صرف تحقیق این کردند و دارند میکنند که اسلام بد است. و این دشمنی چنان در روح و روانشان تاثیر گذاشته که در مورد هر مطلبی نمیتونندفکرشون رو به پدیده ای غیر از اسلام معطوف کنند. اینها از همون چیزی که بدشون امده به سرشون اومده میگن دنیای بدون اسلام بی دردسرترین دنیاست ولی تو این فرضیه اینقدر دارن اذیت میشن که هیچوقت اون دنیا رو حتی نمیتونن تخیل کنند. خیلی خوش حال هستم که تو صف این آدمها نیستم .
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:26
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان
خانم NOSHAFARIN بنده متاسفم که چنین مطلبی را به زبان میآورم.بقول یکی از کاربران محترم همین صفحهAMIR58از مشهد ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم اگر داریم به زبان نمی آوریم در واقع یک جوری در خودمان هضم اش میکنیم ولی وقتی با افراطیانی مثل شما برخورد میکنیم که دیگر این مشکل قبل از رسیدن به معده باید کمی پخته شود ولی با عرض معذرت عرض کنم که نه تنها پخته نمیشود بلکه خامتر از قبل به زور داخل معده میرود// خانم محترم شما تیتر صفحه را یه نگاه بکن. شما قبل از هر چیز همه را به مجادله دعوت کردید که اینجا من باید متذکر شوم که اینجا جای مباحثه است..خانم نوش آفرین شما در یکی از صفحه های این سایت از اشخاصی نام بردید که بنده حقیر حاضرم از آن نامبرده ها کسانی را معرفی کنم که اسما مسلمان تشریف داشتند با مدارک غنی وتحریفی از نحوه زندگانیشان.از عمر خیام شروع کن وتا بلخی و بلعمی طبری وغیره و ذالک...!
یکشنبه 4 دي 1390 - 23:00
romano - تهران - ایران
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان قبلا با افرادی مثل شما بحث شده غالبا و عاقبت جوابتون یا ماله کشی یا رساله نویسی یا زن رو چرا می‌زنن یا دین تازی و .. بحثی که از اول ملاک قبول حرف حق طرف نباشه مثل نطفه ناقصه شما با خودت بحث کن با خودتم به نتیجه برس این بهترین روش بحثه! این دین زمانی آمده که قومی مثل حیوان زندگی می‌کرد که هنوز هم رگ و ریشه‌هاش رو میتونی بعد از 1400 سال ببینی اما آمدنش هم از یک قوم وحشی حقیقتی انکار ناپذیره اینطوری بود هر قوم بدوی جهان الان باید یک محمد می‌داشتند! من منکر جهل شخصی در تفکرات این دین در بخش مذهبش نمی‌شم اما نکات مثبتی هم داره که افرادی مثل حافظ و سعدی رو هم تربیت می‌کنه شما بدون اینها بعنوان ایرانی تو دنیا سرت رو هم نمی‌تونی بلند کنی! حالا شما یا عرفان این دینو دوست داری می‌شی ایران و ترکیه و تاجیکستان نمیخوای مدل حجازیشو می‌پذیری. برای خود من ارزشهایی داره که صرفا جنبه قداست هم نداره مثل برابری، گذشت ، فداکاری ، دولت عشق. ادامه ...
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:32
romano - تهران - ایران
من در این دنیا می‌بینم بی اعتقادی پورن استار، سازنده تجهیزات کشتار جمعی و .. میافرینه و از طرفی هم می بینم که دین تفسیر به رای آدمکش و احمق ولی من مولوی رو هم دارم همینطور پرو فسور حسابی و دهخدا بنظرت کدوم سمتو قبول کنم آیا اگر به وجدان بر مبنای دانش معتقد باشیم همون مفهوم دین رو نمی‌ده! و آیا همه آدمهای کره زمین قبول می‌کنن که جهان بر مبنای دین کوانتمی رو قبول کنند. برادر این انسانه که خرابه چه بی دین چه بادین جنس این بشر در شک و بغض و حسد و صفات نکوهیده خود خواهانه‌است که بزرگان ما از اون به نفس یاد میکنن وقتی نفس رو بخوای عشق رو فراموش می‌کنی عشق در دید دینی جنبه فراگیر داره شامل حال همه می‌شه اما حالا افراد نمیکنند آیا همه مولوی هستند. آیا پاپ مثال مشخص صفات مسیح آنچه که می‌گه هست. عقل منتج علم خوبه ولی کافی نیست چون عاشق بودن رو نمی‌آموزه از طرفی هم مذهب کلاسیک هم با عقل و علم مجادله می‌کنه حتی عشق رو هم زیر سوال می‌بره ادامه .. 2
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:40
noshafarin - اکلند - نیوزلند
من میگم اگه شما میخواستید پی ببرید که اسلام بده احتیاجی نبود و نیست اینقدر همه زندگیتونو تحت الشعاع قرار بدین کافی بود به همون قسمت ازدواج پیامبر که میرسیدید براتون قابل توجیه نبود اسلام را میبوسیدید میگذاشتید کنار ...حالا نکردیند 20 سال 30 دارید هی مطالعه و بحث میکنید که به همون نظری که 20 سال پیش بهش رسیدید پایبند بمونید (یک کم غیر عقلانی میشه). حالا گیریم که اسلام بده شمافکر مکنید با توهین و تحقیرو سفسطه میتونید رو یک مسلمان واقعی تاثیر بگذارید؟ به خدا1000 سال هم فلسفه ببافین نمیتونین چون اسلام تو خون میره مگر اینکه رو آدمهای مثل خودتون که اونها هم خیلی وقت پیش از این به جمع شما در اومدند اینقدر هم سطحی هستنتد که اصلا نیازی به فلسفه و استدلال نیست. پس شما خودتونید قرار نیست کسی به شما اضافه بشه.. پس ول کنید این دین ما رو مسلمانها تو تمام دنیا خیلی زیادن مسیحی هم همینطور یهود..... شما با این مکتب جدید ضد اسلامی و ضد دینی که درست کردین به هوا بندید حتی اقلیت هم به حساب نمی ایید .کوچکترین خطری هم واسه کسی ندارید پس دست از اهانت بردارید حداقل به دنیاتون بپردازید.
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:50
romano - تهران - ایران
در تمام مکاتب دینی اسلام بودیزم، مسیحیت یهودیت عشق بسیار اهمیت داره و این عشق دارای صفت بجهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست می‌باشد اما آیا همه انسانها با عشق زندگی می‌کنند یا بعد از 20 سال با همدم زندگیشون می‌رن یکجا با فحاشی طلاق می‌گیرن. عشقی که عرفان و دین صحبت می‌کنه خیلی عشق متعالیه جنسش زمینی نیست دوست داشتن برای هیچه و نداشتن تعلق نه برای قدرت پول و سکس اما کدوم انسانی بغیر از معدوی از اینها می‌کنند و رها می‌شوند. پول من ماشین من زن من این من اون من و .. بسیار می‌شنویش حتی تا دم مرگ. اما سوال در کتب دینی علم روز وجود داره بله ولی به مدل عقل زمان خودش گفته شده (خیلی بحثش وسیعه و جاش اینجا نیست) اما برای عشق و عدالت هم می‌توان زمان قائل شد نه .. آیا پلاسما پراکن ژنو عشق و گذشت و محبت مادری و انسانی رو یاد می‌ده قطعا نه. ادامه. 3
یکشنبه 4 دي 1390 - 14:50
romano - تهران - ایران
یک پسر دانشجوی پرستاری می‌شناختم که سیاه پوست بود یکروز پیش من گریه کرد که چون من سیاهم استادم به من نمره نمی‌ده و یک زنه سفید دکتر استرالیاییه و جالبه که خودش می‌دونه که اینها همه رنگ ژنتیکیه و ما برای هر نژاد یک کتاب پزشکی جدید نداریم با ارگانهای مختلف بدین. آیا شما فکر می‌کنید سواد و عقل علمی تمام کننده عشقه و پذیرشه و برابریه نه. پیام ادیان زمانی تعریف شد که انسان حیوان مطلق بود بقا برای 30 سال ابله میلیون انسان را در مدت کوتاهی می‌کشت، گلادیاتوری و مردمی که با کودک خویش برای قربانی شدن انسانها می‌رفتند. حتی اگر دقت کنید در داستانهای دینی داستان انسان است مثلا موسی که بخش اعظمی از قرآن را به خود اختصاص داده او کسی را نخواسته به قتل می‌رساند فرار می‌کند جهل دارد اشتباه زیاد می‌کند لکنت زبان دارد حتی به خدای خودش اعتقاد درستی ندارد اما تمام داستان سعی او را در تصحیح به عنوان یک انسان نشان می‌دهد. ادامه .. 4
یکشنبه 4 دي 1390 - 15:00
romano - تهران - ایران
اما متاسفانه روحانیون ادیان از این انسانهای معمولی که بزرگترین صفت محمد در کتابش عبد و امی است و موسی که قتل میکند ولی اصلاح خویش می‌کند یا .. پیرمردهایی با ریش سفید و خیل باحال و نماز خوان می‌سازند تا خود در پشت این نقاب مخفی شوند و از یاد ما ببرند که ما انسانیم ضعیف پر از اشتباه و همه اینها برای تحمل دیگری نفی گلادیاتوری نفی دیکتاتوری و عشق آمده. انسان نیاز به منشاء فکری دارد تا احساس کند که عملش فیدبکی دارد اگر این فیدبک (همان پاسخ خودمان) را از تفکر انسانی برداری هیولا پیدا میشود. خلاصه ما هرچه بگوییم فرض بر ماله کشی یم شود حاضرم قسم بخورم بعد از این متنم طبق معمول تعدادی از دوستان با کلمات ماله کشی و رساله و .. از ما پذیرایی می‌کنند بارها هم گفته‌ام نخوانید بابا شما که منو می‌شناسید نخونید. ادامه پایان (سرتونو درد آوردم)
یکشنبه 4 دي 1390 - 15:11
romano - تهران - ایران
ولی همتون رو به گفته‌هایی که گفتم دوست دارم این اون مکتب عشقیه که به ما یاد دادند تازه ما یک شاگرد عقب موندشیم. مشکل ما ایرانی جماعت اینه با علم غریب بیگانه با مال خود بیگانه تریم! بخاطر همینه وسط یک برمودای فکری حجازی و ایرانی و غربی مونیدم. جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند*شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد/.صوفیان رقص کنان ساغر شکر انه زدند*آتش آن نیست که ازشعله اوخندد شمع/آتش آن است که در خرمن پروانه زدند*کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب/تا سر زلف سخن را به قلم نشانه زدند (این بابا هم مسلمون بوده در عصر حجر مردم اونوختا تو کلشون شپش بوده این حرفها رو اینها می‌زدن اینها حالا تو بشین بگو دین تازی ما نوکر درخانه خواجه‌ایم و بزرگ قونیه کوانتم هم تا دلت بخواد خوندیم ولی فهمیدیدم با کوانتم آدم دانشمند می‌شه اما آدم نمی‌شه! آدم شدن خیلی نظریه پیچیده تریه از فیزیک و ریاضی کلا چون عدم قطعیتش صد برابره خاک بر سرم کنن نه کوانتم و فهمیدم نه محمد بدوی رو).
یکشنبه 4 دي 1390 - 15:19
داثوش - کی یف - اکراین
درود دوست من اسلام ستیز هم انسان است نخست ان که مگر همین دین شما نمی گوید انسان اختیار دارد؟! خوب حد اقل به حرف خدای خودتان عمل کنید. شماها هیچ از اسلام نمی دانید من نشه با اسلام دوستی حرف بزنم که حد اقل از مفاهیم قران بداند. چنان اسلام اسلامی می کنید که یکی ندونه فکر می کنه شما چه قدر از اسلام می دونی:دی خانم نوش افرین عزیز اسلام دیدش به شما در حد یک ماشین رفع نیاز مرد هاست به وفور هم ایه در این باب هست از نسا بگیر تا ایه هایی در باب زنان پیامبر و و ولی وقتی درست می اندیشم می بینم راست گفته قران شما دوست خوبم که به این باور داری پس هستی . بشین 4 تا کتاب تاریخی بخوان تاریخ جواب تمام موضوعات رو می دهد از مسیحی که دزدی فرهنگیست تا اسلام یهودی من دراوردی . با قول مارکس حماقت دین افرید دین حماقت را جاودانه کرد .
یکشنبه 4 دي 1390 - 17:59
choobin - مانیلا - فیلیپین
خوبه تو معلم دیکته نشدی،یه دفتر چهل برگ دارم بدم خدمتتون.؟
دوشنبه 5 دي 1390 - 00:48
noshafarin - اکلند - نیوزلند
romano. اولا از آشنایی با شما که قطعا انسانی پخته و باسواد هستید بسیار خوشحال هستم باور کنید تنها وجود آدمهایی مثل شماست که باعث میشه آدم از این سایت کلا خداحافظی نکنه چون جایی که همه آدمها یک جور فکر کنند و یک جور حرف بزنند جایی واسه تبادل افکار نمیونه و میشه وقت تلف کردن. و اما من اصلا منظورم این نیست که اسلام نقد نشه که اگه نشه خیلی زود درگیر جهل و خرافه میشه منتهی در این سایت اسلام رو نقد نمیکنند آدمهارو نقد میکنند آنهم هر کسی قد سواد و باور خودش. اینجا اسلام یعنی پیامبر (ص) و پیامبر یعنی !قبلا هم گفتم اسلام دینی است که انسان را به تفکر دعوت کرده و ایمان دانایان را محکم ترین ایمان دانسته . دینی که کمتر از یک سده میانه زمین رو قلمرو خودش کرده مسلما تا پایان دنیا دستخوش هزاران هزار اتفاق خواهد شد و به قول شما به پالایش نیاز پیدا خواهد کرد. اینجا بعضی ها خیلی سطحی هستند من هم وطن ایرانی حرف میزنم درجواب از محل زندگیم سوال میکنند و علت موندن و نموندم و دست آخر منو آنالیز مکنند . .
دوشنبه 5 دي 1390 - 00:55
noshafarin - اکلند - نیوزلند
romano. من میگم هر کسی مختاره هر طور دلش میخواد فکر کنه و انتخاب کنه دست آخز قضاوت کار ما نیست ولی این حق و بدین که دور از شان انسانیت است که هر چه دوست داره به زبون بیاره. تبلیع مکتب و طرز فکر کسی نباید بر اساس توهین و سرکوب عقاید دیگران باشد درست مثل مسابقات فوتبال که تو ایران این رسم شده که برای تشویق تیم محبوبشان به تیم مقابل فحاشی میکنن که نتیجه اش میشود اون. در مورد افراط هم بله با شما موافقم متاسفانه حتی تو زندگی خودمون هم هرجا احساساتی تر عمل کردیم نتیجه عکس گرفتیم . در کل از نوشتهاتون استفاده کردم . ممنون
دوشنبه 5 دي 1390 - 01:07
shadow of london - لیدز - انگلستان
بادرود، noshafarin- اکلند - نیوزلند -برأیتان آرزوی سلامتی‌ و سعادت و موفقیت و پیروزی می‌نمایم شاد باشید.بدرود
دوشنبه 5 دي 1390 - 01:24
shahramareia - تهران - ایران
مشکل از اسلام نیست مشکل از مقدس ماب هایی است که فکر میکنند امام و پیامبر هستند اسلام ستیزی اشتباه است باید حکومت ستیزی نمود حکومتی که از اسلام بعنوان دستاویز برای سوار شدن به مردم میکند هر جای دنیا که فردی را مقدس کنند بدون انکه ان فرد جنبه ان را داشته باشه خوب معلومه چی میشه اسلام میگه مشورت اینا میگن هرچی اقای خامنه ای میگه پس بجای اسلام با افرادی که از دین دستاویز میسازند باید دوری جست چه اسلام باشه چه مسیحیت چه یهود چه ..
دوشنبه 5 دي 1390 - 07:51
bita tehrani - ونکوور - کانادا
چه با ادب و با فرهنگ شد این خانم که ما را مورد الطاف فراوان قرار داده بود،چه شد یک دفعه آن همه توهین به من کردی هر چه از دهان مبارک در آمد گفتی‌،حالا "من میگم هر کسی مختاره هر طور دلش میخواد فکر کنه و انتخاب کنه دست آخز قضاوت کار ما نیس"???? خانوم خیلی‌ محترم شما که مرا عقده یی و مشکل دار نامیدی به من گفتی‌ اعجوزه(ادمین جان اینو حذف نکن که آزت دلخور میشم،چون دفعه قبل توهین این خانوم را حذف نکردی)! خودت می‌‌فهمی کجای کاری؟ خنده ت نمیگیره؟ خجالت نمیکشی که حالا شعار میدهی؟ من در آن پست هیچ توهینی نه به شما کردم نه به قرآن شما،نقد دین کردم و کتابش که همین جناب romano که حالا خودت را مشتاقش نشان میدهی هم موافق است.شرم برّ شما.حالا چه متمدن شد یک دفعه!
دوشنبه 5 دي 1390 - 08:00
bita tehrani - ونکوور - کانادا
لیست بالا و بلند توهین‌های قرآن،کتاب آسمانی شما،که شک دارم اینها را بدانی: . (توبه/29) و کسانیکه از اهل کتابى(یهودیان و مسیحیان) که به الله و روز آخرت ایمان ندارند و حرام داشته ی الله و پیامبرش را حرام نمى‏گیرند و دین حق نمى‏ورزند، آنها را بکشید تا به دست خویش و با حقارت جزیه بپردازند. اگر ما بگوئیم که اسلام به دینداران مخالفش هم رحم نمیکند، ما را متهم به اهانت به اسلام مینمایند!/// (توبه/28)" اى مؤمنان همانا مشرکان نجس هستند، لذا نباید پس از امسالشان به مسجدالحرام نزدیک شوند، و اگر از تنگدستى مى‏ترسید، پس در آینده ی نزدیک الله شما را از فضل خویش توانگر گرداند، که الله داناى فرزانه است. اگر ما بگوئیم نجس خودتی متهم به اهانت به اسلام می‌شویم!
دوشنبه 5 دي 1390 - 08:25
bita tehrani - ونکوور - کانادا
ادامه کامنت قبلی‌ به دلائل فکر کنم فنی‌ سایت پست نشده،فقط خواستم بگم که کسی‌ که از چنین کتابی‌ که پر از توهین به دیگر اندیشان است،لیاقت بدترین توهین‌ها را دارد،و ما خیلی‌ به شما بیشتر از آنچه لیاقت دارید احترام میگذاریم!
دوشنبه 5 دي 1390 - 20:21
cheraghe-rah - تهران - ایران
bita tehrani- ونکوور. شما با کی داری حرف میزنی ؟ با کدوم خانم ؟
دوشنبه 5 دي 1390 - 23:59
cheraghe-rah - تهران - ایران
bita tehrani- ونکوور. همش حرفهای تکراری از این طرف و اون طرف کپی میکنی میاری اینجا تحویل ما میدی . اینقد هیجان واسه سن و سال شما خوب نیست .
‌سه شنبه 6 دي 1390 - 01:45
bita tehrani - ونکوور - کانادا
cheragh- rah/با یک خانوم خیلی‌ خیلی‌ با ادب نوشافرین خانوم،که یک دفعه ماسک زد به صورتش و مودب شد!
‌سه شنبه 6 دي 1390 - 04:37
bita tehrani - ونکوور - کانادا
chragh rahخودشی؟! ادب و متانتت که بهش میخوره!
‌سه شنبه 6 دي 1390 - 06:10
cheraghe-rah - تهران - ایران
bita tehrani- ونکوور . خودشی ؟ منظورتو نمیفهمم خود کیم ؟؟ توهم زدی ؟ دوزت زده بالا حواست باشه چند روز دیگه اطرافیانتو شیطان میبینی ها . از ما گفتن
‌سه شنبه 6 دي 1390 - 11:42
bita tehrani - ونکوور - کانادا
دوز بالا را معلومه کی‌ زده!!‌ای کیو ها! شما آیدی جدید‌ها یک دفعه از کجا پیداتون شد؟!! توهین کردن همه تون هم مثل همه تحمل حرف ندارین و توهین می‌کنین،!! پیدا کنید پرتقال فروش را!!
‌سه شنبه 6 دي 1390 - 17:33
نظر شما چیست؟