شیندلر ایرانی؛ ناجی یهودیان از دست نازیها

 

عبدالحسین سرداری (۱۹۸۱- ۱۸۹۵)

برایان ویلر

بی بی سی نیوز، واشنگتن

بر اساس نوشته های کتابی که به تازگی منتشر شده، در دوران جنگ جهانی دوم، هزاران یهودی ایرانی و فرزندانشان جان خود را مدیون یک دیپلمات مسلمان ایرانی در پاریس هستند. کتاب "در سایه شیر" روایت زندگی عبدالحسین سرداری را بازگو می کند که همه چیز را به خطر انداخت تا به هموطنان ایرانی اش کمک کند که از دست نازی ها بگریزند.

الیان سنهی کهنیم وقتی که با خانواده اش از ایران به فرانسه رفت، دختری هفت ساله بود.


او به یاد دارد که هر وقت قطارشان به ایستگاه بازرسی نازی ها می رسید، در حالی که عروسک محبوبش را در دست داشت، تکان نمی خورد و خودش را به خواب می زد.

"یادم هست که وقتی فرار می کردیم، همه جا پاسپورت های ما را می خواستند و به یاد دارم که وقتی پدرم پاسپورت ها را به آنها می داد، آنها به پاسپورت ها نگاه می کردند و بعد به ما نگاه می کردند. ترسناک بود. خیلی خیلی ترسناک بود."

خانم کهنیم و خانواده اش عضوی از جامعه کوچک و یکپارچه ای از یهودیان ایرانی بود که در پاریس و حومه آن زندگی می کردند.

پدرش جورج سنهی تاجر موفق پارچه بود و با خانواده اش در خانه ای بزرگ و راحت در مونمورنسی در ۲۵ کیلومتری شمال پایتخت فرانسه زندگی می کردند.

لرزان

وقتی نازی ها حمله کردند افراد خانواده سنهی می خواستند به تهران بگریزند؛ آنها مدتی در جایی بیرون شهر پنهان شدند و سپس مجبور شدند که به پاریس برگردند- پاریسی که در آن زمان دیگر به کلی در اختیار گشتاپو بود.

خانم کهنیم که در خانه اش در کالیفرنیا صحبت می کند، به یاد می آورد: "من رفتار مامورها را به یاد دارم؛ جوری که با چکمه های سیاهشان راه می رفتند. به نظرم در آن زمان برای یک کودک، نگاه کردن به آنها هم ترسناک بود."

مثل بعضی از افراد عضو جامعه ایرانیان یهودی، آقای سنهی هم به رئیس هیئت دیپلماتیک ایران در پاریس رو آورد و از او کمک خواست.

عبدالحسین سرداری موفق شد برای خانواده سنهی پاسپورت و مدارک سفر بگیرد تا بتوانند به سلامت از اروپای اشغال شده توسط نازیها رد شوند- سفری یک ماهه که هنوز سرشار از خطر بود.

خانم کهنیم به یاد می آورد: "پدرم لب مرز کشورها همیشه می لرزید." ولی اضافه می کند که او مردی قوی بود و به خانواده اش اطمینان می داد که همه چیز خوب خواهد شد.

قهرمانی نامحتمل

  

عبدالحسین سرداری همواره می گفت که وظیفه اش را انجام داده است

این مادربزرگ ۷۸ ساله در ۳۰ سال گذشته با شوهرش ناصر کهنیم، که یک سرمایه گذار موفق است، در کالیفرنیا زندگی کرده است. خانم کهنیم به خوبی می داند که او و برادر کوچکترش کلاود، زندگی خود را مدیون چه کسی هستند.

"من به یاد دارم که پدرم همیشه می گفت که به لطف آقای سرداری موفق به خروج شده اند."

"دایی ها و عموها و مادربزرگ و پدربزرگهای من در پاریس زندگی می کردند. به خاطر او بود که آنها بلایی سرشان نیامد."

"کسانی را که دستشان به او نرسید، نازیها گرفتند و دیگر هیچ خبری از آنها نشد."

او درباره آقای سرداری می گوید: "من فکر می کنم او شبیه شیندلر بود که به یهودیان در پاریس کمک می کرد."

مثل اسکار شیندلر، صنعتگر آلمانی که بیش از ۱۰۰۰ یهودی را در طول هولوکاست با استخدام در کارخانه هایش نجات داد، سرداری هم یک قهرمان نامحتمل به نظر می رسد.

تبلیغات نازی ها

فریبرز مختاری در کتابش، "در سایه شیر"، تصویری از یک فرد مجرد خوش خوراک را به تصویر کشیده است که در آغاز جنگ جهانی دوم، ناگهان خود را رییس سفارتخانه ایران یا ماموری دیپلماتیک می بیند.

ایران با اینکه رسما بی طرف بود، ولی به حفظ روابط تجاری قدرتمند خود با آلمان علاقه داشت. این وضع برای هیتلر ایده آل بود. ماشین تبلیغاتی نازی ایرانیان را دارای نژاد آریایی خواند و از نظر نژادی با آلمانی ها یکی دانست.
اما یهودیان ایرانی در پاریس همچنان با اذیت و آزار رو به رو بودند و خبرچینان اغلب، هویت آنها را به مقامات لو می دادند.

در برخی موارد، وقتی که نوزدادان پسر یهودی در بیمارستان ها ختنه می شدند گشتاپو باخبر می شد. به مادران وحشتزده آنها دستور داده می شد که خود را به دفتر امور یهودیان معرفی کنند تا وصله زردی که یهودیان مجبور بودند به لباس خود بزنند صادر شود و مدارکشان مهر هویت نژادی بخورد.

ولی سرداری از نفوذ و ارتباطاتش با مقام های آلمانی استفاده کرد و با بیان اینکه "ایرانی های یهودی با یهودیت اروپایی پیوند خونی ندارند" توانست برای بیش از ۲ هزار ایرانی یهودی، و چه بسا کسانی دیگر، از مقررات نژادی نازیها معافیت بگیرد.

او همچنین با صدور پاسپورت های تازه ایرانی که برای سفر در طول اروپا لازم بود، توانست به بسیاری از ایرانیان از جمله اعضای جامعه یهودی کمک کند که به تهران بازگردند.

تغییر رژیم در ایران در سال ۱۹۲۵ باعث شده بود که شکل پاسپورت ها و شناسنامه ها عوض شود. بسیاری از ایرانیانی که در اروپا زندگی می کردند این مدارک تازه را نداشتند و کسان دیگری هم بودند که با افراد غیر ایرانی ازدواج کرده بودند و به خود زحمت نداده بودند که برای همسران یا فرزندان خود گذرنامه ایرانی بگیرند.

وقتی که بریتانیا و روسیه در سپتامبر ۱۹۴۱ به ایران حمله کردند، اقدام های بشردوستانه سرداری از این هم پرخطرتر شد.

ایران با متفقین توافقنامه امضا کرد و تهران به سرداری دستور داد که به سرعت به ایران بازگردد.

خلوص نژادی

سرداری با وجود اینکه امنیت و جایگاه دیپلماتیک خود را از دست داده بود، موفق شد که در فرانسه بماند و همچنان به یهودیان ایرانی کمک کند. او این کار را با ریسک شخصی خودش می کرد. با پولی که به او به ارث رسیده بود، در پاریس دفتری باز کرده بود.

داستانی که عبدالحسین سرداری در قالب مجموعه ای از نامه و گزارش برای نازیها روایت می کرد این بود که در سال ۵۳۸ قبل از میلاد مسیح، کورش، امپراتور ایران، یهودی های تبعیدی در بابل را آزاد کرد و آنها به سرزمین خود بازگشتند.

او به نازیها می گفت که با این حال، زمانی پیش آمد که تعداد کمی از ایرانیها به آموزه های حضرت موسی علاقمند شدند و به دین یهود گرویدند. ولی این یهودیان یا پیروان ایرانی موسی، عضو نژاد یهود نبوده اند.

بر اساس آنچه اطلاعات موجود در کتاب تازه آقای مختاری نشان می دهد، عبدالحسین سرداری همه مهارت هایش در وکالت را به کار گرفت و با استفاده از تناقض های درونی و حماقت های ایدئولوژی نازی ها توانست گریزگاه ویژه ای برای این یهودیان بیابد.

در برلین تحقیقات سطح بالایی آغاز شد؛ قرار شده بود کارشناسانی که در زمینه خلوص قومی تخصص داشتند، نظر بدهند که آیا "تیره ایرانی" که به گفته نویسنده کتاب، اصطلاحی برساخته خود سرداری بوده، یهودی هستند یا نه.

کارشناسان اعلام کردند که بودجه بیشتری برای این تحقیق ضروری است.

مرگ در تنهایی

 

تا دسامبر ۱۹۴۲ بهانه های سرداری به گوش آدولف ایشمان، افسر نازی مسئول امور یهودیان رسیده بود. او این بهانه ها را نپذیرفت و رد کرد. او در نامه ای که در کتاب آقای مختاری هم آمده است، این بهانه ها را "حقه های معمول یهودیان و تلاش آنها برای مخفی شدن" خوانده بود.

با این حال، در زمانی که برآورد می شود ۱۰۰ هزار یهودی از فرانسه اخراج و راهی اردوگاه های مرگ شدند، سرداری موفق شد به خانواده های فراوانی کمک کند که از پاریس بگریزند.

بر آورد می شود که تعداد پاسپورت های سفید در گاوصندوق سرداری بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ بوده باشد. آقای مختاری در کتابش می نویسد که اگر هر کدام از این پاسپورت ها به طور متوسط برای دو تا سه نفر صادر شده باشد، "او ممکن است تا بیش از ۲۰۰۰ نفر را نجات داده باشد."

سرداری در طول عمرش هیچ گاه نخواست مورد قدردانی قرار گیرد و مصرانه می گفت که فقط وظیفه اش را انجام داده است. او در اتاقی کرایه ای در کرویدون، جنوب لندن، در تنهایی درگذشت. مرگ او در سال ۱۹۸۱ اتفاق افتاد- در حالی که حقوق بازنشستگی و املاکش در تهران را نیز در انقلاب ایران از دست داده بود.

در سال ۲۰۰۴ در مراسمی در مرکز سایمون ویزنتال در لس آنجلس از کارهای بشردوستانه او تقدیر شد.

آقای مختاری امیدوار است که با روایت این داستان از زبان نجات یافتگان، از جمله خانم کهنیم، بتواند مخاطبان گسترده تری را جذب کند و همچنین "تصورهای غلط" درباره ایران و ایرانی ها را بشکند.

او می گوید: "در اینجا یک ایرانی مسلمان را می بینید که زندگی اش، کار و املاک و همه چیزش را به خطر انداخت تا هموطنان ایرانی اش را نجات دهد."

"هیچ تمایزی وجود نداشته: اینکه "من مسلمانم، او یهودی است" یا هر چیز دیگر در کار نبوده است."

آقای مختاری بر این باور است که این کتاب نمایانگر "تمایل عمومی فرهنگی ایرانیان به صبوری و شکیبایی" است؛ خصیصه ای که در فضای سیاسی کنونی اغلب نادیده می گیرد.

سخنان فریبرز مختاری، نویسنده کتاب

 

*وقتی حدود پنج سال پیش کتابی درباره آقای (امیرعباس) هویدا به قلم عباس میلانی می خواندم، دیدم اشاره ای به این موضوع (عبدالحسین سرداری) کرده است. من با آقای میلانی تماس گرفتم و ایشان گفتند که این ماجرای را از سه نفر دیگر شنیده است. خلاصه سپس این اشخاص را پیدا کردم و بعد به بایگانی ملی آمریکا رفتم و دیدم بله یک سری نامه هست. بعد با یکی از دوستان دوران دبیرستان خود صحبت می کردم که فهمیدم همسرش اقوام و خویشاوندی در فرانسه داشته است. از طریق آنها، با بازماندگان تماس گرفتم. این شد اول کار کتاب.


*عبدالحسین سرداری در سوئیس دیپلم وکالت گرفته بود و برای همین می توانست با مقامهای آلمانی از نظر حقوقی صحبت کند و مطالب قانونی را طوری پیش بکشد که نازیها نتوانند آن را رد بکنند. این کار را تا زمان اشغال ایران توسط متفقین ادامه می دهد. وقتی ایران اشغال می شود، سرداری مقام دیپلماتیک خود را از دست می دهد و وضعش خیلی سخت تر می شود، ولی به کارش ادامه می دهد.

 
*عبدالحسین سرداری تنها ایرانی که یهودیان را نجات داده، نبوده است. یک شخصی در رم به نام عبدالله خسروی هم همین کار را کرده است. اما بالاخره آلمانها او را بازداشت می کنند. شخص دیگری به نام رحمت اتابکی در بیروت یهودیان را نجات می داده است. موضوع اصلی این است که ایرانیان به هموطنان خود کمک می کردند. موضوع جدایی دینی وجود نداشته است.

 
*نسل جوان باید تاریخ مملکتش را بداند و به فرهنگی که چنین کارهایی را تشویق می کند، افتخار کند. این میراثی است که از پدرها و مادرهایمان به ما رسیده و واقعا ارزشمند است.

+248
رأی دهید
-130

sourena.de - اشتوتگارت - آلمان
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 19:01
بردیای واقعی - تهران - ایران
آقای سرداری مایه افتخار هر ایرانی و مظهر یک انسان شرافتمند است. روحش شاد.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 04:35
ali158 - مسكو - روسيه
حقیقتی تلخ از جنگ و ویرانگری و حلاوتی از خود گذشتگی و پاک باختن برای همنوع . در یهود ، مسیحی یا مسلمان بودن تفاوتی نیست تفاوت در انسانیته انسان .
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 06:47
Shanbalile - تهران - ایران
حقیقتاً آدم لذت میبره، آفرین
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 09:04
shakila99 - شارجه - امارات
انسانییت را از اینها باید یاد گرفت .روحش شاد
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 06:35
delmorde - یوتوبوری - سوئد
درود بر این هموطنان روحشان شاد باد. ما قبل از اینکه هر دینی دارشته باشیم ایرانی هستیم. و شرف ملی مان را باید درنظر گیریم. دین یک عقیده است قابل تغییر ولی ملیت ما همواره با ماست و از طریق خونمان به فرزندانمان در هرکجا متولد شوند.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 09:24
shahram407 - تهران - ایران
خدارحمتش کنه برای اینکارش. جون یک عده بیگناه رو از دست اونها نجات داده. خدا بیامرزدش.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:19
bastan - ساری - ایران
بسیار مطلب جالب و اموزندهی بود .با تشکر.اما این جاست که راسیسم و دوموکراسی فرق پیدا می‌‌کید .و شناخته می‌‌شود.آن زان آلمانها برای تشکر ما را برادر خود خواندند.و حال ما سوری‌ها ،فلسطینیها،و..فرق نمی کند.هر انسانی می‌‌تواند ۱۸۰ درجه تغیر کند.چه آلمانی باشد.چه لبنانی.اما در چه سمتی؟با تشکر.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:27
سعید شمسا (متخصص تغذیه) - ملبورن - استرالیا
جالب بود. اما جسارتاً عرض کنم ((ناجی = نجات یافته)) و ((منجی = نجات دهنده)) میباشد.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:40
نیایش - تهران - ایران
آفرین به مردان بزرگی مثل سرداری و خسروی و کسانی که همه تلاششون رو برای نجات انسانها انجام می دن . همه انسان ها ی روی زمین از هر نژاد و آیین یکسان هستند . زنده باد ایران و ایرانی
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:40
barbud_daneshmand - گنت - بلزيك
درود بر شرف اینچنین انسانهایی !!من که افتخا‌ر می‌کنم !اول بخاطر‌شان انسانی‌ ایشان و بعد هم ایرانی‌!!!!!!!!!!!.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:00
leila leila - گوتنبرگ - سوئد
درود بر شرفش و ننگ بر همهٔ اونهایی که وجدان و شرف انسانیشونو زیر پا له‌ میکن تا به مصالح خودشون برسند
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:05
romano - تهران - ایران
من به عنوان یک مسلمان اعتقاد دارم یک این دین به من تحمیل شده که حق نخواسته هر انسانی است! دوم اینکه این دین خواسته یا نخواسته ارزشهایی را با خود دارد که من با زره کوارک نمی‌توانم آنرا در تمام اقشار جایگزین کنم (اینجاست که اگر زور برای تغییر بکار ببرم پیش خودم می‌شوم روشنفکر اما در بیرون افراطی هستم و نیک نمی‌دانم که تغییر در فکر انسان سزارینی نیست بلکه تدریجی و استنتاجی است).سوم امامان اگر خوب بوده‌اند مرده اند بد بوده‌اند مرده‌اند و به مصداق همین دین که ملاک هر انسان عمل خویش است هیچ امامی قصد رساندن دوپینگ زیستی برای میانبر زدن مشکلات زندگی به من ندارد که اگر معلمی اتفاقا خوب باشد و بزرگ می‌گوید چشمت کور دنگت نرم از فکرت کمک بگیر و راه خود و دیگران را هموار کن آنموقع تازه جزو شاگردان خوب امامانی! ماهم مردیم از دو روز زندگی و جهل شما رها شدیم پس اینجا توسل به امامان برای من تنها به جکی خنده دار می‌ماند. اما احترامم به آنها به حرمت حرف 70 میلیون مردمم و اینکه شاید انسانهای بزرگی بوده‌اند به جای خود می‌ماند. ادامه...
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:13
romano - تهران - ایران
چهارم ندارد! چون هرچه دلیل بخواهی بیاوری انسانی که منیت دارد و خود را در کانون عقل فرض می‌کند دیگران را به مغز کچی آبکشیده متورم متهم می‌کند اما در واقع خود سلسله جبال گچ است! و برایش سخت است که اعتدال در پیش بگیرد (حتی همین الان این مطالب را به خود می‌گیرد چون هر کسی از ظن خود شد یار من) اما از منظر من چه چیزی خوب است خدای عشق آنکه حافظ و سعدی و مولوی می‌آفریند آنکه یکچیز را گوش و دیگران را گوشواره فرض می‌کند آنکه بچه یهود ایرانی یک بچه انسان ایرانیست اینست فرمول مردان و زنان اعتدال همه را برای یکچیز دوست داشته باش و مصداق به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست. این افراد هنر دفع افراط از خود دارند و در نوع پیش رفته تر در این مقاله حتی از دیگران. آیا شعار مولانا یا آقای سرداری اصالت انسان بوده یا مسلمان یا یهود یا یک گروه خاص. اینست زمانی که انسانها با یک وبا نصف جمعیتشان می‌مرده حرف هفت شهر عشق می‌زده و یا حتا می‌گفته انسانم آرزوست. ادامه ...
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:26
YAS ABI - ببرسل - لز
لذت بردم. ایرانی‌ انسان بوده و هست. ادیان همه مورد احترام هستند. حتا عقاید غیر دینی هم که مشوّق رفتار انسانی‌ باشد مورد احترام هستند. آلمانها برای تصاحب دنیا یهودیان اروپا را بهانه کرده بودند و میکشتند. حالا تاوان این رفتار کثیف نازی‌ها را فلسطینیها میدهند. ظلمی بد تر از ظلمی که هیتلر کرد. صهیونیسم کثیفتر از نازیسم.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:47
golly47 - فرانکفورت - المان
نسل جوان بایست تاریخ مملکتش را بداند و میراث فرهنگی‌ که قبلان داشته با حال مقایسه کند تا گول عربها را نخورد
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:54
دانشجو_92 - دوحه - قطر
ما ایرانیان هر جا که باشیم یار و یاور همدیگر هستیم . زنده باد ایران و ایرانی
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 12:56
avesta_afshin - تهران - ایران
روحش شاد
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 13:28
pardis_pardis - لندن - انگلیس
انگلستان - لندن - درود به روان پاکش
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 13:35
m.noor - شارجه - امارات
با درود. درود به شرافت تمام ایرانیان پاک و بی‌ ریا ایرانیانی که در بدترین شرایط هم ذوب در ولایت نشدن و اصیل ماندن و درود به روان پاک آقای سرداری و سرداریها که شرف داشتند به امید روزی که این بلای سیاهی از روی دوش ایران و ایرانی‌ برداشته شود امین.م.ن
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 14:17
Karkas - اصفهان - ایران
پر از دروغ، اگه این آقا مسلمان بوده طبق آیه ٣٣ سوره المائده باید دست و پاشون را بر خلاف جهت مى بریده
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 14:48
IRAN+ISRAEL+USA 4EVER - مونیخ - آلمان
درود بر روان این مرد شجاع که بار دیگر در پیشگاه تاریخ گو اه بر دوستی‌ چند ۱۰۰۰ ساله ۲ ملت ایران و اسرائیل هستند، نامش جاودان
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 16:11
romano - تهران - ایران
من فقط میدانم از ایرانی باور و عشقش را دزدیدند و دزد خانگیست پیشتر هم مردم دین داشتند واتفاقا اسلام بود ولی روزگار این نبود. بهترین چیز اعتدال است نه خر مقدس نه بی اعتقاد زمان شاه هم عده‌ای بدنبال انقلاب سپید ریختند و شروع به جفگسرایی ایران باستان و . کردند نتیجه این شد که شاه روانشاد که قصد تلطیف دین را در کشور داشت در منجلاب افراطیون مذهبی و باستان و کمونیستها محاصره شد و حتی متاصفانه تعدادی از بهاییان نیز که در حکومت بودند و از عمد توسط شاه به این مناسب گماشته شدند تا آرامتر کنند و زور اسلامیان را کمتر آنها نیز افراط کردند خلاصه تمام افراطها جمع شد و نوزادی از میان این افراطها که ریشه‌ای کهنتر و سازمان یافته‌تر داشت یعنی روح الله موسوی خمینی زائیده شد که در حرف معروفش می گوید اگر همه ملت بگویند بله من میگویم نه. این است که من اعتقاد دارم که دیکتارتورها را ما ملتها می‌آفرینیم و آنها معلول ما هستند. ادامه..
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:47
romano - تهران - ایران
اسلام یا هرچیز که می‌خواهید نامش را بگذراید باور دور و دراز این مردم است و حذف آن غیر ممکن است. بارها به دوستان در این سایت اشاره کرده‌ام به باور مردم توهین نکیند که نتیجه معکوس خواهید گرفت و اتفاقا ریشه افراط اسلامی را محکمتر خواهید کرد. در آیین جنگ آوری تائو دستوری است که می‌گوید وقتی نمی‌توانی با دشمنت بجنگی با او راه رفاقت برو. دقیقا افراط دوستان بی اعتقاد به اسلام باعث قوت اینها خواهد شد. باید با اینها از دری دآمد که انها را مانند اروپا در قانون گنجاند و وقتی مجبور شدند دوباره خیابان را با پای پیاده گز کنند و چون تخصص بدرد بخوری هم ندارند و طبق قانون هم حق نانخوری دینی ندارند و باید شغل دومی داشته باشند آنموقع است که روزی صد هزار بار حسرت روزهای از دست رفته را خواهند خورد که نوش جانشان و ریشه این فساد برای همیشه کنده خواهد شد. آنموقع که خیلی با لبخند اینها را در یک رده با اجتماع همراه کردی آنقدر از صبح تا شب به فکر در آوردن لقمه نانی هستند که که دیگر نمی‌توانند کمر راست کنند. ادامه ...
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:55
romano - تهران - ایران
تمام صحبت من در این نوشته‌ها با دوستان در این سایت این نیست که با زرنگی اسلام را حفظ کنم یا شریعتی شوم (که نیستم). صحبت من این است افراط اکو سیستم جهل مذهبیست یعنی شما هرچه بیشتر افراط کنی اینها دیگشان جوشانتر خواهد شد تمام تاریخ را بخوانید مذهب دوش به دوش قدرت بوده و از همزدن این دیگ نان خورده در هیچ مقطع تاریخی کلیسایی خراب نشده یهودیان بیگناه سوزانده شدند اما آخوند یهود نه. این افراط ما است که ستون اینها را راست نگه می‌دارد. اروپا بعد از جنگ دوم و قرنها سیه روزی یاد گرفت که اتفاقا با پنبه سر بریدن بهتر می‌توان نتیجه گرفت و آنموقع که کلیساها شروع به جمع آوری پنی پنی سکه از مردم برای حفظ خود کردند فکر نو و عصر نو به اروپا لبخند زد. آنکه می‌گوید دین تازی احمقهای اسلامی خود به خامی نمیداند که دارد به امامان همین مردمی که زیر شکنجه هستند خواسته یا نا خواسته توهین می‌کند و کمر افراط مردم جاهلیکه به افراد مرده دل خوش کرده‌اند را برای آفرینش مهره‌های افراطی مانند خمینی محکمتر می‌کند. ادامه...
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:04
romano - تهران - ایران
چهار فاشیزم عقیده معروف میشناسم دو عدد از آنها دینی و دوتا نهایت تفکر لائیک آنها اینها هستند مسیحیت قرون وسطا اسلام ناب محمدی 2012 و انقلاب کمونیستی و فاشیزم نژاد برتر هیتلری و یکی هم اخیرا دارد سر باز می‌کند گروه عاشقان ذره کوانتمی هوخشتریزم ناب پاک آریایی دشمن ضد تازی! خوب به من بگویید که حرف کدام دسته از افراد را در این سایت پیرو باشم؟ وقتی باهات در می‌یفتم منو دشمنت ندون همتونو دوست دارم منتها افراطت تو یک مملکتی داره جوونه می‌کنه که رحمش به هر تخم افراطی آبستن می‌شه و قدرت زاد و ولدش زیاده پس از زندگی حرف بزن خیلی ساله فراموش شده مخصوصا اگه اونور آبی زندگی خوش بزرگترین دشمن افراطه اگر راست می گی جوونهای آلمان رو مجددا بسیج برای درنوردیدن آریایی دنیا بکن مطمئنا چیزی جز خنده گیرت نمیاد خوش باشید
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:32
mehrdad.n.l - امستردام - هلند
درود بر همه ی انسانهای آزاده .رحمت پروردگار نصیب همه ی این بزرگان باشد .شرافت انسانی‌ حکم می‌کند که انسان به همه احترام بگذارد بدون توجه به نژاد . قوم ، زبان ، دین. رنگ، و جنس . امیدوارم همه ایرانیان و دیگر اقوام بشری در صلح و عشق زندگی‌ کنند . زنده با د ایرانیان ملی‌ گرا و سکولار
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 14:49
دختر ایران - تهران - ایران
درود بر ایران و ایرانی.مسلمان و مسیحی و یهودی نداره همه با هم یکی هستن.درود بر این مسلمان وطن پرست.صهیونیسم مایه شرم یهود.اخوندای افراطی مایه شرم اسلام.و مسیحیان تندرو مایه شرم مسیحیان.همیشه در همه ادیان بودن کسانی که باعث شدن یکسری دید نامناسب نسبت به ادیان خدا داشته باشن.ولی این ما هستیم که با شعور و درک خود باید درستی را پیدا کنیم.درود بر گذشتگان ما با این میراث زیبایی که به یادگار برای امروز ما گذاشتن.ما برای ایندگان خود چه میراثی به یادگار خواهیم گذاشت.فحش و بدوبیرا و تهمت و بی دینی و انکار خدا و...... میراث ماست برای ایندگان ایا؟
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 15:55
MIRZADEH I ESHGHI - دوسلدورف - دوسلدورف
روح شیندلر و سرداری شاد.با همه تنفرم از سیاست‌های ضد بشرانه اسرائیل قلبم و مهرم با همه انسانهایه که مورد ظلم و ستم قرار گرفتن از جمله یهودیهای و کولی‌های جنگ جهانی‌ دوم و مردم ویتنام و هیروشیما و ناکازاکی و فلسطین.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 17:08
Royan - بوخوم - آلمان
شپش سگ این آقا شرفش از خامنه ای و بقیه اسلامیون بیشتر است
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 17:18
bita tehrani - ونکوور - کانادا
MIRZADEH I ESHGHI -ایرانی‌‌ها در صدر انسان‌هایی‌ که مورد ظلم قرار گرفتند، هستند مستر عشقی‌! واقعا جای خجالت است که برای همه دل میسوزانید غیر از هموطنان خودتون،شرم ٔبر شما
جمعه 2 دي 1390 - 00:29
MIRZADEH I ESHGHI - دوسلدورف - دوسلدورف
بیتا خانوم شما تازه تشریف آوردید به غرب.این مدل فکر کردنتون طبیعیه.شما غزه یا هیروشیما رو با وضعیت ایرانی‌‌ها قیاس میکنی‌.ای بنازم به این وسعت دید.دلم برات سوخت.
جمعه 2 دي 1390 - 08:26
romano - تهران - ایران
bita tehrani - ونکوور - کانادا بنده خدا حرفشو خیلی کلی گفت گفته همه انسانها.
جمعه 2 دي 1390 - 09:20
noshafarin - اکلند - نیوزلند
romano. یکی به نعل میزنی یکی به میخ !
جمعه 2 دي 1390 - 11:56
avesta_afshin - تهران - ایران
romano - تهران - ایران. لذت بردم از کامنتت و می دونم برای تایپش خیلی زحمت کشیدی . خیلی جالب بود دوست خوبم . امیدوارم اونهایی که خوابن این مطالب بیادرشون کنه
جمعه 2 دي 1390 - 12:34
romano - تهران - ایران
noshafarin - اکلند - نیوزلند خانم محترم این به نعل و میخ زدن نیست اینو می‌گن عفو عمومی بابا تا کی خون می‌خواید 2500 سال کمه بنده خدا دیگه چینیهای کمونیست هم دارن شب سال نو میلادی تو خیابون با 2000 سال تاریخ قر می‌دن. خانوم اتفاقا باید برای همون بسیجی احمق مجاهدین هر فرقه‌ای یک شرایطی فراهم کنیم برن سر خونه زندگیشون و بدرد جامعه بخورن (هرکی هم جنایت کرده در یک دادگاه عادل محاکمه بشه). شاهزارده رضا پهلوی هم بارها اینو براتون بیچاره با مهر پیشونی سیاه سلطنت طلبیش گفته براتون که همه برن زندگیشونو بکنن. خانم عزیز خون شستن را خون شستن محالست محال. باید این داستان زورگویی و دسته بندی انسانها برای همیشه تموم بشه نا سلامتی داری می‌بینی تو همون نیوزیلند مردم چطور از صد فرقه بدون تاریخ قدیمی زندگی می‌کنن. من طرفدار هیچ فرقه‌ای نیستم به خدا معتقدم ولی اسلامی هم نیستم اصلا فرقه اسلامی یعنی چی سال 2012 میلادی همه آدمن آدم. ادامه..
جمعه 2 دي 1390 - 18:17
romano - تهران - ایران
بزارید داستان این عفریت جهل مذهبی تمام شه. چه سودی داره برای ما بابا ترکیه و عربستان هم مسلمونند مالزی هم همینطور ولی جزو 20 اقتصاد اول جهانند. تا کی ما باید نقش بچه پول دار مال باخته رو با غرور بازی کنیم و هی داستان امل قرای اسلامی و میراث هوخشتره رو سر بدیم در حالیکه دختر در مملکتمون در سن پایین تن به فحشا می‌ده از اونطرف عرب زپرتی اماراتی و قطری سرمایه 70 میلیون رو چپو کنند که فقط دو فیلمش در صدر فیلمهای دنیان و بالاترین میزان تحصیلکرده رو در مسلمونها داره گور بابای اون اسلامی که بخواد دل من رو خوش کنه ولی یک بچه برای یک لقمه نون تو خیابون سگدو بزنه اون دین نیست اون اجحافه جهله زوره، تزویره ، خرافه است ، فقر فرهنگیه. تمنا می‌کنم عوض نوشتن یک جمله بی ربط از زندگیتون برای نسل جوون بگید از کیفیت یک زندگی خوب از اینکه همه برابرن و هیچ مشکلی هم برای هیچ تفکری پیش نمی‌یاد همه هم راضی می‌شند. باور کنید خیلی مردم ایران از شما روشنتر فکر می‌کنند بهشون افتخار می‌کنم.
جمعه 2 دي 1390 - 18:25
bita tehrani - ونکوور - کانادا
romano/هموطن من این بابا بنده خدا نیست، همه چیز آمریکا و غرب بده و همه چیز حکومت ایران خوب.حتا اگه همون کارها به شکل دیگری تکرار بشه،شما یک نگاه به لیست کشور هایی که اسم برده بنداز و چنتا از کامنت‌های ضدّ امپریالیسم!! شو بخون،خودت میبینی‌...
جمعه 2 دي 1390 - 22:30
MIRZADEH I ESHGHI - دوسلدورف - دوسلدورف
بیتا خانوم من به ضد امپریالیستی( به قول شما) و ضد آمریکایی‌ بودن به زعم خودم مفتخرم.سالها گوش انبار بزرگترین انتشارت ایرانی‌ خارج از کشور وپشت فرمان تاکسی تاریخچه آمریکا و ایران رو مرور کردم.هر جا که به خاک و خون کشیدن دولت مردمی مصدق-‌قتل عام ویتنام-‌انداختن بمب بر سر مردم بیگناه هیروشیما و ناکازاکی-‌حمایت آمریکا از صدام و زدن هواپیمای مسافربری ایرانی‌ بر فراز خلیج فارس رسیدم بار‌ها و بار‌ها قلبم شکسته و از قبل من رو ضد امپریالیست تر کرده.منی‌ که زمانی‌ تو اتاقم پرچم آمریکا آویزون بود.
شنبه 3 دي 1390 - 00:37
bita tehrani - ونکوور - کانادا
جناب عشقی‌ ما هیچوقت پرچم آمریکا تو اتاقمون نبود و هیچوقت هم نخواهد بود،کتاب تاریخ هم توی هر کتابخانه یی پیدا میشود.مکاشفه نیست که به آن میبالید.شما رنجی‌ را که به هموطنان خودتان میرود را نمی‌بینید.از آلودگی هوا بگیر تا بیکاری و اعتیاد و فقر و فحشا و ناا امنی‌ جامعه و کودک آزاری.تازه با افتخار از صدور این حکومت به دیگر نقاط دنیا حرف میزنید!! اگر این حکومت و دستاوردش خوب است و قدرتش چنین و چنان شما در بلاد کفر چه میکنید؟! یک بار در کامنتی فرمودید که ایران(شاید هم تهران،راستش یادم نیست) دیگر جای زندگی‌ نیست و دوست دارید مادر و خواهرتان نزد شما بیایند که البته آنها دوست ندارند....و من همانجا به وسعت دید شما پی‌ بردم!! و دلم برای هموطنانم سوخت!!
شنبه 3 دي 1390 - 01:33
bita tehrani - ونکوور - کانادا
مجبور شدم کامنت قبلی‌ را نیمه کاره پست کنم....این را میخواستم بگویم که جنایات آمریکا بر کسی‌ پوشیده نیست،فقط سیاست آمریکا قربانی کردن دیگر ملتها برای ملّت و مصلحت خودش است،ولی‌ حکومت ایران بیشترین فشار را به مردم خودش میاورد تا چند صباحی دیگر سر پا بایستد.به خدا مستر عشقی‌ این معادله را بچه ۵ ساله میفهمد.برای فهمیدنش نباید سراغ کتاب رفت.کافیست وسعت دید وجود داشته باشد! و از شما که فردی تحصیل کرده هستید بعید است
شنبه 3 دي 1390 - 03:42
shahram407 - تهران - ایران
بابا این رو بانو تهران -ایران ...خیلی چیز سرش میشه!!!
شنبه 3 دي 1390 - 03:52
shahram407 - تهران - ایران
روبانو-تهران-ایران..چیزی که با بی ادبی ازش بعنوان جهل مذهبی یاد کردی (و ادعای روشنفکری هم داری!!!!) مکتبی هست که در ایران هفتاد میلیون و در. جهان بیش از یک میلیارد بهش اعتقاد دارند.این طرز نگارش وقیحانه توهین به اعتقادی یا بیش از یک میلیارد پیرو هست.مشخصا هرکس زیاد حرف میزنه!! یعنی از علم و دانش بی بهره تر هست!!!(میدونم الان داری قیاس به نفس میکنی!!).اما لطف کن زیاد با خزعبلاتت نه وقت مردم رو بگیر نه قسمتی از سایت. رو اشغال کن و نه سواتت رو به رخ بندگان خدا بکش!!!. از اینکه دیگه مزاحمت ایجاد نمیکنی پیشاپیش متشکریم!!!.
شنبه 3 دي 1390 - 09:32
نظر شما چیست؟