جلسات فلسفه برای کودکان

کودکان تمام شرایطی را که برای تفکر فیلسوفانه مورد نیاز است دارند. آن‌ها کنجکاوند، همه چیز برایشان شگفت‌انگیز است و در مورد بدیهی‌ترین مسائل سئوال می‌کنند، اما معمولا با پاسخ‌های سطحی بزرگترها مواجه می‌شوند.

 
 

 

جهان چقدر بزرگ است؟ قوانین برای چه وجود دارند؟ مرگ چیست؟ این‌ها پرسش‌هائی هستند که شاید در ابتدا به نظر بعید برسد که کودکان آن‌ها را طرح کنند، اما واقعیت این است که کودکان در مورد این‌گونه مسائل فکر می‌کنند.

کریستینا کالورت Kristina Calvert به این مسئله اعتقاد دارد. او به مدت ۲۰ سال مربی فلسفه کودکان بوده است. کریستیا در دوران تحصیلات دانشگاهی خود در یکی از سمینارها با فلسفه آشنا شد و بلافاصله به این سمت کشش پیدا کرد. او می‌گوید: «من خودم همیشه پرسش‌گر بودم. وقتی کودک بودم بارها به من می‌گفتند که بهتر است از سئوال کردن دست بکشم و همه چیز را همانطور که هست بپذیرم.»

این برخورد بزرگسالان در کریستینا تأثیر ناخوشایندی بجا گذاشته است. حال کریستینا قصد دارد با آموزش فلسفه به کودکان به دیگران کمک کند تا مجبور نباشند این حس ناخوشایند را تجربه کنند.

کودکان؛ فیلسوف‌های کوچک

 کریستینا نخستین تجربیات خود به عنوان مربی فلسفه کودکان را در دبستانی در هامبورگ جمع‌آوری کرده است. حال کریستینا پنجاه سال دارد و در مدارس مختلف فلسفه درس می‌دهد و برای مربیان مهدکودک و معلمان مدارس دوره‌های آموزشی برگزار می‌کند.

او هنگام گفت‌وگوهای فلسفی با کودکان، از انتخاب موضوع‌های پیچیده دوری می‌کند، بلکه بیشتر به بحث و گفت‌وگو در مورد سؤالاتی می‌پردازد که در زندگی روزمره به ذهن کودکان می‌رسد. به نظر او لازم نیست که به کودکان فکر کردن در مورد مسائل فلسفی را یاد داد، زیرا آن‌ها خود به طور غریزی این کار را انجام می‌دهند. آن‌ها کنجکاو هستند و در مورد مسائلی که شاید برای بزرگسالان بدیهی باشد، شگفت‌زده می‌شوند. داشتن همین دو ویژگی برای شروع تفکر فلسفی کافی است.

کریستینا کالورت می‌گوید: «کودکان در مورد موضوع‌های پایه‌ای فلسفه سؤال می‌کنند، به طور مثال در مورد مرگ، پایان جهان هستی، موجه بودن قوانین و همین‌طور در مورد صفاتی مانند  ترس و شجاعت.»

اهمیت درک متقابل بین کودکان و بزرگسالان

 

«لازم نیست به کودکان فکر کردن در مورد مسائل فلسفی را یاد داد، زیرا آنها خود به طور غریزی این کار را انجام می‌دهند»

 

خانه ادبیات هامبورگ پروژه‌ای با عنوان "پرواز افکار- فلسفه برای کودکان" را شروع کرده است. در هر جلسه یک موضوع فلسفی انتخاب می‌شود که کودکان و همین‌طور بزرگ‌سالان با هم درباره آن صحبت می‌کنند. این‌بار قرار است گفت‌وگو در این مورد باشد که دوست یعنی چه و داشتن آن چه اهمیتی دارد؟

 در این میان، کودکان پنج ساله هم نظر خود را دارند، به طور مثال مارا می‌گوید که دوست کسی است که ما به او علاقه داریم و توبیاس ۸ ساله می‌گوید که علاقه در رابطه دوستی باید دوطرفه باشد. کریستینا در این میان با پرداختن به پاسخ‌های کودکان گفت‌وگو در این زمینه را ادامه می‌دهد.

کودکان در این جلسات معمولا با علاقه به صحبت‌های یکدیگر گوش می‌کنند. بزرگسالان هم در جلسه حضور دارند و می‌توانند نظرات خود را بگویند. کریستیا می‌پرسد که آیا دوستان می‌توانند به هم دعوا کنند؟ الکساندر زیلاف Alexander Sielaff که نزد کریستینا در زمینه فلسفه برای کودکان یک دوره آموزشی گذرانده است، اعتقاد دارد که دعوا بین دوستان امری طبیعی است، چون دوستان باید با هم صادق باشند و اگر موضوعی آن‌ها را ناراحت می‌کند در مورد آن با هم حرف بزنند.
 
برای کریستینا کالورت مهم است که بزرگسالان هم در حضور کودکان نظرات خود را مطرح کنند. کودکان در این جلسات بیشتر آمادگی این را دارند که گفته‌های بزرگتران را جدی بگیرند، چون خود نیز می‌توانند نظرات خود را بگویند و والدین و مربیان هم یاد می‌گیرند به حرف‌های کودکان بیشتر بها دهند.

کریستینا در کلاس‌ها‌ی فلسفه قصد دارد به کودکان یاد دهد که حرف‌ها و نظرات آن‌ها ارزشمند است  و توانایی این را دارند که دنیا را برای خود تعریف کنند و برای تعاریف خود دلائل موجه بیاورند.

+83
رأی دهید
-102

sepehr79 - وین - اتریش
دلم به حال خودم میسوزه که در کودکی به جای ۱ چیز به درد بخور، قران توی کله ما فرو کردن. لعنت به این همه جهالت بزرگترامون
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 07:40
gol andam - ژنو - سویس
بمیرم برای نسل بعدی خودمون که از بچگی‌ با چرندیات این آخوند‌ها بزرگ میشن،،،
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 10:38
پریستوک - تهران - ایران
خوش به حالشون. منم تو کودکی خیلی با این مشکل مواجه بودم و حتی بعضی وقتا پاسخ اشتباه بهم داده می شد مخصوصاً تو مدرسه و معمولاً سر کلاس دینی که متوجه شدم داره برام مساله ساز می شه. وقتی دیدم هیچ کس جواب سوالام و نمی ده و همه رو کلافه می کنم به مطالعه رو آوردم. حتی یه بار تو سیزده سالگی معلم دینی که از بحثای فلسفی من کلافه شده بود گفت من قابلیت پاسخ گویی به شما رو ندارم ولی اگر می خوای جواب بگیری می تونم شما رو به افراد با صلاحیت معرفی کنم و شما با اونا به بحث و تبادل نظر بپردازی ولی چون ترسیدم پیشنهادش و رد کردم.
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 11:37
نظر شما چیست؟