دختران تهرانی به یاد زن سرخپوش میدان فردوسی دور هم جمع شدند

پنجشنبه – میدان فردوسی به ساعت پنج عصر، میعادگاه دختران و زنانی بود که برای بازخوانی یک پرونده عاشقانه با لباس‌های یکدست سرخ، دور یکدیگر جمع شده بودند. در جهت جغرافیایی شمال شرقی میدان فردوسی، تا چشم کار می‌کرد. دختران سرخپوشی را می‌شد دید که در پرفورمنس «بانوی سرخپوش» - برآمده از یک حرکت خودجوش
 اجتماعی – حاضر بودند. پرفورمنس «بانوی سرخپوش» این‌گونه کلید خورد که دخترانی سراپا سرخپوش هرکدام به تنهایی در روزی از هفته از ساعت پنج تا شش عصر با پوششی سرخ در میدان فردوسی می‌ایستادند. اما پنجشنبه ماجرا کمی متفاوت بود. در قسمت آخر این پرفورمنس نزدیک به 50 دختر سرخپوش دور تا دور میدان فردوسی را قرق کرده بودند تا با اجرای نهایی این پرفورمنس یاد و خاطره «یاقوت» را زنده نگه دارند. خیلی‌ها که از ماجرای پیش‌آمده در میدان فردوسی تهران که در پنجشنبه گذشته رخ داد، مطلع نبودند گمان می‌بردند مقرر است پرچم سرخ مزین به داس و چکش دوباره افراشته شود و این دخترکان هم می‌خواهند جا پای «رزا لوکزامبورگ» بگذارند. اما نه! همه عاشق بودند و قصد آن داشتند یاد زنی را زنده کنند که روزی روزگاری نماد عشق و عشاق تهران بود که شاید هنوز هم هست و خواهد بود. «یاقوت» نام زنی بود که همواره با لباسی سرخ به امید ملاقات با معشوق در میدان فردوسی حاضر بود و آن‌گونه که روایت می‌شود، در سال‌های 62-61 برای آخرین بار در این میدان دیده شده است. شاید اوان نوجوانی نسل ما همراه با آخرین حضور «یاقوت» در میدان فردوسی بوده باشد و هیچ تصویر روشنی از «یاقوت» در دسترس نیست. بوده‌اند بسیاری که برای «یاقوت» گفته یا خوانده‌اند. «محمدعلی سپانلو» در منظومه‌ «خانم زمان» او را به یاد تهران می‌آورد؛ «بدان سرخ‌پوشی بیندیش / که عمری مرتب به سروقت میعاد می‌رفت / و معشوق او را چنان کاشت / که اکنون درختی‌ست برگ و برش سرخ.» یا «فریدون فروغی» که پاتوقش کافه «فردوسی» در ضلع جنوب غربی میدان فردوسی بود و این روزها با عنوان سفره‌خانه «عیاران» شناخته می‌شود، ترانه «همیشه غایب» را از زبان «یاقوت» خواند. فیلم کوتاهی با برداشتی آزاد از زندگی «یاقوت» با عنوان «مثل همیشه» به کارگردانی «محمد حمزه‌ای» و بازی «آنا نعمتی» نیز ساخته شده است. در این سال‌ها حتی شایع شده بود «کریس دی‌برگ» ترانه «بانوی سرخپوش» یا «Lady In Red» را در رثای «یاقوت» میدان فردوسی تهران آواز سر داده است. روزنامه‌نگار پیشکسوتی‌ هم در سال 1355 گفت و گویی با «یاقوت» را فراهم کرد. موضوع این برنامه عشق بود و در بخش‌هایی از آن این‌گونه روایت شده است؛ «در میدان فردوسی هستم. میعادگاه همیشه بانوی سرخپوش. بانویی که همیشه شما او را می‌بینید، سراپا سرخ با گلی در دست در روبه‌روی من نشسته...

یاقوت


 شما خودتون رو معرفی می‌کنید؟
 یاقوت.
 چند سالتونه؟
 50 سال.
 چرا همیشه لباس سرخ به تن شماست؟
 از همه لباس‌ها بهتر است.
 رنگشو بیشتر دوست داری؟
 بله، بله.
 چرا همیشه توی میدان فردوسی هستی؟
 همیشه پاتوق من بوده. کجا برم؟ هرجا برم آسمون همین رنگه.
 چرا تو یه میدان دیگری منتظر نمی‌شی؟
 برای اینکه محل، اینجا شاید زندگی می‌کنم موندم اینجا دیگه.
 می‌گن شما منتظر کسی هستی...
 دروغه.
 دروغه؟
 بله
 قوم و خویش و فامیل دارین؟
 بله دارم.
 چرا با آنها زندگی نمی‌کنی؟
 چون از اولش این‌طوری زندگی کردم
 چرا؟
 کردم دیگه! چرا نداره!
 خودتون دوست داشتین؟
 آره.
 یاقوت خانم می‌گن که شما عاشق هستید...
 نه بابا! عاشق نیستم! عاشق؟ الان دیگه این حرف‌ها عیبه برای من.
 در جوانی؟
 در جوانی خب عاشق بودم. هر کسی در جوانی عاشقه در پیری هم عاشقه.
 می‌گن که شما عاشق شدی و قرار ملاقاتی با معشوق‌تون داشتین در میدان فردوسی...
 نه بابا من با یک‌سری دوست قدیمی زندگی می‌کنیم اینجا هستیم.
 از روز اول شما منتظر کسی نبودی؟
 نه! نه این حرف‌ها دروغه...
دو سال پیش وقتی برنامه‌ای درباره عشق می‌ساختم، گفتم روزی تهرانی‌ها به یاد او می‌افتند، که مدتی است نیست و او که چنان ابر آمده بود آرام چنان ابر می‌رود. او آن کلید گمشده عشق شده بود و عشاق آنچنان که در رم چند سکه‌ای در چشمه‌ای می‌افکنند... در آفریقا رقصی تا صبح بر پای درخت مقدس می‌کنند و در همین تهران خودمان به توپ مروارید دخیل می‌بستند و به چنارهای پیر امامزاده‌ها، در اینجا چند تومانی در کف او نذر عاشقان بود. اما اینک نیست. شهری چون تهران که در هر خانه‌اش دیوان حافظی بر رف است بی‌عشق که نمی‌زید. پس او کجاست؟ اگر چیزی از او می‌دانید، ما را هم خبر کنید، همدیگر را خبر کنید. مبادا در این هیاهو شهر بی‌عشق بماند.»
 
شمال میدان فردوسی حوالی همان جاهایی که «یاقوت» منتظر می‌ایستاد، فروشگاه پوشاکی است. نام این فروشگاه هم با سرخپوشی دخترانی همراه بود که پنجشنبه عصر به یاد «یاقوت» در میدان فردوسی حاضر بودند. تجمع دختران سرخپوش به آنجا منتهی شد که کار و کاسبی این فروشگاه سکه شد! دختران سرخپوش به اجبار وارد فروشگاه شدند و هرکدام شال و مانتوی سرخ خود را با البسه‌ای در همین مقیاس به قیمت واحد هرکدام شش هزار تومان به رنگی دیگر تغییر دادند. دیگر قرمز به تن نداشتند اما هر کدام مستعد «یاقوت» بودند. 

+533
رأی دهید
-222

مریم توی تهرون - تهران - ایران
مرسی دخترا
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 14:14
Persianshadow1 - برایتون - انگلستان
ای بابا همه این ادا اطفارا از درد بی شوهریه..والللللاا هاهاها. ولی خارج از شوخی کار جالبی بود افرین به دختران خوب ایرانی و حس نوعدوستیشون
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 14:24
kamran63 - ليون - فرانسه
مرسی دخترهای خوب و نوعدوست , کار خوب و جالبی بود
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 14:42
golly47 - فوكشتاد - المان
همه جوانها از دست این عربها قاطی‌ کردند خدا به داد این ملت برسه
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 14:58
gol andam - ژنو - سویس
واقعا کار جالبی‌ کردن،،،،مرسی‌ دوستان
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:15
خوش بین - شیراز - ایران
تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگی سیاهی و ز آن دل خستگانت راست اندوهی فراهم، تو را من چشم در راهم...
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:22
Camran - بـغداد - عــــراق
این لاشی بازیها چیه دیگه بابا. نمیدانم حکومت به اینها پشت بسته
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 14:37
ktkntiuk - مونيخ - المان
مثلا که چی‌ بشه ؟ آدم که محیطش بسته باشه، هیچ سرگرمی به جز ادا در آوردن نداره! هر چی‌ برنامه‌های بی‌ نمک و مسخره است ، مال ایرانی‌‌های داخل ایران.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:10
Royan - بوخوم - آلمان
۱Persianshadow1 - برایتون - انگلستان/ خوب شما که متوجه این مطلب شدی برو خواستگاری یکی از این عزیزان نجاتش بده اینها اگر بی‌ شو هر ماندن بخاطر مشکلات اقتصادی و بیکاری و بی‌ درامدی پسر‌ها است نه اینکه دختران ایرانی‌ مشکل دارند، جنگ یک عده را بی‌ شو هر گذاشت چون جوانان هم سنّ و سالشون شهید شدند یک عده هم رفتن زن شهدا را گرفتند،که سفره چربتری داشته باشند، لطمه آن را دختران خوردند و حالا هم گرانی و تورم و بیکاری اصلا ‌همش تقصیر جمهوری اسلامی است که زندگی‌ زنان و دختران ایران را سیاه کرده.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:37
pelle - استکهلم - سوئد
آفرین به شما دخترهای خوب و نازنین ،چه کار زیبایی انجام دادید. میگن عشق هرگز نمیمیرد ولی با این کار دخترا ظاهرا این عاشق است که هرگز نمیمیرد. بله "زن سرخ پوش" همیشه با لباس سرخش زنده میماند.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:52
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان
(((ای عشق)))...‌ای عشق کرده‌ای مرا با شوق=همین را گر‌ می‌‌توانی‌ کمی‌ ذوق /‌ای عشق تو منو در به در کردی=از خانه و کاشانه بیزار کردی/اواره به هر کوچه و گذر کردی=آشیانه به سوز و جدار کردی/ عشق که میگن شیرین باید باشه=اما وقتی‌ که از هم می‌‌پاشه / تلخیاش دنیا را داغون میکنه=عیالوار و سرکوب و سرگردون میکنه /‌ای عشق صاف و ساده و بی‌ ریا باش=همیشه خوش نغمه و خوش ساز و دلربا باش/...ادامه...
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:57
shomineh - انگلستان - لندن
اصلا یاقوت کیه؟؟ این که میگه من عاشق نبودم منتظر کسی‌ نبودم،اینا هم از سر بیکاریو بیشوهری چه کاری که نمی‌کنن :) حالا یه داستان عشقیه معرفو بگی‌ یه چیزی
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 16:03
KOROSH2500 - برمینگام - انگلستان
ادامه از قبل.......با ما به ز این همه گفتار و کردار=سلیقه خوب هر رفتار و حقیقت رویا باش /‌ای عشق بیا منت بذار با ما مدارا کن=دل‌ عاشق ما را تو مداوا کن / بیا همت کن حباب غم بشکن=با ما دوباره خوشرویی را رسوا کن / بیا دیگه با ما معرکه نگیر=اینهمه سرکه از اشک ما نگیر /
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 16:08
romano - تهران - ایران
زنهای ایرانی باعث افتخارند بهترین زنهای دنیان کاش زمینه رشد بیشتری برایشون خارج از این جاهلکده مذهب و مغان پیر فاسد مغز فراهم بود. اعتقاد ساده ای که به گناه تبدیل شد یاد فیلم پیانو می‌یفتم که یک خواست ساده چطور به یک معصیت تبدیل می‌شه و آخر باید بخشی رو که دوستش داری از دست بدی تا اونرو دوباره بدست بیاری ولی اون نمی‌شه هیچ وقت هیچ وقت کی فیلم پیانو رو دیده و می‌دونه منظورم چیه؟
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 16:41
karaji - گتنبرگ - سوئد
آفرین به شما که حرف تازه‌ای برای گفتن داشتید و از احساس خوبتون برای صحبت کردن استفاده کردید ، راستی‌ قابل توجه منتقدین بی‌ انصاف ، از این اتفاقات اگه مثلا در آلمان یا در لندن می‌‌افتاد خدایی آنها را جزو افتخارات دیداری زندگیتان محسوب نمیکردید !!؟؟
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 16:57
AMIR VADAX - لندن  - انگلستان
خوشم اومد. کارتون قشنگ بود. خسته نباشید
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 17:05
sourena.de - اشتوتگارت - آلمان
یادش بخیر. این خانم سرخپوش رو من توی مسیرم به دبیرستان میدیدم. من هم همین داستان رو شنیده بودم که از روز قرار ملاقاتش با یک مرد هر روز با لباس قرمز میاد سر قرار!!! این مطلب من رو یاد دوران دبیرستانم انداخت. ممنون از دست اندرکاران سایت ایرانیان انگلیس. شاد باشید
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:14
PARVANE1 - برنموث - انگلستان
تا اونجک یادمه به این زن میگفتن پری سرخه. یادش به خیر، وقتی‌ ایران بودم، یکبار دیدمش و به هیجان آمدم. آخه اونموقع‌ها منم عاشق بودم، خوب اسمم که پری هست دیگه واویلا.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:27
ARTEMIS-SW - .پاريس - فرانسه
پاس داشتن عشق واقعی‌ زیباست, چرا که عشق زیباترین هدیه ی طبیعت به تمام موجودات است‌قصه ی زن سرخپوش این خیابان تهران و انتظار او می‌توانست سناریو ی یک تأتر یا سینما قرار گیرد هر چه هست کار این دختران زیباست در آن ماتمکده ی اسلامی-!!!
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:31
khosh bavar - يزد - ايران
درد عاشق را عاشقان دادند ! خیلی‌ از این حرکت مردمی خوشم آمد که امیدوارم هر سال در روز معینی بیاد " یاقوت " چنین مراسمی اجرا شود ! پس همواره شاد و یاقوت باشیم !
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:33
Royan - بوخوم - آلمان
یه آقائی هم دور میدون ولی عصر بود که کت شلوار سفید می پوشید می ایستاد کنار درخت های خیابان ولباشو غنچه میکرد و به خانمها نگاه میکرد شوهر خواهرم بهشن میگفت ناصر غنچه میترسم پسرهامون هم یک روز مثل دختر هامون لباس سفید بپوشند و برن کنار خیابان بایستند
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:34
niloofar16 - شیراز - ایران
از رو بیکاری و جلب توجه این رورا از مردم همه چی می بینیم.......
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 19:04
morgan123 - واشینگتن - امریکا
هی گفتیم -زادو ولد- رو اینقدر تشویق نکنید حالا تحویل بگیرید! از کجا برای اینها شوهر پیدا کنیم!!!
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 20:09
Nur_ir - هامبورگ - المان
این واقعیت دارد که یاقوت عاشق کسی بوده ودرمیدان فردوسی قرارملاقات . داشته و طرف نمیاد و هرگز هم سراغ یاقوت را نمیگیرد . یاقوت برای اینکه این . محل را ازدست ندهد به دروغ میگه همینطوری . و هرگز اخرین رنگ لباسش . ازدست نمیده وهمیشه با رنگ قرمز درمیدان فردوسی هست . وکار این خانمها وهمدردی با یاقوت واقعا عالی وقابل ستایش هست درود بر. این زنان روشنفکر
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 20:38
bahaneh88 - تهران - ایران
برای همین روز 5شنبه اونجا بوی سبزی گندیده میومد،خدا برسون شوهر خوب با این اوضاع سکه طلا ::
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 20:54
zpirooz - آخن - آلمان
اونهایی که هی غر میزنند یک کمی فکر کنند متوجه میشند که این نه از روی بیکاری بوده و نه ادا اطوار. بانوی سرخ پوش میدان فردوسی از زمان پهلوی معروف بوده که همیشه با سرتا پای سرخ سر یک قرار ملاقات در ساعت 5 بعدازظهر حاضر میشده. بعد از انقلاب هم با اینکه سنش زیاد شده بود همچنان میامده ولی از یکی دو سال بعد از انقلاب مجبور بوده روسری سرش کنه. نکته جالبش هم اینه که او همیشه در انتظار بود و هیچوقت ازدواج نکرد و سرانجام از یک روز کسبه محل که به دیدنش عادت کرده بودند دیگه ندیدنش. هیچکس آدرسی از ایشون نداشت و اینجوری شد که بانوی سرخ پوش برای همیشه رفت. در ضمن کریس دی برگ هم یکبار با بهزاد بلور که مصاحبه داشت گفته که من بانوی سرخ پوش رو برای این شخص بخصوص نخوندم اما مسلما شامل چنین کسی میشه
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 21:12
amir-amir - تورنتو - كانادا
یادش بخیر من این خانم سرخپوش را به یاد مى آورم آن سالها چندین بار ایشان را در میدان فردوسى دیدم یکبار هم ر. اعتمادى سردبیر وقت مجله جوانان تهران یک مصاحبه اى از او نیز چاپ کرده بود
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 21:56
Geelongcat - سیدنی - استرالیا
خیلی‌ جالب بود. ولی‌ این دختر‌ها خیلی‌ غمگین به نظر میان. یادمه من خودم یک روز این خانم را دیدم. یادش بخیر.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 22:03
ali51reza - وستروس - سوئد
عجب جراتی داشتن نه به خاطر کارشون بلکه لباس سرخ نشان یزید است و آنهم در ایام محرم جرات زیاد میخواهد هر چند که رنگ سبز هم این روزها جرم شده حالا جمهوری اسلامی با این کار نشان داد که گرایش کاملا چپ کمونیستی دارد.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 22:52
Mossadegh - لندن - انگلیس
این کار ربطی به بی شوهری...بی کاری. اخوندها..ووو ندارد. معمولا در همه جای دنیا این مرسوم است که عده ای کارهای را انجام میدهند که از نظربسیاری طبیعی و مورد پسند نیست و غیر عادی محسوب می شود نمونه اش هوی متالها ووووو پس بیائید ما هم این را یاد بگریم و به حق و حقوق دیگران احترام بگذاریم.
‌پنجشنبه 17 آذر 1390 - 23:50
ali1111 - تهران - ایران
کار قشنگی‌ بود، قابل تحسین. ولی‌ در رابطه با این یاقوت خانوم، حالا گیرم این خانوم دچار یک فاجعه عشقی‌ شده، آیا باید پس از مدتی‌ به زندگی‌ ادامه دهد و برای زندگی‌ تلاش کند یا اینکه این مشگل شدیدا اثر روانی‌ برای ایشان بجا گذاشته که باید روان درمانی گردd? اینکه هر روز لباس قرمز به تن‌ کند و آوارهٔ میدان فردوسی‌ شود تا بحال هم ظاهراً هیچگونه کمکی به ایشان نشده. این بیشتر بی‌ تفاوتی‌ جامعه را می‌رساند!! البته در آن مقطع زمانی‌...ایکاش بجای این همه انرژی ,کمی‌ وقت و هزینه برای این همه بچهای گوشه خیابان میشد که روی نفت نشستند و گدائی میکنند.
جمعه 18 آذر 1390 - 00:04
mosibat - انگلستان - انگلستان
ایول باحال بود
جمعه 18 آذر 1390 - 00:38
ARMINRAMBOD - تهران - ایران
پ نه پ گاو بازی شما خارجی ها خوبه
جمعه 18 آذر 1390 - 06:52
ARTEMIS-SW - .پاريس - فرانسه
آنهایی که چرندیات نوشتند آاصلا نه احساس می‌فهمند نه عشق!! فقط مصرف کننده ی هوا و غذا --- آب بازی جوانان مسخره!!! شادی مسخره این حرکت زیبا هم مسخره!!! زیرا که در مغز بیمارتان سینه زنی‌ عرّ عرّ برای کور و کچلهای ۱۴۰۰ سال پیش گریه شیون سینه زنی‌ زیباست! ملا هم از سرتان زیاد!!!!۱
جمعه 18 آذر 1390 - 07:49
داریوش یاوری - گرنا - دانمارک
درود بر این اندیشه زنده باد خرد. به یزدان اگر ما خرد داشتیم کجا این سر انجام بد داشتیم به امید زندگی باید پایداری کرد و بر خلاف اسلام انسان ستیز روشنگری و مبارزه کرد درود بر بانوان ایران زمین
جمعه 18 آذر 1390 - 07:52
niloofar16 - شیراز - ایران
اون خانم مسلما مشکل روانی داشته و این اقدامم خیلی مسخرست
جمعه 18 آذر 1390 - 08:32
shabhaye-barani - اکلند - نیوزلند
حالا اگه این قرمز پوشا یه عزاداری کوچولو واسه محرم میکردن همه دوستان مریض اعتراض میکردن که چه و چه ... خوب اونم یه جورایی نشون دادن همبستگی‌ و احترام به عشق حالا چون اینجا رنگش قرمز شد‌و اشقشش زمینی‌ شد حرکت زیبا و باه به‌و چه چه . جدا بعضی‌ از شما دوستان خودتون هم نمیدنین که چی‌ خوبه چی‌ بد ؟؟؟ دیدین سطحی فک میکنیدو حرف میزنید
جمعه 18 آذر 1390 - 03:00
topo0l.mopo0l - کرج - ایران
ییم عالمی داره غضنفر
جمعه 18 آذر 1390 - 03:48
freedom-is-not-free doom - ملبرن - استرالیا
Camran - بـغداد - عــــراق. از ادمین به خاطر ثبت کامنتت دلخورم ولی‌ در مورد خودت هرچقدر فکر کردم هیچ چیز جز سکوت به ذهنم نیومد.
جمعه 18 آذر 1390 - 03:23
kurosh-h - گوتنبرگ - سوئد
یادش به خیر. من این خانم را به یاد دارم. گل سرخ می‌‌فروشت. البته در آن زمان نسبتا امنیت و احترام حتا برای کسانی‌ که از لحاظ روحی فکری مشکلات داشتند وجود داشت.
جمعه 18 آذر 1390 - 13:41
elaheh85 - تهران - ایران
زیبا و قابل تحسین اگر به دور از مسائل سیاسی نظر بدیم.عشق و دوست داشتن بهترین هدیه الهی ست به انسان.من خودم 8 سال عاشق شدم.عشق یعنی انتظار یار.و این انتظار با همه سختیش زیباست.خدا بیامرزتش چه کشید در انتظار یار.احسند و آفرین به این دختران.
جمعه 18 آذر 1390 - 14:52
Anarchist - دبلين - ايرلند
خیلی‌ حرکت سمبلیک زیبایی بود. چشمم پر از اشگ شد.
جمعه 18 آذر 1390 - 15:26
pariha - كويت - كويت
ARTEMIS-SW - .پاریس - فرانسه - کاملا با شما موافقم.
جمعه 18 آذر 1390 - 16:20
panirani - کپنهاگ - دانمارک
camran تمام چیزهی که گفتی‌ خودتی و آخوندها و ملایان این کشور هستند و تمام کسانی‌ که ایراد از این عملکرد میگیرند ،شما هنوز مغزتان گنجایش و درک این حرکتها را ندارد بروید سینه وقمه تان را بزنید که الان فصلش هستش
جمعه 18 آذر 1390 - 17:30
zufash_dk - سیلک بورگ - دانمارک
یارو خودش میگه عاشق نیستم اینا به زور بهش گیر دادن که عاشقه و منتظر کسیه؟ این اداها چیه اخه؟
جمعه 18 آذر 1390 - 18:13
amoo uk - ليدز - انگليس
حرکت زیبا و قشنگی‌ بود درود دختران زیبا
جمعه 18 آذر 1390 - 18:28
*israel* - اورشلیم - اسرائیل
از این حرکت می‌شه در زمینه یک انقلاب بزرگ هم استفاده کرد
جمعه 18 آذر 1390 - 19:42
Norway-104 - اسلو - نروژ
panirani - کپنهاگ - دانمارک: خیلی‌ خوب گفتید دمت گرم.
جمعه 18 آذر 1390 - 19:48
tahrim - ورامین - ایران
ققققققققرمزته))))
جمعه 18 آذر 1390 - 21:03
sourena.de - اشتوتگارت - آلمان
Camran - بـغداد - عــــراق تا کور شود هر آنکه نتواند دید. لاشی بازی به اون افکار متحجر و کثیف تو و مثل تو میگن و نه به رفتار این دختران زیبا روی و زیبا اندیش. اگر نمیتونی ببینی‌ کسی‌ مجبورت نکرده نظر بدی.
جمعه 18 آذر 1390 - 22:04
feminism - لندن - انگلستان
Camran / بی گمان با این زبان گفتاری با خانم های خانواده ات صحبت میکنی !!! واقعأ خجالت آور و شرم آوره !!!
جمعه 18 آذر 1390 - 22:56
1k adame sadegh - تورنتو - كانادا
بنازم به این شیر دختران ایرانم که از مردها وجود بیشتری دارند.
شنبه 19 آذر 1390 - 01:58
خيال - تهران - ايران
مسخره هااااااااااااااا . دخترها هم چه راههایی واسه تابلو شدن و شوهریابی میکنن . چقد رهم که زشت و بدترکیبن
شنبه 19 آذر 1390 - 03:17
مهرتابان - تهران - ایران
خوشم اومد ،خدا پشت و پناهشون باشه که با این خفقان شدید این کار رو کردن .
شنبه 19 آذر 1390 - 05:53
massoudoslo - اسلو - نروژ
romano .ایران .تهران . من پیانو رو دیدم و میدونم چی میگی .زنان و دختران ایرانی هم زمانی به اون چیزی که استحقاق شون رو دارند خاهند رسید عزیز .
شنبه 19 آذر 1390 - 06:02
سهرابيان - تهران - ایران
کاش نصف اراده این زنان در ما مردان بود دورود بر دختران و شیر زنان ایران
شنبه 19 آذر 1390 - 16:35
Anarchist - دبلين - ايرلند
خیال - تهران - ایران. عزیزم کجا زشتن اینا؟ خیلی‌ هم زیبا هستند..!
شنبه 19 آذر 1390 - 23:19
elaheh85 - تهران - ایران
خیال - تهران - ایران.یکم یه حرف و تو دهنت بچرخون بد بگو.اولا زشت وجود نداره.همه زاده دست خداوند هستن و هرکس به شکلی زیبا آفریده شده و باید مورد احترام قرار بگیره.بعدم با وجود مردای مثل تو که هنوز تو تاریخ دایناسورها زندگی میکنید مگه فقط شوهر کردن خوشبختی میاره که دخترای زیبایی ایرانی باید دنبالش باشن.مجرد ماند و دیر ازدواج کردن خیلی بهتر از اینکه با یکی مثل تو با این افکار پوسیده زندگی کنن.من خودم متاهل هستم.عاشق شدیم بعد با هم ازدواج کردیم.امیدوارن همه اینطور به هم برسن.نمیدونید چه زیباست.دورود بر دختران و زنان پاک آریایی.
یکشنبه 20 آذر 1390 - 17:10
shakila99 - شارجه - امارات
آخه آدم چه زن چه مرد باید یکم برای خودش ارزش قائل باشه ،من خودم دختر دارم .وقتی‌ فکر می‌کنم که دخترم عاشق شه خونه زندگیشو رو رها کنه و گوش خیابون زندگی‌ کنه تنم می‌لرزه چه برسه به خانوادهٔ این زن ،پدرو مادرش حتما دق کردن ،حتا لیلی هم خونه و زندگیشو رها نکرد که توی کوچه بشینه .زن باید برای خودش ارزش قائل باشه.
دوشنبه 21 آذر 1390 - 16:12
baran828 - تهران - ایران
بدون عشق هیچ چیز قشنگ نیست رنگ قرمزم خیلی قشنگ اینکه خانمها هم در یک جامعه احساساتشون رو بدون تشنج نشون بدن قشنگه حالا چون جوونن نمیدونن از چه سمبل هایی استفاده کنن اما بهتره انقدر همه چیز رو باربط وبیربط باهم مقایسه نکنیم عزای امام حسین چه ربطی به این کار داره؟!هیچ جای دنیا انقدر احساسات جوونهاشون رو به تمسخر نمیگیرن .کمی هم خودمون رو جای احساس اونها بگذاریم حالا دیگه از عشق گفتن که بد نیست ولی نه در حد کنار خیابون موندن .مرسی خانمای عاشق.......
‌سه شنبه 22 آذر 1390 - 08:28
نظر شما چیست؟