رهروان مهر و کین 3: آمریکا، ایرانزمین

حسینقلی خان (حاجی واشینگتن)
 
 

علیرضا طاهری

 «شاهراه مهر»، اندک اندک، در زیر پای آمریکا و ایرانزمین استوار می‌شد؛ در زیر پای دوکشور، یکی نورسیده، دیگری باستانی و کهنسال. دو کشوری که درباره یک دیگر چندان چیزی نمی‌دانستند. آمریکا، برای ایران و ایرانیان، «ینگه دنیا»، جهان نوی بود که در آن سوی آب‌ها، اندک اندک، می‌خواست سری در میان سرها در آورد، و ایران، برای آمریکاییان، سرزمین گربه‌های ایرانی بود، سرزمین فرش‌های ایرانی بود.


 ایران سرزمین «قصه پریان» بود، سرزمینی که واژه «پری»۱ و «فری»۲ را به زبان انگلیسی وام داده بود. ایران سرزمین بازارهای عطرآگین بود، بازارهایی که در آن «یار» را می‌دیدی و به او دل می‌باختی. بازتاب این چنین شناختی از ایران را تا روزگار ما نیز می‌توان در آمریکا بروشنی دید؛ برای نمونه، در ترانه «در بازاری ایرانی» که خواننده نامدار آمریکایی «سامی دیویس جونیور۳» نیز آن را خوانده است، با این آهنگواژه‌ها:
«هنگامی که روشنایی اندک است
اندیشه‌هایم به سرزمینی دوردست
بال می‌گشاید
در آن سوی دریاها
ماه عنبرین و عطر شیرین شرق عرفانی
مرا فرا می خواند
در بازاری ایرانی
من و عشق
چهره به چهره روبرو می‌شویم
هنگامی که زنگ نیایشگاه‌ها فریاد بر می‌دارند
دو دل هماغوشی شیرینی را
با یک دیگر قسمت می کنند
او همانند رویا
رفت
اما افسونش همچنان برجاست
در بازاری ایرانی بود که من عشق را یافتم
و دل را باختم.»

 

ایران برای ایرانیان سرزمین هزار و یک شب بود....

شهرزاد: «...و اما ای ملک جوانبخت! سرنوشت چنین رقم زده بود که فرزند یکی از شهره‌ترین حامیان سیاست "انگریز" در ایران، انگریز مخالف قربت و نزدیکی ینگه دنیا و ایرانزمین، به نمایندگی اقلیم پارس، روانه سرزمینی در آن سوی دریاها شود که پای "سندباد بحری" نیز به آن نرسیده بود.»

*حاجی واشینگتن وارد می‌شود

دو سال پس از تاسیس نخستین کنسولگری و دفتر نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در تهران (در سال ۱۸۸۶)، «حاج حسینقلی خان معتمدالوزاره»، فرزند هفتم «میرزاآقاخان نوری»، جانشین میرزا تقی خان امیرکبیر، صدر اعظم بلند آوازه اما ناکام و مقتول ناصرالدینشاه، به نمایندگی ایران در واشینگتن برگزیده شد، و نخستین دفتر نمایندگی دیپلماتیک ایران در پایتخت آمریکا را بنیاد نهاد. روزنامه «شرف» درباره او نوشت:

«جناب حاج حسینقلی خان وزیر مختار دولت علیه در صفر سنه یکهزار و دویست و شصت و پنج متولد شده و تا شانزده سالگی در حجر تربیت مرحوم میرزا آقاخان صدر اعظم، پدر خود مشغول تحصیل خط و ربط بودند تا خود را به فنون ادبیه و کمالات آراست...»

روزنامه «شرف»، با اشاره به سفر حاجی حسینقلی خان به مکه، اطلاعات بیشتری درباره او بدست می‌دهد:

«...در طی خدمات دولتی پیوسته اوقات به تحصیلات السنه خارجی و اکتساب معلومات عصر جدید و تکمیل فنون دیپلماسی اشتغال ورزیده تا به یمن دانش و تربیت از طرف وزارت جلیله خارجه، به ملاقات و مراودات رسمیه با سفرای خارجه اختصاص، و به رتبه معاونی وزارت خارجه امتیاز یافتند....»

روزنامه «شرف»، آن گاه، با تاکید بر این که حاجی حسینقلی خان مقام وزیر مختاری ایران در هندوستان را با سربلندی تصدی کرده، از انتصاب او به عنوان فرستاده ایران به آمریکا، که سهواً آن را «دربار آمریکا» می‌خواند، این چنین خبر می‌دهد:

«جناب حاج حسینقلی خان در هذه السنه یکهزار و سیصد و پنج به دارالخلافه احضار و به منصب جلیل وزیر مختاری و خطاب به ذیل "جنابی" و حمایل و نشان درجه اول خارجه و ماموریت به دربار دولت جمهوری آتازونی ینگی دنیا سرافراز و قرین اختصاص گردیده به شمول مراحم و الطاف خاص پادشاهانه شرف و مباهاتی کامل حاصل نمودند.»

حاج حسینقلی خان همراه هیاتی دیپلماتیک متشکل از ده تن، روز دوازدهم محرم سال ۱۳۰۶ از استانبول رهسپار آمریکا شد. او، در «راپرت» یا گزارشی ویژه و رسمی، چند و چون این سفر، دیدارش با رئیس جمهوری آمریکا، و اجاره محلی برای دفتر نمایندگی ایران در «واشینگتن دی. سی.۴» را با ذکرجزئیات به تهران فرستاد.

حاج حسینقلی خان، بر پایه همین راپرت، در آغاز وارد نیویورک می‌شود:

«یوم یکشنبه بیست و سه شهر محرم، قبل از ورود کشتی به لنگرگاه، بیرق دولت علیه به دیلک کشتی افراشته، نزدیک به لنگرگاه که شدیم، کشتی بخار کوچکی با یکی از نائب‌های وزارت خارجه به استقبال آمده، پیش از ورود کشتی به لنگرگاه، ما را با کمال توقیر و احترام پیاده کرده به میهمانخانه ویندزور۵ که بهترین تمام مهمانخانه‌های نیویورک می‌باشد منزل گرفته، مدت بیست و چهار ساعت در آنجا توقف کردم.»

حاج حسینقلی خان، با رنگمایه‌یی از اغراق، نیویورک را همان اندازه پیشرفته‌تر از شهری مانند لندن می‌داند که شهرهای بگفته او «بلاد فرنگستان» از شهرهای خراب و بی‌جمعیت آسیای مرکزی پیشرفته‌ترند:


نیویورک ۱۸۸۸

«در مدت توقف هشت ساعته لندن، مختصر سیاحتی در آن جا شد. حق واقع و حقیقت مطلب این است که لندن مطبخ خانه پرجمعیت بزرگی است با در و دیوار تمامًا سیاه و هوایی دائماً تیره و تار بطوری که دل اهالی بومی می‌خواهد بترکد. به زور تماشاخانه‌ها و تیاترها و خواندن کتب و روزنامجات خود را مشغول می‌کنند.... در شهر نیویورک هم به تماشا و سیاحت بعضی از نقاط شهر رفته و بدقت و تامل تمام ترقیات ینگی دنیایی‌ها را ملاحظه کرده ، همین قدر تفاوتی که فیمابین شهرهای خراب بی‌جمعیت و صفای آسیای مرکزی، که این جا هم یک روزی بمراتب از آن جا بدتر بوده، با شهر پاریس که مشهور دنیاست، هست، میان فرنگستان و آمریکا همان تفاوت را بطور یقین فرض نمایید. همچنین بر جناب مستطاب عالی که معلوم است حاجت اغراق گویی در بنده نیست. و مقصودی به جز حقیقت گویی ندارم که نتایج خوب از این عرایض نسبت به وطن خود متصور می‌باشم.....»

حاجی حسینقلی خان، سپس از دیدارش با رئیس جمهوری آمریکا یاد می‌کند... و این که دکتر «طارنس» پزشک و «میرزا محمود خان»، منشی و مترجم هیات ایرانی همراه او بوده‌اند:

«از نیویورک سه ساعت از شب گذشته، وارد واشینگتن شده ، نایب وزارت خارجه فوراً به منزل وزیر امور خارجه رفت که ایشان را از ورود بنده مطلع سازد.... یوم سه شنبه بیست و پنجم محرم الحرام با جبه ترمه به وضع ایران، به وزارت خارجه به دیدن مسطر بایرد۶، وزیر امور خارجه رفته، دکتر طارنس و میرزا محمود خان هم در همراه بودند.
صورت نطقی که به زبان انگلیسی ترجمه شده بود به ایشان داده، پس از اظهار مسرت زیاد و مهربانی بسیار، قرار شد که یوم چهارشنبه ساعت شش از روز برآمده، باز به همان وضع ایرانی، با نشان و حمایل به وزارت امور خارجه رفته، به اتفاق مسطر بایرد، وزیر امور خارجه، به حضور جناب رئیس جمهوری رفتیم.
در ابتدا، نامه مبارک بندگان اعلیحضرت اقدس شاهنشاهی، روحنا فداه را به دست شخص رئیس داده، ترجمه آن را هم که ازپیش از وقت حاضر شده بود به ایشان دادم. خوانده ، بسیار اظهار شعف و سرور کرده، مقام این سفارت مخصوص را بسیار تبریک کرده، از مراحم ملوکانه اعلیحضرت همایونی اظهار تشکر و امتنان فرمودند....»

در همین راپرت یا گزارش ویژه حاجی حسینقلی خان به وزیر خارجه دربار قاجار، از ایجاد نخستین محل دفتر نمایندگی دیپلماتیک ایران در واشینگتن دی سی، پایتخت آمریکا نیز آگاه می‌شویم: ساختمانی با پنج طبقه!

«چون قبل از ورود، تهیه منزلی دیده نشده بود. لهذا مدت دو روز در یکی از مهمانخانه‌های معتبر منزل گرفته، پس از آن یک دستگاه عمارت عالی که پنج مرتبه است، نه ماه از قرار دو هزار دلار اجاره شد. و با بعض ملزومات دیگر و مخارج متعلق به آن جا، تقریباً دو هزار تومان پول ایران می‌شود. این هم عرض شود که در نقطه بسیار معتبر واشینگتن می‌باشد و خیلی به خانه وزیر خارجه نزدیک است....»

نخستین دفتر نمایندگی ایران در واشینگتن، در خانه‌ایی اجاره‌ای*

در ترجمه سند اجاره نخستین محل دفتر نمایندگی رسمی ایران؛ با این یادآوری در حاشیه که «هر دالر( یا دلار) معادل هفت هزار ریال(۷) وجه رایج ایران است، خانم «اسمیت»(۸)، صاحب ساختمان شماره ۱۳۲۵ در محله شمال غربی واشینگتن می‌نویسد:

«اینجانبه مادام اسمیت، یک دستگاه عمارت تمام ملکی خود واقع در نمره ۱۳۲۵ محله سمت شمال مغربی واشینگتون (را) با جمیع لوازم از قبیل موبل(مبل)، و هر قسم اسباب خانه، به مدت نه ماه که از تاریخ نهم شهر اکتبر ۱۸۸۸ الی نهم ماه ژوئیه ۱۸۸۹ به جناب جلالتمآب آقای حاجی حسینقلی خان وزیر مختار دولت علیه ایران اجاره دادم. از قرار ماهی دویست و بیست و دو دالر و دوازده سنت که مال الاجاره نه ماهه آن دو هزار دالر بوده باشد. مشروط بر اینکه در آخر هر ماه اجاره را دریافت کنم. همچنین متعهدم که چراغ عمارت را تا ماهی پنج دالر بدهم و در زمستان اطاق‌ها را به استثنا دو اطاق، گرم کنم....»

خود حاجی حسینقلی خان، در راپرتی جداگانه، اطلاعات بیشتری درباره نخستین محل رسمی دفتر نمایندگی ایران در آمریکا بدست داده است:
«جمعه شش شهر صفر المظفر ۱۳۰۶
«سیچقان ئیل ۱۸۸۸ مسیحی
نمره ۷
«در یوم سه شنبه سه شهر صفر المظفر ۱۳۰۶ مطابق با ماه اکتبر ۱۸۸۸ عیسوی به مبارکی و میمنت به سفارتخانه نقل مکان کرده، و بیرق با احتشام دولت علیه در بالای هفتم طبقه عمارت برافراشته شد...این عمارت مشتمل بر پنج مرتبه و دارای اطاقهای متعدد تو در توست. طبقه اول متعلق به دفاتر مبارکه است که سپرده به میرزا محمودخان (منشی و مترجم) است.
مرتبه دوم مهمانخانه و سفره‌خانه و غیره است. مرتبه سوم منزل شخصی و دفتر مخصوص بنده است. مرتبه چهارم منزل میرزا محمود خان و عبدالعلی‌خان و دو اطاق آراسته است که احتیاطاً به جمعیت مهمان یا مسافری که وارد می‌شود، با مبل آراسته، منظور شده .... مرتبه پنجم انبار....و این عمارت در خیابان بسیار معتبری که اطراف آن خانه بزرگان و وزراست، چه در فاصله عمارت وزیر داخله و وزیر امور خارجه است. و این سفارت، به خانه وزیر امور خارجه ازتمام سفارتخانه‌ها نزدیکتر است و واقع در خیابان وسیع و عریضی است که از یک پارک جدا می‌شود که وسط آن پارک مجسمه سرتیپ نیکنامی می‌باشد. یک دستگاه کالسکه با اسب های جور بسیار ممتاز که تقریبا دو هزار تومان قیمت دارد گرفته شده، در کالسکه خانه سفارت حاضر و آماده است.....»

*ایران: خریدار سلاح‌های آمریکایی

در راپرت حاجی حسینقلی خان، برای نخستین بار، از گشوده شدن باب گفت و گو برای فروش سلاح‌های ساخت آمریکا به ایران آگاه می‌شویم... از جمله سلاحی که یادآور بمب‌های خوشه‌ای زمان ماست.

 


Mitrailleuse

«در خصوص توپ میترالیوز۸ آنچه در این جا از وکلای صاحب کارخانجات تحقیق شده، قیمت حالیه و وضع آن ها از قرار ذیل است:
هر عراده یک هزار و یکصد دالر قیمت دارد و هر دالر به تفاوت وقت، از هفت الی هفت هزار و پانصد دینار می‌باشد. ولی در صورتی که چهل عراده خواسته شود، هر یک عراده یکصد دلار تخفیف داده خواهد شد.
نصف قیمت را در این جا نقد می‌گیرند و نصف دیگر را بعد از تسلیم توپ‌ها در بندر بوشهر بازیافت می‌نمایند.
وزن هر یک لوله به تنهایی عبارت از پانصد پوند، و وزن هر یک عراده فقط یکصد پوند می‌باشد. در هر دقیقه هشتاد و شش تیر می‌اندازد. و هر گلوله آن سه هزار یارد انگلیس که تقریباً دو هزار و پانصد ذرع ایران است، میرود. و در وقت ترکیدن، هریک گلوله بیست و هشت پارچه می‌شود....»

حاجی حسینقلی خان، همزمان یادآوری می‌کند که خواست دیگر ناصرالدینشاه برای خرید پارچه‌های پشمی و ابریشمی بافت آمریکا را نیز فراموش نکرده و به مستر «پرات۹»، کنسول ژنرال ایران در نیویورک ، پایتخت مالی و بازرگانی آمریکا، دستور داده است که در این زمینه تحقیق کند.

از راپرت های دیگر حاجی حسینقلی میرزا، معروف به حاجی واشینگتن، بروشنی می توان دریافت که این مستر «پرات» در واقع برادر «اسپنسر پرات»۱۰ است که از سال ۱۸۸۶ تا ۱۸۹۱ وزیر مختار آمریکا در ایران بود.

*سال «موش» در روابط ایران و آمریکا

شهرزاد: «.... و اما ای ملک جوانبخت، بدینسان بود که بیرق دربار قاجار بر بام عمارتی پنج مرتبه در بلده واشینگتن مقر حکومت ممالک متحده امریکا برافراشته شد. در سیچقان ئیل، سال موش، در نخستین سال از دور دوازده ساله ترکان، مغولان، قبچاقیان، اویغوران.....سال موش برابر با۱۸۸۸ عیسوی.... یکصد و بیست و دو سال پیش....»

و چون قصه بدین جا رسید، شهرزاد لب از داستان فرو بست. خواهر کهترش، دنیازاد گفت: «ای خواهر طرفه حکایتی گفتی از "موش دوانی"‌ها نیز شمه‌ای ما را باز گوی...»

شهرزاد گفت: «شب بسر آمده، سپیده می‌دمد، اگر از هلاک رهایی یابم، و ملک از خون من درگذرد، در شب آینده، از سال موش و سال‌های پس از آن، عجایبی ترا خواهم گفت، هوشربا، آن چنان که سر از دستار نتوان شناخت.»

*در بخش آینده:
در بخش آینده این رشته برنامه های ویژه، نه تنها از «موشدوانی» های خداوندگاران استعمار در روابط ایران و آمریکا، که از کشیده شدن پای آمریکاییان به صحنه هراس انگیز و انباشته از مکر و خدعه و فریب، برای سلطه هر چه بیشتر بر ایران آگاه می شویم.
1- peri
  fairy   -2

 Sammy Davies Jr. -3
 Washington D.C. (District of Columbia) -4
 Windsor-5
 Mr. Bayard-6
7 - برابر با هفت قران یا هفت درصد یک تومانی امروز
8- Mrs. Smith
 Mitrailleuse -9 (با تلفظ درست: میترایوز)
10 - Pratt
 Spencer Pratt (۲۷ Aug.-۱۸۹۱/۰۴ Apr. ۱۸۹۲ - 11 نماینده دیپلماتیک آمریکا در ایران

لینکهای مرتبط :

رهروان مهر و کین 1: تاریخچه‌ای از روابط ایران و آمریکا

رهروان مهر و کین 2: تاریخچه‌ای از روابط ایران و آمریکا

+143
رأی دهید
-23

منگوله مشهدی - مشهد - ایران
از هم وطنان عزیز، کسی میتونه راهنمایی کنه برای دستیابی به آرشیو عکس های مرتبط با روابط ایران و آمریکا تا سال 57 به کدوم سایتها و منابع اینترنتی باید مراجعه کرد؟ عکس های افراد و وقایع و مناظر و .. که سند تاریخی هم هستن منظور منه.
دوشنبه 14 آذر 1390 - 01:15
Azadikhah - تكسل - هلند
خیلی‌ جالب و خواندنی هست.با تشکر. منگوله مشهدی - مشهد - ایران:من بیشتر مطلب با عکس پیدا کردم که عکساش خیلی‌ کم هست. یکی‌ از سایت‌ها این هست ببنید شاید به دردتان بخورد.یا حق. https://www.guardian.co.uk/world/gallery/2008/jul/17/iran.usa
دوشنبه 14 آذر 1390 - 11:59
منگوله مشهدی - مشهد - ایران
Azadikhah - تکسل - هلند. متشکرم
‌سه شنبه 15 آذر 1390 - 21:57
نظر شما چیست؟