رهروان مهر و کین 2: تاریخچه‌ای از روابط ایران و آمریکا

عهدنامه دوستى واشینگتن و تهران در زمان ناصرالدین شاه بسته شد.

علیرضا طاهری

«رهروان مهر و کین» نخستین تلاش براى به دست دادن تاریخچه اى فراگیر از روابط واشینگتن و تهران از آغاز تا امروز، و به گونه اى است که سایه «شایعات» و «مسموعات»، و «گرایش هاى شخصى» آن را تیره و کدر نکرده باشد.

 

آرزوی بر باد رفته

با قتل امیرکبیر، آرزوى او در ایجاد رابطه دیپلماتیک تهران با واشینگتن، تاسیس سه کنسولگرى آمریکا در تهران و تبریز و بوشهر و سه کنسولگرى ایران در واشنگتن، بوستون و نیواورلئان، و همچنین حضور نیروى دریایى آمریکا در خلیج فارس براى پایان دادن به یکه تازى بریتانیا در این آبراه مهم، بر باد رفت.

جانشین میرزا تقى خان امیرکبیر، میرزا آقاخان نورى، یکسره سرسپرده سیاست بریتانیا در تهران بود. از همین رو، اندیشه ایجاد روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا در دربار شاه قاجار بایگانى شد و نزدیک به پنج سال خاک خورد تا سرانجام در پى برآمدن ابرهاى تیرگى در آسمان روابط لندن و تهران، ناصرالدین شاه بار دیگر به یاد ینگه دنیا افتاد.


با قطع روابط ایران و بریتانیا، در پى زیاده روى هاى لندن، به خصوص بیرون بردن هرات از قلمرو ایران، ناصرالدین شاه از مصلحت گذار (نماینده دیپلماتک) ایران در استانبول، دربار عثمانى، خواست که «خیلى محرمانه» براى خرید چند کشتى جنگى و استخدام ملوانان آمریکایى ، با کارول اسپنس، وزیر مختار آمریکا گفت و گو کند.

مصلحت گذار دربار قاجار در «باب عالى» یا دربار خلفاى عثمانى، به فرمان ناصرالدین شاه، بى درنگ، با کارول اسپنس، وزیر مختار آمریکا به گفت و گو نشست و یادآور شد که براى بستن پیمانى بازرگانى و سیاسى میان واشنگتن و تهران ماموریت دارد.

بر پایه همین گفت و گوها، مصلحت گذار ایران در استانبول طرحى هشت ماده اى را پیشنهاد کرد که ماده هشتم آن، تیره روزى ایران در آن روزگار را به روشنى نشان مى دهد.

در ماده هفتم آمده است: «از آن جا که دولت ایران در خلیج فارس بحریه جنگى یا نیروى دریایى ندارد، نیروى دریایى آمریکا کشتى هاى تجارى ایران را زیر حمایت خود مى گیرد.»

و بر پایه ماده هشتم....« دولت آمریکا تعهد مى کند که جزائر و بندرهاى ایرانى را از تسلط دولت انگلیس و تعرض امام مسقط حفاظت کند.»

همزمان، «جان داوود خان» مترجم اول دولت ایران نیز گفت و گوهایى را براى عقد پیمان دوستى واشینگتن و تهران با «هنرى جکسن»، وزیر مختار آمریکا در وین – پایتخت اطریش- آغاز کرد.

 


با قتل امیرکبیر، آرزوى او در ایجاد رابطه دیپلماتیک تهران با واشینگتن، تاسیس سه کنسولگرى آمریکا در تهران و تبریز و بوشهر و سه کنسولگرى ایران در واشنگتن، بوستون و نیواورلئان بر باد رفت.«هنرى جکسن» چکیده این گفت و گوها را، به دلیل بى اعتمادیش به پستخانه، با پیک سیاسى به واشینگتن فرستاد. جاسوسان قدرت هاى بزرگ استعمارگر، با چشم و گوش باز، همه جا بودند.

از سوى دیگر، میرزا قاسم خان والى، وزیر مختار ایران در پطرزبورگ یا به قول آن روزگار- پطرزبورغ – با سفیر آمریکا در دربار تزار روسیه، باب گفت و گوهایى مشابه را گشود.

میرزا قاسم خان والى در یادداشتى به تاریخ سیزدهم جمادى الاول ۱۲۷۲ از پطرزبورگ به وزارت خارجه ایران نوشت:

«از قرارى که ایلچى دولت آمریکا نوشته و گفته، با اکثر بلکه با همه دولت ها عهد دوستى دارند، مگر با دولت علیه ایران. و بسیار طالب هستند. مکرر به کمترین گفته است که این مکالمه بین ما محرمانه بماند. تا ان شاء الله امر به انجام برسد. زیرا اگر چه با انگلیس عهد دوستى داریم لکن آنها باطناً راضى نیستند که دولت آمریکا با دولت علیه ایران عهد تجارت و دوستى داشته باشد.....بالجمله دولت مشارالیها با دولت انگلیس باطناً خوب نیست. و دولت انگلیس هم جمیع امورات خود را با دسیسه مى گذراند. و این هم در این ولا مشهور است که اگر چه دولت آمریکا با دولت انگلیس هم عهد مى باشند، لکن هر دو علیه همدیگر افکارهاى دیگرى دارند.»

آن چه ایران از آمریکا مى خواست

زمینه براى نزدیکى ایران و آمریکا، با شتاب، و دور از چشم جاسوسان امپراطورى بریتانیا فراهم مى شد. ماده هاى سیزدهم ، چهاردهم و پانزدهم طرح پیشنهادى ایران براى بستن «عهد نامه مودت» یا دوستى با آمریکا، بن بستى بزرگ پدید آورده بود.

بر پایه ماده سیزدهم .....

«دولت آمریکا تعهد مى کند در مدت دو سال از تاریخ انعقاد این قرارداد، امام مسقط را تنبیه کند. و جزائر خلیج فارس از جمله بحرین را از تسلط دیگران بیرون آورد. و به ایران بازگرداند....»

بر پایه ماده چهاردهم .....

«کشتى هاى تجارى ایران حق دارند که پرچم آمریکا را بر فراز خود نصب کنند. و نیروى دریایى آمریکا از کشتى هاى ایران پاسدارى کنند که در دریا تجاوزى به آنها نگردد.»

و سرانجام در ماده پانزدهم آمده بود....

«از آن جا که دولت ایران کشتى جنگى ندارد، و دولت آمریکا از برقرارى روابط بازرگانى با ایران سود کلانى خواهد برد، نیروى دریایى آمریکا، دریاهاى ایران را از نقشه هاى سوء دشمنان ، پاسدارى و حفاظت مى کند و کشتى هاى جنگى آمریکا اجازه دارند وارد بنادر و لنگرگاه هایى که ایران تعیین مى کند بشوند و یا پهلو بگیرند.»

ایرانى ها درباره آمریکا آگاهى چندانى نداشتند

بیشتر ایرانیان درباره کشور نوپاى آمریکا آگاهى چندانى نداشتند تا جایى که حتى یکى از مترجمان دربارى، نام «واشینگتن» را به سیاق زبان فرانسه اى که مى دانست، «وازنتن» ثبت کرده است !

در چنین شرایطى، پافشارى ایران بر سه ماده از طرح پیشنهادیش براى بستن پیمان دوستى با آمریکا، گفت و گوهاى واشینگتن و تهران را به بن بست کشیده بود.

بر پایه سه ماده یاد شده، آمریکا تعهد مى کرد که از کشتى هاى ایرانى در خلیج فارس پاسدارى کند. در ظرف مدتى پس از عقد قرارداد، امام مسقط را گوشمالی دهد، بحرین را به ایران بازگرداند، و جان کلام این که به سود ایران در برابر قدرت نمایى هاى پهناورترین و قدرتمندترین امپراطورى آن روزگار- بریتانیاى کبیر-، که در قلمرو آن آفتاب هرگز غروب نمى کرد، بایستد.

«کارول اسپنس»، وزیر مختار آمریکا در استانبول ، پایتخت امپراطورى عثمانى، در نامه اى به مصلحت گذار ایران در همان شهر صریحاً نوشت که پذیرفتن این شرایط ایران، براى واشینگتن یکسره ناممکن است.

هم او به «میرزا ملکََم خان»، فرستاده ایران، پیشگویانه یادآورى کرد:

«سرنوشت آمریکا این است که تجارت آینده جهان را قبضه کند و روزى خواهد آمد که دوستى آن کشور براى دولت و ملت ایران سودمند خواهد بود.»

در مرحله آخر، این پیشنهاد به عنوان جایگزین سه ماده بحث انگیزدر طرح پیشنهادى ایران، در میان گذاشته شد که «دولت آمریکا به ایران کشتى قرض خواهد داد تا جزائر متعلق به ایران را به اطاعت از خود درآورد. دولت ایران همچنین اجازه خواهد داشت که پرچم آمریکا را در کشتى هایش نصب کند.»

اما دامنه جنگ بریتانیا با ایران، به خصوص بر سر جدایى هرات از ایران، مانع از پذیرش این پیشنهاد نیز شد.

به زودى روشن شد دربار قاجار بیش از آن که در پى بستن پیمان دوستى با آمریکا باشد، در پى بهره گیرى از چنین اندیشه اى براى در فشار گذاشتن امپراطورى بریتانیاست.

 


«اندرو گِرِگ کِرتین»، یکى از وکلاى ایالت پنسلوانیا در مجلس نمایندگان آمریکا بر آن شد که در جلسه بحث پیرامون راه اندازی سفارت آمریکا در تهران، ایران را به همکارانش بیشتر بشناساند.

در کتابچه دستورالعمل براى «فرخ خان امین الدوله غفارى»، فرستاده ایران به اروپا براى حل اختلافات لندن و تهران آمده بود:

«المقرب الخاقان در پاریس عهدنامه دولت ایران علیه را با دولتین آمریکا و نمسه، موافق فصولى که معین است منعقد نماید. و سعى زیاد در انعقاد و اتمام آن نماید.»

در ادامه همین رهنمودها، به فرخ خان امین الدوله غفارى یادآورى مى شود: «ایلچى کبیر دولت علیه با دولت انگلیس عهد و شروط نماید که دولت ایران از معاهده با دولت آمریکا مى گذرد. به شرط این که دولت انگلیس هم از هرات یا هرات و قندهار بگذرد. این دو ولایت را دولت ایران تصاحب ملکى و تصرف دائمى نماید.....»

ایران در پى استخدام آمریکایى ها براى جنگ با انگلیسى ها

بریتانیا روز به روز فشار بر ایران را افزایش مى داد تا از هرات و قندهار چشم بپوشد و همزمان از مجازات یکى از اتباع ایران که خود را از اتباع بریتانیا نیز خوانده بود، سر باز زند.

بیم جنگى تمام عیار میان ایران و بریتانیا روز به روز پر رنگ تر مى شد. از همین رو، دربار قاجار، آن چنان که از حاشیه نویسى میرزا آقا خان نورى صدر اعظم، بر نامه اش به فرخ خان امین الدوله برمى آید، در اندیشه به کار گرفتن جنگیان مزدور و گرفتن وام از آمریکا شد.

«برادر من ! اگر دیدید که کار با انگلیس نمى گذرد و حتماً جنگ را با ما خواهند کرد، چنان که نوشته بودید، معلم و سرکرده و مهندس فرنگى بیکار زیاد در اسلامبول است که به خدمت دولت ایران مایل هستند. البته چند نفر مهندس که خاطر جمع باشید در قشون ایران خواهند ماند و مقابل انگلیس ایستادگى خواهند کرد، اجیر کرده و روانه دارید و نیز با ینگه دنیا حرف زده و به قدر یک کرور الى دو کرور به عنوان قرض جابه جا نمایید که در صورت ضرورت قرض نماییم که پول، ضرور داریم. البته البته غفلت ننمایید.....»

شاید این نخستین بارى باشد که از دلار و قرض گرفتن از آمریکا در تاریخ ایران زمین یاد مى شود.

عهدنامه دوستى و تجارت ایران و آمریکا

سرانجام، در پى گفت و گوهاى بی شمار در پشت درهاى بسته و دور از چشم و گوش جاسوسان روس و انگلیس، ناصرالدین شاه «عهد دوستى و تجارت» میان ایران و آمریکا را با آب و تاب هر چه تمامتر امضاء کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم”

ما پادشاه بالاستقلال و شهریار بالاستحقاق، زیب افزاى سریر

خلافت و تاجدار زینت بخش اریکه سلطنت و شهریارى، محیى آثار عدل و انصاف ، ماحى علائم جور و اعتساف، داور تاج و تخت، داراى فر و بخت، شکوه بخشاى دیهیم و نگین بلاد اسلام و المسلمین، ملک عدالت گستر، خدیو رعیت پرور، افتخار ملوک کیانى، مالک بالارث کل ممالک ایران، موافق مبارک سطور، به هر کس بتواند تعلق داشته باشد، معلوم مى فرماییم که در پانزد شهر ربیع الثانى هذا السنه ۱۲۷۳ در اسلامبول، فیمابین اعلیحضرت ملوکانه ما و رئیس ممالک مجتمعه آمریکاى شمالى .... عهد دوستى و تجارت قرار داده و منعقد شده است ....»

این پیمان زیر عنوان رسمى «عهد نامه دوستى و تجارت» در هشت ماده رسمیت یافت. اما خواست راستین دربار قاجار از عقد این عهدنامه، یعنى دستیابى به پشتبانى آمریکا و در فشار گذاشتن بریتانیا براى گذشت در قبال ایران، میسر نشد و لندن سپاهیانش را روانه محمره- خرمشهر امروز- کرد.

در این حال، «میرزا سعیدخان»، وزیر امور خارجه ایران، در نامه اى به وزیر مختار دربار قاجار در پطرزبورگ- دربار تزار روس- علت آغاز دشمنى آشکار لندن با ایران را «مفقود» شدن نامه اى دانست که در آن از مصلحت گذار ایران در استانبول- دربار خلفاى عثمانى – خواسته شده بود که با ایلچى یا سفیر آمریکا در آن شهر براى عقد عهده نامه دوستى و تجارت گفت و گو کند.

این نامه چگونه مفقود شد؟ تا امروز نیز نمى دانیم !

نامه ایران و آمریکا در دست جاسوسان

میرزا سعید خان با اشاره به نامه پیشنهاد دوستى میان ایران و آمریکا، و به گفته او «مفقود شدن» آن مى نویسد:

«پاکت به دست کارگزاران دولت انگلیس افتاد. پاکت را گشودند و از مکنونات اولیاء دولت ایران – که منافى خواهش و میل آن ها بوده – استحضار به هم رسانیدند. به ملاحظه عناد باطنى که با دولت آمریکا دارند و بالبداهه معلوم است که نمى خواهند ابداً هیچ دولتى با دولت مشارالیها راه دوستى داشته باشد، و نظر به دور اندیشى ها و خیالات فاسده دور و دراز، بناى بد رفتارى و بهانه جویى ها با دولت ایران گذاشتند و رفته رفته کار را به جدال کشیدند. و الان دولت ایران در حقیقت رهین دوستى دولت آمریکاست، و هر گاه درست ملاحظه شود در سر دوستى آن دولت است که با دولت انگلیس محاربه مى کند. و متحمل این همه مخارج شده و مى شود. و معلوم نیست که مآل این امر به کجا منتهى خواهد شد؟ و هر گاه آن برادر بتواند، نه بطور تکلیف، ایلچى آمریکا را وادارد که مراتب را به دولت متبوعه بنویسد، خیلى خوب است.»

عهد دوستى واشینگتن و تهران بسته شد اما کنگره یا دو مجلس نمایندگان و سناى آمریکا همچنان زیر بار تصویب لایحه تاسیس سفارتخانه آن کشور در ایران نمى رفت.

بیشتر نمایندگان دو مجلس آمریکا مى گفتند : هزینه ایجاد سفارتخانه در ایران، هزاران کیلومتر دورتر، موجه نیست.... بیشتر این نمایندگان حتى به درستى نمى دانستند که ایران پریشان روزگار آن دوران، در کدام نقطه از نقشه جهان جاى دارد!

نماینده ایالت «ویسکانسین»، در دفاع از طرح تامین پنج هزار دلار اعتبار حقوق کاردار و سرکنسول آمریکا در تهران ، در سخنرانى شورانگیزى از اهمیت داد و ستد با ایران یاد کرد، از جمله اهمیت تجارت نفت با ایران ....البته نه خرید نفت ایران که منابع آن هنوز کشف نشده بود، بل فروش نفت آمریکا در بازارهاى ایران!

وزیر مختار پیشین آمریکا در اطریش نیز در نامه اى به وزیر خارجه آن کشور یادآور شد که «پنبه آمریکا را ممکن است بتوان در ایران رواج داد چنان که نفت آمریکا اکنون در این کشور راه یافته است.»

اما ایران ، براى قانونگذاران آمریکایى همچنان سرزمینى دوردست و از یاد- حتى خدا- رفته بود که ثمرى براى ساکنان ینگه دنیا نداشت. از همین رو، «اندرو گِرِگ کِرتین»، یکى از وکلاى ایالت پنسلوانیا در مجلس نمایندگان آمریکا بر آن شد که ایران را به همکارانش بیشتر بشناساند:
«جمعیت ایران نزدیک به هشت میلیون تن است. مساحت ایران سه برابر مساحت فرانسه است. شهرهاى بزرگ و ثروتمند در ایران فراوان است. تبریز یکصد و بیست هزار تن جمعیت دارد. تهران هشتاد و پنج هزار تن و مشهد هفتاد هزار، اصفهان شصت هزار و یزد چهل هزار تن ....
یکى از کالاهاى آمریکا در بازار ایران که باید به دیده اهمیت آن را نگاه کرد، یک قلم چهار میلیون دلار پنبه است که تنها در سال گذشته وارد تبریز شد که بخش عمده آن محصول آمریکاست که در آغاز به بریتانیا و از آن جا به صورت پارچه به ایران وارد شده ...»

«اندرو گرگ کرتین» سپس کوشید تا گذشته درخشان ایران زمین را به همکارانش یادآورى کند....

«ایران شاید هرگز نتواند مانند روزگار کورش بر جهان فرمان براند. اما بر اثر گردش روزگار و چرخش تاریخ روزى خواهد آمد که نفوذ بازرگانى و آیینى ایران، صدها میلیون تن از جامعه بشرى را در قلمرو خود خواهد گرفت......»

در پى شور سوم، طرح پیشنهادى تصویب شد. و کنگره آمریکا با اصلاحیه اى ، روز پنجم اوت ۱۸۸۲، قانون تاسیس سفارت آن کشور در ایران را تصویب کرد.

آغاز شاهراه مهر

رهروان مهر و کین به جنبش درآمدند. در ژانویه ۱۸۸۳ به فرمان پرزیدنت «چسترآرثر»، رئیس جمهورى آمریکا، نخستین سفیر آمریکا در ایران – «اس.جى. بنجامین» – به تهران گسیل شد.

روزنامه «شرف» درباره او نوشت:

«جناب مستر بنژامین، وزیر مقیم ممالک متحده ینگه دنیا، مقیم دربار دولت علیه ایران، از سلسله یکى از خانواده هاى اصیل قدیم است که در دویست و پنجاه سال پیش از این از انگلستان به آمریکا مهاجرت و مسافرت نمودند.

جناب مشارالیه، یکى از موسسین ممالک ماساچُست و کانیک تیک مى باشد. والد معزى الیه چند مدتى به سمت قنسولگرى در دربار یونان بوده است. و معزى الیه پس از فراغت او از تحصیل در مدرسه علمیه و صناعیه آن وقت، شروع به خواندن و فرا گرفتن قانون نمود. و بعد سالى از آن منصب استعفا کرده داخل دایره ادبیات و صنایع شد و پانزده جلد کتاب در علوم ادبیه و صنایع و تاریخ تصنیف نمود.

وى در ماه ژانویه سال یکهزار و هشتصد و هشتاد و سه مسیحى به سمت وزیر مقیمى از طرف دولت جمهورى اتائونى مامور به اقامت در دربار دولت علیه ایران گردید.»

روزنامه شرف، شماره بیست و هشتم جمادى االاخرى ۱۳۰۲ – یکصدو بیست و هفت سال پیش – که در این نوشته روزنامه شرف منظور از «ماساچست»، ایالت «ماساچوستس»، و منظور از «کانیک تیک»، ایالت «کنه تیکات»۷، و منظور از «اتائونى»، ایالت متحده است که در زبان فرانسوى آن را «اتازونى» مى گویند.

نخستین نماینده آمریکا وارد تهران مى شود

«سمیوئل گرین بنجامین» در اوائل شعبان ۱۳۰۰- یکصد و بیست و نه سال پیش – به دنبال استقبال پرشور از او در بندر انزلى، وارد تهران مى شود. و روز پنجم شعبان همان سال، ناصرالدین شاه به او بار مى دهد.

در همین دیدار رسماً موسوم به «شرفیابى»، سمیوئل گرین بنجامین، نامه چستر آرثر، رئیس جمهورى آمریکا را به پادشاه ایران تقدیم مى کند:

از چستر . اى . آرثر”
رئیس جمهورى ممالک متحده آمریکا
به اعلیحضرت شاه ایران ....
دوست خوب و بزرگ !

کنگره ممالک متحده اجازه داده است که هیات دیپلماتیکى به دربار تهران اعزام شود. من ؛ اس . جى . بنجامین را که یکى از هموطنان معتبر ما مى باشد جهت اقامت در جوار دولت آن حضرت، به عنوان وزیر مقیم و جنرال قنسول ممالک متحده آمریکا انتخاب نمودم . مشارالیه ها را که اطلاع کاملى از دوستى ما نسبت به آن حضرت دارد روانه دربار و دولت آن اعلیحضرت کردم تا خواست هاى خالصانه ما را به جهت حفظ دوستى با ملت و دولت ایران برقرار نماید. و نزدیکترین و صلحجویانه ترین روابط متقابل سودمند هر دو کشور را براى همیشه حفظ کند.

با اطلاعى که من از توانایى و پاکدامنى مشارالیه دارم، مطمئنم که مورد پذیرش آن اعیلحضرت واقع خواهد شد وظایف محوله را به نحوى که حاکى از حسن نیت این دولت نسبت به آن اعلیحضرت بوده و در جهت پیشرفت منافع متقابل هر دو کشور مى باشد، انجام خواهد داد.
از خداوند متعال سلامت و حفظ وجود آن اعلیحضرت را مسالت دارم.

هفتم مارس یکهزار و هشتصد و هشتاد وسه در واشینگتن تحریر گردید.
دوست خوب شما . چستر. اى .آرثر»

از سوى دیگر، «حاج حسینقلى خان معتمد الوزراه»، بعدها «صدر السلطنه» ، پسر هفتم میرزا آقاخان نورى – صدر اعظم معروف به انگوفیل یا دوستدار انگلیس– به عنوان نخستین وزیر مختار ایران در آمریکا برگزیده شد.

....و چون حکایت به اینجا رسید، شهرزاد لب از قصه فرو بست.

خواهر کهترش، دنیازاد گفت: اى خواهر، طرفه حکایتى گفتى. اما آیا عاقبت الامرعهد مودت ینگه دنیا با بلاد پارس برقرار شد یا نه؟

شهرزاد گفت: شب به سر آمده، سپیده مى دمد. اگر از هلاک برهم و ملک مرا واگذارد، عقده هاى عهد میان ینگه دنیا و خطه پارس را بیشتر خواهم شکافت.

لینکهای مرتبط :

رهروان مهر و کین 1: تاریخچه‌ای از روابط ایران و آمریکا

+196
رأی دهید
-37

Shovaliyeh - نورفیوراید - نروژ
سلام دوستان عزیز من عضو جدید هستم.
شنبه 12 آذر 1390 - 20:47
Freeman-Freedom - لندن - انگلیس
روزی از چرچیل پرسیده شد که چرا این همه استعمار در هند و سایر مستعمرات انگلیس رخ داده ولی‌ در ایرلند که سالهاست ملتهب است هیچ نمیتوانید کنید؟ پاسخ داد: ما در یافتن دستنشاندگان در مستمراتمان به راحتی‌ تواناییم، در حالی‌ که این مهم در ایرلند تا این لحظه رخ نداده! ................ بله هم میهنان، این هم داستان ماست! جاوید آزادی، نگون باد استبداد!
شنبه 12 آذر 1390 - 20:49
Shovaliyeh - نورفیوراید - نروژ
سلام دوستان عزیز من عضو جدید هستم.
شنبه 12 آذر 1390 - 20:56
Mossadegh - لندن - انگلیس
لعنت بر وطن فروشان گذشته و حال!
شنبه 12 آذر 1390 - 23:30
differenta - استکهلم - سوئد
من تاریخ رو خوب نمیدونم ولی خونه بودم که انقلاب امریکا تو سالهای 1750 بوده
شنبه 12 آذر 1390 - 23:15
anohe - کوالالامپور - مالزی
یا این متن خیلی‌ سنگین بود، یا من زیادی بی‌سوادم :(
یکشنبه 13 آذر 1390 - 04:57
Shahram khosh maram - تهران - ايران
Freeman-freedom: دوست عزیز، حتما میدانید که سرانجام هند و پاکستان و بنگلادش و عراق و اردن و ... از انگلیس مستقل شدند ولی ایرلند شمالی هنوز نتوانسته است. پس بنا به گفته شما حالا دست نشاندگان در ایرلند باید بیشتر باشند.
یکشنبه 13 آذر 1390 - 15:26
نظر شما چیست؟