طرز تهیه کدو ورقه

طرز تهیه کدو ورقه


مواد لازم

کدو سبز= ۴ عدد
گوجه فرنگی= ۳ عدد
آب گوجه فرنگی= ۵/۰ لیوان
تخم مرغ =۲ عدد
کره= ۱ قاشق غذا خوری
نمک و روغن= به میزان لازم

طرز تهیه

کدو را حلقه حلقه و بعد سرخ کنید.سپس کدو را با آب گوجه فرنگی و نمک و کره بپزید و آن فدر صبر کنید تا آب گوجه فرنگی جوش رفته و آبی برایش نماندسپس گوجه فرنگی ها را پوست بکنیدو قطعه قطعه کرده بین کدو بچینید. تخم مرغ را در ظرفی بشکنید و با چنگال به هم بزنید و روی آن بریزیدو روی حرارت کم بگذارید تا پخته شود
khosh bavar - ایران - یزد
ای من با این غذا خاطره دارم ! تا سن 8 سالگی حرف " ر " را " ل " تلفظ میکردم, یعنی به این غذای خوشمزه میگفتم : ولقه ! بهرحال, ما یک همسایه کنجکاو داشتیم, که وقتیکه بعد از ظهرها میرفتم خونه شان که با دوست همکلاسیم بازی کنم, که مادر ایشان, هر روز از من این سوال را میکرد " اقا فرهاد, نهار چی خوردی جان ?! " که منم همیشه چیزی را که میخوردم, به این ایشان میگفتم, مثلا فسنجان, ترش تره با ماهی, شیرین تره با ترش کباب و و و . تا اینکه من کم کم بزرگتر که شدم, متوجه شدم که این موضوع شخصی است و نباید اینطور سوالها را از کسی کرد, بدینجهت موضوع را با مادر گرامی در میان گذاشتم که با تعجب و ریشخند ایشان مواجه شدم که ایشان فرموند که اگر ایندفعه از تو سوال کرد, بگو ما نهار " کدو ورقه " داشتیم ( چون غذای ارزانی است ), که گفتم, غذای فردا مثلا چی بگم, که گفتند باز بگو ورقه تا ایشان دیگر سوال نکند, تا اینکه فردای بعد از ظهر خونه دوستم رفتم, و خدا خدا میکردم
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

khosh bavar - ایران - یزد
قسمت 2): که ایشان که عزیز ما بودند, دیگر ازم سوال نکنه که مجبور بشم, دروغ بگم ! ولی طبق معمول ایشان سوال کنجکاویشان را مطرح میکنند, که من با حالت خجالتی و گناه و دروغ, به ایشان گفتم: ولقه ! که ایشان باورش شد و رفتند, وقتیکه بمنزل امدم, حالا میبایستی به مادر بزرگوار جواب بدم که همان جواب مطلوبش را دادم ! تا اینکه باز فردا بعدازظهر, " اقا فرهاد, نهار چه خوردی جان ?! " شروع شد, که ایندفعه که باورم شد که حق داشتم, که چنین فکری کنم, که این سوال شخصی و خصوصیه و نباید ازم بپرسد, پس با شهامت به ایشان گفتم : ولقه ! که یک ریشخندی بمن زد و یک زمزمه ای کرد و رفت, و تا روز سوم که وقتی در جوابش گفتم : ولقه ! انچنان این خدا بیامرز با ان خنده بلند و معروفش از پیشم رفت که نگو و نپرس ! که بعد از انروز دیگر سوالی نکرد و من عذاب وجدان نداشتم که هم اسرار ! خانه را به دیگران میگویم و هم مجبور به دروغ گفتن ! پس همواره شاد و خاطره باشیم !
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

مستانه شرق - آلمان - هایدلبرگ
پسرخاله عزیز ، فرهاد جان ، . من هم اوایلی که به آلمان امده بودم یک خانم آلمانی مسنی که خدا رحمتش کند ، همسایه ما بود تقریبا هرروز ازم سوال میکرد امروز ناهار چی داشتین و من هم که طبق عادات و تربیت گذشتگانم کلی بهم برمیخورد و در دل میگفتم چون خارجی هستم ، میخواد ببینه که آیا چه غذایی میخوریم.....بعدها فهمیدم که نه این سوال رو از آلمانیهای دیگر هم میپرسه ، راستش رو بگم حالا خودم این سوال رو از دوستان چه آلمانی و چه ایرانی میکنم بدون اینکه کسی بهش بربخوره........
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

pelle - سوئد - استکهلم
khosh bavar - ایران - یزد-با درود ،مرسی فرهاد جان که خاطرات کودکیت را تعریف کردی ،ولی بگو ببینم حالا که میتونی" ر" را بدرستی تلفظ کنی ؟
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

*Fanoos* - ایران - شهمیرزاد
khosh bavar - خاطره شیرینی رو از خود به جای گذاشتی جالب بود و خدا اون همسایتان رو رحمت کنه ... موفق باشی فرهاد جان
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

*Fanoos* - ایران - شهمیرزاد
چه جالب کدو ورقه این دیگه از اون غذاهایی که خوردن داره ....
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

*Fanoos* - ایران - شهمیرزاد
pelle - سوئد - استکهلم سلام پله جان خوبی وای کامنت باحالی رو گفتی راست میگه فرهاد جان حالا بگو ببینم میتونی ر رو به خوبی تلفظ کنی یا نه دی:
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

pelle - سوئد - استکهلم
Fanoos* - ایران - شهمیرزاد-سلام فانوس جان ،مرسی من خوبم ،امیدوارم شما هم خوب باشید.
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

khosh bavar - ایران - یزد
دختر خاله مستانه عزیز, داستان جالبی تعریف کردید که باید از تصادم فرهنگی سخن گفت و چه زیبا از عادت فعلی خودت هم گفتی که چنین سوالی را از دیگران میکنید که انگار مثل خود من که برای زنده نگاه داشتن این خاطره شیرین از دیگران چنین سوالی میکنم که واکنش انها مانند واکنش من در دوران کودکی بود و برای رفع سوتفاهم که شده, این خاطره ام را تعریف میکنم, و چند باری هم در سایت از کاربرانی چون fanoos این سوالم را هم کردم, پس همواره شاد و خاطره باشیم .
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

shiva safapour - ایران - تهران
سلام گلم .. امیدوارم که اخرین روز کاری هم به خوبی تمام بشه و تعطیلات اخر هفته هم بهت خوش بگذره عشق من ..ایران تهران
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

khosh bavar - ایران - یزد
*Fanoos* عزیز, شما که عاشق سیر هستید, باید این غذا را درست کنید که یا با برنج و ماست و سیر میل کنید و یا با نون بربری که واقعا خوشمزه است ! یعنی شما تا الان این غذا را میل نکردید ?!
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

khosh bavar - ایران - یزد
الهام و دانیال عزیز, الان که مشکلی ندارم ولی بدجوری همسایه عزیزم, بخاطر این " مچ گیری " او سربسرم میگذاشت که وقتیکه منو میدید همش بمن میگفت " ولقه " و غش غش میخندید که بخودم از ان به بعد فشار میاوردم و " ر" را درست تلفظ میکردم ! روحش شاد که بسیار خانم عزیز و مهربان و دوست داشتنی بود !
چهار‌شنبه 27 مهر 1390

*Fanoos* - ایران - شهمیرزاد
khosh bavar فرهاد جان عزیزم چرا این غذا رو خوردم منتها تا حالا درش از تخم مرغ استفاده نکردم !واااااااااااااااااااای سیرو خوب اومدی اتفاقا من همیشه کدو رو با ماست و سیر فراوان قاطی میکنم و میخورم . ای ول به شما که با ماست و سیر این غذا رو نوش جان میکنی. فرهاد جان از اینکه گفتم "ر" را بخوبی میتونی تلفظ کنی همش قصد مزاح داشتم دی :...در هر صورت خاطرت خیلی شیرین و بیادماندنی بود ..روح آن همسایتان شاد
پنج‌شنبه 28 مهر 1390

khosh bavar - ایران - یزد
*Fanoos* عزیز, چه خوب شد که گفتی, زیرا خیلی ناراحت شدم که میخواستم از سوالت گریه کنم, پس همواره شاد و خوش باور باشیم !
جمعه 29 مهر 1390

Ghooloo - ایران - آبادان
هر چی‌ خواستم کامنت نذارم نشد، شرمنده! معلومه خیلیها داستان گوش میکنند ولی‌ دقت نمیکنند! اینجا یه سوال پیش میاد: اگر مشکل ر داشتی، و ر را ل تلفظ میکردی، خوب در غذاهایی مثل ترش تره, شیرین تره با ترش کباب که روزهای دیگه میگفتی‌ که ر بیشتر داشت...فکرشو کن تلش تله، شیلین پلو با تلش کباب :)
جمعه 29 مهر 1390

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟