قتل به خاطر یک جفت کتانی


قتل به خاطر یک جفت کتانی

متهم مدتی قبل از قتل و در جریان یک درگیری، از سوی مقتول مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود که اختلاف آنها بعد از شکایت شاهین از ابوطالب آغاز شد.

شامگاه 23 خرداد امسال، مأموران پلیس شهرستان پاکدشت از وقوع یک فقره قتل در یکی از خیابان‌های این شهرستان باخبر شدند.

مأموران با حضور در محل حادثه واقع در چهارراه ولیعصر، با جسد مرد جوانی به نام ابوطالب رو به رو شدند که بر اثر اصابت چاقو به شکمش به قتل رسیده و ضارب هم از محل حادثه گریخته است.

اظهارات برادر مقتول نشان داد که ابوطالب با فردی به نام شاهین از مدتی قبل اختلاف داشته است، که این دو، روز حادثه مجددا باهم درگیر شدند که ابوطالب به قتل رسید.

تحقیقات برای شناسایی عامل این جنایت آغاز شد و یک روز بعد، متهم توسط مأموران پلیس و در همان شهرستان شناسایی و دستگیر شد.

اطلاعات به دست آمده نشان داد که متهم مدتی قبل از قتل و در جریان یک درگیری، از سوی مقتول مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود که اختلاف آنها بعد از شکایت شاهین از ابوطالب آغاز شد.

ابوطالب وقتی متوجه درگیری بین شاهین و یکی از همسایه‌های خود به نام مرتضی بر سر یک جفت کتانی شد، به حمایت از مرتضی که دوست شاهین هم بود، شاهین را با چاقو زد.

بعد از اعتراف شاهین به ارتکاب قتل، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که صبح امروز در شعبه 113 و به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار رسیدگی شد.

در ابتدای جلسه، ذبیح‌زاده، نماینده دادستان با اشاره مدارک موجود در کیفرخواست صادره، بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد؛ اولیای‌دم نیز خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند.

متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام قتل را قبول دارد، گفت: حدود 4 ماه قبل از قتل، با دوستم که همسایه مقتول درگیر شدم و در جریان این درگیری ابوطالب مرا با تبر زد که 3 روز در بیمارستان بستری شدم. از او شکایت کردم و می‌خواستم رضایت بدهم اما مقتول و برادرانش همیشه پشت سر من حرف می‌زدند.

وی ادامه داد: روز حادثه و چند ساعت قبل از قتل، با برادرش درگیر شدم که پدرم به من سیلی زد و ما را جدا کرد؛ به من گفتند که مقتول و برادرانش برای درگیری دنبال تو می‌گردند که خواستم به خانه بروم تا با آنها درگیر نشوم اما مقابل خانه جلوی مرا گرفتند و درگیر شدیم.

شاهین گفت: 3 نفری بر سر من ریختند و موتورم را روی زمین انداختند و من هم مجبور شدم که با چاقو او را بزنم و فرار کنم.

متهم در بیان اظهاراتش دچار تناقض شد و یک بار مدعی بود که مقتول و همراهانش او را روی زمین انداخته‌اند ولی در ادامه اظهاراتش گفت به محض شروع درگیری چاقو کشیده است.

قاضی از متهم سؤال کرد که چه کسی به تو پیغام داد مقتول و همراهانش به دنبال تو هستند که متهم در جواب گفت: یادم نیست.

در ادامه جلسه، برادر مقتول که در صحنه قتل همراه برادرش بوده در جایگاه قرار گرفت و گفت: شب قبل از حادثه متهم جلوی من و همسرم را گرفت و گفت شما را خواهم زد؛ روز حادثه به همراه برادرم به سمت پاسگاه در حال حرکت بودیم که متهم موتورش را کنار در خودرو انداخت تا من نتوانم پیاده شوم و سپس با برادرم درگیر شد.

وی ادامه داد: متهم بعد از فحاشی، به ماشین لگدی زد که برادرم قصد داشت از ماشین پیاده شود اما قبل از انجام هر کاری، متهم با چاقو او را زد و بلند گفت دیدی بالاخره تو را زدم؟

متهم که طبق مدارک موجود در پرونده، 2 سابقه مربوط به سرقت و اعمال غیراخلاقی دارد، در واکنش به این اظهارات گفت: تمام این حرف‌ها دروغ است.

شاهین در بیان آخرین دفاع گفت: در این کار هیچ عمدی نداشتم و از خانواده مقتول درخواست بخشش دارم.

قاضی همتیار ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.
شکلات - ایران - تهران
باز اگه بخاطر یه جعبه شوکولات بود یه چیزی !
چهار‌شنبه 1 دی 1389

feminism - انگلستان - لندن
شکلات_ایران جان هر وقت خواستی بگو تا من برات از اینجا دو جعبه شکلات میفرستم , بشرطیکه افکار شیرین و شکلاتی داشته باشی نه ادمکشی !
چهار‌شنبه 1 دی 1389

bache shapoor - سوئد - یوسدال
نمیخوام از متهم دفاع کنم ولی اخه چرا بعضیها فضولی میکنن و بقولی کاسه داغتر از اش میشوند? دوتا دوست داشتن سر یک جفت کتونی بحث و بگومگو میکردن و احتمالا بحثشان تموم میشده ولی نفر سوم که مقتول بوده خودش را نخود اش میکنه و با چاقو یا تبر قاتل را زخمی میکنه! حالا هم خودش به قتل رسید و هم یکی دیگه رو به زندان و شاید هم قصاص کشوند. اینجا دو خانواده بای مصیبت و عزا ببینند. البته خدا مقتول را بیامرزد ولی یکی نبود بهش بگه بجای اینکه درگیری بین دو دوست را سوا کنی چرا با چاو یا .. دیگری را زخمی کردی?
چهار‌شنبه 1 دی 1389

KH0o0o0oshtip - آرژانتین - سانتاماریا
بنده خدا رفت ثواب کنه کباب شد اونم چه کبابی جزغاله ای
چهار‌شنبه 1 دی 1389

شکلات - ایران - تهران
feminism - انگلستان - لندن * وای وااای بفرست . من افکارم شوکولاتیه . بعضی وقتها خر میشم و یه چیزی میگم اما باور کن شوکولاتی شوکولاتی م .
شنبه 4 دی 1389

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟