روستایی که کودکانش ۳قرن نابینا به دنیا می آیند


روستایی که کودکانش 3قرن نابینا به دنیا می آیند

مستند فقط کمی نور درباره ساکنان روستای «چهار برج» از توابع خراسان شمالی است که در حدود سه قرن است به دلایل نامعلومی در آن کودکان نابینا به دنیا می‌آیند.این فیلم در جشنواره فیلم فجر سال گذشته مورد تقدیر قرار گرفت. حامد نوبری کارگردان این فیلم مدتها قبل در مصاحبه ای درباره این فیلم گفته : برای ساخت این مستند و نمایش معضل مردم روستا هیچ پولی نداشته و دو سکه جایزه فیلم قبلیش را فروخته است.

به گزارش آخرین نیوز به نقل از پارس توریسم فیلم فقط کمی نور جایزه بهترین مستند جشنواره فیلم کوتاه تهران را گرفت و در مراسم اختتامیه کار گردان فیلم برای مردم روستا کمک خواستید که با موافقت مسئولین سینمایی همراه شد.در ان زمان آقای شمقدری به کارگردان فیلم قول می دهد که فیلم را به رئیس جمهور برساند وبه گفته حامد نوبری انصافا این کار را انجام داد و ایشان هم فیلم را دیدند و قول مساعدت دادند.
ولی همانطور که بعدا حامد نوبری در اظهار نظری عنوان می کند متاسفانه هنوز کمکی نشده و یک مدرسه‌ای هم که در روستا بوده، تعطیل شده است.
او این موضوع را با آقای شمقدری مطرح می کند و شمقدری نیز می گوید این کار مثل هر کار اداری دیگر زمان می‌برد و قرار است که چند دکتر به روستا فرستاده شود .

فقط کمی نور چگونه ساخته شد؟

روزی یکی از دوستان حامد نوبری اتفاقی درباره روستایی صحبت می‌کرد که در آن کودکان نابینا متولد می‌شوند. قضیه برای او جالب می شود و چند ماه در اینترنت و منابع دیگر تحقیق می کند . اما هیچ مطلب جامع و کاملی چه در اینترنت و چه در دیگر منابع پیدا نمی کند فقط توضیحی مختصر در یک روزنامه محلی وجود داشت که آن هم مربوط به سالها قبل بود و چندان قابل اطمینان نبود. بنابراین به خود روستا رفته و چیزی که حتی فکرش را هم نمی‌کرد به چشم خود می بیند.تقریبا همه تحقیقاتش را در روستا و بین همان مردم انجام می دهد.

فیلمسازی در بی پولی

اما آقای نوبری آن طور که در گفت وگویی با مرضیه ریاحی در سایت فیلم کتاه گفته :برای شروع کار هیچ پولی نداشته و از آن بدتر در موقعیتی بوده که می‌دانسته چندین نفر در روستا مشغول فیلم ساختن هستند. حتی زمانی از ساخت فیلم منصرف می شود . ولی با همه این مشکلات می رود و دو سکه‌ای را که از فیلم قبلی اش (مشهد قالی) جایره برده بودرا فروخته و فیلم را می سازد .همچنین کمیته امداد نیز مبلغی به اوکمک کرده و بعد از تحویل فیلم حوزه هنری اراک هم نصف دیگر هزینه را به عهده می گیرد…

حامد نوبری وقتی برای ساخت فیلم خود وارد کوچه‌ها و خانه‌های مردم می شد ،تازه به مصیبت روستا پی برد.به گفته خودش در هر خانه‌ای را که می‌زد حداقل سه نابینا را می‌دید. بعضی از بچه‌ها علاوه بر نابینایی معلولیت ذهنی و حرکتی هم داشتند.او نمی‌دانست با این همه مشکل چه کار باید بکند!. پس تصمیم گرفت اول حرف مردم را به گوش مردم و مسئولین برساند .
کار گردان فیلم فقط کمی نور دفعه اول که به روستا رسید به خانه دهیار رفت جلوی در خانه‌ به او قول داد که حرف دلش را به گوش رییس جمهور و مسئولین برساند هرکجا که می‌رفت می‌گفتند «آقا هزاران فیلمبردار اینجا آمده‌اند برو بذار به درد خودمان بمیریم!»
حتی اجازه تصویر گرفتن هم به او گروهش نمی‌دادند. در حدود۶۰ درصد از شات‌های فیلم از پایین و مخفیانه تصویربرداری شده و با هزاران ترفند از زیر زبان‌شان حرف بیرون کشیده شد. چون آنها اصلا تمایلی به حرف زدن نداشتند. آنجابود که حامد نوبری به خوبی حس کرد که مردم روستا به امید مرگ زندگی می‌کنند.

می خوای معرکه بگیری؟

حامد نوبری برای این فیلم با مسئولان نیز صحبت کرده وبه گفته خودش با این جواب‌ها روبرو شده بود : «می‌خوای معرکه بگیری؟»، «نابینا هست ولی دراین حدی که شما می‌گید نیست!»، «ما تحقیقات که کردیم بیشتر از ۱۰ تا نابینا بیشتر تو روستا وجود نداره دروغه آقا!».
حتی دهیار روستا با هزار سلام وصلوات جواب سوال‌های آنها را می‌داد که مبادا جایی از حرفش به فرماندار یا شخصی بربخورد البته به اعتقاد کار گردان فیلم اگر دهیار روستا (آقای دیرانلو) نبود شاید اصلا کار پیش نمی‌رفت.

farhad352 - ایران - تهران
. اگر به جای تهیه فیلم از نابینایان فیلمی در وصف ملا گداعلی میساختی که چگونه از کوچه های بالاخیابان مشهدو. روضه خوانی سرقبر امام رضا و . مرده خوری او،و همچنین ابلهی نژاد از تنگ کوچه های خاکی گرمسار به این همه پول و مال و مکنت رسیده اند و این چنین وقیحانه مردم را در گوشه و . کنار مملکت از حق و حقوق خود محروم ساخته و اموال آنها را در اقصا نقاط دنیا خرج میکنند آنوقت میدیدی که چه پولی به تو میدادند تا آنرا منتشر . نسازی و سند زندگی نکبت بارشان را قبل از فریب بزرگ خمینی دجال در ایران را بایگانی کنی تا بیشتر این گدا زاده های منگول احساس بزرگی کنند!.
شنبه 6 آذر 1389

khosh bavar - ایران - یزد
با خواندن این مطلب بیاد داستانی افتادم, که در یک منطقه از افریقا, که شدت نور خورشید شدیدترین اشعه نورانی خودش را دارد, باعث کور شدن ساکنان ان منطقه میشه که همه ساکنان ان اوایل سن 20 سالگی نابینا میشوند و " تنها " راه نجات و ناجی انان " بچه هایشان " هستند, که به هنگام قدم زدن, بچه 5-4 ساله در جلوی انان با در دست داشتن یک قطعه ریسمان دراز که یکطرفش را بچه دارد و طرف دیگر را پدر, مادر و خواهر و برادر نابینا ! و ان بچه هم میداند که تا سن 20 سالگی میتواند ببیند و از ان به بعد او هم کور خواهد شد !
شنبه 6 آذر 1389

mn3475 - ایران - اهواز
چقدر تاسف برانگیز . بنی آدم اعضای ..............
شنبه 6 آذر 1389

مشتعل - سوئد - استکهلم
خدا به داد مردم ایران برسه این قوم یاجوج ماجوج تا ریشۀ این ملت رو خشک نکنه دست بردار نیست
یکشنبه 7 آذر 1389

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟