قاتل پدر بعد از ۹ سال به زندگی بازگشت

قاتل پدر بعد از 9 سال به زندگی بازگشت

جوانی که 9 سال قبل به اتهام قتل پدرش دستگیر شده و قرار بود به زودی قصاص شود، توانست با جلب رضایت مادربزرگش از چوبه دار نجات یابد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/5 روز 21 بهمن ماه سال 80 به ماموران کلانتری شمس آباد گزارش شد جوانی در درگیری با پدرش او را با ضربات چاقو کشته است. بلافاصله ماموران به محل وقوع حادثه در خیابان نیروی هوایی رفتند و با جسد خونین مردی میانسال به نام اکبر روبه رو شدند. دقایقی بعد کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی همراه با جواد اسماعیلی قاضی وقت جنایی نیز خود را به آنجا رساندند تا تحقیقات به طور تخصصی ادامه یابد. ظاهر جسد نشان می داد یک ضربه به گردن و دو ضربه به پهلوی چپ مقتول اصابت کرده است. افرادی که شاهد این نزاع مرگبار بودند، اعلام کردند اکبر نخست با پسر کوچک ترش به نام محمد درگیر شد سپس پسر بزرگ تر او به نام رضا به کمک برادرش رفت و در پی آن چنین حادثه یی رقم خورد. یکی از شاهدان عینی به ماموران گفت؛ با صدای داد و فریاد از خانه خارج شدم. اکبر دست پسر کوچکش را گرفته بود و او را کشان کشان با خود می برد. او پسرش را کتک می زد و به وی ناسزا می گفت. دقایقی بعد پسر بزرگ تر به کمک برادرش رفت و با پدرش درگیر شد. وقتی درگیری بالا گرفت، رضا با چاقو چند ضربه به پدرش زد و بلافاصله از آنجا فرار کرد. مردم قصد داشتند اکبر را به بیمارستان برسانند اما دیگر کار از کار گذشته بود.تلاش ماموران برای دستگیری جوان پدرکش مدت زیادی طول نکشید و وی خیلی زود دستگیر شد. از آنجا که افراد زیادی صحنه جنایت را دیده بودند رضا راهی برای کتمان واقعیت نداشت و به ناچار قتل پدرش را گردن گرفت. او گفت چون پدرش برادر کوچک ترش را کتک می زد، او وارد درگیری شد. اعترافات رضا با شهادت شاهدان و شواهد موجود در صحنه قتل همخوانی داشت. بنابر این با تکمیل تحقیقات رضا به اتهام قتل پدرش پای میز محاکمه رفت. در این میان چهار نفر از اولیای دم نسبت به متهم اعلام گذشت کردند ولی مادربزرگ او حاضر به اعلام رضایت نبود و از دادگاه خواستار قصاص نوه خطاکارش شد. در جلسه محاکمه که در شعبه 1602 برگزار شد رضا جزییات بیشتری از روز حادثه را فاش کرد و از مادربزرگش خواست او را ببخشد. وی گفت؛ پدرم شش ماه بود که شغلی نداشت و به مادرم خرجی نمی داد. او خانه را رها کرده بود و ما زندگی سختی را می گذراندیم. روز حادثه پدرم با خانه تماس گرفت. برادرم گوشی را برداشت اما پدرم به او حرف های رکیکی زد و تلفن را قطع کرد. نیم ساعت بعد پدرم به خانه آمد و برادرم را صدا کرد. پدرم محمد را مقابل در خانه برد و به باد کتک گرفت. من خواستم آنها را جدا کنم. حتی روی پدرم را هم بوسیدم و از او خواستم کوتاه بیاید اما فایده یی نداشت. در همان لحظات برادرم یک چاقوی تاشو از جیبش بیرون آورد و به من داد. من هم همان طور که چاقو بسته بود آن را داخل جیبم گذاشتم. چند دقیقه بعد مردی ناشناس من را گرفت و پدرم دوباره شروع به کتک زدن محمد کرد. من نتوانستم خودم را کنترل کنم. با یک حرکت سریع خودم را از دستان مرد ناشناس خلاص کردم و برای پدرم چاقو کشیدم. ابتدا یک ضربه به گردن او زدم. وی در همان حال با سر به صورتم کوبید. من هم با چاقو دو ضربه پی در پی به پهلویش زدم و سپس فرار کردم. بعد از این ماجرا تا یک ساعت در کوچه پس کوچه ها سرگردان بودم و دعا می کردم بلایی سر پدرم نیامده باشد ولی بعد که به خانه رفتم فهمیدم فوت شده است. پس از پایان محاکمه از آنجا که مادر مقتول اعلام کرد حاضر به گذشت نیست قاضی اسماعیلی حکم به قصاص متهم داد. در شرایطی که رضا در یک قدمی چوبه دار قرار داشت رایزنی ها با مادربزرگ وی آغاز شد تا شاید از خونخواهی بگذرد اما او اعلام کرد فقط حاضر است اجرای حکم قدری به تاخیر بیفتد. به این ترتیب مهلت مادربزرگ به نوه اش هشت سال طول کشید ولی پس از این مدت ولی دم اعلام کرد تصمیم گرفته نوه اش را قصاص کند. در چنین شرایطی بار دیگر شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شد. اعضای خانواده رضا که این بار مادربزرگ را مصمم تر از دفعات پیش می دیدند باز هم تلاش کردند رضایت او را جلب کنند. رایزنی ها چند هفته طول کشید و خانواده رضا بزرگ تر های فامیل را واسطه قرار دادند و بالاخره مجموعه این تلاش ها به نتیجه رسید و عاقبت ولی دم در دادگاه حاضر شد و از نوه اش گذشت. با رهایی متهم از طناب دار پرونده او به شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت ارسال شد تا رضا این بار به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود. در جلسه محاکمه که به ریاست قاضی محمدرضا گیوکی برگزار شد، رضا بار دیگر نسبت به عملش ابراز ندامت و پشیمانی کرد. سپس قاضی با بررسی محتویات پرونده متهم را به تحمل پنج سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب رضا به زودی آزاد خواهد شد.

Kaweh - آلمان - مونیخ
این است نهایت حماقت و قانون قرون وسطایی با این که این پسر در لحظه ارتکاب به جرم حالت طبیعی نداشته ولی قاضی احمق و قانون جهالت حرف مادربزرگ نادان را گوش کرده و برای او اعدام بریدند. ننگ بر اسلام و قوانین کثیفش. در یک کشور دموکرات شاید نهایت سه یا چهار سال.
سه‌شنبه 26 آبان 1388

blueberry64 - ایران - تهران
مادربزرگ قانون گذار !!! قانون مادربزرگ مدار!!! واقعا که
چهار‌شنبه 27 آبان 1388

mashady - انگلیس - منچستر
مادربزرگ این جانی باید بگه اون برای جامعه مضره یا نه زنده بمونه یا نه این قوانین اسلامی که خدا تنظیمش کرده مرغ پخته رو به خنده میندازه
چهار‌شنبه 27 آبان 1388

farhod52 - ایران - تهران
آقای Kaweh - آلمان - مونیخ احترام به پدر و مادر درتمام شرایط لازم واجباری است اون بچه ای که به خودش جسارت میدهد به پدر خودش کسی که از خون و جسم اون چاقو بکشه از یه سگ کمتره این پسر را از لحاظ جنبه عمومی اجرای احکام باید اعدام کنن و هیچ ربطی به اسلام دموکرات و جمهوری و .. نداره
چهار‌شنبه 27 آبان 1388

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟