غذا خوردن از روی احساسات

غذا خوردن از روی احساسات

در زندگی شما غذا تا چه میزان اهمیت دارد و در واقع غذاخوردن چه معنایی را برای شما تداعی می ‌کند؟ احساس آرامش یا گناه یا خودداری از لذت بردن.

آیا برای این که یک تکه شکلات بخورید با خودتان سر و کله می ‌زنید، یا این که دایما در فکر و خیال چیزهایی هستید که خورده‌ اید، ولی بعد خود را قانع می ‌کنید و به خودتان دلخوشی می ‌دهید.

تخمین‌زده شده است که نیمی از ما، مواد غذایی را به دلیل عوامل احساسی و عصبی می خوریم که با توجه به محیط ‌پیرامون ‌مان، این میزان می ‌تواند کمتر یا بیشتر باشد.

این بدان معنا است که تاثیر غذا در زندگی خیلی بیشتر از آن است که فقط بتواند حس گرسنگی را برطرف کند، یعنی در واقع، غذا دستاویزی است برای رسیدن به آسایش یا راهی برای گریز از مشکلات زندگی، بنابراین به جای آن که فقط هنگام گرسنگی غذا بخوریم، از غذا به عنوان واکنشی در برابر احساسات مان استفاده می‌ کنیم.

غذا، زمان شما را پُر می ‌کند. هنگامی که خسته ‌اید یا وقتی که تنها هستید، حس همراهی به شما می ‌بخشد. وقتی که استرس دارید، به شما احساس آرامش می ‌دهد و هنگامی که احساس محرومیت می ‌کنید، برای شما واکنشی است در برابر محرومیت و زمانی هم که احساس فقدان می ‌کنید، به شما حسی از کنترل و تحمل شرایط موجود را می ‌بخشد.

برای بعضی از ما، خوردن می‌ تواند بخشی از خلا عاطفی ‌مان را پُر کند، خصوصا در مواقعی که می ‌خواهیم به گونه ‌ای مشکلات مان را سرکوب کنیم، یا هنگامی که احساسات مان جریحه ‌دار شده و به حمایت و کمک دیگران نیاز داریم.

در واقع، غذا خوردن‌های ناشی از احساسات و هیجانات، تابع چرخه ی معیوبی است که فقط باعث اضافه شدن وزن خواهد شد، ضمن آنکه باعث احساس گناه، خشم، درماندگی و بیچارگی هم خواهد شد، در صورتی که شما برای رسیدن به آرامش، غذای بیشتری خورده بودید.

الگوی خوردن ‌های عصبی چگونه شکل می‌ گیرد؟

غذا خوردن بخش اساسی از زندگی خانوادگی و اجتماعی ما را تشکیل می ‌دهد که در مناسبات و تشریفات اجتماعی نیز بسیار موثر است.

"دانه جید" روانشناس و مدیر انجمن بین‌المللی بی‌ نظمی در غذاخوردن، معتقد است ما از زمان تولد یاد می ‌گیریم که غذا خوردن باعث برطرف شدن احساس گرسنگی و کمبودهای غذایی در ما می‌ شود که سیستم آن مانند یک سیم‌ کشی خودکار در بدن ‌مان تعبیه شده است.

به نظر او اگر شما بتوانید احساس امنیت را در وجود خودتان افزایش دهید و به خودتان عشق بورزید و اعتماد به نفس داشته باشید، در این صورت دیگر دلیلی برای این گونه خوردن‌ های ناشی از هیجانات و احساسات برای تان باقی نمی‌ ماند. در غیر این صورت همان طور که سن شما بالاتر می ‌رود، ممکن است بیشتر احساس اضطراب و نا امنی کرده یا نتوانید به دیگران اعتماد کنید و همین عوامل باعث ‌شوند شما غذا خوردن را به عنوان پناهگاه و ملجایی برای گریز از مشکلات و سختی‌ های زندگی انتخاب کنید و به آن پناه ببرید.

اما اگر شما اضافه وزن قابل توجهی ندارید، ولی مدام به تغذیه خود و چیزهایی که می ‌‌خورید فکر می‌ کنید و نمی ‌دانید چطور آخرین پرخوری خود را جبران کنید، به غذاهای خاصی اشتیاق دارید و نمی‌ توانید از خوردن آن ها صرف‌ نظر کنید یا اگر همیشه از نحوه خوردن خود احساس گناه می‌ کنید و از خودتان عصبانی و متنفر می‌ شوید و غذا، زندگی ‌تان را تحت ‌الشعاع قرار داده داست، شاید اکنون وقت آن رسیده که نگاهی جدی و مستمر به شیوه تغذیه خود بیندازید.

در مطلب بعدی، 5 راه مقابله با غذا خوردن های عصبی و احساسی را برایتان بیان می کنیم.

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟