نگاهی دیگر: ۳۰ سال جنگ قدرت در ایران ۱

نگاهی دیگر: 30 سال جنگ قدرت در ایران 1

انشقاق و حذف مداوم

اکبر گنجی

روزنامه نگار و پژوهشگر، نیویورک

انشقاق و حذف مداوم

اشاره: تاریخ سه دهه گذشته رژیم جمهوری اسلامی، تاریخ انشقاق و حذف های مداوم در بالاترین سطح سیاسی بوده است. آیت الله خمینی به عنوان رهبر انقلاب، شخصیتی کاریزماتیک بود که در عین حال از مشروعیت سنتی (مرجع تقلید اعلم زمان خود) برخوردار بود.

پس از درگذشت او، آیت الله علی خامنه ای به رهبری منصوب شد که فاقد مشروعیت سنتی( مرجع تقلید نبود) و مشروعیت کاریزماتیک بود.

وقتی رهبرکاریزماتیک می رود، دوره ای از فترت فرا می رسد تا جانشین او میان مشروعیت سنتی و مشروعیت قانونی- عقلایی دست به انتخاب زند. هر دو دوره نظام ولایت فقیه (رهبری آقای خمینی و آقای خامنه ای)، همراه با افتراق و حذف بوده است.

زمامداران جمهوری اسلامی همیشه نظام های غیراسلامی را از جهات گوناگون- خصوصاً اخلاقی- نقد و رد کرده اند. یکی از معیارهای تمایز آنان این است که نظام های غیراسلامی محصول مبارزه بر سر هواهای دنیوی(قدرت، ثروت، شهرت و...) است، اما نظام اسلامی محصول عمل به تکلیف الهی و خدمت به بندگان خداوند است.

آیت الله خامنه ای در آخرین سخنرانی خود گفته است:"همه ناظران سیاسی جهان وجودشان انباشته از پلیدی و خباثت است"[1]. وی در همین سخنرانی از یک سو می گوید:"ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال می کنم؛ از انتقاد استقبال می کنم. البته انتقاد هم می کنند، انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می گیرم، دریافت می کنم و انتقادها را می فهمم."

و از سوی دیگر می گوید:"زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را می بندید؟!..یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى است؟! این جرم کمى است."

البته روشن است که مردم ایران و رهبران جنبش سبز، اصل انتخابات را زیر سئوال نبرده و نمی برند، آنان به تقلب در انتخابات اعتراض دارند و شعارشان این بود و هست:رأی من کجاست؟

آیت الله خامنه ای تمامی رهبران سیاسی جهان را مشتی انسان خائن قدرت طلب معرفی می کند که برای رسیدن به قدرت مرتکب هر نوع جنایتی می شوند، اما خود را آدمی معرفی می کند که فقط و فقط از سر تکلیف الهی، و به دلیل آنکه اگر رهبری نظام را نمی پذیرفت هیچ کس دیگری برای این مسئولیت وجود نداشت، و برای اینکه این بار بر زمین نماند،رهبری جمهوری اسلامی را با اکراه تمام قبول کرده است.[2]

اینک سه دهه از عمر جمهوری اسلامی گذشته است. بدین ترتیب، آن مدعا را می توان به محک تجربه سپرد. تاریخ جمهوری اسلامی، تاریخ نزاع بر سر قدرت و ثروت با توسل به قوه قهریه و زیر پا نهادن فضائل اخلاقی بوده است.

گام اول- استعفای بازرگان: پس از پیروزی انقلاب، مهندس مهدی بازرگان به عنوان "نخست وزیر امام زمان" از سوی آیت الله خمینی به نخست وزیری منصوب شد. اما در کمترین زمان ممکن میان دولت آقای بازرگان و شورای انقلاب اختلاف در گرفت.

نکته جالب توجه این بود که اکثریت گروه های مارکسیست در آن زمان با آیت الله خمینی برای حذف مهدی بازرگان، به عنوان نماد لیبرالیسم، در یک جبهه قرار گرفتند.

حتی برخی از افراد و گروه های مذهبی که اینک خود را هم خط با آقای بازرگان نشان می دهند، در آن زمان مخالف جدی او بودند و حتی تا درخواست محاکمه مهدی بازرگان به اتهام لیبرال و آمریکایی بودن پیش رفتند.

با استعفای مهندس بازرگان در 16 آبان 1358، قوه مجریه از دست نهضت آزادی خارج گردید و در مرحله بعد آنها از شورای انقلاب و مجلس هم کنار نهاده شدند.

مهدی بازرگان و یدالله سحابی دو چهره اخلاقی روزگار بودند. بازرگانی که به دنبال دادگاه عادلانه برای هویدا با حضور وکلای فرانسوی بود، صدایش در زمانه غرب ستیزی و نابودی زمامداران پیشین، لیبرالی به شمار آمد.

یکی از مهمترین چالش های پیش رو، تهیه قانون اساسی رژیم جدید بود. آیت الله خمینی از محبوبیت خود برای پیشبرد کار استفاده می کرد.

نزاع بر سر تصویب قانون اساسی، در این دوران بسیار مهم بود. پیش نویس قانون اساسی که در پاریس به وسیله حسن حبیبی تهیه شده و به تایید آقای خمینی رسیده بود، فاقد ولایت فقیه بود.

آیت الله خمینی در پاریس وعده می داد که یک جمهوری درست شبیه جمهوری فرانسه در ایران تأسیس خواهد کرد. جز تعداد اندکی از صنف روحانیت، هیچ کس نمی دانست ولایت فقیه چه معنایی دارد.

آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود گفته است که آیت الله طالقانی هم با ولایت فقیه مخالف بود

با طرح این موضوع، پرسش های زیادی در اذهان شکل گرفت. در فروردین سال 1358 در گفت و گویی تلویزیونی وقتی از مرتضی مطهری در باره اصل ولایت فقیه سئوال شد، او به صراحت گفت که ولایت فقیه بدین معنا نیست که فقیه حکومت تشکیل دهد و خود در رأس حکومت قرار گیرد. ولایت فقیه محدود به نظارت ایدئولوژیک است. مردم دوران انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی تصورشان این نبود و نیست که فقها حکومت کنند.[3]

البته آقای مطهری توسط نیروهای مخالف جمهوری اسلامی کشته شد و آن قدر زنده نماند تا شاهد تصویب ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی باشد.

آیت الله خمینی در تهران پیش نویس قانون اساسی را به دولت موقت سپرد تا مجدداً آن را بررسی کنند. آنها پس از تغییرات مورد نظر، پیش نویس را مجدداً نزد او فرستادند. آیت الله خمینی سپس پیش نویس را به شورای انقلاب فرستاد. پیش نویس قانون اساسی با تغییرات اندکی به تصویب شورای انقلاب رسید. شورای انقلابی که آیت الله طالقانی، بهشتی، مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر عضو آن بودند.

همه افراد و گروه ها بعدها شهادت داده اند که آیت الله خمینی هیچ گاه خواستار اضافه شدن ولایت فقیه به پیش نویس قانون اساسی نشد. متن پیش نویس در 26 خرداد 1358 منتشر شد. روز بعد آیت الله خمینی در دیدار با اعضای جامعه وعاظ، پیش نویس منتشر شده فاقد ولایت فقیه را تایید کرد و به آنها گفت:"طرح فعلی دولت صحیح است و همه تایید می کنند". و در روز بعد هم به پاسدران گفت:"همین طرحی را که دولت داده است صحیح است."

تا اینجای کار هیچ سخنی از ولایت فقیه و حکومت روحانیت وجود ندارد. اما در میانه راه، مجلس موسسان به مجلس خبرگان تغییر یافت. وقتی مجلس خبرگان آغاز به کار کرد، پیش نویس قانون اساسی کنار نهاده شد و ولایت فقیه از کنج حوزه علمیه نجف و قم بیرون کشیده شد و پرچمش را در مجلس خبرگان قانون اساسی برافراشت.

آیت الله منتظری، رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی، در کتاب خاطرات در این خصوص توضیح داده و به صراحت گفته است که آیت الله طالقانی هم با ولایت فقیه مخالف بود.

دولت موقت هم اصرار داشت که ظرف یک ماه پیش نویس تهیه شده به وسیله حسن حبیبی به تصویب رسد. آقای منتظری در خاطرات توضیح داده است که چه نقش مهمی در ورود و تصویب این اصل داشته است.

آیت الله خمینی در پاریس وعده می داد که یک جمهوری درست شبیه جمهوری فرانسه در ایران تأسیس خواهد کرد. جز تعداد اندکی از صنف روحانیت، هیچ کس نمی دانست ولایت فقیه چه معنایی دارد.

قبل از آنکه مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شود، آیت الله منتظری در جزوه ای پیش نویس را نقد کرده بود.[4] در سخنرانی 23 آبان 1376 که پس از آن با فرمان آیت الله خامنه ای به بیت ایشان حمله و می خواستند فقیه اعلم و افقه را به قتل برسانند، اما نتوانستند و لذا این چهره استثنایی تاریخ معاصر را به مدت 5 سال(تا بهمن 1381) در منزلش زندانی کردند، گفته اند که ولایت فقیه را ایشان مطرح و وارد قانون اساسی کرده است.[5]

در جلسات خبرگان قانون اساسی آیت الله منتظری خطاب به نمایندگان اعلام کرد:"آقایان مطمئن باشند ما آن قانون اساسی را که در آن مسأله ولایت فقیه و مسأله اینکه تمام قوانین براساس کتاب و سنت نباشد، اصلاً تصویب نخواهیم کرد، بلکه ما یک قانون اساسی تصویب خواهیم کرد که ملاک آن مسأله ولایت فقیه باشد و همچنین اساس حکومت و ولایت، به دست فقیه مجتهد عادل اعلم اتقی باشد و زیر بنای تمام قوانین هم کتاب و سنت پیغمبر خواهد بود. اصلاً اگر پایه یک طرح قانون اساسی این مسائل نباشد، از نظر ما ساقط و بی اعتبار است. این را آقایان مطمئن باشند...اگر هم بر فرض کسی بگوید چنین قانون اساسی آخوندی است، بله ما آخوندیم، آخوندی باشد، ولی ما می خواهیم صد در صد اسلامی و براساس ولایت فقیه باشد."[6]

دولت موقت در جلسه ای با حضور تعدادی از اعضای شورای انقلاب با اکثریت آرای وزیران تصمیم به انحلال مجلس خبرگان گرفت. دو دلیل برای این اقدام وجود داشت: اولی، تجاوز از مهلت یک ماهه ای که از پیش تعیین شده بود و دومی، انحراف از پیش نویس.

اعضای دولت موقت شبانه راهی قم شدند و این موضوع را با آیت الله خمینی در میان نهادند، او هم به شدت و عصبانیت مخالفت خود را بیان می کند. در اول آبان 1358 آیت الله خمینی بدون ذکر نام، اعلام کرد که گروهی به دنبال انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی هستند. وی به شدت به آنها تاخت و گفت:"ولایت فقیه چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه همان ولایت رسول است."

قبل از همه پرسی قانون اساسی، نهضت آزادی با صدور بیانیه ای در تاریخ 5 آذر 1358 مردم را به شرکت در انتخابات و دادن رأی مثبت به آن دعوت کرد. حبیب الله پیمان، رهبر جنبش مسلمانان مبارز، در 24 آبان 58 اعلام کرد:"ولایت فقیه که به تصویب نمایندگان رسیده است، اکنون ایرادی ندارد."

چند روز قبل از همه پرسی آقای پیمان اعلام کرد به دلیل اولویت مبارزه با امپریالیسم و تعدیل تضادهای داخلی به قانون اساسی جدید رأی خواهد داد. همین مواضع به طور رسمی از سوی جنبش مسلمانان مبارز اعلام گردید. حزب توده ایران هم مردم را به شرکت در همه پرسی و رأی مثبت دادن به آن دعوت کرد.

همه پرسی قانون اساسی در آذر ماه 1358 برگزار شد ونزدیک 16 میلیون نفر در آن شرکت کردند. با این همه، این رقم 5 میلیون کمتر از تعداد شرکت کنندگان در رفراندم جمهوری اسلامی بود.

گام دوم- برکناری بنی صدر: گروه های مذهبی چندین فرد را کاندیدای اولین دوره ریاست جمهوری کردند. اما بنی صدر رییس جمهوری شد. در اولین گام او نتوانست برای نخست وزیر پیشنهادی خود از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

در سازشی که راه گریزی از آن وجود نداشت، محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. مذاکرات شورای انقلاب در این دوران نشان دهنده آن است که تقریباً همه اعضأ با تعطیلی دانشگاه ها و برخورد با گروه های چپ که در دانشگاه ها مسلط بودند، وحدت نظر داشتند.

نخست وزیر و رئیس جمهوری از همان ابتدأ روبه روی هم قرار گرفتند. اختلاف ها به سرعت افزایش یافت: مسائل مربوط به جنگ ایران و عراق، و ده ها مسأله دیگر، ابوالحسن بنی صدر را در مقابل اکثریت روحانیت قرار داد.

نخست وزیر در جبهه مخالفان آقای بنی صدر بود، آقای بنی صدر هم با سازمان مجاهدین خلق و گروه هایی مانند آن در یک جبهه قرار گرفت. این مسائل در نهایت به برکناری ابوالحسن بنی صدر و فرار او به اتفاق مسعود رجوی منتهی شد.

به دنبال این حوادث، سازمان مجاهدین خلق، که به هر حال گروهی مسلمان بود، وارد فاز نظامی شد. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی - که منجر به کشته شدن 72 تن از سران نظام شد- و دفتر نخست وزیری- که به کشته شدن رئیس جمهوری(محمد علی رجایی) و نخست وزیر(محمدجواد باهنر) انجامید- از یک سو، و اعدام صدها تن از مجاهدین و گروه های مارکسیست از سوی دیگر، برخی از پیامدهای جا به جایی قدرت در این دوره بود.

نظام جدید که از آغاز در مناطق مختلف کشور با گروه های مارکسیست درگیر مبارزه بود، همه گروه های یاد شده را سرکوب کرد تا حاکمیت خود را تثبیت کند.

در تمام این دوران، آیت الله منتظری با اینکه مخالف عملیات تروریستی بود و فرزندش (محمد منتظری) توسط مخالفان جمهوری اسلامی کشته شد، از همان ابتدا تنها کسی بود که در مقابل شکنجه زندانیان و اعدام آنان که مرتکب قتل و جنایت نشده بودند، ایستاد.

همین تفاوت ها، رفته رفته میان آیت الله منتظری و آیت الله خمینی آن چنان شقاقی ایجاد کرد که تنها راه پیش روی آیت الله خمینی، برکناری آیت الله منتظری از جانشینی خودش بود.

پاورقی ها:

1- رجوع شود به لینک :

https://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/index.php?option=com_content&task=view&id=13780&Itemid=9

2- سخنان وی در این خصوص به شرح زیر است:

"اینها خودشان برای در دست گرفتن یک قدرت کوچک در کشورهای اروپایی، در آمریکا و در دیگر جاهایی که با تمدن مادّی اداره می ‏شود - مثلاً برای شهردار شدن در فلان ایالت یا فلان شهر، یا برای گرفتن فلان کرسی نمایندگی - حاضرند همه مقدّسات را زیر پا بگذارند تا به آن مقام برسند. خودشان این‏گونه‏اند.بدانید که چقدر سطح دنیا در مقام پرستی و جاه‏طلبی نازل است. همین شخصیت هایی که در دنیا می ‏بینید با چهره‏های مرتّب و منظّم، اتو کشیده، کراوات بسته و با لبخندهای مصنوعی جلو دوربین های تلویزیون ظاهر می ‏شوند، حاضر بوده‏اند برای گرفتن این مقام، به همه جنایت های ممکن دست بزنند! اغلب این‏گونه‏اند.رادیوها را پرکردند که: آقا، [در ایران]جنگ قدرت است! چه جنگ قدرتی... آن روزی که در مجلس خبرگان، بعد از رحلت امام رضوان‏الله‏علیه - آن روز اوّل که بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم - بحث کردند چه کسی را انتخاب کنیم و بالاخره اسم این بنده حقیر به میان آمد و اتّفاق کردند بر اینکه این موجود حقیر ضعیف را به این منصب خطیر انتخاب کنند، من مخالفت کردم؛ مخالفت جدّی کردم. نه این‏که می‏ خواستم تعارف کنم؛ نه. او خودش می‏ داند که در آن لحظات در دل من چه می ‏گذشت. رفتم آنجا ایستادم و گفتم آقایان! صبر کنید، اجازه بدهید. اینها هم ضبط شده، موجود است. هم تصویرش هست، هم صدایش هست. شروع کردم به استدلال کردن که مرا برای این مقام انتخاب نکنید. گفتم نکنید؛ هر چه اصرار کردم، قبول نکردند. هر چه من استدلال کردم، آقایان، مجتهدین و فضلایی که آنجا بودند، جواب دادند. من قاطع بودم که قبول نکنم؛ ولی بعد دیدم چاره‏ای نیست. چرا چاره‏ای نیست؟ زیرا به گفته افرادی که من به آنها اطمینان دارم، این "واجب" در من "متعیّن" شده است. یعنی اگر من این بار را برندارم، این بار بر زمین خواهد ماند. اینجا بود که گفتم قبول می ‏کنم. چرا؟ چون دیدم بار بر زمین می ‏ماند. برای اینکه بار بر زمین نماند، آن را برداشتم. اگر کس دیگری آنجا بود، یا من می ‏شناختم که ممکن بود این بار را بردارد و دیگران هم او را قبول می ‏کردند، یقیناً من قبول نمی ‏کردم. بعد هم گفتم پروردگارا! توکل بر تو. خدا هم تا امروز کمک کرد. قبل از آن هم همین‏طور بود. من دو دوره به ریاست جمهوری انتخاب شدم و در هر دو دوره هم قبول نمی‏ کردم. دوره اوّل - که تازه از بیمارستان آمده بودم - دوستان گفتند اگر تو قبول نکنی، این بار بر زمین می ‏ماند؛ کسی نیست. ناچار شدم. دوره دوم، خود امام به من فرمودند که بر تو متعیّن است. خدمت ایشان رفتم و گفتم: آقا؛ من قبول نمی ‏کنم. من دیگر این دفعه به میدان نمی‏آیم. گفتند: بر شما متعیّن است. یعنی واجب، واجب کفایی نیست؛ متعیّناً بر شما واجب است؛ واجب عینی است. عزیزانم! اگر واجب عینی باشد، من از زیر هیچ باری دوش خودم را خالی نمی‏ کنم"(سخنرانی 23/ 9/ 1373، رجوع شود به سایت وی).

3- مرتضی مطهری در این خصوص گفته است:

"ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار بگیرد و عملاً حکومت کند، نقش فقیه در یک کشور اسلامی، یعنی کشوری که در آن مردم، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم، وظیفه ایدئولوگ این است که بر اجرای درست و صحیح ایدئولوژی نظارت داشته باشد، او صلاحیت مجری قانون و کسی را که می خواهد رئیس دولت بشود و کارها را در کادر ایدئولوژی اسلام به انجام برساند، مورد نظارت و بررسی قرار می دهد. تصور مردم آن دوره- دوره مشروطیت- و نیز مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را به دست گیرند"(مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا،صص 86- 85).

4- آیت الله منتظری،خاطرات،صص 258- 251.

5- عبارات ایشان به قرار زیر است:

"آقایان تا چیزی می شود به ما می گویند "ضد ولایت فقیه"، ضد ولایت فقیه؟! خدا پدرت را بیامرزد، اصلاً ولایت فقیه را ما گفتیم، ما علم کردیم، ما کتاب درباره اش نوشتیم، حالا ما شدیم ضد ولایت فقیه؟! یک عده بچه که اصلاً وقتی که ما بودیم و این کارها را می کریدم اصلاً نطفه شان هم منعقد نشده بود، حالا راه می افتند: ضد ولایت فقیه! خجالت بکشید، این چه کارهایی است؟! ولایت فقیه مثل امیرالمومنین(ع) باید نظارت بر کشور داشته باشدف نظارت بر احزاب داشته باشد، نظارت بر دولت داشته باشد، اما نه اینکه در همه جا دخالت کند"(خاطرات، صص786- 778).

آیت الله منتظری در این سخنرانی "ولایت فقیه" را به "نظارت فقیه" فرو می کاهد، "سلطنت فقیه" را رد می کند، و در عین حال می گوید فقط "مجتهد اعلم" می تواند ولی فقیه باشد، اما آقای خامنه ای مجتهد اعلم نیست و لذا نمی تواند ولی فقیه باشد.

6- صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جلد 1 ، ص 107،جلسه ی پنجم، 30/ 5/ 1358.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی در زمان تصویب اصل 110 قانون اساسی در خصوص اختیارات ولی فقیه گفت، این اصل به این صورت غیر عملی است و آینده انقلاب را به خطر می اندازد. وی در ادامه افزود:

"دشمن در داخل و خارج ما را متهم به استبداد می کند... این بهترین دست آویز برای دشمن است. آنها با همین سند خواهند گفت عده ای از علمای دینی در مجلس خبرگان نستند و یک قانون اساسی که پایه های حکومت خودشان را تثبیت می کرد نوشتند و رفتند... [خدا را به شهادت می گیرم که اگر مردم امروز چیزی نگویند] فردا این قانون را کنار خواهند گذارد".

kamia1 - المان - کلن
1- کشته شدن بهشتئ وبه قول خودشون72 تن- دیگه همه میدونن که کار سپاه رفسنجانئ و خامنه ایئ بود بدستور خود خمینئ!! ولایت ا ن ئ هم که خودشون دارن میگن ساخته پاخته خودمونه. 30 سال چه به ملت کردن
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

shabnam anti mammad! - استرالیا - سیدنی
به مسوولین محترم سایت: فکر میکنم بهتر باشه در تمام مطالبی که میگذارید اسم نویسنده فراموش نشه. هم از جهت اینکه خوانندگان بدونند دارند نظریات چه کسی رو مطالعه میکنند و هم از لحاظ کپی رایت. با سپاس.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

METRADAT - انگلستان - لیدز
 روانی اکبر گنجی.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

shabnam anti mammad! - استرالیا - سیدنی
METRADAT - انگلستان - لیدز . چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

souroosh - ایران - ساری
یا هو و امیل در ایران قطع شده. سندی دیگر از جنایت خامنه ایی و مصباح یزدی
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

invincible - آمریکا - مینستا
سلام به هموطنان عزیزم:. این مقاله عجیبه،مثلا انفجار مجلس رو ۷۲ نفر دونستن،که بیش از اون بود،هنوز هم مردم منتظر منفجر کردن مجلس ملاها توسط مبارزین هستن، به امید بر قرار کردن تظاهرات ۱۳ آبان توسط مردم آزاد پرور ایران، زنده و پیروز باشید
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
{زمامداران جمهوری اسلامی همیشه نظام های غیراسلامی را از جهات گوناگون- خصوصاً اخلاقی- نقد و رد کرده اند. یکی از معیارهای تمایز آنان این است که نظام های غیراسلامی محصول مبارزه بر سر هواهای دنیوی(قدرت، ثروت، شهرت و...) است، اما نظام اسلامی محصول عمل به تکلیف الهی و خدمت به بندگان خداوند است.}
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
منبع این مقاله:. اکبر گنجی. روزنامه نگار و پژوهشگر، نیویورک
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
{{نکته جالب توجه این بود که اکثریت گروه های مارکسیست در آن زمان با آیت الله خمینی برای حذف مهدی بازرگان، به عنوان نماد لیبرالیسم، در یک جبهه قرار گرفتند.}}
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
{{نکته جالب توجه این بود که اکثریت گروه های مارکسیست در آن زمان با آیت الله خمینی برای حذف مهدی بازرگان، به عنوان نماد لیبرالیسم، در یک جبهه قرار گرفتند.}}
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
{{نزاع بر سر تصویب قانون اساسی، در این دوران بسیار مهم بود. پیش نویس قانون اساسی که در پاریس به وسیله حسن حبیبی تهیه شده و به تایید آقای خمینی رسیده بود، فاقد ولایت فقیه بود.}} حسن‏ابراهیم حبیبی (زاده ۱۳۱۵ در تهران) وزیر ارشاد دولت مهندس بازرگان، وزیر علوم و آموزش عالی و پس از آن وزیر دادگستری دولت میرحسین موسوی و معاون اول اکبر هاشمی رفسنجانی و دولت اولِ سیدمحمد خاتمی در ایران بود. وی هم‌اکنون رئیس بنیاد ایرانشناسی است. وی ازجمله حقوق‌دانانی بود که پس از انقلاب ایران، پیش‏نویس متن قانون اساسی را با استفاده از قوانین اساسی سایر کشورها تهیه کرد. ( چین کوبا و روسیه- سه کشور کمونیستی!!)
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
{{آیت الله خمینی در پاریس وعده می داد که یک جمهوری درست شبیه جمهوری فرانسه در ایران تأسیس خواهد کرد. جز تعداد اندکی از صنف روحانیت، هیچ کس نمی دانست ولایت فقیه چه معنایی دارد.}} در دورانی که خمینی در فرانسه زندگی میکرد؛ مثل اینکه خیلی آب و هوا بهش ساخته بود چون همین مانتویی که خانومها میپوشند روپوش آزمایشگاه است ( در زبان فرانسه) و یکی دیگر از دست آوردهای خمینی از فرانسه برای ملت ایرن است
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

آنتی اسلام - ایران - اهواز
از مرتضی مطهری در باره اصل ولایت فقیه سئوال شد، او گفت: ولایت فقیه بدین معنا نیست که فقیه حکومت تشکیل دهد و خود در رأس حکومت قرار گیرد. ولایت فقیه محدود به نظارت ایدئولوژیک است. مردم دوران انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی تصورشان این نبود و نیست که فقها حکومت کنند}} جالب اینجاست خود خمینی همون موقع گفت: چرا ما باید تاوان انتخاب گذشته هایمان را بگیریم!! ما باید خودمان آیندهء خودمان را رقم بزنیم!!
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

habib59 - کانادا - ونکور
دوستان سلام من عضو جدید هستم
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

barbud_daneshmand - بلزیک - گنت
اقای گنجی خوب میدانند که صبح روز بعد از انفجار 7تیر تا ساعت 12 رادیو اعلام کرد: تاکنون جنازه بیشتر از90 شهید بیرون کشیده شده است واز ساعت 2ببعد بود که تئوری72تن را پیش کشیدند تا بتوانند استفاده ابزاری ومقایسه با کربلا وووو....عزیزان همسن من حتمابیاد دارند؟.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

IRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
{{آیت الله خمینی در پاریس وعده می داد که یک جمهوری درست شبیه جمهوری فرانسه در ایران تأسیس خواهد کرد. بخاطر همین بود که پشت بان همان مدرسه که برای مدت گوتاهی زندگی می کرد .دستور تیر باران عده ای را داد. .خمینی را برای ما مظلوم نشان ندهید. این حکومت رفتنی است
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

abiabi - انگلستان - لندن
دوستانی که در لندن زندگی میکنند امروز ساعت 6 بعد از ظهر تا ساعت 9 جلوی سفارت ایران در لندن یادتان نرود . امروز کاری کنیم که رژیم به لرز در بیاد . مرگ بر خامنه ای و لباس شخصیهایش . ( زنده باد جنبش مردمی سبز ) درود بر آقای کروبی و آقای موسوی
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

maral-sh - ایران - تهران
barbud_daneshmand - بلزیک - گنت . بله دوست عزیز . دقیقا همینطور است که گفتید . برای هر . مسئله ای یک مصداق ساختند.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

Ezhaq - ایران - تهران
آنتی اسلام - ایران - اهواز . تشکر، جالب بود درود بر شما
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

Ezhaq - ایران - تهران
habib59 - کانادا - ونکور . سلام، فکر کنم آنجا که هستید هوا خیلی سرد باشه.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

Hoja Verde - ایران - تهران
خیلی جالب بود. واقعیات تلخ است. آن چیزی نشد که مردم می خواستند.
چهار‌شنبه 13 آبان 1388

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟