پسر شاملو تمام اموال پدرش را خرید

پسر شاملو تمام اموال پدرش را خرید

سایت خبری ایران: بالاخره وسایل شخصی «احمد شاملو»، شاعر فقید معاصر به دنبال اختلاف شخصی وراث در دادگستری شهرستان کرج حراج  شد و «سیاوش شاملو»، فرزند این شاعر، کل اجناس را با 550میلیون تومان خریداری کرد. این حراج در حالی صورت گرفت که سال گذشته «سیاوش شاملو» از منتفی شدن این حراج و راه اندازی موزه ای به نام شاملو بر اساس تفاهم نامه و موافقت نامه بین وراث خبر داده شده بود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، همچنین ظاهرا «آیدا سرکیسیان»، همسر این شاعر نسبت به این موضوع و حراج اموال شاملو رضایت ندارد. در همین راستا; «سیاوش شاملو» گفته که رضایت یا عدم رضایت همسر شاملو برای وی مهم نیست.

«سیاوش شاملو» هدف خود را از خرید تمامی وسایل پدرش، تشکیل موزه ای برای پاسداشت یاد این شاعر عنوان کرده است. فرزند «احمد شاملو» عنوان کرده; «من تمامی این آثار را به قیمت 550میلیون تومان در حراجی دیروز صبح خریدم و به محض این که وضعیت کتابخانه و دستنوشته های شاملو مشخص شود و از منزل خانم سرکیسیان خارج شود، اقدام به تاسیس و راه اندازی موزه خواهم کرد و طبق قانون، درصدی از این پول را بعنوان ودیعه خرید آثار گذاشتم و مابقی پول را هم تا یک ماه دیگر پرداخت خواهم نمود.»اما «ع. پاشایی» مزایده دیروز را پایان کار ندانسته و معتقد است; کارها از لحاظ حقوقی ادامه دارد.

او در این باره اینگونه اظهار داشته: «بخشی از آثاری که این جا فروخته شد، بصورت امانت نزد شاملو بود. آثار نقاشانی چون «ایران درودی» و چند نقاش دیگر، در این حراج فروخته شدند که آن ها مایل نبودند آثارشان فروخته شود; بلکه می خواستند در موزه  شاملو بمانند. حتی مجسمه  تندیس شاملو که دیروز فروخته شد، متعلق به پارسا، کازرونی و گلبن است.

آن ها برای ساخت این تندیس به استاد مددی پول داده بودند و این اثر به صورت امانت نزد شاملو بود. بعد از مرگ شاملو، آن ها ترجیح دادند این اثر در خانه  شاملو بماند و فکر می کردند در موزه قرار خواهد گرفت.» جدا از وسایل شاملو، انتشار آثار این شاعر نیز با چالش هایی روبرو بوده است، که چندی پیش «ع. پاشایی» با اشاره به این که سرپرستی آثار «احمد شاملو» را برعهده دارد، گفته بود: «ما (من و آیدا سرکیسیان) خواستار تنفیذ سرپرستی قانونی آثار احمد شاملو از دادگاه هستیم و از این تنفیذ سرپرستی بعنوان خواست و وصیت این شاعر یاد کرد.»

از سویی دیگر همسر «احمد شاملو» درباره حراج آثار شاملو و تفاهم نامه ای که پیشتر با «سیاوش شاملو» منعقد کرده بود، می گوید که تاکنون بیش از 30میلیون تومان به فرزندان این شاعر پرداخته است. «ریتا آتانث سرکیسیان» (آیدا) درباره حراج آثار این شاعر گفته: «مسئله به قدیم و سال ها پیش برمی گردد که تصمیم گرفتند وسایل شاملو را به همین صورت به یادگار نگه دارند و قرار بود این خانه که برای من است به همین صورت حفظ شود و در عوض پول اسباب و وسایل به پسران شاملو برسد که دو نفر از آنها حرفی نداشتند و سیاوش هم قبول کرد.» وی با بیان اینکه تاکنون مبلغ زیادی پول به سیاوش پرداخت کردند، می افزاید: «با وجود این، کار به اینجاها کشید. من لیستی از وسایل به ایشان داده بودم و قرار بود وسایل شماره گذاری و ثبت رسمی شود تا در منزل شاملو به یادگار بماند.

بارها تفاهم نامه نوشتیم و بارها هم به او پول دادم. مگر وسایل چقدر برآورد شده است همه آن وسایل 51میلیون تومان برآورد شده است که تاکنون بیش از 30میلیون به آنها پول دادم و گفتم که هروقت کتاب های شاملو چاپ شد بقیه پولشان هم می دهم.» همسر شاملو با اشاره اینکه «سیاوش شاملو» هیچوقت نمی گوید که چه چیزی می خواهد عنوان کرده: «اکنون در وضعی هستیم که آدم نمی داند چه کار باید بکند. از هر طرف رنجه شود ما باید تاوان بدهیم. در این خانه وسایل شاملو را طوری که هم بتوانم زندگی کنم و هم برای مردم یادگاری بماند، حفظ کردم. مدت هاست که مردم می آیند و با عشق و علاقه وسایل او را می بینند; عکس و فیلم می گیرند; تا آنجاکه از دستم برآمده این کار را انجام داده ام اما راستش را بخواهید دستم هم خالی است و هرچه پول داشتم به آنها دادم.»

وی اضافه می کند: «چیزی که روشن است فکر نمی کنم نیاز به پیگیری داشته باشد. ما توانستیم یادگارهایی از کسی که برای فرهنگ این مملکت زحمت کشیده، نگه داریم. شما ببینید از نیما جز یک خانه چه مانده است؟ از هدایت و دهخدا چه داریم؟ من در طول 47سال آرام آرام هرچه بود را جمع کردم و فقط می خواستم که اینها یادگار بماند. وگرنه نه می توانم این وسایل را بخورم و نه جایی ببرم. همه این ها هم لیست شده و مشخص است. آن ها خوب این ها را می دانند. چون 46سال با هم زندگی کردیم و مرا خوب می شناسند.

اگر سو» نیتی در کار نیست من نمی دانم چیست؟» سرکیسیان درباره نوع برخورد و رابطه اش با «سیاوش شاملو» نیز می گوید: «ایشان همیشه به حالت طلبکار به اینجا آمده و هرگز یک شب نیامده که بگوید اینجا آمدیم صدای پدرمان را بشنویم، عکس ها و فیلم هایش را ببینیم و این حسرت به دل من مانده است. ایشان فقط بصورت یک طلبکار و یک غریبه به من نزدیک شده است. آیدا خاطرنشان می کند: «بنده یک روز را بدون پیگیری کارهای شاملو نمی گذرانم; چون این را وظیفه خودم می دانم.»


نامه آیدا شاملو در مورد مسئله اموال شاملو

 مسئله به سال‌ها پیش برمی‌گردد که تصمیم گرفتم آثار شاعر و هر چه را که بویی از آن نازنین در خود داشت، حفظ کنم و خانه‌ام به همان صورت که با شاملو در آن می‌زیستیم به یادگار بماند برای مردم و دوستارانش. به جای  سهم فرزندان شاملو از ماترک نیز، مبلغ تعیین شده را به آن‌ها بپردازم. این امر بارها در جلساتی با حضور فرزندان، دوستان، وکلا و ناشران مطرح شد. آقای سیاوش شاملو این پیشنهاد را پذیرفتند. بنابراین من  طی سال ۷۹ تا ۸۴ در چند نوبت مبالغی به ایشان پرداختم و خرداد ۸۰ نیز لیستی کامل و تفکیک شده‌ تهیه کردم که در آن تمام وسایل شخصی شاملو، آثار او، هدایا و آثار هنرمندان که در خانه‌ی ما امانت بود (با ذکر نام هدیه دهندگان) به روشنی مشخص شده بود. کپی این لیست را به جناب سیاوش و سیروس شاملو و چند تن از وکلا دادم. متأسفانه جناب سیاوش به رغم دریافت مبلغی حتا بیش از سهم ‌خود، در شهریور ۸۳،برای تقسیم ماترک شکایتی علیه من به دادگاه تسلیم کردند و عنوان‌های هدیه و امانت را از آن لیست حذف کرده، لیستی  بدون تفکیک و مشخصه‌ را به عنوان فهرست اموال پدر به دادگاه ارائه دادند.
    در این پنج سال بارها برای من احضاریه و اخطاریه آمد اما من که به فرزندان شاملو گفته بودم هرآنچه می‌خواهند به یادگار بردارند، در جلسات دادگاه شرکت نکردم و سکوت کردم. تا این که سال پیش کار به مزایده‌ی اموال شاعر انجامید. پیش از مزایده‌ (۲۷ آبان ۸۶) در خانه‌ی سیاوش، تفاهم‌نامه‌یی امضا کردیم تا خانه‌ـ موزه‌ی بامداد را رسمیت بخشیمهمچنین توافق کردم برای پی‌گیری امور تأسیس خانه‌ـ‌ موزه به سیاوش وکالت دهم. متأسفانه ایشان حرمت ندانستند و پیش از سال‌روز میلاد بامداد (در ۱۸آذر) ، در گفتگویی با هفته‌نامه‌ی شهروند امروز (شماره‌ی ۵۹؛ سال دوم) درباره‌ی من مطالبی اهانت‌آمیز و شبه برانگیز عنوان کردند .
گفته‌ها و نوشته‌های ایشان و برادرشان، جناب سیروس، در این هشت سال در جهت خوارداشت شاملو و من و برای تخریب اذهان عمومی بوده است. باعث شرمساری است که ایشان برای ناشران، هنرمندان و محققینی که در زمینه‌ی ادبیات و شعر شاملو آثار تحلیلی نگاشته‌اند، ایجاد آزار و مزاحمت کرده‌اند و به شاملو، من و حتی بسیاری افراد معتبر و صاحب‌نام توهین‌ مستقیم کرده و تهمت‌ها زده‌اند. اهانت‌هایی که به هیچ‌روی قابل گذشت نیست.
آن اهانت‌ها و توهین‌ها بس نبود، یادگارهای شاعر را نیز به مزایده گذاشتند و امروز در اذهان و اخبار چنان وانمود می‌کنند که انگار من قصد فروش آن یادگارها را داشته‌ام و ایشان به نجات اموال پدرشان برخاسته‌اند و اموال پدر را خریداری کرده‌اند تا از پراکندگی آن جلوگیری شود و پس از آن همه آزار داعیه‌‌دار راه‌اندازی موزه‌ی  پدر شده‌اند !


 با شرمندگی از بیان ناگزیر مطالبی که در شأن ما و او نبوده و نیست. .

آیدا شاملو

Tina jOon - آلمان - ماینز
وااای ببین عاقبت مرگ شاملو هم به بیراهه کشید‌‌
چه افتضاحی.....به خدا این کارها زشته، کی میخوایم عاقبت از این فرهنگ و تمدن 2500 ساله که به دوش میکشیم استفاده کنیم؟
سه‌شنبه 4 تیر 1387

emroz.1979 - سوئد - یوله
1 وصیت نامه ناقابل نداشته این شاعر و نویسنده گرانقدر. کاش در کنار تمام نوشته هاش 2 خط وصیت نامه می نوشت تا بعد از مرگش اینطوری ابرو ریزی نشود. کاش همه ما این کار رو بکنیم.
سه‌شنبه 4 تیر 1387

persia_64 - ایران - طهران
مگر وسایل میراث پسر نبوده ؟
سه‌شنبه 4 تیر 1387

shahrzadeGheseGo - انگلستان - لندن
من فکر میکنم
پسر داره زیاده روی مکند واین کاره بدی بود از طرف دادگستری به حراج گذاشتن میراث یک شاعر بزرگ
سه‌شنبه 4 تیر 1387

barbud_daneshmand - بلژیک - گنت
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسرش.
سه‌شنبه 4 تیر 1387

Afshin London - انگلستان - لندن
تکه اى از شعر پریا از احمد شاملو که با خوندن این خبر بى اختیار یادش افتادم و براى این بزرگمرد فرهنگ فارسى چند قطره اى اشک ریختم. ولى فورى خودمو کنترل کردم چون میدونم که عاشق این دنیا بود و اهل گریه و دلسوزى نبود. یادش گرامى باد
دنیای ما قصه نبود پیغوم سر بسته نبود
دنیای ما عیونه هرکی میخواد بدونه
دنیای ما خار داره بیابوناش مار داره
هرکی باهاش کار داره دلش خبر دار داره
دنیای ما بزرگه پر از شغالو گرگه
دنیای ما همینه بخوای نخوای اینه
سه‌شنبه 4 تیر 1387

shima87 - فرانسه - پاریس
emroz.1979 - سوئد - یوله
یکی از دعواهای فامیلی که امروزه خیلی هم تو ایران زیاده هر بار می رم ایران می شنوم یکی با یکی قهر اخرش به ارث میراث پدری میرسه
نکته ای که نوشته ای خیلی مهمه وصیت نامه خیلی مهمه باید تو ایران انجام بشه که بخاطر مال و منال رابطه های فامیل خواهر و برادر از بین نره
چهار‌شنبه 5 تیر 1387

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟