بابک خرم‌دین و پان‌ترکیسم

بابک خرم‌دین و پان‌ترکیسم

گروهی نا‌آگاه مذبوحانه در پی جعل هویت ترکی (یعنی نسبت دادن او به زردپوستان آسیای میانه) برای بابک خرمدین٬ یکی از ستارگان تابناک تاریخ این سرزمین جاوید (ایران) هستند.

از آن جا که هیچ سندی از زبان ترکی بر سنگ٬ چرم٬ پوست٬ کاغذ٬ و گل حتا پیش از دوران ایلخانیان از آذربایجان وجود ندارد، تجزیه طلبان بیگانه‌پرست چاره‌ای جز روی آوردن به ادعاهای پریشان و بی‌خردانه برای پنهان و پوشیده ساختن تهی دستی و فقر هویتی خود ندارند، که یکی از نمونه‌های آن، ترک خواندن بابک خرم‌دین است.

 
1.  تبار/نژاد بابک:
در این باره، به ذکر دو سند بسنده می‌کنیم.

سند نخست از آن ابن حزم، مورخ عرب‌تبار است
الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ص ۱۹۹.
«أن الفرس کانوا من سعة الملک وعلو الید على جمیع الأمم وجلالة الخطیر فی أنفسهم حتى أنهم کانوا یسمون أنفسهم الأحرار والأبناء وکانوا یعدون سائر الناس عبیداً لهم فلما امتحنوا بزوال الدولة عنهم على أیدی العرب وکانت العرب أقل الأمم عند الفرس خطراً تعاظمهم الأمر وتضاعفت لدیهم المصیبة وراموا کید الإسلام بالمحاربة فی أوقات شتى ففی کل ذلک یظهر الله سبحانه وتعالى الحق وکان من قائمتهم سنبادة واستاسیس والمقنع وبابک وغیرهم »

برگردان به پارسی:
«پارسیان از نظر وسعت و ممالک و فزونی نیرو بر همه‌ی ملتها برتری داشتند٬ و خود را برترین ذات بشری می دانستند و خود را آزادگان نام نهاده و اقوام دیگر را بندگان می‌شمردند. چون دولتشان بر افتاد و عرب که نزد آنها دون‌پایه‌‌ترین قوم جهان بود بر آنها مستولی گردید این امر بر آنها گران آمد و خود به مصیبت تحمل نشدنی روبرو یافتند٬ و بر آن شدند که با راه‌های مختلف به جنگ اسلام برخیزند. ولی هربار خدایتعالی حق را نصرت داد. از جمله رهبران آنان (= ایرانیان) سنباد٬ مقنع٬ استادسیس٬ بابک و دیگران بودند».


در دومین سند نیز بابک خرمدین به صراحت پارسی خوانده شده است. سعید نفیسی می‌نویسد (117-116):

«سرزمینی که بابک خرم دین در آن سال‌ها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نویسان ارمنی آگاهی‌های چندی درباره وی داده اند. از آن جمله یکی از کشیشان وارداپت واردان یا وارتان که در 1271 میلادی و 670 قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته و از مآخذ پیش از خود بهره مند شده است، مطالبی دربارۀ او دارد. ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند. وارتان در حوادث سال 826 میلادی و 211 قمری می نویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات) بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در آن زمان به تازیان اسماعیلی و از اسماعیلی‌نژاد می گفتند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان می دانست. در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد. تاگغارخونی آمد و خرد و بزرگ را با شمشیر از میان برد. مأمون هفت سال در سرزمین یونانیان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتنی لولوا را گرفت و به بین النهرین بازگشت ...»

در این قطعه به صراحت به نژاد (یعنی تبار) ایرانی بابک خرمدین اشاره شده است. شایسته است که گفتار این منبع را بیشتر شکافیم. این منبع در سال 1919 میلادی به فرانسوی نیز برگردانده شده است و استاد نفیسی بخشهایی از آن را به فارسی از فرانسه ترجمه کرده است. مشخصات اصل فرانسوی این منبع چنین است:

La domination arabe en Armènie, extrait de l’ histoire universelle de Vardan, traduit de l’armènian et annotè , J. Muyldermans, Louvain et Paris, 1927.

در کتاب یاد شده، قطعه‌ی ارمنی مذکور چنین ترجمه شده است (ص 119):

"En ces jours-lá, un homme de la race PERSE, nomm é Bab, sortant de Baltat, faiser passer par le fil de l’épée beaucoup de la race d’Ismayēl tandis qu’il.."

در زبان ارمنی٬ پارسی را از دیرباز همانند امروز «پارسیک» می گویند که در ترجمه فرانسوی منبع نام‌برده  نیز بهPERSE  ترجمه شده است، و در فارسی، استاد نفیسی همان ایرانی را گزینش کرده است.

گزارش این منبع هم‌زمان ارمنی، سندی صریح و آشکار مبنی بر پارسیک (در ارمنی یعنی پارسی که تلفظ پهلوی واژه  پارسی است) تبار بودن بابک خرم‌دین است.

بیگانه‌پرستان در برابر این دو سند صریح چیزی برای گفتن ندارند و حتا کوچک‌ترین مدرکی نیز در دست ندارند که نشان دهد زبان آذربایجان در زمان بابک یا پس از زمان وی ترکی بوده است. حتا تا 800 سال پیش نیز نمونه و اثری از این زبان در آذربایجان وجود نداشته است.

اما جالب است بدانید که دشمنان بابک غالبا مزدوران ترک خلیفه بودند: اشناس٬ ایتاخ٬ بوغا و...  خود خلیفه معتصم هم ترکزاد بود (یعنی مادرش ترک بود). البته افشین، سرداری که بابک را دستگیر نمود، از آسیای میانه بود( و تبار وی یا سغدی بوده است یا غیر ایرانی.  در این راستا بیشتر پژوهش نیاز است ولی به گمان این نگارنده زادبوم وی، اسروشنه، نیز در آن دوران، سده سوم ق.، هنوز ترک‌زده نشده بود تا فرمان‌دار آن منطقه نیز بخواهد ترک باشد.  نگارنده هنوز نظر قطعی در این مورد نمیتواند بدهد.).

 

به هر رو، می‌بینید که جهالت و نادانی بیگانه‌پرستان تا به کجا رسیده است که با وجود چنین اسناد صریحی که بابک را ایرانی/پارسی خوانده‌اند٬ اینان گمان می‌کنند بابک ترک بوده و برای چیره ساختن  زبان ترکی می‌جنگیده است! در حالی که دشمنان بابک مزدوران ترک بودند و در حالی که زبان ترکی صدها سال بعد به وسیله‌ی زردپوستان آسیای میانه‌ای مهاجر و مهاجم  در آذربایجان گسترش داده شد. کهن‌ترین آثار ترکی نیز متعلق به مغولستان و سپس  به زبان ایغوری مانوی هستند. آشکار است که هیچ شباهتی میان این ترک‌های اصیل و هم‌میهنان ترکزبان ولی غالبأ ایرانی‌تبار آذری وجود ندارد.

2.  نام‌های جغرافیایی زمان بابک:


ابن خرداذبه در کتاب المسالک و الممالک مسافت آبادی ها را از اردبیل تا شهر بذ (جایگاه بابک) چنین معلوم کرده است: از اردبیل تا خش (به ضم خا و سکون شین) هشت فرسنگ و از آن جا تا برزند شش فرسنگ (پس از اردبیل تا برزند چهارده فرسنگ راه بود)، برزند ویران بود و افشین آن را آباد کرد، از برزند تا سادراسپ که نخستین خندق افشین آن جا بود دو فرسنگ (پس از اردبیل تا سادراسپ شانزده فرهنگ بوده)، از آنجا تا زهرکش که خندق دوم افشین بود دو فرسنگ (پس از اردبیل هیجده فرسنگ فاصله داشته است)، از آن جا تا دوال رود که خندق سوم افشین بود دو فرسنگ (پس از اردبیل تا دوال رود بیست فرسنگ بوده است) و از آنجا تا شهر بذ شهر بابک یک فرسنگ. از این قرار از اردبیل تا بذ، شهری که بابک در آن می‌نشسته، بیست و یک فرهنگ راه بود. (سعید نفیسی٬ بابک دلاور آذربایجان، ص 33-32)

همه‌ی این نامها‌ی جغرافیایی یاد شده در این شرح، پارسی هستند: اردبیل٬ سادراسپ٬ دوال‌رود٬ بذ٬ برزند٬ خش و...
ابن‌خردادبه، جغرافی‌نگار سده‌ی سوم هجری، شهرهای آذربایجان را چنین برمی‌شمارد: «مراغه، میانج، اردبیل، ورثان، سیسر، برزه، سابرخاست، تبریز، مرند، خوی، کولسره، موقان، برزند، جنزه، شهر پرویز، جابروان، ارومیه، سلماس، شیز، باجروان» (المسالک و الممالک، ص 120-119؛ همچنین: ابن‌فقیه، مختصر البلدان، ص 128؛ ابن‌حوقل، صورة الارض، ص100-81)

که باز بیشینه آن‌ها ایرانی و برخی نیز آسوری و ارمنی هستند. بابک هم در شهری به نام بلال‌آباد به دنیا آمده است که باز هم یک نام پارسی است. نام پدر بابک را مرداس (یک نام شاهنامه‌ای) ذکر کرده اند و نام مادرش را ماهرو. نام استاد بابک هم جاویدان پور شهرک است. می‌بینید که هیچ کدام از این‌ نام‌ها ترکی نیستند. بدیهی است اگر در آن دوران آذربایجان سرزمینی ترک‌نشین بود و مردمانی ترک‌زبان داشت، نام‌های جغرافیایی آن و نام مردمان آن، مانند ترکمنستان، باید تماما ترکی می‌شد، که می‌بینیم چنین نیست، و این خود نکته‌‌ی ظریف دیگری است که ایرانی بودن زبان و تبار مردم آذربایجان و از جمله بابک خرم‌دین را اثبات و آشکار می‌کند.

3.  فراگیر بودن و پراکندگی قیام خرمدینان و دین خرم‌دینان و دشمنان ترک بابک:

مولف مجمل فصیحی آغاز بیرون آمدن خرم‌دینان را در سال ۱۶۲ می‌نویسد و می‌گوید: «ابتدای خروج خرم‌دینان در اصفهان و باطنیان با ایشان یکی شدند و از این تاریخ تا سنه ثلماثه (۳۰۰) بسیار مردم به قتل آوردند»
کار خرم دینان چنان بالا می گیرد که نظام الملک در کتاب سیاست نامه می نویسد:

«چون سال دویست و هژده اندر آمد٬ دیگر باره خرم دینان اصفهان و پارس و آذربایگان و جمله کوهستان٬ خروج کردند...». ابن اثیر هم در تایید گزارش نظام المک در کتاب اللباب فی تهذیب الانساب می نویسد: (ترجمه از عربی) «در ۲۱۸ بسیاری از مردم جبال و همدان و اصفهان و ماسبذان (لرستان) و جز آن٬ دین خرمی را پذیرفتند و گرد آمدند. و در همدان لشکرگاه ساختند». بنابراین قیام بابک محدود به آذربایجان نبوده است.

ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان می گوید: «مازیار بابک مزدکی و دیگر ذمیان مجوس را عمل‌ها داد و حکم بر مسلمانان، تا مسجدها خراب می‌کردند و آثار اسلام را محو می‌فرمودند»

سپس درجای دیگر ابن اسفندیار می گوید:

«من (مازیار) و افشین خیدر بن کاوس و بابک هر سه از دیر باز عهد و بیعت کرده ایم و قرار داده بر آن که دولت از عرب بازستانیم و ملک و جهانداری با خاندان کسرویان نقل کنیم» (نفیسی، ص 57).
برخی می‌خواهند با استناد به نظام المک بابک خرمدین را مسلمان اسماعیلی معرفی کنند ولی کارشان باطل است زیرا نه تنها بیشینه‌ی مطلق اسناد را نادیده گرفته‌اند٬ بلکه نظام الملک خود می‌گوید: «از این جا پیداست که اصل مذهب مزدک و خرم‌دینی و باطنیان همه یک است و پیوسته آن خواهند تا اسلام را چون برگیرند» و به صراحت میان «خرم‌دینان» و «باطنیان» تفاوت قائل است و تنها چون هر دو بر دولت عباسیان می‌شوریدند آنان را متحد دانسته اند.


ابوالفرج بن الجوزی در کتاب «نقد العلم و العلما اوتبلیس ابلیس» می گوید:

«خرمیان و خرم کلمه بیگانه است (یعنی پارسی است) درباره چیزی گوارا و پسندیده که آدمی بدان می گراید و مقصود ازین نام چیره شدن آدمی برهمه‌ی لذتها ..و این نام لقبی برای مزدکیان بود و ایشان اهل اباحت از مجوس بودند.»

ابن حزم می گوید:

«والخرمیة أصحاب بابک وهم فرقة من فرق المزدقیة » (= خرمیان یاران بابک‌اند و آن فرقه‌ای از فرقه‌های مزدکیه است).


و در روضة الصفا آمده است:

آیین او (= بابک)  را خرم دینی است (بلخی ، محمد بن خاوند شاه ؛ روضه الصفا ؛ تهذیب و تلخیص غباس زریاب ، تهران : امیرکبیر ، چاپ دوم ، جلد اول ، 1375 ، ص463 و رضایی ، عبدالعظیم ؛ تاریخ ده هزارساله ایران ، تهران : اقبال ، چاپ دوازدهم ، جلد دوم ، 1379 ، ص 235 ) هرچند که از جزییات معتقدات‌اش آگاهی دقیقی در دست نیست، ولی آن چه مسلم است این است که خرم دینان افکار مزدکی در سر داشتند و به پاکیزگی بسیار مقید بودند و با مردمان به نیکی و نرمی رفتار می داشتند (عبدالحسین زرین‌کوب: تاریخ ایران بعد از اسلام، انتشارات امیر کبیر، 1379، ص 459)؛ و به هرحال قیام بابک ( سرخ جامگان) بر ضد ظلم و جور اعراب و غلامان ترک نژادشان که با رفتارهای نابهنجار خود مردم را به ستوه آورده بودند در سال 201 هجری آغاز گردید و بیش از بیست سال به طول انجامید . ترکانی که کودکان را می ربودند و وبه اصرار و التماس پدران و مادران توجهی نمی کردند (حسینعلی ممتحن: نهضت شعوبیه، انتشارات باورداران، 1368 ص 300)، و به روز روشن ، زنان را به عنف به محله های بدنام می کشیدند (همان، ص300)

برای کسب اطلاع بیشتر به این منبع مراجعه نمایید:

https://www.azargoshnasp.net/famous/babak_khorramdin/mazdakism.pdf


دشمنان ترک بابک: معتصم (خیلفه‌ی ترکزاد، یعنی دارای مادری ترک) و سرداران ترک معتصم: ایتاخ٬ بوغا٬ اشناس. گروهی بابک خرمدین و افشین را هم‌پیمان دانسته و گروهی آن دو را از روز نخست دشمن دانسته‌اند. افشین از آسیای ‌میانه بوده است و تبارش ایرانی ِ سغدی.


4. زبان آذربایجان

در زمان بابک زبان آذربایجان «فهلوی آذری» بوده است یعنی گویشی بازمانده از زبان پهلوی ساسانی که در آذربایجان بدان سخن گفته می‌شده است. این گویش را در متون مختلف، «پارسی» (چون زبان پهلوی را پارسیک می‌خواندند و دانشمندان هم امروز آن را پارسی میانه دانند)، «آذری»، «فهلوی/پهلوی» و «رازی» (یعنی منسوب به ری، که این اطلاق پیوستگی گویش‌‌های منطقه‌ی فهله را با هم نشان می‌دهد)  خوانده‌اند.


ابن ندیم در الفهرست می‌نویسد:

فأما الفهلویة فمنسوب إلى فهله اسم یقع على خمسة بلدان وهی أصفهان والری وهمدان وماه نهاوند وأذربیجان وأما الدریة فلغة مدن المدائن وبها کان یتکلم من بباب الملک وهی منسوبة إلى حاضرة الباب والغالب علیها من لغة أهل خراسان والمشرق و اللغة أهل بلخ وأما الفارسیة فتکلم بها الموابدة والعلماء وأشباههم وهی لغة أهل فارس وأما الخوزیة فبها کان یتکلم الملوک والأشراف فی الخلوة ومواضع اللعب واللذة ومع الحاشیة وأما السریانیة فکان یتکلم بها أهل السواد والمکاتبة فی نوع من اللغة بالسریانی فارسی

(= اما فهلوی منسوب است به فهله که نام نهاده شده است بر پنج شهر: اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان. و دری لغت شهرهای مداین است و درباریان پادشاه بدان زبان سخن می‌گفتند و منسوب است به مردم دربار و لغت اهل خراسان و مشرق و لغت مردم بلخ بر آن زبان غالب است. اما فارسی کلامی است که موبدان و علما و مانند ایشان بدان سخن گویند و آن زبان مردم اهل فارس باشد. اما خوزی زبانی است که ملوک و اشراف در خلوت و مواضع لعب و لذت با ندیمان و حاشیت خود گفت‌وگو کنند. اما سریانی آن است که مردم سواد بدان سخن رانند).

مسعودی در التنبیه و الاشراف می‌نویسد:

فالفرس أمة حد بلادها الجبال من الماهات وغیرها وآذربیجان إلى ما یلی بلاد أرمینیة وأران والبیلقان إلى دربند وهو الباب والأبواب والری وطبرستن والمسقط والشابران وجرجان وابرشهر، وهی نیسابور، وهراة ومرو وغیر ذلک من بلاد خراسان وسجستان وکرمان وفارس والأهواز، وما اتصل بذلک من أرض الأعاجم فی هذا الوقت وکل هذه البلاد کانت مملکة واحدة ملکها ملک واحد ولسانها واحد، إلا أنهم کانوا یتباینون فی شیء یسیر من اللغات وذلک أن اللغة إنما تکون واحدة بأن تکون حروفها التی تکتب واحدة وتألیف حروفها تألیف واحد، وإن اختلفت بعد ذلک فی سائر الأشیاء الأخر کالفهلویة والدریة والآذریة وغیرها من لغات الفرس.

(= پارسیان قومی بودند که قلم‌روشان دیار جبال بود از ماهات و غیره و آذربایجان تا مجاور ارمنیه و اران و بیلقان تا دربند که باب و ابواب است و ری و طبرستان و مسقط و شابران و گرگان و ابرشهر که نیشابور است و هرات و مرو و دیگر ولایت‌های خراسان و سیستان و کرمان و فارس و اهواز با دیگر سرزمین عجمان که در وقت حاضر به این ولایت‌ها پیوسته است، همه‌ی این ولایت‌ها یک مملکت بود، پادشاه‌اش یکی بود و زبان‌اش یکی بود، فقط در بعضی کلمات تفاوت داشتند، زیرا وقتی حروفی که زبان را بدان می‌نویسند یکی باشد، زبان یکی است وگر چه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد، چون پهلوی و دری و آذری و دیگر زبان‌های پارسی).


هر این دو سند ارزشمند به ایرانی بودن زبان مردم آذربایجان تصریح می‌کنند و به صراحت آنان را جزو ایرانیان (پارسیان) می‌دانند.


5.  نام بابک و تحریف آن بدست بیگانگان:


جالب آن که بیگانه‌پرستان پان‌ترکیست حتا ایرانی بودن نام بابک را نیز برنتافته و آن را تبدیل به «بای‌بک» کرده‌اند. در حال یکه چنین نامی در هیچ متنی دیده نشده است و دوم این که «بای» و «بک» هر دو از یک ریشه هستند و تاکنون دیده نشده است که یک نام مرکب از دو واژه‌ی هم‌معنی پیاپی باشد. از سوی دیگر، واژگان «بای» و «بایرام» و «بک» همگی ریشه‌ی سغدی-ایرانی (یعنی از گرو‌ه زبان‌های ایرانی شرقی) دارند که به زبان‌های آلتایی وارد گشته است. نام بابک به آشکارا ایرانی است و نام بنیانگذار سلسله‌ی ساسانی نیز بوده است. این نام در گلستان سعدی و ویس و رامین و در شاهنامه (۵۰) بار آمده است ولی حتا یک بار نیز چنین نامی در متون ترکی دیده و یافته نشده است.

نام «بابک» همان معنی پدر را می‌دهد: (باب "پدر" + ـک "پسوند تحبیب")


پسر گفتش ای بابک نامجوی

یکی مشکلت می‌بپرسم بگوی

(بوستان سعدی)


هر دو را در جهان عشق طلب
پارسی باب‌ دان و تازی اَب.
(فرهنگ جهانگیری(

سدیگر بپرسیدش افراسیاب
از ایران و از شهر و از مام و باب
(فردوسی)

چو بشنید بابک زبان برگشاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
(فردوسی)


وز باب و ز مام خویش بربودش
تا زو بربود باب و مامش
(ناصر خسرو(

نبد دادگرتر ز نوشین​روان
که بادا همیشه روانش جوان
نه زو پرهنرتر به فرزانگی
به تخت و بداد و به مردانگی
ورا موبدی بود بابک بنام
هشیوار و دانادل و شادکام
(فردوسی(


بلعمی نیز در کتاب خود از اردشیر ساسانی این گونه یاد می کند :«اردشیر بن پاپک» و طبری هم: «اردشیر بن بابک».

«بابک» هنوز در لهجه‌ی خراسانی همان معنی پدر را می‌دهد و «باوک» نیز در گویش‌های ایرانی دیگر(مانند فیلی) همین معنی را می‌دهد.

 

نام پدر و مادر و استاد بابک:


در منابع موجود نام پدر بابک، مرداس (یک نامه شاهنامه‌ای) و اهل مدائن (پایتخت پیشین ساسانیان) دانسته شده، نام مادرش «ماه‌رو»، و استادش «جاویدان پور شهرک»، که همگی ایرانی‌اند.

6. اعتراف بیگانه‌پرستان و دشمنان ایران به ایرانی بودن بابک.


هرچند در نزد اصحاب علم و تحقیق آرا و آثار نویسندگان بیگانه‌پرست پان‌ترکیست فاقد ارزش و اعتبار است و نظریات آنان یکسره بر بنیان جعل و تحریف و دروغ و فریب شکل گرفته است، اما از آن جا که یاوه‌های آنان در نزد بیگانه‌پرستان جاهل دارای اهمیت است، ناچار برای نشان دادن اعتراف خود آنان به ایرانی بودن بابک، برخی از نوشته‌های آنان را در این جا نقل می‌کنیم:

جواد هیأت:

«اوغوزها {ترکمانان} که اجداد ترکان آسیای صغیر و آذربایجان و عراق و ترکمنها را تشکیل می دهند از اقوام ترک هستند و قبل از آن که اسلام بیاورند در شمال ترکستان زندگی می کردند.

اوغوزهای جدید اجداد ترک زبانان ترکیه و آذربایجان و تراکمنه را تشکیل می دهند و از قرن ۱۳ به بعد٬ یعنی بعد از مهاجرت به غرب و آمیزش با سایر ترکان (قبچاق٬ ایغور) و مغولها و اهالی محلی٬ لهجه‌های ترکی آناطولی و آذربایجانی و ترکمنی را به وجود آوردند (صفحه‌ی ۱۰۱-۱۰۲). از قرن دهم میلادی اوغوزهای ناحیه‌ی سیحون اسلام آوردند و از قرن یازدهم به طرف ایران و آسیای صغیر سرایز شدند و از طرف مسلمانان به نام ترکمن نامیده شدند به طوری که بعد از دو قرن نام ترک و ترکمن جای اوغوز را گرفت. در ساله ۱۰۳۵ میلادی٬ قسمتی از اوغوزها به خراسان آمدند و بعد از جنگ و جدال بالاخره خراسان را از غزنویان گرفتند و دولت سلاجقه را تشکیل دادند (ص 81)

پس بنا به اعتراف این نویسنده‌ی پان‌ترک، تا سده‌ی یازدهم میلادی هیچ ترکی پا به ایران نگذاشته بود و لذا امکان ندارد که آذربایجان از ابتدای آفرینش ترک‌زبان باشد (!)، بل که ترک‌ها چندین سده پس از اسلام توانستند به آذربایجان رخنه کنند.


«در گسترش این مدنیت(اسلام) و فرهنگ عظیم الهی اقوام و قبایل ترکزبان بی شک خدمات بی شائبه و صادقانه و افتخار آمیزی دارند. ترکان اسلام را مناسب‌ترین دین و آیین نزدیک به وجدان خود یافتند و قرن‌ها دفاع از اسلام و گسترش ان را بر عهده گرفتند. سرتاسر تاریخ افتخار امیز ترکان مسلمان مسلما عاری از شورش و یا مقاومت در برابر اسلام است. در میان این قوم عصیان‌هایی شبیه عصیان‌های روشن میان ، ماه فرید ، المقنع ، خرمیّه ، زواریه و غیره دیده نمی شود» (محمدزاده صدیق)

این نویسنده پان‌ترک نیز خرمیه را، که پیشوای آن بابک بوده، ترک ندانسته است.


کشته شدن بابک به دست خلیفه‌ی ترکزاد و ترک‌پرور معتصم:


پس از آن در صفر سال 223 هجری ، معتصم ، به دژخیم فرمان داد تا دو دست و پای بابک را قطع نماید و سپس او را گردن زند ( نهضت شعوبیه ، ص 302 و تاریخ ده هزارساله ایران ، جلد دوم ، ص 241) مطابق با تواریخ بابک در حین اجرای سیاست و قطع شدن اعضای بدن بردباری بسیار پیشه نمود و با خون خود چهره سرخ ساخت و به معتصم گفت : من روی خویشتن ازخون سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود ، نگویند که رویش از ترس زرد شد ( تاریخ ده هزارساله ایران ، جلد دوم ، ص241 و نهضت شعوبیه ، ص 302) و بدینسان بابک در دم مرگ شکنجه های طاقت فرسا را با نهایت شهامت متحمل گردید و هیچ گونه سخنی که نشانه عجز باشد بر زبان نیاورد و با کردارو گفتار نیک خویش ، نام خود و ایران را در تاریخ جاودان و سربلند ساخت . چند تاریخ نویس کهن، واپسین سخن بابک خرمدین را بر سر دار «آسانی» و «آسانیا» و «زهی آسانی» و مانند آن گزارش داده‌اند (جوامع الحکایات و لوامع الروایات)، که این نکته گویای پای‌بندی وی تا واپسین دم به آرمان‌های‌اش و نیز گواه پارسی سخن گفتن وی است.


---

نتیجه‌گیری:

 

 بابک خرمدین فردی ایرانی بود و اغلب دشمنان‌اش نیز همان ترکمنان مزدور خلیفه (یعنی معتصم ترکزاد) بودند. اما این جهان همیشه پر از تناقض و شگفتی است، چه، ترک‌هایی که زمانی دشمن و مخالف بابک بودند اینک (در جهت اهداف تجزیه‌طلبانه) برای بابک جشن زادروز می‌گیرند و او را قهرمان خود می‌خوانند؛ این رفتار ایشان مانند آن است که در آینده روزی اسراییلی‌ها برای یاسر عرفات جشن زادروز بگیرند و او را یک اسراییلی اصیل با مذهب ارتودکس یهودی بدانند!

 

shad - فرانسه - نیس
درود بر این ایرانی اگاه نویسنده این متن که با درایت انرا نوشته . درود بر ایراندوستان تمام دنیا! ننگ بر دروغگو و خائنین به ملت و فرهنگ ایران!
یکشنبه 26 خرداد 1387

pbpeyman - ایران - تهران
واقعا درود بر این نویسنده ایرانی و وطن پرست.
یکشنبه 26 خرداد 1387

babakj - تبریز - ایران
‫پس وقتی جمهوری آذربایجان فیلمی میسازه و کل ایران رو آذربایجان جنوبی معرفی میکنه نباید ناراحت بشم. این هم چرت و پرتو چه جوری سرهم کردی خدا داند... نزاد پرستی بزرگ ترین سم برای یکپارچگی یک ملت هست، اما اون "پهلوی آذری" واقعا آخر خنده بود....
یکشنبه 26 خرداد 1387

rezsor - ایران - تهران
ما باید مدعی اذربایجان باشیم خاک بر سر دولت ترسو
یکشنبه 26 خرداد 1387

Aytak - ایران - تبریز
اینو اول بگم که از هر چی پانتورک احمق هستش بدم می یاد ولی منابع این مقاله یا ارمنی بودن یا فارس و یا شاهنامه ترکستیز فردوسی
و این مقاله در مورد هویت آذربایجان طوری حرف زده که دقیقا یاوه گویی های کسروی هستش که کلا رد شده و جوابیه اون در اینترنت هست مشکلی که آذربایجانیان دارند برچسب زدن هویت فارسی فهلوی آذری(!!!!) هستش واقعا که نویسنده کاملا ترک ستیز و پانفارس بوده بابک قهرمان ملی آذربایجان هم نه به خاطر ترک و فارس جنگیده و نه به خاطر چیزه دیگه اون به خاطر خاک آذربایجان که همانا جزئی از ایران هست جنگیده ولی مشاهده می کنیم که امپراطوری های بزرگ و متمدن فارس به راحتی به مشتی بی تمدن ملخ خور تسلیم شده و شکست خورده و سقوط کرده اند در مقابل در شمالغرب کشور قهرمان آذربایجانی با شماری اندک بیش از 22 سال در مقابل معتصم که از پدری عرب بوده ایستادگی کرده تفاوت زیادی در اینجا نهفته هستش
یکشنبه 26 خرداد 1387

rusvadek - روسیه - روسیه
واقعا تعجب کردم
از سایت شما انتظار نداشتم اینگونه تاریخ را تحریف کنید
این اراجبف چیست که مینویسید بابک ترک بود
حداقل تحقیق درست بکنید بعد بنویسید
یکشنبه 26 خرداد 1387

aryo - ایران - تهران
ایرانی ها آریایی هستند.آذری ها هم آریایی هستند.
بابک هم یک آریایی ایران پرست بود.نه ترک وحشی!!!
یکشنبه 26 خرداد 1387

paniz2689 - کانادا - تورنتو
خیلی متن زیبا و با اطلاعات کامل بود . من خودم از طرف پدری آذری زبانم ولی این از ایرانی بودنم کم نمیکنه .
یاشاسین ایران
یکشنبه 26 خرداد 1387

erfan-iran - ایران - ایران
امیدوارم دسوتان از دست من نارحت نشوند اما باید بگویم :
عزیزان میهن پرست ! وقت خودتان را بجای اثبات و یا رد هویت یک شخصیت تاریخی به هدر ندهید .. بابک ایرانی بود ( حالا تورک و یا آذری ) ... برای من عجیب است که عزیزانی که برای کشورشان سینه سپر میکنند خودشان هنوز به نتیجه درستی از ایران و ایرانی بودن نرسیده اند ... شرایط زمان را درک نمیکنند و البته بیشتر این افراد با تحقیر اقوام ایرانی ( نگاه کنید به بخش جوک همین سایت ! تورکها .. لرها . شمالی ها .. هیچ کس از زخم زبان شما در این مملکت در امان نیست و کسانی در این کشور به خودشان اجازه میدهد سخیفترین توهینها را به شریفترین اقوام ایرانی نسبت بدهند .. ) آتش بیار معرکه اند .. عزیزان .. همه ما ایرانی هستیم .. بابک تورک یا آذری هم ایرانی است و برای پاسداشت سرزمین مادری خود آذربایجان جنگیده تا دست تازیان به انجا نرسد .. شما بجای این کارها یاد بگیرید که دیگر هموطنان خودتان را تحقیر نکنید و بالاخره یاد بگیرید ( نمیدانم تا کی ؟!) که ایران برای همه ایرانیان است .
یکشنبه 26 خرداد 1387

chinamroosh - ایران - ایران
بی گمان زنجموره های انیرانیان تاریک اندیش در انتساب بابک خرمدین سرافرازترین سردار ایرانی به ترکان ، با بن بست تئوریکی و تاریخی روبرو شده است اما آنچه موجب سرقت شخصیت های تاریخ ساز ایرانی از سوی یاوه گویان پان ترک و تازی در سه دهه اخیرگردیده ، همانا بزنگاه شومی از تاریخ ایران است که با استیلای قومی متشرع وایران ستیز بر مقدرات این ملت بزرگ که بی اعتنایی محض به مفاخر ملی ، ادبی ، فرهنگی و اساطیری ایران در واقع بخشی از سیاست های ضد ایرانی آنان را تشکیل می دهد صورت گرفته است و برآیند چنین رویکردهای رذیلانه و خاینانه است که پورپیرارها ، زهتابی ها ، هیات ها و . . . را در پناه و امنیت اسلامی به جعل تاریخ و سرقت بزرگان ایران زمین با فرومایگی تمام تحریص نموده است .
یکشنبه 26 خرداد 1387

SAMAN DAR BE DAR - انگلیس - منچستر
درود بر بابک خرمدین ایرانی و ایکاش هر ایرانی مثل یه بابک بشه تا دست همه اجنبیا از ایران قطع بشه
یکشنبه 26 خرداد 1387

mehraeen - ایران - تهران
babakj - تبریز - ایران
‫پس وقتی جمهوری آذربایجان فیلمی میسازه و کل ایران رو آذربایجان جنوبی معرفی میکنه نباید ناراحت بشم

بابک عزیز یکی از مهمترین ویپگیهای پان ترکها هوچی گری و خجالت نکشیدن از هر سخن دروغی که می گویند . آنها دنبال هویت و تمدن با شکوه میگردند و چه راهی ساده تر از اینکه تمدن ایران را نشانه بگیرند . هر چه باشد آخوندها فعلا همراه با پان ترکها دشمن شماره یک تاریخ و تمدن ایران به ویژه باستان هستند و آنها هم بدشان نمی آید یا به وسیله امثال پورپیرار به اصطلاح خودشان آنرا به لجن بکشند و یا با سکوت و بی خیالی همانند ماجرای مولوی تمدن ایران را به پان ترکان تقدیم کنند .
دوشنبه 27 خرداد 1387

shad - فرانسه - نیس
chinamroosh - ایران - ایران
قلم خوبی دارید. من همیشه کامنتهایتان را می خوانم. خوب تحلیل می کنید.
ایرانی عزیز موفق باشید!
جوانان ایران با این همه استعداد گرفتار یک مشت ملای بی سواد و متحجر شده اند که جز سکس با خر و الاغ و دخترشیر خواره از دانش بهره نگرفته اند! چقدر جهالت !!
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
لاشخورای پان ترکیست اینو خوب تو گو ششون فرو کنن می فرستیمتون پهلوی همون معتصم ترکزاد
Aytak - ایران - تبریز
می دونستی که مسلمین به رستم فرخ‌زاد سردار لشکر ایران در جنگ با تازیان که خود از مردم آذربایجان بوده «رستم آذری» می گفتن؟؟؟؟؟؟؟(می دونستی یا نه؟)
دوشنبه 27 خرداد 1387

جیغاتی - ایران - تهران
درود به بابک خرم دین و یاران سرخ پوشش که 22 سال از وطنشان(اذربایجان)در مقابل عربهای سوسمار خور دفاع کردند .به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم . عرب و ارمنی دشمن ترکها هستند اونارو شاهد معرفی می کنید . کسانی که زندگی نامه بابک خرمدین را نخوانده اند توصیه می کنم که بخواند تا معنی وطن دوستی را درک کنند و ببینند بابک خرمدین ترک بوده یا نه .
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
با تشکر از iranianuk عالی بود
Aytak - ایران - تبریز
babakj - تبریز - ایران
اصولا پان ترکای نادون وقتی که گیر می کنن همه چیز رو می اندازن گردن فارسا یا کردا یا ارمنی ها
یادم میاد اخرین باری که من از این مقاله براشون نوستم به جز چرت پروندن وبای بک و بای بک کردن دیگه چیزی نداشتن (حتی نمی دونستن معتصم ترکزاد)
عرضتون برسونم که یه زمانی این پان ترکا وجود زبان اذری رو انکار می کردن بعدش که دیدن دلایل محکمی براش وجود داره برگشتن و گفتن اذری همون ترکی بوده یه زمانی هم اینا دو جلد کتاب قطور ترکی رو برداشته بودن می گفتن بابک برای گسترش زبان ترکی اینا رو نوشته(همینطور که دیدید بابک یه دفعه شد نویسنده)
اما از همه جالب تر دروغهای گنده ای که درباره کسروی می نویسن و به قدری نادون تشریف دارن که فکر می کنن کسروی از خودش حرف زده در حالی که جالب اینه که بدونن خیلی ها قبل از کسروی این حرف رو زده بودن (8مثل بارتولد که بزرگترین ترک شناس و مارکوارت) خواستید متن کامل حرفاشونو برات می نویسم تا دیگه یاوه گویی نکنید.
درباره زبان اذری هم کلی مدرک جمع کردم اگه خواستی ترکتازی کنی برات دارم
babakj - تبریز - ایران
اینم یکیش
ببین یعقوبی تو البلدان چی نوشته:
مردم شهرهای اذربایجان و بخشهای ان امیخته ای از ایرانیان اذر و جاویدانان قدیمو خداوندان شهر ((بذ))هستند که جایگاه بابک خرمی بود
بقیشو برات نگه داشتم
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
erfan-iran - ایران - ایران
دوست عزیز می دونی مشکل چیه مشکل اینه که این پان ترکا می خوان مردم اذربایجان رو که مثل بقیه هموطنای ایرانیشون از یه نژاد و یه فرهنگ و یه جنس هستنو جدا کنن ببرن بچسبونن به دنیای پان ترکیستی و یه مشت مردم زرد پوست. اما خواب دیدن
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
Aytak - ایران - تبریز
امپراتوری بزرگ و متمدن صفوی رو هم دیدیم که چه جوری پاشید
دربارش خوندی یا نه در ضمن پسر گلم همون شاه اسماعیلت وقتی تو اذربایجان شعر کسایی مثل قطران تبریزی رو می خونه ادعا می کنه که از نوادگان ساسانیان
(به به به به )
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
جیغاتی - ایران - تهران
نمی دونستم که عربا دشمن ترکا بودن والا تاریخ یه چیز دیگه رو می گه؟نمونش معتصم یا سایر خلیفه های ترکزاد
خوبه بری درباره شهر سامرا تحقیق کنی تا رابطه ترک و عرب برات روشن شه.
به هر حال یه سر به زرین کوب بزن(البته مرده)
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
دوستان اصولا وقتی که گون التای که از تاریخ نویسای بزرگ ایناست و تمام کتاب تاریخاشون کپی برداری از چرت و پرت های اینو ویه کسایی مثل کرزی اغلو همچین حرفی میزنه:
(اقوامی که در شفق و طلیعه تاریخ آسیای مقدم پدیدار شدند ، سومریان ، سوبارها، هوریان، ایلامیان، کوتیان ، کاسیان، میتانیان و هیتیان از این گروه (اقوام ترک) اند. ولی اکدیان، آشوریان، آرامیان، یهودان و سامیان محتمل است از این گروه باشند»
اون موقع است که بابک دزدی و زرتشت دزدی و مولوی دزدی و غیره و غیره حکم افتابه دزدی پیدا می کنه(ببخشید)
دوشنبه 27 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
جیغاتی - ایران - تهران
نمی دونستم که عربا دشمن ترکا بودن والا تاریخ یه چیز دیگه رو می گه؟نمونش معتصم یا سایر خلیفه های ترکزاد
خوبه بری درباره شهر سامرا تحقیق کنی تا رابطه ترک و عرب برات روشن شه.
به هر حال یه سر به زرین کوب بزن(البته مرده)
بعد اینجور که بوش میاد شما و ارمنی ها از اون باستان تا امروز مشکل داشتین سر قره باغ!!!!
دوشنبه 27 خرداد 1387

erfan-iran - ایران - ایران
kotlet - ایران - تهران : بازهم تاکید میکنم که با این اوضاع به جایی نمیرسیم .. من بشخصه خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که تنها راه پیش روی ما گردن نهادن به حقوق بشر و آزادی مدنی و سیاسی است .. من بشخصه در همین سایت بارها به پانترکها تاخته ام اما انصافا وقتی کسی خودش را تورک میداند میتوان کاری کرد ؟! .. اصلا چرا این مسئله برای ما قابل پذیرش نیست ؟! مگر تورک بودن اشکالی دارد .. از سویی بحث و جدل در مورد تاریخ چه سودی دارد .. ما نباید زیاده خواه باشیم .. واقعیت آن است که بسیاری از کسانی که پانترک شدند تنها به خاطر توهین و تحقیر موجود در جامعه به ایرانی بودن خودپشت کرده اند و البته حق دارند ! مگر من بشخصه ناامید نشده ام ! کدام یک از ما با شنیدن توهین افرادی که شستن خودشان را بلد نیستند اندوهگین نشده ایم ؟! .... باید به آزادی گردن نهاد .. و از سویی طبیعی است که با پیشرفتهای مدنی موجود در جمهوری آذربایجان و ترکیه جوانان تورک کشورمان به سمت این کشورها گرایش پیدا کنند .. مگر جامعه آنها را تحقیر نمیکند ؟! .. مگر از فرهنگ ایرانی ما چیزی باقی مانده است ؟! .. ما چه چیزی داریم که دیگران نیازمند آن باشند ؟! .. موسیقی .. هنر .. ادبیات ... معماری ... اینها چیزهایی هستند که جمهوری اسلامی آن را نابود کرده است .. دست ما خالی است ...
دوشنبه 27 خرداد 1387

modares - ایران - شیراز
kotlet - ایران - تهران کاملا منطقی بیان کردی .
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

عبدالعلی خان - هند - آگرا
rusvadek - روسیه - روسیه
آقای روس روسیه!!! تو اول خودت رو شناسایی کن که کجایی هستی بعد بیا راجع به بابک حرف بزن (برادریت رو ثابت کن بعد ادعای ارث کن). بابک ایرانی بود چه فرقی می کنه ترک یا کرد یا هرچی؟ مرد و مردونه جلوی عرب های غارتگر ایستاد. اما خوبه بدونی که اصل نبرد بابک با معتصم (المعتصم بالله) خلیفه ی عباسی بود که از مادر ترک بود و چون از عرب ها دل خوشی نداشت و از ایرانی ها هم می ترسید ترک های فک و فامیل مادری اش رو همه کاره ی دربار خود کرده بود چون می گفت هیچکس مثل ترک خدمتگزاری نمی کنه یه استخوان بنداز جلوش و بزن تو سرش بازم به خاطرت هر جنایتی می کنه (این عین گفته ی معتصم هست - به کتاب دو قرن سکوت رجوع کن). همین ترک ها هم تونستن به سرکردگی افشین که یک ایرانی بود بابک رو دستگیر کنن. بابک آذری بود که لزوماً همه ی آذری ها ترک نیستن چون دین ترک ها یا بودایی بود (از نژاد و دین خاور زمین) در حالی که بابک خردم دین بود یعنی از نژاد ایرانی و شعبه ای از دین مزدک. کمی تحقیق قبل از این که کامنت بذاری بد نیست.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

hamoun.h - ایران - رشت
ببینید تاریخ را نمی شود جعل کرد اگر قسمتی از تاریخ را قبول ندارید باید به کمک علم تاریخ ان را نا درست بنامید اول اسناد موجود می گوید پدر بابک اهل تیسفون انزمان بوده پس ترک نبوده مادرش اذربایجانی بوده در ان زمان اذربایجان تحت سلطه ترکان نبوده پس احتمال انکه مادرش ترک زبان باشد چون معمولا ساکنین اجازه اسکان مهاجرین بطور انبوه را نمی دهند البته استثنات تاریخی وجود دارد پس احتمالش کم است که مادرش اذربایجانی ترک زبان بوده باشد اما در اذربایجانی بودن مادرش وبابک خرمدین شکی نیست دوم اگر فرض کنیم مادرش از اون اقلیت مهاجر ترک هم باشد خیلی بعید است یک اقلیت رهبری اکثریت را بپذیرد سوم اسناد تاریخی نشان می دهد مذهب ترک ها شمنی هست پرستشگر ماه و ستاره و می دانیم این اقوام در اواخر دوران ساسانی به مرز های ایران رسیدند و فقط جز معدود زمانی ورود گسترده انهادر در دوران اسلامی صورت گرفته پس احتمال اینکه مادر بابک هم ترکزبان باشد و هم ایرانی دین بعید است اخر برای من جالب است که یک عده اصرار دارند که هر اذربایجانی حتما ترک زبان هست با وجودی که حتی امروزه هم همه اذربایجانی های اصیل ترک زبان نیستن وبرای اینکه به من اتهام نزنند باید بگویم من از طرف مادری اذربایجانی پدری گیلک پس فارس نیستم
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

shad - فرانسه - نیس
erfan-iran - ایران - ایران
مرسی واقعا دمت گرم ایرانی عزیز.
ما همه ایرانی هستیم و باید این اختلافات رو کنار بگذاریم. قابل توجه ترکها و اذریهای ایرانی فریب جعلیات یک مشت مزدور که رژیم اسلامی انها را به خدمت گرفته نخورید. همه این تلاشها برای ایجاد تفرقه در بین ایرانیان است تا حکومت دینی اخوند ادامه پیدا کند!!
همه ما قبل از هر چیزایرانی هستیم و باید به فکر یک حکومت لائیک و دموکراسی باشیم. چه با جمهوری دموکراتیک چه با سلطنتی مشروطه مثل اسپانیا و کشورهای شمال اروپا. اینده ایران به دست ما و شماست. ایران همیشه از اشفتگیها و اختلافات داخلی رنج برده و همین باعث شکست ایران شده. پس همه یک صدا شویم برای دموکراسی!!! با رفرنس های معتبر بحث کنیم نه با جعلیات مزدوران رژیم!!
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

kotlet - ایران - تهران
erfan-iran - ایران - ایران
دوست عزیز ترک و فارس غیره و غیره بودن هیچ ایرادی ندارد مهم ایرانی بودن اما وقتی کسایی که تو ایران بیشترین نفوذ و امکانات رو دارن با نیت قبلی میان دست می برن تو تاریخ ومیان دروغ و گنده گویی میکنن. و هزارتا چرت و پرت می گن و می بافن اون موقع نمی شه ساکت نشست باید جوابشونو داد . همین اقایون ترکیه ای و ارانی بودن که اومدن مساله ترک و فارس رو راه انداختن(از زمان روشنی بیگ) الان دارن ازش می نالن (چون دیگه هیچ کس ساکت نمی شینه اینا بیان چرت و پرت سر هم کنن)
اگه منظور شما از تحقیر جک گفتن اون موقع باید گفت که همه ایران دارن برای هم دیگه جک می گن چه طوری هیچ کس توی این عقاید پانی نمی افته فقط اینان که دارن می افتن.
در ضمن دوست عزیز تمام بدبختیا زیر سر اون کشور جعلی ای که تو اران ایجاد شده و هر روز اویزون یه نفره (به نظر تو وقتی وزیر امور خارجش به تمام ترک زبانان ایران می گه اقلیت جمهوری اذربایجان چه معنی ای داره؟یا به نظرت وقتی میان به ستارخان که تمام ایرانیا بهش می گن سردار ملی و همه بهش احترام می ذارن لقب یک جدایی طلب رو که برای جدا کردن اذربایجان از ایران می جنگیده می دن این چه معنی داره؟ یا وقتی که ادعا می کنن که از ابتدای تاریخ کشوری بوده به نام اذربایجان و ایرانیان در زمان باستان این کشور رو اشغال می کنن ؟ . تمام ایران به مردم اذربایجان افتخار می کنن خود لاشخوارای پان ترکیست هم اینو خوب می دونن اما ببین این لاشخورا چیا سر هم می کنن.برای چی ؟چون مزدورن با نفاق می خوان کارشونو پیش ببرن اگه از اول جواب اینا رو می دادن اینا دیگه انقدر گنده گویی نمی کردن. مردم ایران همشون از یه جنس و نژاد و فرهنگن اما اینا می خوان بیان اینا رو ببرن بچسبوننش به ادمای غیر ایرانی.
تو خودت اذری هستی تا حالا ماموری یا کسی توی ایران اومده یقتو بگیره بگه حق نداری به زبان ترکی حرف بزنی؟
اما توی همین ترکیه کلا وجود کرد رو انکار میکنن یه زمانی کردی حرف زدن ممنوع بود و الان به کردا می گن ترک کوهی.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

turktaz - ترکیه - آنکارا
بابک در شهر بذ در ایالت آذربایجان
نکنه آذربایجان هم فارس بوده(که پنیا به این ادعای پانفارس ها می خنده)
و یا نکنه بابک واسه ادامه تحصیل در دانشگاه به آذربایجان بوده و در خوابگاه بذ مونده بود و بعد درس و مشق جنگ می کرد آقای کتلت اراجیف بی منبع شما مایه شرم و خنده می باشد واقعا که فارس فارسی که می گفتن(حرفش در ترکیه بود) شما هستین حالا دروغگویان پانفارس و توهمی های تمدن تراش رو می شناسم
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

Aytak - ایران - تبریز
نژاد آریایی » نیز (که دیگر در دنیا مطرود شده و طرفداران جدی ندارد) یکی دیگر از مسائلی است که متاسفانه هنوز در ایران به عنوان یک اصل تشکیک ناپذیر و مسلم در تمام خطابه های سیاسی به صورت روزمره تکرار می شود. در اینجا می خواهم ظهور ایده نژاد آریایی را به نقل از ویکی پدیا (4) عینا ترجمه و نقل کنم: « نژاد آریایی یک مفهوم در فرهنگ اروپایی است که در دوره اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم دارای نفوذ و قدرت بود. این مفهوم از این ایده سرچشمه گرفته بود که تمام کسانی که زبان مادریشان به گروه زبانهای هند و اروپایی تعلق دارد و نسلهای آنها تا به امروز، یک نژاد مجزا را تشکیل می دهند. در شناخته شده ترین تجسم خارجی آن یعنی دوره نازیسم، چنین استدلال می شد که آریاییان امروزی با "مردمان شمالی" یکی هستند. گاهی از اعتقاد به برتری نژاد آریایی با عنوان "آریانیسم" یاد می شود.» ویکی پدیا (5) در تعریف اصطلاح "مردمان شمالی" چنین می نویسد: « تئوری "مردمان شمالی" یک تئوری برتری نژادی بود که در دوره اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم رواج داشت که ادعا می کرد که مردمان اروپای شمالی بویژه اسکاندیناوی و آلمان یک نژاد برتر را تشکیل می دهند چون که تصور می شد، آنها استعدادی ذاتی و مادرزاد برای رهبری دارند.»
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

Aytak - ایران - تبریز
یکی از مسائلی که در آن زمان در کشور ما رخ داد ظهور فرضیه « زبان آذری » و ادعای آریایی نژاد بودن تمام ایرانیان بود. امروز بسیاری از سیاسیون مرکزگرا حفظ یکپارچگی کشور را چنان به تئوریهای آریاپرستی که مهمترین آنها همین فرضیه « زبان آذری » است، در آمیخته اند که هر گونه خللی در این نظریه را مساوی فروپاشی ایران می دانند! البته بدیهی است که اگر آنها همچنان روش موجود را ادامه دهند و نتوانند بین علم سیال و پویای تاریخ و زبانشناسی و سیاست تمیز قائل شوند و هر روز در نطقهای سیاسی شان دهها بار از عظمت آریاییان و کوروش کبیر! یاد کنند، و آذربایجانیان را جز با همان لفظ مجعول «آذری » نخوانند و با این عناد خود چنان خشم آذربایجانیان را برانگیزند که شعار اصلیشان « هارای هارای من تورکم » (یعنی بشنو، بشنو که من ترکم نه آذری!) شود، همان خواهد شد که همه را از آن می ترسانند. آنها چنان یک مساله علمی را ناموسی کرده اند که وقتی مقاله ای علمی و مستدل در رد این نظریه منتشر می شود، چنان برمی آشوبند و با دست پاچگی به تهیه یک پاسخ اقدام می کنند که هر اهل فکر و منطقی را به خود می خندانند
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

Aytak - ایران - تبریز
فرضیه « زبان آذری » یک فرضیه علمی است که متاسفانه توسط عده ای شدیدا سیاسی شده و تشکیک و تردید در آن مساوی قوم پرستی و پان ترکیسم تبلیغ شده است. در واقع عده ای این فرضیه را دلیلی برای توجیه آرمان موجهشان که تلاش برای حفظ یکپارچگی ایران است، قرار داده اند و در این راه تا بدانجا پیش رفته اند که لفظ "آذری" که اشاره به این فرضیه است به یک اصل خلل ناپذیر در ادبیات سیاسی شان تبدیل شده و هرگونه عقب نشینی از آن را مساوی فروپاشی ایران می دانند؟! اما حقیقت آن است که این شیوه برخورد کار را خراب تر می کند، چون بالاخره نمی توان جلوی نظریه های جدید علمی را گرفت و ایجاد این درجه از حساسیت، بیشتر به ضرر تمامیت ارضی ایران است و نه به نفع آن.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

shad - فرانسه - نیس
Aytak - ایران - تبریز
ویکی پدیا توسط ادمهای علمی و محققان کنترل نمی شود.هر کسی هر چیزی را می تواند در ان بنویسد. منابع اینترنتی همیشه موثق نیستند. همانطور که خودتان گفتید فرضیه است هنوز به عنوان یک اصل و برهان علمی و تاریخی اثبات نشده. اگر رفرنسهایتان را ذکر کنید به شما خواهم گفت کدام اعتبار علمی دارند. شما مجبور نیستید کتابهایی را مطالعه کنید که ارزش و اعتبار علمی وجهانی ندارند.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

YaShaR_RT - ایران - آذربایجان - تبریز
سلام علیکم
باز هم یک مسئله دیگر در مورد آذربایجان و در نتیجه یک موضوع دیگر برای یه عده بیکار و یاوه گوی علاف که سعی دارند بگند (داد بزنند) با با تو رو خدا بزارید عقدهامونو با نظر دادن خالی کنیم.
وقتی که فرهنگ و تاریخ (باستان) یک کشور رو(ایران) یه کشور نازیسم و نژاد پرست دیگه (آلمان هیتلری) واسش درست می کنه دیگه نباید توقعی ازش داشت. این گند هایی که هم ازش به بیرون تراوش می شه هم بابات سفارشی بودنشه (تحویل فوری).
جناب kotlet - ایران – تهران ( شما که فرد شماره یک این دعواهای بی پایان هستی !) اصلا هیچ بحثی در مورد ایران قبل اسلام (ایران باستان) برفرض نباشه یعنی کورش داریوش همه آدم های حقیقی و البته پاک و نجیب بودند اصلا گیرم پیامبر خدا بودند و مردم (قوم پارس) اون زمان , اصیلترین و نجیبترین و برترین قوم روی زمین باشند.(همه اینا گیرم درست) وقتی که بعد حمله قوم بقول شما ها بی سرو پا و ملخ خور و یا هر فحش و توهین دیگه... اومدند این قوم رو با این همه دبدبه و کبکبه نابود کردند(یعنی دیگه ایران افتاد دست عربها) . چیزی از اون قوم و نژاد! نموند چی داری بگی؟
یا اصلا بعد ورود اسلام به ایران بیش از 1000 سال از 1400 سال, کشور و حکومت تو دست تورکها باشه ! باز هم می تونی ایران رو آریایی یا فارس بدونی ؟{حالا هر چقدر دلیل و مدرک و سند دلت می خواد واسش جور کن}
چرا وقتی ما می خواهیم از هویت و اصالت اصیل خودمان دفاع کنیم فوری و از روی عجز ما رو به تورکیه و جمهوری آذربایجان ربط می دی ؟ این کمال نادانیه که فقط مردم تورکیه رو تورک بدونی!
تورکها از قبایل مختلفی تشکیل شده اند که برای اطلاع شما و همه ی انهایی که اصلا چیزی در این مورد نمی دونند بطور کامل معرفی میکنم,
چند شاخه اصلی اقوام تورک اینها هستند:
قیپچاق : قیرقیز, قارا , قالپاق , قزاق , تاتار, باش قورد و ...
اُغوز : قشقایی , قارا پاپاق , تورکهای آذربایجان و تورکیه وعراق و بالکان , تورکمن و ...
سیبری : آلتای , بارابا , دلقان , قارا قاش و ...
کارلوک : ازبک , ایغور,ساتار و...
ساها ...
چوواش ...
...
پس وقتی می خوای در مورد اصل و نسب و اقوام تورک اظهار نظر کنی حواستو جمع کن !
از 80 سال پیش به این ور تاریخ ایران رو پاره کردند و از نو اونطوری که دلشون می خواست نوشتند و تو کله جوانهای مملکت با هر شیوه ای فرو کردند.
من اصلا با قوم و قبیله و نژاد و سرزمینت کاری ندارم هرچی که هستی اول از همه انسانی و این این برای من کافیه ولی به هیچ احدی این اجازه رو نمی دم که بخواد به همه اون چیزهایی (تاریخ , سرزمین , نژاد ,فرهنگ, زبان و ...) که من بکل بهمش می گم شرافتم , توهین یا جسارتی بکنه.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

erfan-iran - ایران - ایران
kotlet - ایران - تهران . .. عزیز ( آخه مرد مومن این هم شد اسم کاربری :) !) من سخنان شما را تائید میکنم .. به سایت های پان سر زده ام و پای صحبت ایشان نیز بوده ام ... اما مسئله توهین به اقوام ایرانی مهمتر و با اهمیت تر از آن است که بخواهیم آن را صرفا " جوکی برای خندیدن " بنامیم ... شاید گفتنش درست نباشد اما ایل و طایفه ما به دو بخش تقسیم میشوند .. بخشی در جمهوری آذربایجان و بخشی نیز در کشورمان هستند ... برای آنکه به اهیمت و تاثیر توهین و تحقیرهای موجود در ایران پی ببرید ماجرایی را برایتان بازگو میکنم . پس از هنگامه ی توهین روزنامه ایران ( که البته به باور من توهینی صورت نگرفته بود ) من برای دیدن عمو زاده ها و دایی زاده های خودم راهی "باکو" شدم ... به محض رسیدن به آنجا فرزند کوچک عمویم از من پرسید : راست است که در ایران تورکها را مسخره میکنند ؟! .. گفتم : نه .. دروغه ! .. او گفت : که از تلوزیون و آموزگارشان در مکتب ( مدرسه) شنیده ! .. حساب کنید من چه دروغی بافتم تا این موضوع را رد کنم .. همین مسئله در دید و بازدید از سایر اقوام نیز تکرار شد ! ...
حالا خودتان را جای من بگذارید ! ...
موضوع تحقیر مسئله مهمی است .. مربوط به شخصیت وجودی یک انسان است .. مخلوق خداوند که باید مورد احترام باشد اما در کشور گل و بلبل ما بهای ناچیزی دارد و هر کس و ناکسی به خود اجازه میدهد تا دیگران را تحقیر کند ...(نکته دیگر که در تائید بخشی از ادعای شماست این است که من کتابهای درسی آموزشی جمهوری را دیده ام و با تاریخ سازی و دروغهایی که بنام تاریخ در مدراس آن کشور تدریس میشود آشنا هستم ...چیزهای عجیب و غریبی در مورد عید نورزو و همانگونه که گفتید در مورد ستارخان و باقر خان گفته شده و میشود ( و ای کاش نقشه های چاپ شده در کتابهای تاریخ آذربایجان و جغرافیای آذربایجان را می دید . آنوقت بیشتر شگفت زده میشدید ) ) ..
دقت بفرمایئد که درهمین سایت مدعی ایران و ایرانی بودن مطالب ضد ملی هم بچشم میخورد .. انصافا برخی از مطالبی که به نام جوک منتشر میشود از دشنام خواهر و مادر بدتر است .. و طبیعی است وقتی کودکان و نوجوانان این مرزو و بوم با این جوکها تفریح میکنند و با این اراجیف بزرگ میشوند چه قضاوتی در مورد هموطنان شمالی و تورک خود خواهند داشت .. آیا این نوعی ترتبیت ضد ملی و ضد ایرانی نیست .. چرا به اهمیت این موضوع توجهی ندارید ؟!.. من خود در دوران کودکی و نوجوانی مزه تلخ تحقیر و توهین را چشیده ام و در مهد کودک و مدرسه دشنام " تورک خر " را نوش جان کرده ام .....
نمره انضباط من درمدرسه همواره پائین تر از 15 بود زیرا همیشه ی خدا با همکلاسی ها و بچه های مدرسه سر این موضوع کتک کاری داشتم ( یا بخاطر خودم یا بخاطر همزبانان دیگر ) .. اثری که این توهینها در روح و روان آدم بجای میگذارد غیر قابل بیان است .. من خیلی محکم و ایرانی بودم که به کشورم پشت نکردم ! اما همه که مثل من و شما نیستند ! .. کسانی که به من توهین میکردند کودکان یک مهد کودک و یا نوجوانان ساده دلی بودند اما بخاطر ترتبیت نادرست و لابد بخاطر همان جوکهایی که پدران و مادرانشان تعریف میکردند بخودشان اجازه میدادند تا هنگام تاب بازی و یا در کلاس درس به من توهین کنند !! .. ( درک میکنید ) .................................
سالهاست ( نزدیک به صد سال ) ما درگیر این پاره های تاریخی هستیم و راه بجایی نمیبریم .. کار بجایی رسیده است که قومیتها در کشورمان نسبت به یکدیگر مدعی شده اند ! آیا این مسئله خطرناکتر از حمله یک کشور خارجی نیست .. من و شما میتوانیم در این سایت برای کشورمان سینه سپر کنیم .. فریاد یاشاسین ایران سربدهیم .. اما نمی توانیم خودمان را به نفهمی بزنیم و رشد نابهنگام و غیره منتظره گرایهشای پانترکی در اذربایجان را نادیده بگیریم .. این یک واقعیت است.. و من نیز آن را میدانم ... اما ایا کسی می تواند به بخش بزرگی از مردم کشورمان که خود را تورک میدانند بگوید " شما غلط میکنید !" (به قول زنده یاد فروغ فرخزاد : چگونه میشود به آنکسی که میرود اینسان ....صبور .. سنگین ... سرگردان ... فرمان ایست داد !).. باز تاکید میکنم .. به عنوان یک ایرانی میدانم و به این نتیجه رسیده ام که " باشرایط موجود کشور ( شرایط سیاه فرهنگی .. سیاسی .. و اقتصادی )
ما نمی توانیم با ضرب و زور چوماق از تاریخ کشورمان دفاع کنیم ... نمی توانیم انتظار داشته باشیم همه مردم ایران در اتش تحجر و نکبت جمهوری اسلامی بسوزند و دم نزنند .. نمی توانیم به جوان تورک ایرانی بگویم موسیقی تورکی گوش نکن .. از محصولات فرهنگی و هنری جممهوری استفاده نکن ... برای تیم فوتبال ترکیه هورا نکش ...
یا اصلا خودت را تورک خطاب نکن ... دوست عزیز و دوستان گرامی .. حافظ فرموده بود : شکر شکن شوند همه طوطیان هند .. زین قند پارسی که به بنگاله میرود ... روزگاری بود که ایران برای دیگران و مردم منطقه حکم فرانسه این روزگار را داشت .. زبان فارسی بدون هیچ اجباری در دربار کشورهای گوناگون زبان رسمی بود و این فرهنگ به قلب چین نیز رسوخ کرده بود اما حالا چه ؟! .. آخوتدیسم و اسلام نفس فرهنگ و تمدن ایرانی را بریده .. ما شده ایم سمبل دیو دوسر ... تروریست .. صادر کننده انقلاب و اسحله ... احمدی نزاد .. خمینی .. خامنه ایی .. جنتی .. اینها نمود فرهنگ معاصر ایران است .. بازتاب عمق فساد و تعفنی است که ایران گرفتار آن شده و کشور عزیزمان را به سمت ویرانی و فاجعه هدایت میکند .. ما حتی سینمای درست و حسابی هم نداریم .....
اگر میخواهیم کشورمان را نجات بدهیم .. اگر دلمان بحال این سرزمین میسوزد باید دست امثال احمدی نزاد ها و جنتی و تمساحهای یزدی را از دین و دولت کوتاه کنیم .. باید دوباره فرانسه شرق باشیم ..به حقوق بشر احترام بگذاریم .. تعریف مدرنی از ایران و ایرانی بودن ارئه کنیم .. باید بپذیریم که با خط عربی و چفیه و آفتابه نمی توانیم در قلب های دیگران نفوذ کنیم ..باید موسیقی .. شعر .. معماری و هنر کشورمان را احیا کنیم .... .................. باید بپذیریم که جوانان جمهوری آذربایجان و به ویزه نسل جدید ( که آنها را از نزدیک دیده و میشناسم) به شدت اروپایی و مدرن هستند و ایران و بویژه ما را درس عبرتی برای خود میدانند نه پرچم دار مدنیت و تمدن !!
( دلمان را به چه چیزی خوش کرده ایم ؟! .. کتابهای تاریخی ! ( منکر تاریخ باشکوه کشورمان نیستم )...به گذشته ها .. حال آنکه در این سرزمین اهورایی زیستن به قیمت تحقیر و توهین است .. زنان و دخترانمان تحقییر میشوند .. ملتمان مضحکه دیگران است ... اسیر مشتی افکار پوسیده قرونوسطایی هستیم .. هنوز بخش بزرگی زا مردم کشورمان نمیفهمند که احترام به باورها و عقاید دیگران یعنی چه .. نمیفهمند که حق پوشش یعنی چه .. نمی دانند که ایران چقدر عقب مانده است و نمیخواهند بپذیرند که جایگاهی در دنیای امروز ندارند ..)

** ایرانیان یوکی .. ضمن پوزش از طولانی شدن این متن .. خواهش میکنم آن را نمای شدهید .. مرسی )
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

آزاد10 - آلمان - هانوفر
اگر بعضی وطن پرستان منظورشون رو از ایرانی توصیف کنن حداقل 95 درصد مردم ساکن ایران غیر ایرانی هستن!!! اینها همانهایی هم هستن که وقتی با لهجه خودت صحبت می کنی مسخرت میکنن.
چهار‌شنبه 29 خرداد 1387

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟