تلاش برای پس گرفتن کودکی که ۱۲ سال قبل سر راه گذاشتند

تلاش برای پس گرفتن کودکی که 12 سال قبل سر راه گذاشتند

والدین پسری که فرزند خود را 7 روز پس از تولد رها کرده بودند پس از 12 سال خواستار بر عهده گرفتن حضانت وی شدند.

به گزارش خبرنگار ما، چند روز پیش زن و مردی به نام های سودابه و داریوش با مراجعه به دادگاه خانواده طی لایحه یی خواستار گرفتن حق سرپرستی فرزند خود شدند و ادعا کردند پسرشان را در سال 75 در خیابان رها کرده اند. داریوش در توضیح ماجرا گفت؛ مرداد ماه سال 75 پسرم به دنیا آمد. آن روزها ما وضع مالی بسیار بدی داشتیم و در تامین هزینه خورد و خوراک خودمان هم ناتوان بودیم به همین خاطر پس از مشورت با همسرم تصمیم گرفتیم، به رغم میل باطنی مان نوزاد پسرمان را در خیابان رها کنیم.هدف ما این بود که فرزندمان به شیرخوارگاه منتقل شود و از آنجا به خانواده یی آرام و امن برود و بتواند زندگی خوبی داشته باشد. در هفتمین روز تولد پسرم به همراه سودابه او را به خیابان خواجه عبدالله انصاری بردیم و مقابل در خانه یی رها کردیم اما برای اینکه مطمئن شویم بلایی سر او نمی آید در گوشه یی به انتظار نشستیم تا اینکه اهالی یکی از خانه ها با پلیس تماس گرفتند و ماموران پسرم را همراه خود بردند. از آن زمان به بعد من قدم به قدم و لحظه به لحظه فرزندم را تعقیب می کردم. مسوولان او را به شیرخوارگاه آمنه منتقل کردند. من حتی با پرس وجو متوجه شدم در این مرکز به نوزادان به خوبی رسیدگی می شود. پس از آنکه اطمینان یافتم پسرم در شرایط مناسبی به سر می برد دیگر موضوع را رها و بعد با کمک سودابه تلاش کردم به طور کلی تولد فرزندمان را فراموش کنم اما نه من و نه همسرم طی این سال ها موفق به این کار نشدیم. همیشه به یاد او بودیم و با خود می اندیشیدیم اکنون زندگی اش چگونه است. آیا خوشبخت شده یا اینکه در فلاکت به سر می برد. این افکار ما را رها نمی کرد تا اینکه بالاخره بعد از 12 سال مصمم شدیم پسرمان را پیدا کنیم و او را نزد خودمان برگردانیم. اکنون وضع مالی ما خیلی بهتر شده و دیگر برای امرار معاش با مشکل مواجه نیستیم به همین خاطر امیدوار بودیم بتوانیم به خانواده سه نفری خوشبختی تبدیل شویم ولی وقتی به شیرخوارگاه آمنه مراجعه کردم به من گفتند نمی توانند مشخصات خانواده یی که فرزندم به آنها سپرده شده است را به من بگویند و باید برای این کار به دادگاه شکایت کنم. اکنون من فقط می دانم آنها برای پسرم اسم مصطفی را انتخاب کرده اند اما هیچ اطلاعات دیگری درباره فرزندم ندارم.پس از ارائه این دادخواست قاضی معافی - رئیس شعبه 266 دادگاه خانواده - رسیدگی به موضوع را بر عهده گرفت و با بررسی اسناد موجود در بایگانی شیرخوارگاه آمنه معلوم شد روز 12 مردادماه سال 75 نوزادی هفت روزه در کوچه پنجم خیابان خواجه عبدالله انصاری پیدا شده است. در کنار این نوزاد گواهی تولد وی نیز وجود داشت و در این گواهی وزن پسر بچه دوکیلو و 450 گرم و قد وی 51 سانتیمتر ذکر شده بود. با توجه به اینکه تمامی اظهارات داریوش و سودابه با واقعیت و اسناد موجود مطابقت داشت قاضی پرونده نماینده حقوقی شیرخوارگاه آمنه را به دادگاه احضار کرد تا ضمن شناسایی پدر خوانده مصطفی، پسر 12 ساله برای اثبات نسبت از طریق انجام آزمایش DNA به پزشکی قانونی معرفی شود.

khanande - ایران - ایران
عجب رویی!تا حالا کجا بودین؟
یکشنبه 26 خرداد 1387

aynaza - ایران - تبریز
آخه چرا همش به فکر خودتون هستین...به فکر دل خودتون...تورو خدا یه ذره هم اگه میشه به فکر اون بچه ی بیچاره باشین که می خواین زندگیشو نابود کنین....
یکشنبه 26 خرداد 1387

azad-andish - کره - بوسان
واقعا اگه قانون اون بچه رو باینا پس بده معلومه قانون بدیه.بعضیا فکر میکنن فقط زاییدن بچه مهمه.
یکشنبه 26 خرداد 1387

emroz.1979 - سوئد - یوله
بیچاره بچه.
صد در صد طبق قانون حضانت برش میگردوند و توجه به هیچ چیز دیگه ندارند. بی شرفها
یکشنبه 26 خرداد 1387

parviz1 - انگلستان - کترینگ
اگر سعادت اون بچه براشون مهم است و یا بویی از انسانیت برده اند باید بچه را فراموش کنند. فکر میکنم تا الان هم میدونسته این بچه را چه خانواده ای نگهداری و بفرزندی قبول کرده.شاید میخوان یک پولی بگیرن!!اگر حتی کمی وجدان داشتن این کار را نه با بچه میکنند و نه او زن و شوهری که این بچه ا بفرزندی قبول کردن! با این کار دیگر کسی حاضر نیست از پرورشگاه بچه ای را بفرزندی قبول کنه.اونها که بچه را ندزدیده بودن!!!ضمنا خداوند میتونه یک بچه دیگه بهشون بده!!مخصوصا حالا هم وضع مالیشون خوب هست یک بچه دیگر برای خودشون درست کنند نه اون بچه ای که خانواده دارد و براش شب و روز اونا پدر و مادری کردن و همه جور زحمت کشیده اند!!! اگر بچه دار هم نمیشن بهتره برن از همون پرورشگاه یک بچه بگیرن و بزرگ کنند. زحمت بکشن تا بفهمند بعد از 12 سال اگر کسی بخواهد بچه اینها را بگیره چقدر سخته.آدم یک هفته یک حیوان را نگه میداره بهش احساس پیدا میکنه حال چه برسه فرزندی را بزرگ کنه!!!!!!!!!!
یکشنبه 26 خرداد 1387

ashkanr_m - کانادا - مونترال
آ‌خه مثل اینکه این بچه الان در یک خانواده ایرانی ساکن آمریکاست. برای اینا بچه مهم نیست با گرین کارتش کار دارن.
یکشنبه 26 خرداد 1387

maryam97 - مالزی - پنانگ
چقدر زود یادشون افتاده ؟اونها به تنها چیزی که فکر نمی کنند خوشبختی اون بچه هست.
یکشنبه 26 خرداد 1387

pm nadin - فرانسه - پاریس
چه خودخواه :(
یکشنبه 26 خرداد 1387

shekamo - نورو - اوسلو
مردیکه چاخان اول میگه از آن زمان به بعد من قدم به قدم و لحظه به لحظه فرزندم را تعقیب می کردم. مسوولان او را به شیرخوارگاه آمنه منتقل کردند
. بعد میگه اینکه بالاخره بعد از 12 سال مصمم شدیم پسرمان را پیدا کنیم
؟؟؟؟؟؟
کجاش قدم به قدم بود؟
دوشنبه 27 خرداد 1387

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟