همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) و نوزدهمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، مراسمی از سوی حضرت آیت الله طاهری در حسینیه اعظم اصفهان با حضور جمع کثیری از چهرههای سیاسی و انقلابی اصفهان و و دوستداران امام عظیمالشان برگزار شد
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری «انتخاب» به نقل از یاران باران، حجتالاسلام و المسلمین علیاکبر محتشمیپور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز طی سخنانی در این مراسم همزمانی نوزدهمین سالگرد ارتحال امام با شهادت حضرت زهرا(س) را دارای رمز و رازهای بسیاری دانست و گفت: پیامبر اکرم در کمال قدرت، مظلومیت و تنهایی ظهور کرد و اسلام را به مدت 13 سال در سخت ترین شرایط مکه ترویج داد و پس از ورود و هجرت به مدینه، اسلام رفته رفته گسترش پیدا کرد و اسلام به اوج قدرت و عزت خود رسید و در این زمان بود که پیامبر خبر داد به زودی اسلام بار دیگر غریب خواهد شد و پس از رحلت پیامبر اسلام دوران غربت اسلام آغاز شد.
گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست
وی افزود: پس از رحلت پیامبر و در دوران خلیفه اول، دوم و سوم از نظر ظاهری شاهد گسترش اسلام از جزیره العرب به بسیاری از کشورهای مختلف هستیم، ولی از نظر واقعی اسلام در غربت به سر می برد. زیرا گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست و افرادی که دین و انقلاب جهانی اسلام را درکنار پیامبر ایجاد و پایه گذاری کردند، در ثبات و استقرار آن خانه نشین شدند و اسلام به تبع یاران حقیقی و مروجان حقیقی خود غریب شد.
محتشمی پور تصریح کرد: وقتی علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و دیگر اصحاب و یاران حقیقی پیامبر خانه نشین می شوند و تبیین کنندگان اسلام ناب از جامعه کنار گاشته شده و حضور ندارند، اینجاست که خطر اسلام را تهدید می کند و چگونه است که پس از 1400 سال تاریخ دوباره تکرار می شود و مشاهده می کنیم فرزند برومند پیامبر یعنی خمینی کبیر، همان تهمت ها و افتراها که به پیامبر در مکه وارد شد ، به فرزندش در نجف وارد می شد و مزدوران آمریکا و شاه زندگی سختی برای امام خمینی در نجف بوجود آورده بودند و چهره های مورد اعتماد مردم در زمان شاه در گوشه زندان مورد هتک حرمت قرار گرفته بودند.
این نظام بر پایه خواست مردم بنا شد
این عضو مجمع روحانیون مبارز مردم سالاری را از اصول غیرقابل خدشه انقلاب که امام بر آن تاکید داشتند دانست و گفت: دو رکن اصلی پیدایش انقلاب، اسلام و جمهوریت یعنی حضور مردم است و این نظام بر پایه خواست مردم بنا شد و وقتی امام دم از جمهوری می زند بر اساس شناخت از اسلام و تمام ادیان آسمانی بود نه یک شعار و فریب.
مجموعه ای که یک روز هم با انقلاب و امام نبودند، امروز مفسر انقلاب شده اند
محتشمی پور افزود: آیا این مظلومیت انقلاب و امام نیست که تمام کسانی که همراه امام بودند کنار روند و مجموعه ای که یک روز هم با انقلاب و امام نبودند بیایند و داعیه دار و مفسر انقلاب اسلامی شوند و به نام امام در قم موسسه ایجاد کنند و افرادی که امروز در میان پایگاه های نظامی حضور می یابند و افکار خود را به نام افکار امام به جوانان القا می کنند یک ذره به تفکر امام ایمان نداشته و ندارند و نخواهند داشت.
فرقه مصباحیه به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است
وی با اشاره به بعضی افکار که امروز به نام افکار امام خمینی در جامعه منتشر می شود گفت: فردی مطرح می کند که این جمهوریت که امام از آن دم می زند بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رای مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در راس فرقه مصباحیه قرار گرفته است به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است. وی افزود: رای مردم از اصول اسلامی است و تا مردم بیعت نکنند و رای ندهند هیچ کس مشروعیت پیدا نمی کند و این از اصول غیرقابل خدشه اسلامی است
محتشمی پور می گوید: مصباح که یک روز هم در جنگ نبوده، امروز در پایگاههای بسیج حضور پیدا می کند
هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد
وی خاطرنشان کرد:متاسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده اند ایدئولوگ یک جریان تندرو شده اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند. امام جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پایان عمر شریفش از سرمایه های انقلاب و کشور می دانست و برای آن ها اهمیت زیادی قائل بود در حالی که شما آن ها را افرادی منحرف، بی دین و هرزه معرفی می کنید و آیا پیامبر اینگونه مردم را ارشاد میکرد و امام اینگونه ملت را به صحنه آورد؟ وی افزود: انقلاب و نظام منهای مردم مساوی با صفر است و اگر مردم نباشند نظامی وجود ندارد.
امام هرگز تفکر مصباح یزدی را قبول نداشت
این عضو مجمع روحانیون مبارز افزود: جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی شود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید...آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می کنند و امروز شخصیت های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می شوند.
امام معتقد بودند هیچ کس قیم مردم نیست
محتشمی پور با اشاره به اندیشه والای امام خمینی گفت: اهمیت امام در تلفیقی از اندیشه، گفتار، کردار و عملکرد امام بود و ایشان دارای رسالت و اندیشه بزرگ برای آزادی همه نسل هاست و امام اعلام می کنند شاه باید برود و نظام ستم شاهی باید سقوط کند تا ملت ایران خود برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند. امام معتقد بودند مردم راه درست را انتخاب می کنند و هیچ کسی قیم مردم نیست و کسی نمی تواند از طرف مردم صحبت کند.
وی افزود: این رابطه امام با مردم است و امام اینگونه انقلاب را به پیروزی رساند. حال آیا امام مانند شما اهل دنیا ، متحجران و مادی گرایان در لباس تقدس در حال دغل کاری بود که اینگونه امام را معرفی می کنید؟ امروز با خطری بزرگ مواجهیم و آن خارج کردن یاران امام از صحنه است تا مجموعه ای که ریشه ای در انقلاب، نظام و مردم ندارند بیایند و از موضع مردم و انقلاب صحبت کنند.
عزت امروز به خاطر امام، انقلاب و این مردم است
وی با بیان اینکه امروز افرادی به دنبال به حاشیه بردن یاران امام هستند گفت: امروز افرادی مطرح می کنند که باید دیگر بساط جماران برچیده شود، وقتی از آن ها می پرسیم منظور برچیدن خانه امام است یا حسینیه جماران می گویند خیر! منظور این است که بساط افرادی که از یاران امام بودند و هر وقت اشکالی می بینند، اشکال تراشی می کنند و فضای جامعه رابه زمان امام می برند باید برچیده شود. میگویند کسانی که امام را درک کرده اند و اندیشه امام را می دانند باید بساطشان جمع شود. ولی بدانید ای مقدس نماها و ای متحجرین که اگر امروز پایگاه و شخصیت و کرامت ظاهری دارید همه از پر قبای آن پیر عارف است وگرنه در زمان شاه که بودید؟ و چگونه با شما صحبت می شد؟ و امروز اینگونه عزت پیدا کرده اید و عزت امروز شما به خاطر امام، انقلاب و این مردم است. وی افزود:این توهین های زیادی که بر علیه نوه حضرت امام در روزنامه ها، نشریات و سایت ها مطرح کردند به خاطر همین اعتقاد است که باید بساط جماران برچیده شود و امروز من، شما و همه آحاد مردم مسئولیم .
نظارت استصوابی با روح قانون اساسی مغایرت دارد
محتشمیپور با بیان اینکه " اسلام ناب، اسلام قدرت، حکمت و عزت تمام مردم است" تصریح کرد: امام به دنیال اسلام ناب بود نه اسلام مرفهین بی درد، و اسلام ناب، اسلام قدرت، حکمت و عزت تمام مردم است. نه اینکه مردم محتاج حکومت باشند و این حکومت است که محتاج مردم است.
وی افزود: متاسفانه کارهایی انجام داده اند که باعث خواری نظام است و در نظام جمهوری اسلامی ایران باید حرف مردم ملاک عمل قرار گیرد نه اینکه شورای نگهبان و هیئت های اجرایی برای مردم تصمیم گیرند. وی با تاکید بر اینکه "اگر قانونی باشد که روح انتخاب را از مردم بگیرد با قانون اساسی مغایرت دارد" گفت: نظارت استصوابی با روح قانون اساسی مغایرت دارد ولا اینکه در مجلس چهارم به تصویب رسیده باشد و کدام عقل سلیمی چنین چیزی را می پذیرد. وی در پایان افزود: امیدواریم تصمیم گیرندگان اصلی به خود بیایند و همه دلسوزان انقلاب بار دیگر بیایند و به یاری این اسلام و نظام برسند و این انقلاب را از دست نااهلان نجات دهند.
در ابتدای جلسه حجتالاسلام و المسلمین محتشمیپور، ضمن تشکر از دعوت آیت الله طاهری در تمجید شخصیت ایشان گفت: بنده همواره خود را در برابر چنین شخصیت هایی کوچک میینم و دست این بزرگواران را می بوسم و امیدوارم خداوند سلامتی و طول عمر برای این شخصیت های بزرگ که تضمین کننده انقلاب هستند عنایت فرماید.
در حاشیه افشاگری محتشمی پور علیه «فرقه مصباحیه» و واکنش طرفداران این جریان
یکم. آقای حجت الاسلام محتشمی پور اخیراً در تبیین «فرقه ی مصباحیه» به موارد جالبی اشاره کرده است. او گفته «آقای مصباح یک ذره به تفکر امام ایمان نداشته» و اعلام کرده «فرقه مصباحیه به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است» و در ادامه «تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام»، ندانسته است.
وی در ادامه به گذشته حجت الاسلام مصباح یزدی اشاره می کند و می گوید: جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی شود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید...آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می کنند و امروز شخصیت های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می شوند.
دوم.امروز هر فرد و گروهی که طرفدار انقلاب ، نظام جمهوری اسلامی و معتقد واقعی به افکار امام و رهبری باشد و از اطلاع بر تاریخ این سرزمین پرافتخار هم بی بهره نباشد؛ و درعین حال به اسلام و جاودانگی و کمال آن و هم ارمانهای انقلاب و اندیشه امام باور داشته باشد و از مردم دوستی و ملیت بویی برده باشد ؛و با تحلیل درست اوضاع ایران و جهان،نیم نگاهی هم به خطرات خطیر و تهدیدها و فرصت ها داشته باشد ؛ نمی تواند خطر تحجر یا سکولاریسم پنهان را نادیده بگیرد.
انقلاب اسلامی حاصل خواست جمعی ملت ایران و برآمده از اندیشه جریان اندیشه گی امام (قدس) و مبارزه پیگیر گروهی از شاگردان امام و طلاب و دانشجویان مقلد ایشان بود که تا سالهای 1354 اقلیتی کم شمار در حوزه و دانشگاه به حساب می آمدند و هماره در فشار و مضایقه همه جانبه شاه و ساواک وجریان متحجر قرار داشتند .
مبارزان پرسابقه و دیرپای انقلاب و همراهان امام در آن زمانها کاملا معلوم هستند ، همان طور که مخالفان انقلاب و نهضت امام از سکولارها و لائیک ها تا عناصر وابسته به جریانهای متحجر درمجامع روحانی یا وابسته به انها نیز کاملا مشخص هستند .
ضربات و هم زخم زبانهایی که انقلاب و امام و روحانیان و دانشجویان و مردم پیرو امام از جریان متحجر تحمل کردند بسیار سنگین و زخمهایش بسیار عمیق بود.
سوم. پس از پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن جریان انقلابی ، گروهی از متحجران که طالب امتیازات خاص بودند و دلشان برای مواهب اقتدار سیاسی و اقتصادی و امتیازات خاص لک زده بود و از طرفی به خاطر حساسیت جریانهای انقلابی و نیز شخص امام ، و به خاطر افکار و سوابق مشعشعشان، راهیابی به قدرت و دستیابی به امکانات گوناگون و برخورداری از مواهب آن در حکم محال بود ، با برنامه ریزی گسترده و پیگیری فشرده ضمن شناسایی خلاء ها و روزنه های ورود به مجموعه انقلابیون و دستابی شان به حوزه های تصمیم گیری و تاثیرگذاری ، اندک اندک و خزنده چنان کردند که بسیاری از انقلابیون واقعی و دلسوزان امام و رهبری و مردم به بهانه هایی از حیز انتفاع خارج شدند و ترور فیزیکی یا حیثیتی شدند و یا به دلایل گونگون به عزلت خود خواسته ،اما اجباری به حاشیه رفتند یا رانده شدند .
و از طرفی جریان متحجران فرصت طلب با بهره گیری از غفلت انقلابیون مردم و حضور نیروهای اصیل در دفاع مقدس و عرصه های پرخطر و خطیر انقلاب ، با برنامه ریزی ضمن کادر سازی وسیع و حمایت جدی از آنها و نفوذشان به درون حوزه قدرت سیاسی ، اقدام به عضو گیری از میان مجموعه متولیان و مدیران کردند و در مدت زمانی خاص توانستند نفرات بسیاری از همفکران و شاگردانشان را در حوزه هایی از مدیریت کشور وارد کنند و با فرصت شناسی و بهره گیری از خلاء ها و کاستی ها و مشکلات متفاوت ، به سرعت به پر کردن نقطه های خالی وخلاء پرداختند .
تندروی ها و افراط و تفریط گروهها و عناصری از دو جناح عمده کشور ، وجود و افزایش خلاء های تئوریک و غفلت انقلابیون از کارهای فکری و فرهنگی و تولید اندیشه در زمانه ضرورت ، و از سویی اقدامات و مواضع ناشیانه و جاهلانه و... گروههای خاصی از جناح چپ که اینک به جماعت اصلاح طلب موسوم شده اند ، در قدرت گرفتن زود هنگام گروه متحجران سهمی انکار ناشدنی دارد .
چهارم. فراموش نکنیم که جریان موسوم به اصلاح طلب پس از آنکه در جریان انتخابات دوم خرداد 76 درکمال ناباوری و تمام شگفتی به پیروزی رسیدند ، به جهت 1- فقر تئوریک 2- نفوذ افراد وگروههایی با مواضع ناشناخته و مشکوک بین آنها ،3- تکثر عجیب و وجود انگیزه ها ،علایق ، باورها و خواستگاهها و اهداف و مقاصد متضاد در میان انها ،4- افراط و تندروی بسیاری از آنان و اقدامات رادیکال برخی افراد 5- سخنان جاهلانه برخی از انان که دچارذوق زدگی شده بودند ، و از طرفی به همین دلایل یا مسائل دیگر برنامه مدون و علمی کارشناسانه شده ای برای اداره کشور نداشتند و از طرفی با فشار مردم برای حل مشکلاتشان مواجه بودند ، در یک اقدام خیانتبار سعی کردند از طریق غول نشان دادن جریان مقابل ، وجود وحضور بی خاصیت خودشان را درقدرت توجیه کنند .
برای رسیدن به چنین مقصد و مقصودی افرادی از میان جریان متحجر که اقدامات و سخنانشان می توانست نوعی ترس و تنفر درمیان مردم ایجاد کند ، گو انکه از نگاه سازمانی جز جناح موسوم به راست محسوب نمی شدند ، اما از سوی طراحان نقشه کش ها و تئوری پردازها ی جریان چپ ، به پیشانی این افراد تابلو جریان راست زده شده و هر روز سخنان و اقدامات این افراد در رسانه ها مطرح و آنقدر ادامه یافت و بزرگنمایی شد که این افراد که روزی درشمار ضد انقلاب به حساب می امدند و در مقابل انقلابیون صف ارای کرده بودند ، اندک اندک با تبلیغات اصلح طلبان لباس تئوری پردازی انقلاب پوشیدند و در این زمان با یک برنامه منظم و استفاده از بلاهت گروهی از اصلح طلبان و غفلت و تحلیل ناشیانه شاخص های جریان راست، شرایط برای حضور اینان در نوک هرم قدرت سیاسی آماده شد و شد انچه شد .
پنجم. بله، روزگاری که آقای مصباح یزدی در خطبه های پیش از نماز جمعه ی تهران، اظهاراتی علیه اصلاح طلبان به زبان آورد، وی کم کم تبدیل به تیتر نخست رسانه های اصلاح طلب شد. این رسانه ها، در اقدامی خیانتبار اظهارات این شخص را که هیچ تناسبی با اصولگرایی ندارد، تیتر کردند و با برنامه ریزی مشخص، وی را تبدیل به غول و نماد جریان اصولگرایی کردند، حال آنکه هر ناظری با نگاهی ساده به اتفاقات روزمره سیاست و موضع گیری های جریان اصولگرا، متوجه فاصله عمیق تفکرات این جریان با شخص مصباح یزدی خواهند شد.
این جریان های متحجر که داعیه غیر مردمی دارند، یا از «اصولگرایی خاص» سخن می گویند و در جامه خودی نمایش می آرایند، یا خود را تنها نماینده حقیقی مطالبات جامعه فرامی نمایند، تلخ و تندترین رویارویی ها را با بیانات روشن امام (ره) و فاش گویی گذشته ی تیتره و تار آنان صورت داده اند.از این امر چه می توان فهمید؟این رویارویی ها نشانه چیست؟آنها احتمال، افشای گذشته خویش را بالا می بینند و لذا ناخرسندند.بر این پایه،نباید در همه ادعاهای فربه و فخیم آنها تردید کرد؟
ششم. به گواه آقای محتشمی پور و سایر سابقون انقلاب، حجت الاسلام مصباح یزدی، فردی است که پیش از انقلاب اسلامی نقشی - حتی به اندازه ی امضا پای یک اعلامیه - در پیروزی آن نداشته و بنا به گفته ی آقای کروبی، «وقتی از آقای مصباح یزدی خواستیم پای اعلامیه را امضا کنیم، ایشان پاسخ دادند که حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!
بنا به اظهار نظر این چهره های شاخص، آقای مصباح پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ، کمتر دیده شد و حتی بنا به اظهار نظر سایر چهره های شناخته شده کشور، یکبار هم در جبهه های جنگ دیده نشد، اما پس از فوت حضرت امام (ره) و در گذر زمان، ناگهان با شعبده آشفتن ، تبدیل به یک انقلابی دوآتشه و نظریه پرداز انقلابی و سرسخت شد و با تشکیل گردان های عاشورا و شهادت، از یاران مخلص دوران جنگ شد!
هفتم. پس از ابراز نظرهایی چنین افشاگرانه، برخی جریان ها و رسانه های تندخو، ضربه های بی آهنگ و عتاب و طعن های ناموزون خود را شتاب بیشتری داده و صدالبته باز هم خواهند داد.جریانها و کسانی که شبروانه برنامه روشن کردن فرقه ی مصباحیه را در صدر اولویت های خود قرار داده اند و طعمه طعام رنگینی برای خوان دشمنی و دشنام خود یافته اند، ترس وهراس خویش بیشتر عیان می کنند و لجوجانه حجاب چشم های واقع بین می شوند.
اما خطاب به این دوستان می گویم، آیا بهتر نیست آنها به جای آن که از افشاگری گذشته ی این جریان، نگران و خشمگین باشند و از عملی شدن تجربه ای نو از مدیریت اصولگرایان نواندیش واهمه کنند، از مردم مشتاق به فکر و اندیشه پویا و مخالف تحجر آزرده خاطر و دل شکسته باشند؟
هشتم. از سوی دیگر، طی این سالها، هر گاه شخصی با تکیه بر مستندات و گواه انقلابیون، به سوابق ایشان اشاره ای می داشت، فریاد طرفداران این جریان به آسمان می رفت. این افراد با استناد به اظهارات مقام معظم رهبری در مورد شخصیت علمی آقای مصباح یزدی (و نه سیاسی) سعی می کردند، گذشته وی را، در میان حمایت های 10 سال پیش رهبر انقلاب تطهیر و او را از اتهامات متعدد تبرئه کنند.
شخصیت علمی جناب مصباح کاملاً محترم! اما در این بین، بد نیست اشاره کنیم که جریان مصباح یزدی در توجیه حملات بی سابقه به آقای هاشمی با وجود اظهارات حمایت گرانه ی امام (ره) و رهبر انقلاب از ایشان، می گویند: به گفته ی امام (ره)، شرایط حال، ملاک است.
خب، این توجیه را قابل قبول می دانیم، اما براساس همین اظهار نظر آقایان، فرمایشات رهبری در تمجید از آقای مصباح یزدی مربوط به 10 سال پیش بوده و طی این سال ها، جناب مصباح هیچ دیدار رسمی با رهبر انقلاب نداشته و ایشان نیز، اظهار نظری در مورد شخصیت آقای مصباح نکرده اند.
پس چگونه است که طرفداران تندخوی این جریان، با استناد به یک اظهار نظر 10 سال پیش رهبر انقلاب ان هم در مورد شخصیت علمی ایشان، وی را مستحق هیچ گونه نقد و فاش گویی نمی دانند، اما آنگه که خود به سبک کینه های «بدریه وحنینیه» ، «رهبر حملات به پارهها و شالودههای انقلاب» می شوند، مدعی می شوند، «ملاک ارزیابی فرد، شرایط حال انان است»
با این اوصاف، نباید به گذشته ی این جماعت نگاهی انداخت؟ آیا اگر فرد و جریانی در به ثمر رساندن انقلاب، جنگ 8 ساله، و... هیچ حرکت قابل قبول ارائه نداده، اما ناگه مدعی همه چیز شود و در پس الفاظ انقلابی پنهان شود ، نباید به وضعیت حال آنان نگریست؟ آیا باید اجازه داد به ادعای خود در مورد انقلاب، هر روزه وسعت بخشند؟
نهم. از سوی دیگر آنچه بیش از هر چیز، طرفداران و هواخواهان نظامی جمهوری اسلامی را می آزارد، سوء استفاده ی یک جریان در جهت منافع خویش از اظهارات رهبری انقلاب است. آیا این بزرگترین ظلم به شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نیست که برای تطهیر جریان خود، از نام ایشان مایه بگذارید؟ چرا برای رسیدن به اهداف سیاسی و بندبازی های خود، نام رهبری انقلاب را وسط میکشید؟ نه، این انصاف نیست!
آیا بهتر نیست که دوستان اهل تکلیف و برخی برادران محترمی که از سر خیرخواهی سر در لاک خویش فرو برده اند،به جای سکوت و فراموشی مصلحتی، به مقابله با جریانی بپردازند که به سادگی آب خوردن، از شخصیت و نام رهبر انقلاب برای تطهیر جریان خود استفاده می کنند؟
نگارنده ضمن احترام و ارج گذاردن به تک تک دوستان و همفکران توجه آنها رابه حساسیت وضع موجود و حیاتی بودن وضع مطلوب برای جریان اصیل انقلاب جلب می کنم و ضرورت مقابله با این جریانات متحجر را یادآور می شوم.
توضیح: همانطور که در لابه لای سطور مختلف یادداشت ذکر شده، مقصود نگارنده شخصیت علمی آقای مصباح یزدی نیست و بحث، صرفاً در مورد مبارزات و مواضع سیاسی ایشان است.
مصطفی فقیهی
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|