ماجرای آش نخورده ودهان سوخته یک طلافروش

ماجرای آش نخورده ودهان سوخته یک طلافروش

نویسنده وبلاگ کمتر ازده دقیقه درآخرین پست خود ماجرای طلا فروشی را منتشر کرد که هم طلاهایش را ازدست داد وهم آبرویش را .
نویسنده درشرح این ماجرا میگوید:
با تاکسی داشتم می رفتم میرداماد. وقتی به میدان محسنی (میدان زمانی سابق و میدان مادر کنونی) رسیدیم راننده یک مغازه طلا فروشی را نشان داد و گفت «صاحب بدبخت این مغازه الان زندانه»
آنگونه که راننده تاکسی تعریف می کرد چند ماه پیش دو نفر وارد این مغازه شدند و چند سرویس طلا انتخاب کردند که قیمت آنها حدود 15 میلیون تومان شد. مشتری مذکور به صاحب مغازه گفته که پول همراه ندارد آیا امکانش هست پول سرویس های طلا را  به حساب صاحب مغازه واریز کند.
صاحب مغازه هم که به چیزی مشکوک نشده بود شماره حسابش را به آنها می دهد و می گوید بعد از واریز وجه به حساب سرویس ها را تحویل خواهد داد.
مشتری وانمود می کند عجله دارد و می گوید من همینجا می مانم تا دوستم که در بانک است پول رابه حساب شما واریز کند .
مشتری از تلفن مغازه با دوستش تماس می گیرد و شماره حساب صاحب مغازه را به کسی که ادعا می کرده دوست وی است اعلام می کند .
بعد از چند دقیقه صاحب مغازه با بانک تماس می گیرد و بانک هم تائید می کند که کل مبلغ به حساب وی واریز شده است. مشتری هم طلاها را تحویل می گیرد و از مغازه خارج می شود .
هنوز 2 ساعت از خروج مشتری نگذشته بود که چند اتومبیل پلیس جلوی مغازه طلا فروشی توقف می کند. دو مامور مسلح وارد مغازه طلا فروشی شده و صاحب مغازه را به جرم آدم ربایی دستگیر  می کنند. 
در بازداشتگاه مشخص می شود که چند روز قبل از آن یک آدم ربایی رخ داده و آدم ربا ها با خانواده فرد ربوده شده تماس گرفته بودند و گفته بودند در فلان روز شماره حسابی را به آنها می دهند تا 15 میلیون تومان به آن حساب واریز کنند.
 تلفن خانواده فرد ربوده شده در روز مذکور  توسط پلیس تحت شنود بوده و طبق اسناد پلیس تماس  تلفنی از مغازه طلافروشی گرفته شده و شماره حساب بانک  هم متعلق به صاحب طلا فروشی بوده با این حساب صاحب طلا فروشی متهم ردیف اول است و....
الان چند ماهی است این طلا فروش بخت برگشته  به همین اتهام در زندان مشغول نوشیدن آب خنک است....
persia_64 - ایران - طهران
ایران اسلامی سرزمین عجایب مکر و ریا
شنبه 11 خرداد 1387

fardad - انگلستان - لندن
بابا این ایرانیا خیلی مغزند ماشالله.
شنبه 11 خرداد 1387

ezatdf - ایران - تهران
این کلک خیلی قدیمیه چون حدود ده سال پیش یکی از طلا فروشان بازار سکه های زیادی را دقیقا با همین حقه از دست داد و حتی تلویزیون یک سریال هم از روی آن ساخت.
شنبه 11 خرداد 1387

ارکیده - ایران - تهران
خیلی قدیمیه ...
مال زمانیه که هیتلر گروهبان دوم بوده....
شنبه 11 خرداد 1387

zartosht's girl - هند - بنگلور
من به شانس اعتقاد ندارم. ادم باید فکرش رو به کار بندازه و حواسش باشه. فکر کنم اونم از هول حلیم افتاده تو دیگ. اما واسش متاسفم.
شنبه 11 خرداد 1387

ezatdf - ایران - تهران
بگذارید دو روش خیلی باحال دیگه رو برای سرکیسه کردن طلافروشان برایتان بگویم که توسط همین گروهها چندین سال پیش اجرا شد و سر و صدای زیادی هم در مطبوعات کرد و حتی تلویزیون از روی آن فیلم ساخت.
روش اول: یک زن و شوهر خیلی باکلاس وارد طلافروشی می شوند و پس از انتخاب یک سرویس برلیان 50 میلیون تومنی یک تا کیف پر پول تحویل صاحب مغازه می دهند و مغازه دار و شاگردش مشغول شمردن می شوند بعد که تمام می شود معلوم می شه 45 میلیون تومنه زن و شوهر سر 5 میلیون چونه می زنند و در نهایت مغازه دار راضی نمی شود و زن و شوهره کیف را بر می دارند و روی زمین می گذارند ولی بلافاصله مثلا پشیمان می شوند و دوباره کیف را روی میز جلو مغازه دار می گذارند و 5 میلیون را می دهند مغازه دار نگاهی داخل کیف می اندازد و زن و شوهر سرویس طلا را بر می دارند و می روند ولی مغازه دار بدبخت غافل است از اینکه در حین زمین گذاشتن کیف - کیف اصلی پول با کیف دیگری که حاوی بسته هایی بوده که فقط اولی و آخری پول واقعی بوده و بقیه کاغذ عوض شده.
روش دوم :
مردی به بیمارستان می آید و به دکتر می گوید برادر35 ساله ام خارج زندگی می کرده و هنوز ختنه نکرده و حالا که موقع ازدواجشه باید طبق اصول اسلام ختنه کنه ولی حاضر نمی شه من اونو به یک کلکی می آرم اینجا با یک لیوان آب میوه بیهوشش کنید و ختنه اش کنید- از طرفی دیگه مرد به طلا فروشی می ره یک سرویس طلا می خره ولی به طلا فروش می گه چون زنم در بیمارستان است چند سرویس را بیاورید تا خودش یکی رو انتخاب کنه شاگرد وقتی شاگرد جواهر فروش با چند سرویس طلا به بیمارستان می ره با هدایت مرد کلاهبردار پیش دکتر می روند و بدبخت از همه جا بی خبر آبمیوه رو می خوره و بیهوش می شه و کلاهبردار بسته رو می گیره و در فرصتی مناسب جیم می شه
دوشنبه 13 خرداد 1387

tnt20 - لهستان - ورشو
این هم ربط پیدا کردبه اسلام.
می گفتی ایران و ایرانی منشا مکر و ریا
سه‌شنبه 14 خرداد 1387

omid_dk - دانمارک - slagelse
دوستان بخدا سوگند که اینگونه افراد شاید بظاهر موفق میشدند اما در اصل بازنده اصلی خودشانند.واقعا مردم ایران تیزهوشند اما بدانید که کار بد بالاخره رو اب سیاهی میشنه اما به امید روزیکه هر یک ایرانی افتخاری برای ایران باشه
چهار‌شنبه 15 خرداد 1387

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟