مرد جوان همسرش را به آتش کشیده است

مرد جوان همسرش را به آتش کشیده است

مردی که دو بار از اتهام آتش زدن همسرش تبرئه شده بود، با ارائه 10 دلیل از سوی دادستان کل کشور مجرم شناخته و پرونده او پس از 6 سال برای صدور رای به دادگاه بازگردانده شد.پرونده این مرد که ستار نام دارد پس از دو بار محاکمه و تبرئه از سوی دادگاه عمومی و نقض این احکام در دیوان عالی کشور به هیات عمومی دیوان فرستاده شد تا 50 قاضی از جمله دادستان کل کشور و رئیس دیوان عالی درباره سرنوشت این مرد تصمیم گیری کنند. این پرونده از روز دوم مهرماه سال 81 در دادگستری قزوین گشوده شد. ساعت 30/12 ظهر این روز اهالی خیابانی پس از شنیدن صدای جیغ و داد یکی از همسایه هایشان سراسیمه از خانه خود خارج شدند و شنیدند که زنی فریاد سوختم، سوختم سر داده است. آنها تلاش کردند وارد خانه این زن شوند و وی را نجات دهند اما هرچه در زدند شوهر وی به آنان اجازه ورود نداد تا اینکه سرانجام یکی از مردان محل از پشت بام وارد منزل معصومه شد و توانست در را به روی سایر همسایه ها باز کند. به این ترتیب زن مصدوم با کمک اهالی محل با یک دستگاه خودروی آژانس به بیمارستان انتقال یافت.هر چند پزشکان برای نجات معصومه تلاش زیادی کردند اما از آنجا که وی دچار 90 درصد سوختگی شده بود، جان باخت. با مرگ زن جوان والدین وی طی شکایتی شوهر معصومه به نام ستار را مقصر مرگ فرزندشان دانستند و در شعبه 101 دادگاه عمومی خواستار محاکمه و محکومیت او شدند.با به جریان افتادن پرونده ابتدا اهالی محل تحت بازجویی قرار گرفتند و اذعان کردند ستار مانع کمک آنها به معصومه شده بود و آنان پس از گذشت یک ساعت و نیم موفق شدند زن مجروح را به بیمارستان برسانند. محرم - راننده آژانسی که معصومه را به بیمارستان رسانده بود - نیز اظهار کرد؛ در طول مسیر مقتول چند بار در ماشین گفت شوهرش او را آتش زده است.پرستاری که وظیفه مراقبت از این زن را برعهده داشت نیز گفته های محرم را تایید کرد و گفت؛ معصومه در ساعت پایانی عمرش در حالی که به سختی حرف می زد و بریده بریده سخن می گفت شوهرش را مقصر دانست و به من گفت برای رفتن به عروسی آماده می شدم که شوهرم با من درگیر شد. او دست راستم را پیچید و مرا به داخل حیاط کشاند و یک پیت 20 لیتری نفت به دستم داد و گفت روی خودت بریز. در حالی که بهت زده ستار را نگاه می کردم او نفت را رویم ریخت و کبریت را کشید و مرا یک ساعت و نیم در آن وضعیت در حیاط نگه داشت و سپس از من خواست پای برگه یی را انگشت بزنم که در آن نوشته شده بود من خودسوزی کردم و هیچ کس مقصر نیست. من از این کار امتناع کردم ولی ستار به زور اثر انگشتم را پای برگه ثبت کرد.در حالی که همه شهود ستار را مقصر مرگ همسرش می دانستند یکی از همسایه های این زوج تایید کرد ستار پیت نفت را از او گرفته است. مجموع این شواهد سبب شد مرد جوان پای میز محاکمه برود اما او اتهام قتل همسرش را نپذیرفت و گفت همسرش در آشپزخانه خودسوزی کرد و چون در آنجا را بسته بود کمک رسانی به وی با تاخیر مواجه شد.پس از برگزاری چند جلسه محاکمه، سرانجام قاضی پرونده روز 19 مردادماه سال 83 اعلام کرد با توجه به نبود مدارک کافی برای تبرئه یا محکومیت ستار این مورد از موارد لوث است. با اعلام این موضوع اولیای دم مقتول موظف شدند 50 مرد مسلمان از میان خویشاوندان نسبی خود را به شعبه 101 معرفی کنند تا آنان سوگند یاد کنند که ستار قاتل است. ناتوانی والدین معصومه در معرفی این تعداد به دادگاه، ورق را به نفع ستار برگرداند و این بار وی 50 بار قسم خورد بی گناه است. به این ترتیب رای به برائت متهم صادر شد. قاضی حکم داد دیه معصومه از بیت المال پرداخت شود ولی این پرونده هنگامی که با اعتراض اولیای دم متوفی روی میز قضات شعبه 37 دیوان عالی کشور قرار گرفت آنان مراسم قسامه و برائت متهم را قانونی ندانستند و خواستار محاکمه مجدد ستار شدند. قضات دیوان عالی کشور در رای خود به فتوای امام خمینی در تحریرالوسیله استناد کردند که در آن تصریح شده است؛ «دادگاه حق ندارد بدون درخواست اولیای دم، منکر را قسم بدهد و اگر قاضی بدون درخواست اولیای دم متهم را قسم بدهد به این قسمت اعتنا نمی شود.» همچنین قضات شعبه 37 دیوان اعلام کردند با توجه به اینکه دادگاه ستار را از اتهام قتل تبرئه کرده است دیگر قتلی وجود ندارد که بابت آن از بیت المال دیه پرداخت شود.با نقض رای دادگاه بدوی، پرونده ستار این بار در شعبه 103 دادگاه عمومی - جزایی قزوین به جریان افتاد و این قاضی نیز پرونده را از موارد لوث تشخیص داد. همان اتفاقی که در دادگاه اول رخ داده بود در این مرحله نیز تکرار شد و بعد از ناتوانی اولیای دم از معرفی 50 نفر به دادگاه، قاضی ستار و پدرش را 50 بار قسم داد و سرانجام روز 10 شهریورماه سال گذشته متهم را از قتل مبرا دانست و در حکم خود درباره پرداخت دیه معصومه موضعی اتخاذ نکرد. هنگامی که قضات دیوان عالی کشور مجدداً مسوول بررسی پرونده شدند باز هم تبرئه متهم با استناد به مراسم قسامه را درست ندانستند. این بار پرونده از موارد اصراری - کیفری تشخیص داده و به هیات عمومی دیوان عالی کشور متشکل از 50 قاضی به ریاست آیت الله مفید رئیس دیوان عالی کشور و با حضور آیت الله دری نجف آبادی دادستان کل کشور ارجاع شد. به گزارش ایسکانیوز در جلسه رسیدگی به این پرونده قاضی باغبانی رئیس شعبه 13 دیوان عالی کشور گفت؛ صدور حکم برائت و قسم دادن ستار در حالی که در مظان قوی قتل عمد است با موازین قضا منطبق نیست و دادگاه ها از باب قسم دادن متهم مرتکب تخلف شده اند. در ادامه قاضی امیری مستشار دیوان عالی کشور موضع دیگری گرفت و گفت؛ اظهارنظرهایی از قربانی، راننده آژانس و همسایگان در پرونده وجود دارد که همگی مبهم است و در این پرونده چون برای قضاوت علم حاصل نشده پس برائت متهم صحیح است.در ادامه آیت الله دری نجف آبادی 10 دلیل ارائه کرد که با استناد به آنها حکم تبرئه ستار فاقد وجاهت قانونی است. نخستین دلیل بدبین بودن متهم نسبت به همسرش، قفل کردن در خانه به روی او، اعتراض به آرایش و رنگ کردن موی سر معصومه و موارد مشابه است که نشان می دهد ستار با همسر خود اختلاف داشته است. دلیل دوم برای اثبات این اختلاف این است که ستار به مدت دو سال پایانی زندگی مشترک، همسرش را از ملاقات والدینش محروم کرده بود. از سویی ستار پس از جراحت معصومه خانواده او را از این واقعه مطلع نکرده بود و اولیای دم مقتول 14 ساعت بعد از طریق همسایه ها در جریان حادثه مرگبار قرار گرفتند.دلیل دیگری که مورد توجه دادستان کل کشور قرار گرفت ادعای متهم مبنی بر خودسوزی همسرش در آشپزخانه است. چرا که طبق محتویات پرونده آثار هیچ نوع حریق و دود در این بخش از خانه متهم وجود نداشته است.همچنین همسایه ها اعلام کرده اند ستار با چنان خونسردی به روی همسرش آب می ریخت که انگار عجله یی برای خاموش کردن آتش نداشت. ضمن اینکه ستار پس از یک ساعت و نیم تعلل زنش را به بیمارستان رساند.علاوه بر این امارات، خون آلود بودن دهان فرزند 5 ساله این زوج در زمان وقوع حادثه نیز دلیل دیگری مبنی بر نوع درگیری بین ستار و معصومه تشخیص داده شد. دادستان کل کشور همچنین در آخرین دلیل خود اعلام کرد معصومه در شرایط پیش از مرگ انگیزه یی برای دروغ گفتن و متهم کردن شوهرش نداشته و اگر نسبت به ستار خوشبین و راضی بود به جای لعن و نفرین در لحظات آخر عمر از او حلالیت می طلبید. درنهایت با توجه به این دلایل موضوع لوث بودن پرونده منتفی شد و هیات قضات بعد از شور به این نتیجه رسیدند که دادگاه باید با تکمیل تحقیقات بر عمد یا شبه عمد بودن جنایت اظهارنظر کند. به این ترتیب بار دیگر پرونده ستار به جریان افتاد و این در حالی است که هیات عمومی دیوان عالی کشور مجرم بودن وی را قطعی دانسته و فقط تعیین نوع مجازات را به دادگاه عمومی واگذار کرده است.

iran zamen - نروژ - روگنان
در حکومت زن ستیز اسلام بهتر از این میخواهید.وقتی در حکومتی زن هیچ حساب شود همین می شود که مرد هر غلطی که بخواهد انجام می دهد.
شنبه 4 خرداد 1387

نوه ی ابلیس - ایران - گرگان
دوستان عزیز
حالا اگر کسانی یا کسی بخواهد حق به حق دار برسد و پسره را قاتل بدانند من پیشنهاد می کنم که برای شخص خاطی عمل مقابله به مثل انجام شود گرچه این یک کار غیر انسانی است ولی به هر حال کسانی که این اعمال را انجام داده اند و یا در آینده می خواهند انجام دهندِحد اقل خواهند فهمید (سوختم از بی کسی یعنی چه!!)آیا موافقید؟؟؟
شنبه 4 خرداد 1387

barbud_daneshmand - بلژیک - گنت
ای لعنت براین رژیم که فرهنگ و اخلاق جامعه را فاسد کرده است..
شنبه 4 خرداد 1387

alitajik - ایران - ورامین
همانطور که دیدید انسانهای پاک و درستی هم در دیوان عالی کشور وجود دارند
شنبه 4 خرداد 1387

majidm - ایران - اهواز
اگه من باشم مرده رو میبندمش به یه درخت و یه پیت اب میارم میگم این بنزینه ده بار هی میگم میخوام بریزم روت اتیشت بزنم بعد هم یه پیت بنزین میارم خودشو اتیش میزنم
شنبه 4 خرداد 1387

ali81_uk - انگلستان - منچستر
این همه برو بیا داشت تا تشخیص بدن مرتیکه زنش رو زنده زنده سوزونده؟
من بیسواد با خوندن همون دو تا خط اول فهمیدم که قصه، قصه ی همیشگی کفتار و طعمه ست!
من که اگه میخواستم این زالو رو قصاص کنم به آرومی از پا وارد دیگ روغن داغ میکردم تا کنتاکی بشه!
شنبه 4 خرداد 1387

ezatdf - ایران - تهران
اصلا شما در بررسی این پرونده ردی از قانون دیدید یا قسم دادند یا به فتوای خمینی مراجعه کردند اول می گن ستار باید 50 نفر رو بیاره قسم بخورند بعد می گن خود ستار و باباش باید 50 بار قسم بخورند بعدش دیوان عالی کشور می گه طبق فتوای خمینی قسم 50 نفر اشتباه است باید از بیت المال دیه بدیم و ستار هم اشتباهی بوده -
قوه قضاییه ایران رو مقایسه کنید با قوه قضاییه آمریکا از کره مریخ هم نیامدند در آنجا پلیس موظف است دلایل جرم را مستقیما از صحنه جرم جمع آوری کنه و مجرم را با دلایل علمی و مستدل تحویل مراجع قضایی بده حالا مجرم می خواد به فرایند تحقیق کمک کنه یا نکنه -
یارو وسط حیاط رو دختر مردم نفت ریخته کبریت کشیده و بعد نشسته بادش هم زده بعد از یک ساعت و نیم از زنه انگشت مهر هم گرفته و بعد هم به اتفاق اهالی محل از روی زنه پریدند و . . .
شنبه 4 خرداد 1387

zahra6644 - انگلستان - لندن
مجیید-م ایران- اهواز
با نظرت مخالفم. چون اون موقع درخت بیچاره هم میسوزه.
احتمال میدم که اینقدر ستار از ارایش یا به قول معروف بزک دوزک ناراحت بود و دعوا مرافه راه انداخته بود که همسرش خسته شد و خواست خودشو خلاص کنه. خودش نفت را ریخت و فکر میکرد الان شوهرش منصرفش میکنه اما شوهرش هم کبریت را کشید. در هر حال به حد جنون رسیده بودند.
شنبه 4 خرداد 1387

bahram1 - ایران - تبریز
اعلام این موضوع اولیای دم مقتول موظف شدند 50 مرد مسلمان از میان خویشاوندان نسبی خود را به شعبه 101 معرفی کنند تا آنان سوگند یاد کنند که ستار قاتل است!!!!!!!!!!!!!!!!!11
این دیگه چه صیغه ایه. وای که چه قوانین مسخره ای داریم. چه بی ارزشه جون انسان تو ایران؟ چه بی ارزشه یه زن توی این مملکت خراب شده. مرگ بر جهالت
یکشنبه 5 خرداد 1387

joudi - ایران - تهران
واقعا که بعضی از مردها چقدر پست می شوند
یکشنبه 5 خرداد 1387

amirarsalan - امریکا - لس انجلس
ezatdf - ایران - تهران
همه چیزو گفتی عزیز. اینا 6 سال نشستند که قاتل و باباش(حالا باباش بیشتر از همسایه و پرستار و... شاهده) هی قسم بخورن و دادگاه بشماره بشه 50 تا؟ بعد از 6 سال با می برن یک دادگاه دیگه اونا هم بشمرن؟ بابا یک چیزی به اسم علم تکنولوژی و... هنوز اونجا نیومده؟ بیچاره زنها تو ایران که اصلا اهمیتی ندارن
یکشنبه 5 خرداد 1387

chinamroosh - ایران - ایران
و این نیز قصه ای دیگر و البته جانسوز و دلگداز از « قانون جزای اسلامی » و شیوه دادگری مبتنی بر شریعت ، که با رجعتی ناباورانه در زمان ، روشهای باستانی قضایی در عربستان هزار و چهار صد سال پیش را باد در غبغب و به اصرار احیا کرده اند قوانینی بس واپسگرا و با آبشخوری از جهل و نادانی آنچنانکه در سرتاسر آن شبه جزیره فرو رفته در نادانی و ستمگری در آن روزگاران ده فرد با سوادی که توانایی نوشتن حتی نام خود را داشته باشند یافت نمی شده است و این مدعیان پر هیاهوی عدالت که چه فارغ و بی اعتنا به روشهای علمی و غیر قابل انکار اثبات جرم مانند « پلیس علمی » که دادگری را صرفا از سیاهچال های تاریخ و متکی بر « قسامه » و « لوث » و . . . می جویند و مردمانی مدهوش و ناهشیار و ناهموار و بس خاموش .
یکشنبه 5 خرداد 1387

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟