چه جنگ و دعوایی شده بر سر جنازه ی خانم مهستی

چه جنگ و دعوایی شده بر سر جنازه ی خانم مهستی

چه جنگ و دعوایی شده بر سر جنازه ی خانم مهستی (خواننده) در لس آنجلس بین تلویزیون تپش (علیرضا امیر قاسمی) و تلویزیون حمید شب خیز. (بر سر برگزاری دیروزی مراسم خاکسپاری مهستی در لس آنجلس و اجازه ندادن به مردم عادی برای نزدیک شدن به محل، و خریداری پخش اختصاصی این مراسم فقط توسط تلویزیون تپش، و اسلامی برگزار کردن مراسم اونم برای یک مسیحی ).... مهستی از حدود چهار سال پیش، از مسلمونی به مسیحی تغییر دین داده بوده  و با خانمهای دوستش جلسه و دوره های هفتگی داشته اند ..و عکسهای غسل تعمید مسیحی شدنش  (یعنی میره توی یک استخر کوچیک در شهر دبی، و دوتا دستهاش را روی سینه اش میزاره و اینجوری یعنی تسلیم حضرت مسیح میشه در آب (که مظهر پاکی و رها شدن از آلودگی ها است و ازین حرفها) هم روی اینترنت هست...  خلاصه یک خر تو خری شده بود و هنوزم ادامه داره که نگید و نپرسید.... همش سر پوله....

 تلویزیونهای دیگه هم میگن که سحر خانم - تنها دختر مهستی- هم دست داشته توی این قضیه.... و میگن که مهستی توی تهران چند هزار متر زمین و باغ داشته که حالا قراره یه جورایی به سحر خانم پسش بدن ... و میگن که شوهر مهستی ( پدر سحر) قبل از انقلاب یه آقایی بوده که بعد از انقلاب اعدام شده ظاهرا بخاطر ساواکی (سازمان امنیت) بودن و این حرفها..... بعدش هم توی مراسم خاکسپاری مهستی، لیلا فروهر (خواننده ی رک گو ) در مصاحبه با امیر قاسمی ، از دهنش در رفت و گفت که شما (یعنی امیر قاسمی)خیلی زحمت کشیدید و برای انجام این مراسم (خاکسپاری)، از حدود بیشتر از یکماه پیش کلی داشتید زحمت می کشیدید... سئوال مهم اینه که : مهستی سه چهار روز پیش فوت کرده،  ولی اینا (تلویزیون تپش) چجوری از یک و نیم ماه قبلش برای خاکسپاری او تدارک می دیده اند؟......

و میگن که مهستی در امریکا دو سه میلیون دلار ثروت و پول و چند هزار متر زمین و باغ در ایران داشته ، و از طرفی دیگه اطرافیانش میگن بیچاره مهستی اصلا حتی پول پرداخت بیمه و بیمارستانش را هم نداشته!!!! و بهمین دلیل زود مرده (بخاطر بی پولی !!!)... ولی تا اونجایی که همه میدونن مهستی همیشه شیک ترین و گران ترین لباسها و جواهرات را در کنسرتها و کاباره ها می پوشید (چه قبل از انقلاب و چه ۲۸ سال بعدش)  ، و در یک سال اخیر هم بقول دوستان و همراهانش، تقریبا هر شب یا هر هفته،  در کاباره های شهر دبی برنامه اجرا می کرده  (حداقل میشه چند هزار دلار هر شب) ..پس مجموعا حداقل یک چند میلیون دلاری پول داشته....... تازه : میگن که دوتا از بهترین بیمارستانهای سرطان امریکا درست در کنار محله ای که مهستی در امریکا توش زندگی میکرده هستند و کسی را بخاطر بی پولی بیرون نمی کنند.. پس چرا اونجا نرفته؟... . اینجاست که باید گفت: دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباسی را؟... دعوا بر سر ارث و املاک او حسابی بالا گرفته .... در ضمن: اون چند متر آرامگاهی که در بهترین و معروف ترین قبرستون لس انجلس (که ستاره های سینما و هنر هالیوود هم اونجا دفن میشن) برای مهستی خریداری شد (اونم از یکماه پیش!!!) خودش حداقل چند صد هزار دلاره و فقط میلیونر ها را اونجا دفن می کنند....

و دست آخر اینکه: مهستی در چند سال اخیر با دوست پسرش (مهران که یکی از مجریان تلویزیون شب خیزه) زندگی میکرده.. و میگن که  قانونا زن و شوهر محسوب میشن (حتی بدون قباله ازدواج و اینحرفها)... و بنابراین  طبق قوانین امریکا نصف ثروت و ارث مهستی را باید به مهران بدهند..اما در روز مراسم خاکسپاری مهستی - دیروز- مهران را نمی خواسته اند به مراسم ره بدن  و در تاویزیونهای ایرونی لس آنجلسی شایع شده که سحرخانم چند وقت پیش باهاش دعوا کرده و بیرونش کرده بوده از خونه ی مهستی...خلاصه عجب قضیه ای شده..........  ....

اوه ه ه...( در ضمن یواشکی بهتون بگیم که مهران از دوستان نزدیک ما ( Review ) در تورنتوی کانادا بود و هست و بچه ی فوتبالیست و درس خونده ی  خوبیه و بعدها رفت لس آنجلس  و با سوزان روشن و مهستی  همکار شد) .... این مطالب را از تلویزیونهای ایرونی امریکا براتون خلاصه و نوشتیم تا سوادتون بره بالا .......

حالا چندتا از ترانه های مهستی را گوش کنید  تا اعصابتون کمی آروم بشه...

اینم عکسی از مهستی و دخترش سحر، روی جلد مجله بانوان (موسسه اطلاعات) در سال ۱۹۷۰ -( ۱۳۵۰ )- در تهران ... ۷ سال قبل از انقلاب...

منبع : Review

+3
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟