آل پاچینو: من همواره کتری آب جوش را در دستانم احساس می کنم

آل پاچینو: من همواره کتری آب جوش را در دستانم احساس می کنم

آل پاچینو، بازیگر مشهور هالیوود که با بازیهای خارق العاده خود در فیلمهایی چون پدر خوانده، وحشت در نیلی پارک،
سر پیکلو، بعد از ظهر سگی، عدالت برای همه و دیک تریسی. در سال 1992 جایزه اسکار و نیز جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد. برنده جایزه بهترین کارگردانی فیلم مستند براساس آثار شکسپیر به خاطر «در جستجوی ریچاردز» با حضور کوین استیسی را نیز به دست آورد. او جایزه اسکار خود برای فیلم «بوی خوش زن» را به یک دختر سرخپوست هدیه کرد.
آل پاچینو در مصاحبه با هفته نامه آمریکایی تایم به سؤالات آنها درخصوص فعالیتهای هنری اش به شرح ذیل پاسخ گفته است.


* آیا فکر می کنی که فرهنگ آمریکایی - ایتالیایی، در سینما و تلویزیون چندان مطلوب نیستند؟ و یا به خوبی ارایه نمی شوند؟


** اول به من توضیح دهید که فرهنگ ایتالیایی - آمریکایی چیست. ما یکصد سال است که در اینجا «خاک آمریکا» هستیم. آیا فرهنگ ایتالیایی - آمریکایی، فرهنگ آمریکایی نیست؟ شاید دلیل آن این است که ما بیش از اندازه دچار وارونگی شده ایم و نیز در رابطه با ازدواجهای میان ملیتی دچار تغییر درونی شده ایم.


بسیاری از کسانی که ایتالیایی هستند، بیشتر ایتالیایی بودن خود را فراموش کرده اند. البته به جز من که کاملاً ایتالیایی هستم. من به طور قوی یک سیسیلی هستم و اندکی هم رگه های ناپلی در من وجود دارد.


* درباره آنهایی که با کارهای لوس و بی مزه خود در ام.تی.وی سعی در خدشه دار کردن فیلم «صورت زخمی» می کنند، چه نظری دارید؟


** محبوبترین و معروفترین فیلمی که تاکنون در سراسر جهان بازی کرده ام، صورت زخمی است که برای خود من مایه افتخار و در عین حال فوق العاده است. تا جایی که حتی برخی اوقات فراموش می کنم که این فیلم، نوشته اولیور استون است. او یک فیلمساز سیاسی است و معتقدم یک استثنا در سینما می باشد. اینجاست که تلفیقی از او و برایان دی پالما، این گونه آثار انفجاری را در عالم سینما خلق می کنند.


* پس از آن که جایزه یک عمر بازیگری را دریافت کردی، آیا احساس امنیت بیشتری در حرفه خودت نسبت به آن چه مثلاً در 1977 داشتی، داری؟


** من زمانی احساس امنیت می کنم که تمامی آنچه را که مربوط به کارم به صورت حرفه ای است بشناسم و یاد بگیرم. اما در عین حال شما ضرورتاً نیازمند داشتن احساس نوعی عدم امنیت در حرفه بازیگری باید باشید. در غیر این صورت موفقیتی در هیچ سطحی نخواهید داشت. من همواره مانند کسی هستم که کتری جوشان آب را در دست دارم. لذا هنوز هیچ فکری درباره بازنشستگی خودم نکرده ام. به طوری که وقتی شنیدم پل نیومن در سن 83 سالگی خود را بازنشست کرده بسیار شوکه شدم.


* چه کسی بهترین تأثیر را بر آل پاچینو داشت؟


** قطعاً خود من نبودم. «کوین استیسی» نزدیکترین فرد به این سؤال شماست. پس از وی «جیمی فاکس» تأثیر خوبی بر من داشت و این خود یک هدیه واقعی بود. درست مانند این است که شما استعداد شگرفی در نواختن آلت موسیقی دارید. اما فقط یک مشوق لازم است.


* چه حادثه ای در کودکی تو را تحت تأثیر قرار داد تا این گونه به دنیا نگاه کنی؟


** احتمالاً، فیلمی بود که مادرم مرا برای تماشای آن در دوران کودکی که بسیار کوچک بودم به سینما برد. زیرا همین که مادرم از کار بر می گشت بلافاصله مرا به سینما می برد. پس از آنکه بر می گشتم تمام حرکات و بازیهای آنها را تکرار می کردم. لذا تأثیرات بسیار قوی و تعیین کننده ای بر بازیگری امروز من داشت.


* آیا فکر می کنی که توانسته ای دیدگاه خود را در قبال فیلمی که کارگردانی کرده ای به انجام برسانی؟


** فیلمی که مدنظر شماست و من در حال کارگردانی آن هستم، درباره یکی از نمایشنامه های اسکار وایلدر به نام «سالومه» می باشد که با وجود آن که هیچ گونه دیدگاه و امیدی به بهبود آن نداشتم، اما برای اولین بار است که آرزو می کنم احساس من به دیدگاهی که به دنبالش هستم، مرا رهنمون شود. دلیل این امر هم این است که من خودم را یک کارگردان کامل یا تمام وقت نمی بینم، بویژه که بازیگری ایده آل من است. من به دنیا به گونه ای نگاه می کنم که یک بازیگر به دنیا نگاه می کند. لذا همین دیدگاه عامل نگرش من به زندگی است.


* آیا از اینکه هر نقشی را نپذیرفتی و یا نمی پذیری، پشیمان نیستی؟


** چرا. مثلاً لحظه ای در زندگیم فرا رسیده که من بخشهایی از پیشنهادات برخلاف میل باطنی ام و بدون دلیل قابل انتظاری، رد کردم که واقعاً نمی خواستم کار کنم، که این امر به دهه 1970 بر می گردد.


* آیا شما آدم خوشحالی هستید؟


** خوشحالی؟ هرگز تاکنون آن را بروزنداده ام. من روزهای خودم را دارم. لحظاتی در زندگی ما انسانها پدید می آید که احساس خوب بودن در یک مورد ویژه به انسان دست می دهد. حتی دورانی وجود دارند که با سایر دوره ها، تفاوت لطیفی دارد، اما برای من، فقط بچه هایم مرا خوشحال می سازند.


* اگر قرار باشد فیلمی درباره زندگی شما ساخته شود، چه اسمی روی آن می گذاری؟ و فکر می کنی چه کسی به جای تو ایفای نقش خواهد کرد؟


** من این فیلم را داستان زندگی «داستین هافمن» می نامم. وقتی ما سه نفر با هم در بیرون قدم می زنیم، (من و رابرت دونیرو و داستین هافمن) مردم ما را با هم اشتباه می گیرند. زیرا به نوعی با یکدیگر قاطی می شدیم که دیگران نمی توانند ما را به خوبی تشخیص بدهند.


* آیا شده درباره تدریس هنرهای بازیگری فکر بکنید؟


** احساس نمی کنم که یک معلم و مدرس خوبی باشم. مدرسین استعداد ویژه ای برای این کار دارند که من ندارم. آنها احساس مطبوع و لطیفی را از آن درک می کنند و این به معنای آن است که آن چه را از آن کسب می کنند، هرگز رهایش نخواهند ساخت. حال من به هیچ وجه آن گونه نیستم. هرگز درباره آن فکر هم نکردم.


من در طول زندگیم با معلمان و استادان بسیاری سر و کار داشته ام پس وقتی با افراد بزرگی همراه شوی حتماً چیزهای باشکوه واقعی را به دست می آوری. تا جایی که حتی زندگی شما را تغییر می دهند. لحظاتی رسیده است که من به عنوان یک شاگرد بازیگر بوده ام. یعنی اینکه در جلسه ای نشسته ام که در آن جلسه بازیگران حرفه ای و بزرگی آمدند و از توانایی هایشان و مفاهیم متعدد و زبانهای هنری گوناگون درخصوص آن چه انجام می دهند به من و سایرین آموزش داده اند.


* آیا تماشای فیلمها می تواند جنبه آموزشی داشته باشد. اگر این چنین است، شما از دیدن فیلمها چه تأثیری و آموزشی را فرا گرفته اید؟


** تمامی هنرها، ابزاری برای یادگیری هستند. بویژه هنر سینما که از تمام زوایا می شود به آموزه هایی از آن دست یافت. در عین حال شما از چیزهایی و یا کسانی صحبت می کنید که در قالب سینما و تئاتر آموزشهای مفید و تعلیمات مؤثری را برای من داشته اند.

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟