تعدادی جوک برای خواندن و خندیدن عرضه میشود

یارو زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی: میگه..میخوام با دکتور البرادعی ...صحبت کنم......
    البرادعی: بفرمایید
    یارو میگه: آقای البرادعی شما دکترین ؟
    البرادعی میگه: بله من دکترم
    یارو میگه: پس آخه باسه چی تو آژانس کار میکنی؟؟؟

 به یارو میگن ترمز ABS چیه؟
   میگه: ایلده تو پیچ ها کاره یا ابولفضل رو میکنن !!!!


  پیرزنه از مکه برمیگشت توی ساکش شیشه های مشروب پیدا میکنن !! میپرسند اینا چیه ؟
    پیرزنه میگه : ننه جون من که نمیتونستم دور خونه خدا بگردم یک گیلاس از
    اینا میخوردم خونه خدا دور سرم میچرخید !!!!


 عبود و جاسم میرن توالت عمومی !!! عبود از این دستشویی میگوزه جاسم از اون دستشویی !! 
       یک دفعه عبود داد می زنه می گه جاسم عزیزم اومدی دستشویی یا اومدی با من بحث کنی !!
 یارو از کنار دیوار رد میشده، یه کاغذ میافته رو سرش می میره، ملت جمع میشن
      ببینن چی شده، می بینن رو کاغذه نوشته آجر!
 یکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه میمیره !!! ترکه داشته پشتبوم خونشو آسفالت می کرده آسفالت زیاد میاره سرعت گیر میزاره !!! یارو دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! یارو میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!!! یارو میره کارواش میگن ماشینت کو میگه دیدم نزدیکه پیاده اومدم!!!اصفهانی
ه 25 تومانی تو دستش عرق می کنه، می گه هرچی گریه کنی خرجت نمی کنم

آقاهه می ره خارج، ازش می پرسن اسمت چیه؟ می گه:
sun god between two water gold shit dear wife
شمس اله میاندوآبی زرگنده زنجانی
آبادانی
ه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!ازدواج می کنن فیله می میره مورچه هه میگه: بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر براش قبر بکنمخوشگلم، من گناه می کنم؟ کشیشه میگه: نه دخترم شما گناه نمی کنی، اشتباه می کنیانگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»


 


 


 


 


 


 


یه آبادانیه با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که


دکتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آوردند؟ دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر اینکه من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست. دکتر گفت: این که دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست. دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید می‏خورید یا با سس گوجه فرنگی؟


فیله و مورچه هه باهم


یکی یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد !


یه نفر میره دکتر میگه آقای دکتر هیچ کس منو تحویل نمی گیره. دکتره میگه: نفر بعدی


سوسکه می خواست خودکشی کنه! میره کنار دمپایی می خوابه


گوسفنده قرص شادی آور (اکس) می‌خوره می‌ره سر چهار راه می‌ایسته می‌گه دربست کشتارگاه!



یه دختر مسیحی میره پیش یه کشیش، میگه: ببخشید، من هر دفعه از جلوی آینه رد می شم، به خودم می گم من چقدر


یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد


یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده


یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»! زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ گفت هیچی! این یارو


از یه نفر می پرسن: چرا قرصهات رو به موقع نمی خوری؟ میگه: می‌خوام میکروبها رو غافلگیر کنم


یارومی افته تو چاه میگه حالا خدا را شکر که تهش سوراخ نبود!
 سوال روانشناسی: با جواب دادن به این سوال می توانید بفهمید افسرده هستید یا نه!
سوال: افسرده هستید یا نه؟؟
  روزی از یک چوپان می پرسند : این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
میگه: نع....نع....نع.....
از یکی می پرسند آیا ماه مسکونیه؟
میگه: آره. مگه نمی بینی که شب ها چراغ هایش روشنه!
ماشین یه بابایی رو تو روز روشن می دزدند, رفیقاش میدوند دنبال ماشین و داد می زنند : آی دزد!! بگیرینش!! یهو یارو داد می زنه: هیچ خودتونو ناراحت نکنید ... هیچ غلطی نمی تونه بکنه! من شمارشو برداشتم!!
 یه روز یه مردی پشت موتور گازی نشسته بود و هی از یه بنز جلو می زده... راننده بنز عصبانی می شه و میزنه کنار و به موتوری می گه: آقا تو چطور از من جلو میزدی؟ مرده می گه: ببخشید....کش شلوارم به آینه بغل شما گیر کرده بود!
معلم: با کیبورد جمله بساز.
دانش آموز: بازی پرسپولیس و استقلال را کی برد؟
اولی: بالای درخت چیکار می کنی؟
دومی: دارم توت می خورم.
اولی: اینکه بالاش رفتی درخت چناره نه توت.
دومی: توت تو جیبمه!!!!!!!!!
هیچ می دونی شباهت ژیان با پیژاما در چیه؟
2- در اینکه با هیچکدومشون نمی تونی از توی کوچه بری بیرون!
حضرت آدم توی زندگیش یه روز ترک شد اونم روزی که سیب رو خورد و گفت : عجب گیلاسیه


+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟