یک دهه صدارت تونی بلر

یک دهه صدارت تونی بلر

ده سال پیش، در اولین روزهای ماه مه، تونی بلر رهبر ۴۴ ساله حزب کارگر به ۱۶ سال تسلط حزب محافظه کار بر دولت در بریتانیا پایان داد و جوانترین نخست وزیر این کشور بعد از نزدیک به دو قرن شد.

تونی بلر و همسرش شری بلر
تونی بلر و همسرش شری بلر هنگام ورود به مقر نخست وزیری بریتانیا در سال 1997

تونی بلر در زمانی به داونینگ استریت، مقر نخست وزیری بریتانیا، نقل مکان کرد که چند سال بود دولت محافظه کار بی رمق و بدون برنامه به نظر می رسید.

تونی بلر آگاه از اشتیاق مردم به تغییر، پیروزی اش را تاریخی خواند و در یکی از اولین سخنرانی هایش گفت "حاکم ما نیستیم، حکومت از آن مردم است و ما خدمت گزاریم."

تونی بلر و مشاوران نزدیک او از آغاز کار دولتی را به مردم شناساندند که در بریتانیا سابقه نداشت. دولتی آماده مقابله با چالش رسانه های قرن بیست و یکم، ساخته و پرداخته در دنیای کانالهای خبری ۲۴ ساعته. دنیایی که نمایش چهره ای مثبت و مطمئن و حاضر جواب در آن حربه اصلی شد و هیچکس هم بهتر از خود تونی بلر از عهده آن بر نیامد.

نخست وزیر جدید کاری را باب کرد که سلف او از آن فراری بود. کنفرانس خبری هفتگی در مقر نخست وزیری نشانه ای مشخص از این اعتماد به نفس بود، به ویژه با آن بی تکلفی خاص تونی بلر که اغلب با شلوار جین و پیراهن یقه باز و فنجان چایی در دست در آن ظاهر می شد.

ولی همکاران نزدیک نخست وزیر، تونی بلری را می شناختند که مردم بعد از دومین پیروزی انتخاباتی، با او آشناتر شدند.

لرد ویلسون، مدیر کل پیشین دستگاه اداری بریتانیا و از اعضای ارشد کابینه، پس از ترک این مقام نوشت که بلر در ظاهر مرد راحت و بی تکلفی به نظر می آید که کم و بیش همینطور هم هست ولی در کنار این چهره، مرد بسیار جاه طلب و بیرحمی هم وجود دارد.

لرد ویلسون می گوید برجسته ترین استعداد تونی بلر توانایی او در ترغیب افراد به قبول کارهایی است که در ابتدا مخالف آن بودند و جالب تر آنکه بعد، از تغییر عقیده شان ابراز رضایت هم می کنند.

 پیروزی سوم تونی بلر بیشتر ناشی از ضعف رهبری در دو حزب اصلی رقیب بود تا اعتماد مردم به دولت که دستخوش چند موضوع جنجالی شده بود: مسایلی مانند پرونده جنگ عراق و ادعای دریافت کمکهای مالی پنهانی حزب کارگر از چند سرمایه دار تحت عنوان وام، با قول دادن لقبهای تشریفاتی به آنان. پرونده ای که همچنان زیر دست پلیس است و تحقیقات در پیرامون آن به مقر نخست وزیری و مصاحبه پلیس با شخص نخست وزیر هم رسید
 

ولی اعتماد مردم به تونی بلر و شیوه مدرن صدارتش آنقدر قوی بود که در انتخابات بعدی هم با اکثریت بزرگی حزب کارگر را در قدرت نگاهداشتند. در دوره دوم قانونگذاری، تونی بلر برنامه های اصلاحی خود را آغاز کرد. آنچه که به "بلریزم" شهرت یافت نگاهی نو به سوسیال دموکراسی بود تا با جهانی شدن اقتصاد و تجارت مکتبی بیگانه نماند. تونی بلر آن را " راه سوم" نامید و یکی از متهورانه ترین اقدامات او پایان دادن به تعهد تاریخی حزب کارگر به ایجاد شغل برای همه بود و در کنار آن برچیدن بسیاری از مقررات به اصطلاح دست و پا گیر استخدامی و تجاری.

ویژگی برنامه اصلاحات تونی بلر در آن بود که همه از آن سهمی بردند. افزایش بی سابقه بودجه آموزش و درمان رایگان در کنار اصلاح قانون اساسی و بیرون راندن تدریجی صاحبان القاب موروثی از مجلس اعیان، به ثمر رساندن مذاکرات صلح در ایرلند شمالی و ایجاد وزارت دادگستری و تعیین حداقل دستمزد قط چند نمونه از تغیرات بنیادینی است که تونی بلر را قادر ساخت تا با وجود مخالفت گسترده مردم با تصمیم او به همراهی با آمریکا در حمله به عراق، در سومین انتخابات عمومی پی در پی نیز پیروز شود.

ولی پیروزی سوم تونی بلر بیشتر ناشی از ضعف رهبری در دو حزب اصلی رقیب بود تا اعتماد مردم به دولت که دستخوش چند موضوع جنجالی شده بود" مسایلی مانند پرونده جنگ عراق و ادعای دریافت کمکهای مالی پنهانی حزب کارگر از چند سرمایه دار تحت عنوان وام، با قول دادن لقبهای تشریفاتی به آنان. پرونده ای که همچنان زیر دست پلیس است و تحقیقات در پیرامون آن به مقر نخست وزیری و مصاحبه پلیس با شخص نخست وزیر هم رسید.

در جریان انتخابات سوم، تونی بلر به مردم گفت که در دور بعدی رهبر حزب نخواهد بود. تصمیمی که "پاشنه آشیل" صدارت او شد. ولی حکومت حزب کارگر حداقل تا سه سال دیگر ادامه خواهد داشت این بار به نخست وزیری گوردون براون.

تونی بلر در سالهای پایانی قرن بیستم نخست وزیر شد؛ حدود یک دهه بعد از پایان جنگ سرد. فروپاشی شوروی و یکپارچه شدن آلمان، اروپای جدیدی را نوید می داد که در آن کشورهایی مانند بریتانیا باید نقش تازه ای برای خود می یافتند.

تونی بلر و گوردون براون
تونی بلر و گوردون براون، راه سومی پیشنهاد دادند تا حزب کارگر بعد از هفده سال به قدرت بازگردد

تونی بلر اولین نخست وزیری بود که بعد از جنگ دوم جهانی به دنیا آمده بود. اگرچه در سال های دانشجویی افکار چپ پیدا کرد و به حزب کارگر پیوست، ولی در پارلمان جناح اصلاح طلب حزب را انتخاب کرد.

جناحی که جان اسمیت، رهبر وقت حزب، با وجود مقاومت شدید اتحادیه های پر نفوذ کارگری، سعی داشت به خط میانه هدایت کند تا به هفده سال دورماندن حزب از قدرت پایان دهد.

مرگ ناگهانی جان اسمیت در اثر سکته قلبی در سال 1994، حزب کارگر را در شرایطی بی رهبر کرد که دو جناح چپ و راست آن درگیر مناقشات مرامی بودند.

تونی بلر با همکاری گوردون براون، یکی دیگر از اعضای جوان دولت سایه، راه سومی پیشنهاد کردند و بلر به رهبری انتخاب شد.

پایگاه فکری و استراتژیک "راه سوم" ترک مرام سوسیالیستی حزب کارگر بود. با این استدلال که با فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق در اروپا، نظام سرمایه داری تنها مکتب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مطرح در دنیا شده است.

 در میان بحث انگیز ترین تصمیمات دولت بلر باید به پولی کردن تحصیلات دانشگاهی اشاره کرد که با وجود وام های دولتی دراز مدت و بدون بهره، هنوز با اعتراض های دانشجویی روبروست
 

تونی بلر، در یکی از اولین سخنرانی هایش در مقام رهبر حزب، گفت تعادل نیروها در دنیا کاملا دگرگون شده و اجزای آن شکل تازه ای به خود می گیرد. و اضافه کرد که این لرزه های سیاسی نهایتا آرام خواهد گرفت، اما پیش از آن بیاید نظام جدیدی در پیرامون خود بسازیم.

با وجود مخالفت جناح چپ، تونی بلر برنامه اقتصادی حزب کارگر را به سوی قبول اصل بازار آزاد هدایت کرد و آگاه از احساس نومیدی که سالها شکست های انتخاباتی در حزب به وجود آورده بود گفت تا زمانی که سرنوشت حزب کارگر و مردم بریتانیا را دوباره هم سو نکند و انتخابات بعدی را نبرد، آسوده نخواهد نشست؛ و همین کار را کرد.

تونی بلر در دو سال اول صدارتش، سیاستهای اقتصادی دولت قبلی از حزب محافظه کار را ادامه داد و مهمترین تصمیم او که با استقبال بی سابقه صاحبان صنعت و سرمایه از یک دولت کارگری روبرو شد، مستقل کردن بانک مرکزی از تصمیم های دولت بود.

اصول سیاسی و اجتماعی "راه سوم" از آغاز قرن بیست و یکم به اجرا درآمد. مانند افزایش بی سابقه بودجه آموزش و درمان رایگان ولی با وارد کردن بخش خصوصی در نقش شریک، اصلاح قانون اساسی در مجلس اعیان و دستگاه قضایی و برای اولین بار در بریتانیا، تعین حداقل دستمزد.

در میان بحث انگیز ترین تصمیمات دولت بلر باید به پولی کردن تحصیلات دانشگاهی اشاره کرد که با وجود وام های دولتی دراز مدت و بدون بهره، هنوز با اعتراض های دانشجویی روبروست.

ولی بدون تردید، مهمترین موفقیت داخلی تونی بلر پایان دادن به بیش از 30 سال جنگ قومی- مذهبی در استان ایرلند شمالی بود. تلاشی که ده سال پیش آغاز شد و در آخرین ماه های صدارت بلر با تشکیل دولت محلی ای متشکل از دشمنان خونی و قسم خورده گذشته به ثمر رسید و رمز آن بردباری بود و بس.

بلر در جمع رهبران ایرلند شمالی
بدون تردید، مهمترین موفقیت داخلی تونی بلر پایان دادن به بیش از 30 سال جنگ قومی- مذهبی در ایرلند شمالی بود

در توصیف این موفقیت، تونی بلر در هنگام بازگشایی مجدد مجلس محلی دربلفاست گفت آنچه که امروز بدست آمده، به ثمر رسیدن خواسته همیشگی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایرلند شمالی است. یعنی زندگی در صلح و برخورداری از امکان پرورش فرزندان دور از ترس.

دولت تونی بلر از جنجال مصون نماند، از زندگی خصوصی وزیران گرفته که با چند استعفا همراه شد و چهره از برف سفیدتر آن را قدری گل آلود کرد، تا موضوع هایی رسمی و کشوری.

مهمترین آنها که همچنان تحت تحقیقات پلیس است ادعاهای مربوط به دریافت کمک های مالی حزب از شماری از طرفداران دولت کارگری است تحت عنوان وام. ولی از آن جدی تر ادعای دادن وعده اعطای لقب های افتخاری به این افراد است. یعنی فرستادن لردهایی به مجلس اعیان با اطمینان از وفاداری سیاسی آنها.

تونی بلر هردو ادعا را بی اساس خواند و اگرچه اولین نخست وزیری شد که پلیس در تحقیقاتی درباره فساد مالی با او مصاحبه کرد، چند بار تاکید کرد که اگر خطایی در نخست وزیری صورت گرفته باشد استعفا خواهد کرد. ولی تحقیقات پلیس طولانی تر از عمر صدارت تونی بلر شد.

با این وجود دستاوردهای اقتصادی دولت تونی بلر در پایین نگاه داشتن هم زمان نرخ تورم و بیکاری و حفظ نرخ رشد آنقدر تاثیرگذار بود که حتی مخالفت اکثریت مردم با مداخله نظامی در عراق مانع از آن نشد که تونی بلر در سومین انتخابات پی در پی رقیبانش را شکست دهد.

ولی نیم قرن پس از بحران سوئز که دولت آنتونی ایدن را ساقط کرد، جنگ عراق نمونه نادر دیگری شد از نقش سیاست خارجی در تعین طول صدارت نخست وزیران در این دیار.

سیاست خارجی تونی بلر موضوع گزارش بعدی است.

پس از پیروزی در انتخابات، تونی بلر حزب را کارگر نوین، مرام آن را راه سوم و سیاست خارجی دولت را مبتنی بر اخلاق و احترام به حقوق بشر خواند. به عبارت دیگر، بریتانیا دیگر با حکومت های مستبد و ناقض حقوق بشر دوستی نخواهد کرد و به آنها اسلحه نخواهد فروخت.

رابین کوک - تونی بلر
رابین کوک، وزیر خارجه اول تونی بلر، نماد سیاست خارجی بلر پیش از یازده سپتامبر 2001 بود

رابین کوک، اولین وزیر امور خارجه دولت جدید، این هدف و مرام را خیلی جدی گرفت و بسط داد. حمایت از ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل و مداخله نظامی برای جلوگیری از نسل کشی در آفریقا و قوم کشی در منطقه بالکان از آن جمله اند.

تونی بلر در یکی از مهمترین سخنرانی های سالهای اول صدارت خود که پس از مداخله نیروهای ناتو در کوزوو برای بیرون راندن نیروهای صرب ایراد کرد، گفت بی اعتنایی و انتظار، گزینه نبود و اگر مداخله نمی کردیم آوارگان جنگ هیچوقت به خانه هایشان باز نمی گشتند.

همه این اقدام را به حساب دلاوری تونی بلر نگذاشتند، به خصوص رقیب های سیاسی که او را جوانی جاه طلب می دیدند. مالکوم ریفکیند، وزیر خارجه در دولت سابق حزب محافظه کار گفت: "من تردید ندارم که چیزی به نام سبک بلر وچود دارد اما از محتوای آن مطمئن نیستم" و او را شبیه به بیل کلینتون دید که با سخن وری پرشورش توانست مردم آمریکا را به سوی خود جلب کند.
اما ۳ سال بعد از مداخله نظامی در کوزوو، ظهور مرگبار شبکه القاعده در خاک آمریکا هرگونه تردید درباره عزم و اراده تونی بلر در مداخله نظامی در گوشه و کنار دنیا را از میان برداشت. و همراه با آن خط مشی سیاست خارجی دولت تونی بلر مشخص تر شد.

حمایت بی دریغ تونی بلر از سیاست "جنگ با تروریسم" جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامر ۲۰۰۱، بریتانیا را درگیر دو جنگ کرد.

 هرگاه رهبران سیاسی بریتانیا مجبور شوند بین آمریکا و اروپا یکی را انتخاب کنند، آمریکا برنده خواهد بود. همان طور که چرچیل و مارگرت تاچر این کار را کردند.
 
مایکل کلارک، استاد علوم دفاعی دانشگاه لندن

حمله به افغانستان برای سرنگون کردن حکومت طالبان که به رهبران شبکه القاعده جا و پناه داده بود با حمایت همه در داخل و خارج روبرو شد و به تثبیت سیاست خارجی مبتنی بر اخلاق و قانون مندی و احترام به حقوق بشر کمک کرد.

تونی بلر در آغاز عملیات مشترک نظامی با آمریکا، به نمایندگان مجلس عوام گفت که از اول گفته بودیم که هرگاه عاملان حملات تروریستی در آمریکا شناسایی شوند علیه آنان وارد عمل خواهیم شد.

ولی تصمیم به همراهی با آمریکا در حمله به عراق برای سرنگون کردن حکومت صدام حسین در راستای سیاست جنگ علیه تروریسم و گسترش دموکراسی در خاورمیانه، اشتباه محاسبه ای از کار درآمد که پیامدهای آن تونی بلر را مجبور کرد که با وجود سومین پیروزی در انتخابات، صدارت را پیش از موعد ترک کند.

اولین صدمه، استعفای رابین کوک، وزیر امور خارجه بود که گفت حمله به یک کشور مستقل فقط با رای شورای امنیت سازمان ملل متحد قانونی خواهد بود.

ولی نخست وزیر با ارائه گزارشی از تهدیدهای نظامی حکومت عراق به پارلمان، درباره تصمیم به همراه شدن با آمریکا گفت واقعیت این است که خطر ناشی از سلاحهای کشتار جمعی تهدیدی است علیه تمام دنیا و معتقدم که ارتباط آن با تروریسم بین المللی به زودی معلوم خواهد شد و اگر در مقابل آن ایستادگی نکنیم، اینگونه سلاح ها به دست گروه های تروریستی خواهد افتاد.

جنگ عراق صدام حسین را از حکومت انداخت، ولی اثری از سلاح های کشتار جمعی و آزمایشگاه های مخفی برای ساخت بمب اتم پیدا نشد.

تونی بلر
وقایع یازده سپتامبر لحن بلر را عوض کرد. خیلی ها لحن جدید او را به موعظه گویی تشبیه کردند

با ظهور گروه های مسلح مخالف نیروهای خارجی و افزایش شمار تلفات آنان که قرار بود منجی مردم عراق شناخته شوند، افکار عمومی در بریتانیا بطور فزاینده ای مخالف دولت و شخص تونی بلر شد.

مهمترین صدمه دیپلماتیک جنگ در روابط با اروپا دیده شد. فرانسه و آلمان بزرگترین مخالفان حمله به عراق بدون تائید شورای امنیت بودند و پشتیبانی بدون قید و شرط تونی بلر از واشنگتن را نشان دیگری از وفاداری لندن به آمریکا در مقابل مواضع اتحادیه اروپا تلقی کردند.

پروفسور مایکل کلارک، استاد علوم دفاعی در دانشگاه لندن معتقد است که هرگاه رهبران سیاسی بریتانیا مجبور شوند بین آمریکا و اروپا یکی را انتخاب کنند، آمریکا برنده خواهد بود، همان طور که چرچیل و مارگرت تاچر این کار را کردند.

در مجموع، سیاست خارجی تونی بلر را باید در دو دوره پیش و پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بررسی کرد.

هدف او از آغاز صدارت کمک به کشورهای نیازمند بود. برای آفریقا، کمک به ریشه کن کردن فقر و بیماری و آنطور که در سیرالئون دیده شد، اعزام سرباز برای جلوگیری از نسل کشی بین قبایل.

در خاورمیانه، تلاش برای ترغیب آمریکا و اسرائیل به قبول این واقعیت که بدون ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی صلح پایدار نخواهیم دید. و در صحنه بین المللی، پیشگام شدن در اقدامات عاجل و گسترده برای جلوگیری از گرمایش جو کره زمین به علت تولید بدون کنترل گازهای گلخانه ای.

اما وقایع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نه تنها مسیر بلکه کلام و لحن تونی بلر را در تشریح مسائل جهانی عوض کرد. لحنی که بعضی از صاحب نظران به موعظه گویی تشبیه کردند. مانند تاکید بر نیکی و پلیدی و یا در هر شرایطی حق را در جانب خود دیدن.

حرف هایی که از رسوم و عرف شناخته شده در دنیای سیاست نیست و در نهایت، نزدیکترین یاران سیاسی او را متقاعد کرد که برای آینده حزب و اعتبار جهانی بریتانیا زمان خروج ستاره صحنه فرا رسیده است.

سیاست بریتانیا در قبال ایران در ده سال صدارت تونی بلر موضوع گزارش بعدی است.

روابط بریتانیا و ایران در آغاز زمامداری تونی بلر نه دوستانه بود و نه خصمانه. مساله فعالیت های هسته ای ایران در سال های ریاست جمهوری محمد خاتمی هنوز آنقدرها حاد نشده و خاور میانه آرام تر بود.

رابین کووک
نخستین ملاقات ها بین رابین کوک و کمال خرازی، وزیران وقت امور خارجه دو کشور به ایجاد جو اعتمادسازی کمک کرد

تصمیم داوطلبانه دولت وقت در ایران به تعلیق فعالیت تولیدگاز هگزو فلوراید، گسترش دامنه همکاری با آژانس انرژی اتمی و نخستین ملاقات ها بین رابین کوک و کمال خرازی، وزیران وقت امور خارجه دو کشور به ایجاد جو اعتمادسازی کمک کرد. تکیه اصلی دولت بریتانیا در آن سال ها ضرورت ایجاد اصلاحات سیاسی-اجتماعی و احترام به حقوق بشردر ایران بود. و در منطقه، کمک به حل مناقشه اسرائیل و فلسطینی ها.

دولت کارگری بریتانیا با اتکا به روابط دوستانه ای که با بیل کلینتون داشت، نقش خود را بیشتر به صورت پلی بین ایران و آمریکا می دید و سعی داشت ، مانند دیگر متحدان اروپایی خود، در در تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران زیاد درگیر نشود.

با آغاز ریاست جمهوری جورج بوش در آمریکا و تغییر سیاست واشنگتن نسبت به جمهوری اسلامی ایران و برنامه های اتمی آن، موضع تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا بیشتر به سوی نظرات آمریکا متمایل شد.

آنچه که صحنه را دگرگون کرد و ارتباطی به روابط با ایران نداشت پیامدهای وقایع 11 سپتامبر 2001 بود. اگرچه لندن ادعای جورج بوش درباره ظهور" محور شرارت " عراق ، ایران و کره شمالی را به روند دیپلماسی خود با ایران راه نداد ولی آنرا رد هم نکرد. حمله نظامی به افغانستان و بعد عراق، به سود هدف های استراتژیک ایران در منطقه شد و باعث نگرانی بیشتر غرب، به ویژه آمریکا و بریتانیا که در عراق و افغانستان خود را درگیر عملیات نظامی ای یافتند که پیش بینی نشده بود.

کناره گیری رابین کوک از وزارت امور خارجه در اعتراض به مداخله نظامی در عراق نشان داد که سیاست خارجی بریتانیا در خاورمیانه تغییر خواهد کرد. با این حال جانشین او، جک استرا توانست روابط دوستانه سلفش با کمال خرازی را ادامه داده و برای تحکیم آن به تهران رفت. بعد از صدور اولین قطعنامه شورای امنیت علیه ادامه فعالیت مراکز اتمی ایران و قوت گرفتن شایعات درباره امکان اقدام نظامی غرب علیه تاسیسات هسته ای آن، جک استرا در مصاحبه ای با بخش فارسی بی بی سی آنرا تکذیب کرد و گفت در گفتگو های وزیران خارجه 1+5 در برلین همه این گزینه را رد کردند.

در واکنش به سیاست تندتر لندن نسبت به برنامه هسته ای ایران در شورای امنیت و اتهامات مکرر تونی بلرکه کمکهای تسلیحاتی ای از درون ایران به پیکار جویان شیعه عراقی می رسد، رئیس جمهوری ایران لبه تیز حملات لفظی خود را بعد از آمریکا متوجه بریتانیا کرد

تفاوت دیگری که بین مواضع آمریکا و بریتانیا درباره فعالیت هسته ای در ایران دیده شد، آینده آن بود. جک استرا در مصاحبه اش با بی بی سی فارسی گفت داشتن فناوری هسته ای حق ایران است ولی همراه با آن ایران تعهداتی هم دارد... یعنی عدم استفاده نظامی از آن و اضافه کرد که به علت تخلفات و پنهان کاری های چند ساله، ایران باید درباره هدف های برنامه اتمی خود توضیح بدهد و تا کسب مجدد اعتماد ما غنی سازی و فعالیت های مربوط به آن را درحالت تعلیق نگاه دارد.

در این احوال، ایران دارای رئیس جمهوری جدید شد، اوضاع در عراق رو به وخامت بیشتر گذاشت و در بریتانیا، تونی بلر دولت را ترمیم و مارگرت بکت را وزیر امور خارجه کرد.

محمود احمدی نژاد سیاست مصالحه جویانه محمد خاتمی را کنار گذاشت و مراکز هسته ای اصفهان و نطنز در دوره او در سطحی گسترده تر از قبل به فعالیت ادامه داد. در واکنش به سیاست تندتر لندن نسبت به برنامه هسته ای ایران در شورای امنیت و اتهامات مکرر تونی بلر که کمکهای تسلیحاتی ای از درون ایران به پیکار جویان شیعه عراقی می رسد نیز رئیس جمهوری ایران لبه تیز حملات لفظی خود را بعد از آمریکا، متوجه بریتانیا کرد و گفت انگلیسی ها زمانی محاسبات و معادلات منطقه را می شناختند اما الان خودشان از همه گمراه تر و بیچاره تر شده و محتاج کمک شده اند تا از باتلاق عراق درآیند.

واکنش محمود احمدی نژاد به تصویب قطعنامه تحریمی 1747 شورای امنیت حاکی از سرسختی بیشتر در موضع ایران بود. او گفت دنیا می داند که ایران به فناوری غنی سازی دست یافته و قطار هسته ای ایران نه ترمز دارد و نه دنده عقب.

اینگونه سخنان تند در زمانی ادا شد که ازضرورت مذاکره با ایران برای کمک به حل بحران جنگ داخلی در عراق صحبت به میان آمد و مارگرت بکت، وزیر امور خارجه بریتانیا ضمن تائید تماس با ایران و سوریه درباره عراق، آنرا فرصتی مناسب برای بازگشت ایران به صحنه بین المللی توصیف کرد. ولی ایران که آمریکا و بریتانیا را در عراق بازنده می داند و در مذاکرات هم با آنها هم شرکت کرده ، راه حل بحران را خروج نظامیان خارجی از عراق خوانده است.

تونی بلر در یکی از آخرین اظهار نظرهای خود درباره روابط با ایران گفت پیشنهاد ما به ایران روشن و واضح است. ما می گوئیم به جای ایجاد مانع در فرایند صلح در خاورمیانه، به عملی شدن آن کمک کنید و به حمایت از تروریسم در لبنان یا عراق پایان دهید و به تعهدات بین المللی خود پای بند بمانید. در آن صورت همکاری و تشریک مساعی جدیدی بین ما ممکن خواهد بود اما رد این گزینه، انتخاب انزوا است.

مدتی است که گفته می شود با به روی کار آمدن دولت جدید، سیاست خاورمیانه ای بریتانیا هم تغیر خواهد کرد. گوردون براون که روز 27 ژوئن نخست وزیری را تحویل خواهد گرفت، تلویحا، چند بار به ضرورت داشتن سیاست خارجی مستقل تر اشاره کرده که به صورت فاصله گرفتن از استراتژی جهانی آمریکا تعبیر شده و به احتمال زیاد بیشتر به برنامه خروج از عراق مربوط خواهد بود تا تغییری در مواضع بریتانیا در قبال برنامه های هسته ای ایران که در قالب خط مشی اتحادیه اروپا تعقیب می شود.

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟