حمله به سفارت خانه ها و هزینه سازی بچه گانه برای کشور

حمله به سفارت خانه ها و هزینه سازی بچه گانه برای کشور

پنجشنبه گذشته، در مقابل سفارت انگلیس در تهران، غوغایی به پا بود؛ جمعی از دانشجویان - که خود را متعلق به بسیج و جنبش عدالتخواه دانشجویی معرفی می کردند - در آنجا جمع شده بودند و علیه انگلیس و مهمانان ایرانی سفارت که به جشن تولد ملکه الیزابت 81 ساله دعوت شده بودند، شعار می دادند. آنها، مهمانان را "خائن" می خواندند و آنها را به "خجالت کشیدن" دعوت می کردند.

تجمع کنندگان، همچنین سعی در ممانعت از ورود مهمانان به محوطه سفارت داشتند و حتی آنها را تهدید می کردند: "اعدام انقلابی نتیجه ورود است".

پرتاب تخم مرغ و گلوله های رنگی به سمت سفارت، حمله به سمت درب سفارتخانه، هجوم دانشجویان به اتومبیل حامل دسته گل اهدایی سفیر عراق و ... باعث شد سرانجام همانگونه که انتظار می رفت، ماجرا به درگیری کشیده شود و نیروی انتظامی با استفاده از قوه قهریه مانع از اقدامات بعدی تجمع کنندگان شود ... .

***
تجمعات غیرقانونی مقابل سفارتخانه ها، مدتی است که در تهران باب شده است و البته، تاوان اصلی این تجمعات را، نیروی انتظامی در داخل و دستگاه دیپلماسی دولت نهم در خارج می پردازد.

در این میان آنچه باعث تاسف است اینکه مرتکبان این اقدامات فراقانونی، کسانی هستند که خود را به اسم "دانشجو"،" بسیجی"، "عدالتخواه"، و ... معرفی می کنند و این در حالی است که آنها، نه نماینده اکثریت دانشجویان هستند، نه نماینده بسیجیان و نه منعکس کننده آرمان های عدالتخواهانه ملت. آنها، فقط "خودشان" هستند.

***
براستی اینگونه اقدامات چه نفعی برای کشور دارد؟ آیا جز این است که چهره ه ای خشن و غیر منطقی از ملت ایران در افکار عمومی جهانیان به نمایش می گذارد؟ 

آیا جز این است که به کشورهایی که سفارتخانه هایشان مورد حمله قرار گرفته است این فرصت را می دهد که به دولت ایران اعتراض کنند؟ راستی، اگر سفیر ایران در لندن به وزارت خارجه انگلیس احضار شود، چه پاسخ قانع کننده ای می تواند به این قبیل اقدامات بدهد؟ آیا او نیز باید همانند تجمع کنندگان خشمگین، شعار بدهد و به صورت دیپلمات ها، تخم مرغ گندیده بکوبد و بیرون بیاید؟

تردید نکنید که اینگونه اقدامات، جز آنکه باعث تضعیف اعتبار و جایگاه بین المللی کشور شود، حاصلی ندارد.

تجمع اعتراض آمیز در مقابل سفارتخانه های خارجی،|آن هم به صورت قانونمند، تنها موقعی قابل پذیرش است که از سوی کشوری، اقدامی علیه ملت ایران صورت گرفته باشد والا برگزاری یک میهمانی آن هم در داخل سفارت (که جزیی از خاک آن کشور محسوب می شود) چه تهدیدی را متوجه دولت یا ملت ایران می کند که باید در مقابل سفارت تجمع و با سنگ و چماق و تخم مرغ و خشم و هیاهو، برای رسانه های خارجی، سوژه درست کرد؟!

***
در اینکه به انگلیسی ها نمی توان اعتماد داشت تردیدی نیست؛ این، یک باور عمومی در میان بسیاری از ملت ها و از جمله ملت ایران است.

در اینکه انگلیسی ها از هیچ اقدامی برای تثبیت موقعیت خود در ایران و مداخله در امور داخلی کشورمان فروگذار نمی کنند نیز شکی نیست و البته، این مهم نیز، بیش از همه، بر عهده سفارت انگلیس - یا به قول خودشان سفارت بریتانیای کبیر - در تهران است.

بنابراین تمرکز بر حرکات و اقدامات این سفارتخانه و متعلقان آن، امری است که با امنیت ملی گره خورده است؛ انگلیسی ها را نباید یک لحظه به حال خود گذاشت. این، درسی است که تاریخ به ما می دهد.

اما آیا راه کنترل انگلیسی ها، خشم و هیاهو در مقابل سفارت آنها و بهانه دادن به دست آنهاست؟

به راستی، مگر کشور وزارت اطلاعات و وزارت خارجه و شورای عالی امنیت و ... ندارد که چند دانشجوی خشمگین، این چنین احساس تکلیف می کنند که "مانع از توطئه انگلیسی شوند"؟!

نیروی انتظامی نیز همانند مرغی شده است که سرش را هم در عزا می برند و هم در عروسی.

از پنجشنبه گذشته ، افراطیون، حملات سنگینی را علیه نیروی انتظامی آغاز کرده اند که چرا از بیگانگان و مهمانان خائن آنها حراست کرده و در مقابل به یک عده دانشجوی بی پناه که از سر غیرت و میهن دوستی حمله کرده است؟!

به راستی نیروی انتظامی چه می باید می کرد؟ مگر نه این است که مسوولیت حفاظت از اماکن دیپلماتیک با نیروی انتظامی است و اگر کوچکترین کوتاهی در این باره داشته باشد باید پاسخگو باشد؟

آیا باید نیروی انتظامی، صرفا نقش ناظر را ایفا می کرد؟

شاید هم برخی ها  انتظار داشتند پلیس از حمله دانشجویان پشتیبانی می کرد و برایشان مهمات می آورد!

***
راستی! بیایید تصور کنیم که پلیس سکوت می کرد یا در مقابل مهاجمان شکست می خورد و تجمع کنندگان خشمگین موفق می شدند وارد محوطه سفارت شوند؛ در چنان شرایطی حمله کنندگان واقعاً می خواستند چه کنند؟ آیا میزبانان و مهمانان داخلی و خارجی شان را کتک می زدند و میزهای پذیرایی را می شکستند یا سفارت را به آتش می کشیدند یا ...؟

 هر اتفاقی که می افتاد، بزرگترین بازنده آن، جمهوری اسلامی ایران بود، یعنی همانی که مهاجمان با ادعای حمایت از آن وارد عمل شده بودند!

از آن گذشته چرا دانشجویان معترض به سیاست های انگلیس، به نیروهای پلیس کشور خودمان حمله کردند؛ آیا جز این بود که پلیس ایران در حال اجرای وظایفی است که "جمهوری اسلامی تحت ولایت ولی فقیه" به دوشش گذاشته است؟!

براستی، برای برخی ها اعتبار و حیثیت نظام، چیزی جز بازیچه نیست.

***
ما، همانند "برخی ها" فکر نمی کنیم که همه باید مثل یکدیگر فکر کنند. بنابراین، به اینکه عده ای معترض برپایی جشن تولد ملکه الیزابت و دعوت از ایرانی ها برای شرکت در آن باشند، اعتراض نداریم. اعتراض حق همه است همانطور که ما، به اقدامات تجمع کنندگان اعتراض می کنیم ولی این اعتراض نباید موجب نقض قانون و خدشه دار شدن حیثیت جهانی کشور شود.
بنابراین معترضین می توانستند تجمعی قانونمند و آرام در مقابل سفارت داشته باشند و بدون تعرض و درگیری اعتراض خود را مطرح کنند.

براستی چرا خیلی از ما ایرانی ها فکر می کنیم برای "اعتراض" باید رگ گردن هایمان را متورم کنیم و سنگ بپرانیم و چماق بزنیم؟!

***
...و یک سوال خیلی ساده: اگر در یکی از سفارتخانه های ایران جشن سالروز پیروزی انقلاب برگزار شود و تعدادی از اتباع آن کشور به سفارت ایران و مهمانان آن حمله کنند، ما در باره مردم آن کشور چگونه فکر می کنیم؟!

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟