نمایش و بررسی فیلم راگی عمر در ایران در لندن

نمایش و بررسی فیلم "راگی عمر در ایران" در لندن

بعدازظهر پنج شنبه 24 خرداد ماه (14 ژوئن)، یکی از تشکل های صلح طلب لندن در شمال این شهر میزبان مردمی بود که برای تماشای فیلم اخیر "راگی عمر" خبرنگار سابق بی بی سی در باره ایران، به سالن همایش های مرکز ایرلندی های لندن آمده بودند.
تراکت تبلیغی جلسه نمایش فیلم
جلسه نمایش و بررسی فیلم راگی عمر در ایران، مباحث سیاسی گسترده ای را در پی آورد

مراسم راس ساعت مقرر آغاز شد و از آنجا که بسیاری از حضار که در میان آنها ایرانیان نیز کم نبودند پیش تر فیلم را دیده بودند، تنها به نمایش بخش دوم آن اکتفا شد. راگی عمر و پل ساپین کارگردان این مستند تحت عنوان راگی در ایران خود در گوشه ای ایستاده بودند و هم فیلم را می دیدند و هم واکنش تماشاگران را.

فیلم که بر روی یک تلویزیون 36 اینچی برای حدود چهارصد نفر از حضار که سالن را کاملا پر کرده بودند به نمایش در می آمد، ضمن واقع نمایی بسیار مفرح و کنایه آمیز هم بود و از همین رو، اغلب صدای قهقه تماشاگران در بین آن به گوش می رسید، در این مواقع به راگی و پل که نگاه می کردم لبخند رضایتی برلب هایشان هویدا بود.

مسلما این اولین باری بود که فیلم شان را به همراه تماشاگرانی با گرایش ها و پس زمینه های مختلف می دیدند و برای یک مستند تلویزیونی، این اتفاقی است که کمتر رخ می دهد و شانس بزرگی برای کارگردان، تهیه کننده و عوامل تهیه آن محسوب می شود.

فرصت را مناسب می بینم و ضمن اینکه سعی می کنم در تقابل با نور کم موجود در این سالن بزرگ، عکس های بهتری بگیرم، نزد راگی عمر و پل ساپین می روم و می گویم می دانم که واکنش تماشاگران چقدر برایتان اهمیت دارد بنابراین پس از پایان فیلم اگر فرصتی شد، در باره همین موضوع گپ خواهیم زد، هر دو تایید می کنند و همچنان با اشتیاق به صفحه تلویزیون و تماشاگران چشم می گردانند.

سخنرانان و سازندگان فیلم
 این مستند نود دقیقه ای با نماهای خیره کننده ای آغاز می شود که سوالی را پیش روی مخاطب می گذارد: واقعا از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چه می دانیم؟
 

سرانجام نمایش فیلم به پایان می رسد و مجری مراسم که خانم میانسالی است که حتی یک لحظه هم لبخند از چهره اش محو نمی شود، مهمانان را روی صحنه و به پشت میز فرامی خواند و از همین جاست که فیلم اصلی برای من شروع می شود...

راگی عمر در ایران

این مستند نود دقیقه ای با نماهای خیره کننده ای آغاز می شود که سوالی را پیش روی مخاطب می گذارد: واقعا از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چه می دانیم؟

به این ترتیب با نماهایی با مفاهیمی ظاهرا متعارض، بیننده در پاسخ دادن به این سوال با فیلم همراه می شود، نماهایی که با برش هایی سریع، چهره های متفاوت و گاه متعارضی از زندگی شهری روزمره در تهران را به نمایش می گذارد: از مردی که بر ضریحی مقدس بوسه می زند، دختر جوانی که با موبایلش از یک خواننده محبوب پاپ عکس می گیرد گرفته تا تظاهرات خشونت آمیز طرفداران حاکمیت علیه اسرائیل.

همین نماهای اولیه، تضاد، تعارض و شکافی را که در جامعه ایران با گرایش های متفاوت بخش های مختلف جامعه وجود دارد، به خوبی آشکار می کند، سازندگان فیلم در طول این فیلم هم تلاش می کنند تا با نزدیک شدن هر چه بیشتر به زندگی روزمره افراد مختلفی از طبقات و گروه های مختلف، نمایی از گوناگونی چهره ایران را به مخاطب نشان دهند.

راگی عمر خود در ابتدای این مستند در حالی که در ایستگاه قطار و رو به دوربین سخن می گوید هدف از سفر و ساخت این فیلم را درک چهره واقعی از شهری که بیش از همه در جهان درک ناشدنی باقی مانده، خوانده است.

راگی عمر و پل ساپین
راگی عمر و پل سپین در حین نمایش فیلم خود با بیم و اشتیاق به تماشاگران می نگریستند

وی در انتهای فیلمش در حالی که ما را با چند شخصیت مختلف با زمینه های آشنا و همراه ساخته است، بار دیگر سرگذشت شخصیت هایش را پس از چند ماه با عکس هایشان برای بیینده شرح می دهد.

راگی عمر از سومالی تا بی بی سی

راگی عمر که تا سال پیش یکی از مشهورترین خبرنگاران بی بی سی بود، در سال 1967 در یک خانواده متمول در سومالی متولد و در بریتانیا بزرگ شده است.

پس از دبیرستان وارد دانشکاه آکسفورد شد و در آنجا تاریخ مدرن خواند و از همین زمان کارش را در حرفه روزنامه نگاری با نوشتن مقالاتی برای روزنامه وویس (Voice ) آغاز کرد. پس از آن در سال 1991 به اتیوپی رفت تا برای سرویس جهانی بی بی سی به عنوان خبرنگار آزاد کار کند. سال بعد وی به لندن بازگشت و در آنجا به عنوان روزنامه نگار مشغول به کار شد و پس از مدتی به عنوان خبرنگار دائم بی بی سی در آفریقای جنوبی که همسر و فرزندانش در آنجا مستقر بودند، تعیین شد.

با شروع جنگ عراق وی به این کشور رفت و گزارشهایش از عراق با استقبال فراوانی در میان مخاطبان بی بی سی روبرو شد. وی در باره همین دوران کتابی تحت عنوان روز انقلاب نوشته است.

وی اخیرا نیز کتابی تحت عنوان تنها نیمی از من در باره هویت دوگانه خود نوشته است و از سال گذشته به عنوان گزارشگر ویژه شبکه انگلیسی زبان الجزیره در تهران مشغول به کار شده است.

راگی عمر با یک دختر ایرانی گفتگو می کند
 چنین فیلم هایی نمی توانند رضایت همه را برآورده کنند و در واقع ما هم نمی خواستیم وارد مباحث سیاسی شویم، ما می خواستیم تصویری پیش روی تماشاگر بگذاریم که خودش بتواند با آن رابطه برقرار کند.
 
راگی عمر

راگی در برابر مخاطب

هنگامی که مجری برنامه از حضار خواست تا سوالات خود را مطرح کنند، اولین سوالات برای راگی عمر و پل ساپین غافلگیر کننده است، یک مرد ایرانی و دو زن دیگر فیلم را متهم به محافظه کاری می کنند و راگی را تلویحا حامی دولت ایران می خوانند.

پاسخ راگی به این نظرات آن است که این فیلم تنها خواسته است تا چهره واقعی و متعارضی از کشوری نشان بدهد که مردم دنیا یا چیزی از آن نمی دانند یا به خاطر تبلیغات یکجانبه رسانه های بزرگ، تصور درستی از آن ندارند.

این پاسخ یک ایرانی دیگر را برمی آشوبد و از وی می خواهد که توضیح دهد چرا از نابسامانی های مردم از رنج و فلاکت یا مردم فقیر و نابهنجاریهای اجتماعی در فیلمش اثری نیست.

راگی پاسخ می دهد که قرار نبوده است این فیلم همه چیز را در نود دقیقه به تصویر بکشد، ما فقط درنظر داشتیم زندگی روزمره مردم معمولی را نشان بدهیم بدون آنکه خودمان را درگیر مسائل پیچیده سیاسی بکنیم.

پل ساپین، کارگردان فیلم هم پاسخ می دهد که ما ناچار بودیم تا تابع مقررات و ضوابطی باشیم که بر ایران حاکم بود، یک سال طول کشید تا ما اجازه ساخت این مستند را از دولت ایران بگیریم و با هر کسی که مشورت کردیم به ما گفت که اگر شما بخواهید یک فیلم انتقادی صریح بسازید فکر این سفر را هم نکنید.

 یک دختر اطلاعیه روی میز کتاب را به حضار می دهد
میز کتاب دانشجویان و سازمان های چپ گرا و صلح طلب مشتاقان بسیاری داشت

در حالی که چند ایرانی از گوشه و کنار سالن در مواجهه با این پاسخ ها فریاد اعتراض سر می دادند، زیبا میرحسینی استاد انسان شناسی انستیتوی خاورمیانه لندن و مستند ساز که دیگر مهمان این مراسم بود، میکروفون را به دست گرفت و گفت این فیلم چهره ای واقعی از ایران نشان می دهد، چهره ای که شما نمی توانید در اغلب رسانه های اینجا ببینید.

او همچنین به تلاش روزنامه نگاران و هنرمندان و به ویژه فیلسمازان ایرانی برای ارائه انتقادات اجتماعی اشاره کرد و گفت در برخی از فیلم های سالهای اخیر که در همه جهان به نمایش درآمده است نابسامانی های اجتماعی چون فحشا، فقر و اعتیاد به تصویر کشیده شده است، فیلم هایی که برخی از آنها نمایش شان در ایران همچنان ممنوع است.

زیبا میرحسینی در پاسخ به سوالی در باره اینکه چگونه می توان با مخالفت با جنگ به مردم ایران کمک کرد، گفت ما باید همه تلاش خود را به خرج دهیم تا نه تنها از جنگ علیه ایران بلکه از تحریم و حتی سختن گفتن از آن جلوگیری شود، خانم میرحسینی در حالی که سخنانش با تشویق بسیار حضار روبرو بود ادامه داد: چه کسی است که نداند اگر رژیم صدام حسین در اولین سالهای انقلاب با حمایت غرب و شوروی به ایران حمله نمی کرد، سرنوشت انقلاب ایران به گونه دیگری رقم می خورد؟

در این میان یکی از حضار انگلیسی با اعتراض به اینگونه سخنان گفت که سخنان شما مدارا با رژیمی را ترویج می کند که هر روز مردم را در معرض خطر مرگ و شکنجه و زندان قرار می هد. راگی در پاسخ گفت وظیفه ما آن نبوده است که برای مردم و حکومتش چاره جویی کنیم و آنچه من در اینجا تاکید می کنم این است که مردم ایران خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند که چه می خواهند و چه باید بکنند، من هم به عنوان روزنامه نگار وظیفه ام مدارا با هیچ حکومتی نیست همانطور که وظیفه ام سرنگون کردن آن هم نیست.

راگی عمر، زیبا میرحسینی و الهه رستمی پوی
سخنرانان در این جلسه کوشیدند تا به سوالات سیاسی حضار پاسخ گویند

کارگردان فیلم نیز گفت: وقتی که ما این فیلم را می ساختیم احساسمان این بود که ما شانه به شانه مردم ایران و جنبشی که در آنجا جریان دارد ایستاده ایم و تلاش می کنیم تا آن را به خوبی نشان بدهیم، زیرا همه فعالان اجتماعی ایران به ما می گفتند بهترین کار آن است که به جهانیان چهره واقعی ما را نشان بدهید و همه بدانند که ما چه می کنیم.

در حالی که هنوز بسیاری از حضار خواستار طرح سوالات خود بودند، مجری برنامه با اعلام آنکه مدتها از پایان وقت مقرر برای خاتمه آن گذشته به جلسه خاتمه داد.

در گپی کوتاه بار دیگر درحالی که رگی عمر در میان حضار سرگرم پاسخگویی به سوالات و نظرات آنها بود، وی را یافتم و از وی در باره اینکه آیا انتظار اینکه برخی ایرانی ها و حتی انگلیسی ها از فیلمش خوششان نیاید داشته یا نه پرسیدم. راگی عمر گفت البته انتظار این برخورد را داشتم ولی دلم نمی خواست که این برخورد خیلی تند پیش برود زیرا من این مستند را برای کمک به پیشبرد گفتمان در باره ایران ساخته ام و باید که به چنین مباحثی دامن بزند.

به او گفتم وقتی وی را متهم به محافظه کاری می کنند چه احساسی دارد و وی گفت که چنین فیلم هایی نمی توانند رضایت همه را برآورده کنند و در واقع ما هم نمی خواستیم وارد مباحث سیاسی شویم، ما می خواستیم تصویری پیش روی تماشاگر بگذاریم که خودش بتواند با آن رابطه برقرار کند.

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟