مصاحبه با رضا عطاران:اساسی تنبلم

مصاحبه با رضا عطاران:اساسا تنبلم

هیچ اغراقی در کار نیست، ترش و شیرین عطاران در میان هیاهوی امواج ارسالی نوروز جام جم بی رقیب تاخت; ساده، شاد و بی هیچ بار خاطری. او می تواند لحظات ناب و مفرحی برای مخاطبانش تدارک ببیند، بی آن که انگشت در چشم  آن ها فرو کند. عطاران آرام آرام سایه مهران مدیری را پس می زند. او حالا دیگر شکل و شمایل یک نیروی مستقل و قابل اتکا به خود گرفته است. حضورش برای تلویزیون ایران غنیمت است.

رضا عطاران برای آماده کردن قسمت های پایانی ترش و شیرین هنوز درگیر است (روز گفت وگو) و فرصت برای گفت وگوی حضوری مهیا نمی شود. تلفنی با هم صحبت کرده ایم; از ترش وشیرین،  از ناصر، از خونسردی ها و ... نتیجه اش این چیزی است که شما می خوانید.

● مدت هاست به مسئله اختلاف طبقاتی در کارهای شما به طور مکرر اشاره می شود. چرا این موضوع این قدر ذهن شما را درگیر کرده است؟

به نظرم یکی از مشکل های اساسی ما که اتفاقا تبعات زیادی دارد، همین اختلاف طبقاتی است. یعنی خیلی از مشکلات ایلی،  قبیله ای، قومی،  ریشه در همین تفاوت های مالی افراد در جامعه دارد. این اختلاف خیلی فاحش است و هر روز هم بیشتر می شود. درست است من روی این مساله زوم کرده ام و حتما در قصه های بعدی ام هم دنبالش می کنم. این موضوع مورد علاقه من است.

● این علاقه از کجا می  آید؟

از جای خاصی نیست! فقط چون این ها را می بینم، دنبال می کنم. متاسفانه مشکلی است که وجود دارد.

● نکته جالب این جاست که شما قصد دارید بین دو طبقه، نزدیکی به وجود بیاورید. یعنی این که نه طبقه بالادست را هیولا نشان می دهید و نه سعی می کنید برای طبقه فرودست محبت دلالی  کنید...

آره. کلا به آدم ها این جوری نگاه می کنم. همه می دانیم هر آدمی، هر طبقه ای تنها سیاه سیاه یا سفید سفید نیست. بیشتر دنبال این موضوع هستم که نشان بدهم بودن یا نبودن پول این مشکلات را به وجود می آورد وگرنه نمی خواهم بگویم آدم پولدار بد است یا آدم بی پول خوب. یا هر چیز دیگر.

● خب آن وقت فکر می کنید این تلاش در جهت نزدیکی دو طبقه چقدر می تواند به واقعیت جامعه نزدیک باشد؟ مثلا این آدم هایی که متعلق به دو طبقه متفاوت هستند چقدر می توانند کنار هم دوام بیاورند؟یعنی به نظر شما در سریال این آدم ها در کنار هم دوام می آورند و هیچ مشکلی ندارند؟ پس این همه جنجال و درگیری برای چیست؟

نه، منظورم این است که اصلا در واقعیت چقدر می شود این دوتا جنس تقریبا متفاوت را به هم نزدیک کرد

● شاید بهتر است بگویم که من فقط دارم اینها را می بینم و نشان می دهم. قصد ندارم خیلی دست به نقد ببرم. اتفاقا فکر می کنم با نمایش این اختلافات افراد درگیر مشکلات را از بیرون نگاه کنند و خودشان دست به نقد خودشان ببرند.


آقای عطاران شما بچه کدام محل هستید؟

بچه پایین شهر مشهد! بچه پایینم (با خنده). پدرم هنوز در همان محل زندگی می کند. من که دیگه آمدم تهران.


گفتید پایین. انگار طعنه زدید. چرا گاهی بچه های پایین شهر با اکراه از این مسئله حرف می زنند؟


نمی دانم. شاید چون دید خوبی نسبت به آنها وجود ندارد...

● چرا؟

آخه وقتی تمام روابط اجتماعی ما دارد روی پول می چرخد و مقدار پول در خانواده ها برای ما شخصیت می آورد و ما بر اساس پول به هم نزدیک می شویم،  این اتفاق می افتد دیگر. همان اختلاف طبقاتی. خب بچه های پایین از نظر عمومی بچه هایی هستند که کم درآمدترند، اما به نظر من این جوری نیست.

● فقط پول؟ اختلاف فرهنگی مهم نیست؟

والله به نظرم نه خیلی،  آخه من این قدر آدم تحصیل کرده دیده ام که یک کارهایی می کنند که همین  جوری از آنها بعید است! اما خوب و بد در همه وجود دارد. به نظرم الان مقدار پول موثرتر است.

● رضا عطاران در بازی و رفتار معمولی اش از یک خونسردی عجیبی استفاده می کند. ذاتا خونسرد است یا یادگرفته خونسرد باشد؟

یاد گرفته ام. گرچه مادرم هم خونسرد است و می گویند به او رفته ام.

● چطوری یاد گرفته اید؟ تحت چه شرایطی؟

راستش از زمانی که آمدم تهران یاد گرفتم. اول که آمده بودم می ترسیدم. آنها با آن چیزهایی که من در شهرستان دیده بودم فرق داشتند. باور کنید از پس سر که نگاه می کردم (با خنده) انگار یک جور دیگر بودند، ریتم،  نگاه و... وقتی دیدم اینجا زمانی که از کنار هم رد می شوند اصلا نگاه نمی کنند و به کار خودشون ادامه می دهند، من هم خونسرد شدم. کاری به کار بقیه ندارم.

● فکر می کنید این خصلت خوب است؟

بیشتر جالب است تا خوب یا بد. گاهی خوب است، گاهی بد...

● چه موقع بد می شود؟

همین که آدم بدی رو نبینید خوب است.

● چه جالب. شما پارادوکسیکال کار می کنید. به عنوان یک هنرمند که دید اجتماعی دارد و می خواهد روی بدی های جامعه زوم کند،  خونسردی خوب نیست.

من اما همه چی را می بینم. آره برای کار کردن و به تصویر کشیدن باید همه چی را ببینم. اما در مورد رفتار عادی خوب است که بدی های همدیگر را نبینیم.

● اصلا تا حالا با این و آن درگیر شده اید؟ مثلا همین درگیری های عادی روزمره. چه می دانم تا حالا شده در رانندگی به کسی جدل کنید؟

اصلا ماشین نگرفته ام که این اتفاقات نیفتد. روحیه ام به روحیه آدم های ماشین سوار نمی خورد.

● چه جالب، چرا؟

یک مدت ماشین داشتم. راستش حوصله رانندگی نداشتم. بیشتر دوست دارم یکی دیگر رانندگی کند و من اطراف را نگاه کنم.

● خب این از تنبلی شما است...

آره، اساسی تنبلم.

● آقای عطاران لطف کنید پنج شخصیت خونسردتر از خودتان نام ببرید.

سخت است. کمک کنید. آهان مثلا کمال تبریزی.

● چرا؟  مگر تا حالا با هم کار کرده اید؟

نه، همین  جوری قیافه ای گفتم. فکر کنم...کمک کنید. شهرام جزایری. (با خنده)

● خب شد دوتا،  سه تای دیگر نام ببرید حل است.

خیلی سخت است. کوین اسپیسی!

● قیافه ای گفتید یا به خاطر شخصیت هایی که بازی کرده؟

نه به نظرم کلا آدم خونسردی است. البته در آن فیلم زیبایی آمریکایی خیلی راحت و خونسرد بود. دیگه هیچی یادم نمی آید. همین سه تا بس است دیگر.

● اشکالی ندارد. این خونسردی شما اطرافیانتان را اذیت نمی کند؟

چرا، اتفاقا خانمم را خیلی اذیت می کند.

● شما در مقابل چه کار می کنید؟

باز هم همان خونسردی را ادامه می دهم!

● هیچ مشکلی پیش نمی آید؟

نه. همه چی حل می شود.

● اگر می خواست حل بشود بنده خدا اصلا حرص نمی خورد...

اتفاقا وقتی نقش ناصر را دید گفت خیلی شبیه خودت است!

● به خاطر پررویی ناصر که نبوده؟ منظور خونسردی اش بوده؟

(خنده) آره.

● واقعا ناصر مابه ازا دارد؟

● شما ندیدین؟

 به نظرم خیلی اغراق شده است، تا این حد پررو ندیده ام. می دانید در صبر اطرافیان ناصر هم البته اغراق شده.
خب آره، درسته بزرگنمایی اش زیاد است. برای طنز ماجرا و البته شاید برای جا افتادن نقش برای بیننده هم بد نباشد.  

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.