جزیره سیاه ( از سری داستانهای تن تن و میلو) - قسمت دوم


جزیره سیاه ( از سری داستانهای تن تن و میلو) - قسمت دوم

iranazadiran - ایران - تهران
جالبه به خاطر دارم داداش کوچکترم تمام کتابهای تن تن رو در اوایل نوجوونی می خرید و با عشق میخوند کتابها بزرگ با جلد اعلا بود. نمیدونم این سری که سایت پخش میکنه از همون چاپ و سری ست یا نه. با لذتی از کارهای تن تن حرف میزد و از عشقی که از کاراکترش میکرد با چنان تحسینی سر تکان میداد که وسوسه میشدم بخونمشون اما با اینکه در اون سن کتابهای پلیسی جنایی یا فتورمانهای اینچنینی میخواندم هیچ زمان نشد حتی یک کتابش رو کامل بخونم بعضی صحنه های جذابش رو پراکنده خوانی میکردم اما تا الان تن تن و میلو برام یک معماهستن .....
جمعه 28 آبان 1389

iranazadiran - ایران - تهران
.. میدونم خبرنگاره ( البته اینجور که تو ذهنم مونده )و یا جزئیات دیگر اما اصلا نمی فهمم چشه اصلا ماموریتش چیه در اصل خط اصلی داستان را هنوز . پیدا نکردم و جالبتر اینکه هنوز هم اون حسی رو که بفهمم این کارکتر چشه و اصلا منظورش چیه از این تعقیب و گریزها ندارم به نظرم خیلی ییچیده میاد با اینکه بارها سایت گذاشته باز هم فقط دو سه صحنه رو میخونم و تموم و باز هم نمی فهمم این چه کار میکنه. انگار ماجراش طلسم شده. اصلا عادت ندارم چیزی رو که واردش میشم یا شروع میکنم بدون رسیدن به نتیجه و یا درکی از آن رها کنم اما نمی دونم چرا . برا این ماجرا اینجوری میشه خودم متعجبم شما چی فکر میکنین :)
جمعه 28 آبان 1389

shahram khosh maram - ایران - تهران
iranazadiran - ایران - تهران: سلام دوست گرامی. تن تن یک خبرنگار بلژیکی کنجکاو هست که دنبال دردسر میگردد ولی همیشه ماجراها به خوشی تمام میشود. در مسیر داستانهایش, دوستانی پیدا میکند مثل دوپونتها, کاپیتان هادوک و تورنسل و چانگ که در بعضی جاها مهم هستند به همین دلیل بهتر هست داستانها را به ترتیب وقوع ماجراها خواند تا کم کم با شخصیتها اشنا شد. اولین داستان, تن تن در کنگو هست, بعد تن تن در امریکا, بعد سیگارهای فرعون, گل ابی, گوش شکسته,جزیره سیاه, عصای اسرارامیز, خرچنگ پنجه طلایی,جزیره اسرار امیز, اسب شاخدار, گنجهای راکام, هفت گوی بلورین, معبد خورشید, سرزمین طلای سیاه, به سوی ماه,بر ماه قدم گذاشتیم, ماجراهای تورنسل, کوسه های دریای سرخ,تن تن در تبت, جواهرات کاستافیوره,پرواز714 و تن تن و پیکاروهاست. اگر به همین ترتیب بالا بخوانید لذت میبرید.
جمعه 28 آبان 1389

sepher - استرالیا - سیدنی
shahram khosh maram - ایران - تهران . منهم میگم بلکوتیکا! :-)==>عصای اسرارامیز بودفکر کنم! پس من همشون خوندم خودم نمیدونستم! سپاس از اطلاعاتتون!.
شنبه 29 آبان 1389

iranazadiran - ایران - تهران
shahram khosh maram - ایران - تهران. سلام دوست محترم. ممنون از اطلاعات جامع و کاملتون. بنابر این حق داشتم که از موضوع سر در نیارم چون تمام اتفاقات . بهم وصل شده. شاید علت اینکه جذب این داستان نمیشدم این بوده که هدف کاراکتر را متوجه نمیشدم و علت کنجکاویهایش. آیا فقط عاشق ماجراجویی بوده آیا در پس این ماجراجویی نکات مثبتی برای خود و دیگران بوده. اصلا چه عاملی محرک او برای وارد شدن به این ماجراجویی میکرده اگر ناخود آگاه بوده از چه منشایی سرچشمه میگرفته. در هر صورت با اینکه حداقل دوسه سال برادرم از حدود 14 تا 16 یا 17 با این کتابها وقت میگذراند نمی توانستم با این داستان ارتباط برقرار کنم. در حال حاضر برنامه هایی که به مغزم دادم بسیار سنگین است و خارج از تحمل مغز سبک بنده. اگر جای خالی در آن باز شد حتما شروع میکنم چون تا متمرکز آن نباشم مغزم کشش درکش را ندارد و از حوصله ام هم خارج است. مغزم که آماده باشد خودش برایم پیغام آماده باش را می فرستد. ممنون از توجه شما. سلامت باشید.
شنبه 29 آبان 1389

+0
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟