به گزارش سلامت نيوز به نقل از بي بي سي، چند روزي اهل خانه را شاد نگاه مي دارد و كودكان را سرگرم، بي آنكه كسي بفهمد او حتي با صداي بلند تلويزيون سكته مي كند و بدنش با آفتابي كه از پنجره مي تابد، ذره ذره مي سوزد!
او همان موجودي است كه روزگاري در باور ايرانيان گاوي بر پشت داشت و گاو، جهان را بر شاخ نهاده بود؛ اما حالا بايد در خانه همانان دو سه هفته اي را با زجر و محنت به سر آرد تا بميرد!
قديم تر ها كه خانه ها بزرگ و حياط دار بود، او هم در حوض وسط حياط جايي براي خود مي يافت و اهميتي نمي داد كه وقت تحويل سال چند ساعتي را در تنگ كوچك بلورين سر كند، اما در روزگار آپارتمان نشيني، تنها خانه او تنگ تنگ است و بس.
آيا او همان ماهي قرمز كوچولو است كه مي گويند نشان از وهمن امشاسپندان دارد و جانداران را پشتيبان است!
ماهي – سرخ يا غيرسرخ – آن گونه كه دكتر محمود روح الاميني استاد مردم شناسي دانشگاه تهران مي گويد در نماد شناختي ايراني نشان از زندگي دارد و از آن رو در كنار هفت سين نوروزي قرار مي گيرد كه نوروز سرآغاز زندگي دوباره طبيعت است و حضور ماهي از ميان انبوه حيوانات اشاره اي است به اين آغاز.
البته كسي نمي داند كه اين موجود (بي آنكه نامش با حرف سين آغاز شود) از چه زمان پاي ثابت سفره هفت سين شده است؛ چرا كه به گفته روح الاميني «ما نه فقط درباره ماهي، بلكه حتي درباره هفت سين، كوچكترين اطلاعي در نوشته ها و متون كهن پارسي نمي يابيم. مراسم نوروزي اغلب در خانه ها برگزار مي شده و چون تاريخ نگاري ايران يكسر معطوف به موضوعات رسمي و شاهانه بوده، توجهي به آن نكرده است.»
دكتر ميرجلال الدين كزازي استاد ادبيات دانشگاه شهيد بهشتي نيز همچون روح الاميني نمي تواند ردپايي از ماهي سرخ در آبشخورهاي كهن به دست دهد، اما درباره كاركرد ماهي در فرهنگ و باور شناختي ايراني سخنان درخوري دارد: «ماهي از آن روي كه با آب در پيوند است، پديده اي خجسته و بشگون و اهورايي شمرده مي شود و به نشان فال نيك در خان نوروزي نهاده مي آيد. از سوي ديگر شايد بتوان اين نشانه را هم مانند ديگر نشانه ها و نمادهايي كه در خان نوروزي يا هفت سين مي بينيم، در پيوند با ستايش روشنايي و خورشيد دانست.»
او افسانه نهادن جهان بر شاخ گاو و جاي گرفتن گاو بر ماهي را يادآور مي شود و مي افزايد: «گاو در نمادشناسي ايراني نشانه رازآلود زمين يا جهان فرودين پيكرينه است كه در ادب پارسي، جهان آب و گل خوانده مي شود؛ در برابر شير كه نماد خورشيد و آسمان است. از آنجاست كه اين گاو بر ماهي ايستاده و بنياد و پايگاه زمين يا جهان پيكرينه آب و گل است.»
به هر روي ماهي سرخ نوروز تا از اعماق اسطوره ها به پاي سفره هفت سين بيايد، راهي دور و دراز و گاه پرمشقت را مي پيمايد. اين ماهي دوست داشتني كه به طور متوسط بين ۱۲ تا ۲۰ سال عمر مي كند و در موارد نادري ۳۰ و ۴۰ را از سر مي گذراند، از خانواده كپور ماهيان است و حدود ۱۵۰۰ خواهر و برادر دارد كه برخي چون او تزئيني و برخي خوراكي اند.
در رديف ماهيان گرم آبي و پرطاقت جاي مي گيرد و مي تواند با اكسيژن بسيار كم به زندگي ادامه دهد. از اين رو تكثيرش فرايند پيچيده اي ندارد و در خانه هاي روستايي و با امكانات ابتدايي نيز صورت مي پذيرد.
آغاز تكثير معمولاً از خرداد ماه است و از اوايل اسفند سر و كلمه ماهي قرمز در بساط دستفروشان فصلي پيدا مي شود. در حالي كه طبق آمار شيلات ايران، هر ساله ۳۱ ميليون قطعه انواع ماهي تزئيني در كشور توليد مي شود، توليد ماهي قرمز به تنهايي از مرز ۶۰ ميليون قطعه مي گذرد و اين يعني يك تجارت پرسود و تضمين شده است.
شيلاتي ها مي گويند دست كم دو هزار نفر در سراسر كشور به طور مستقيم در پرورش ماهي قرمز دست دارند، اما اين مربوط به واحدهايي است كه مساحت شان از ۱۰۰ متر افزون تر است و از شيلات پروانه دريافت كرده اند و گرنه تعداد پرورش دهندگان خانگي بايد به مراتب بيشتر باشد.
اين عده اخير را در زمره فقيرترين و خرده پاترين توليدكنندگان ماهي به شمار مي آورند و هزاران دستفروش را كه در بخش هاي پايين دستي شبكه توزيع فعال اند، بر تعدادشان مي افزايند.
كار تكثير اغلب بي آنكه آسيبي به ماهي برسد، انجام مي گيرد و اگر در واحدهاي بزرگ و تحت نظارت باشد با استانداردهاي بهداشتي همخواني دارد. اما گرفتاري ماهي قرمز از زماني آغاز مي شود كه پاي در چرخه توزيع مي نهد. هزاران هزار ماهي در دبه هاي كوچك و بزرگ، سوار بر وانت يا كاميونت يا حتي پشت خودروهاي سواري به مراكز فروش حمل مي شوند و خود را در مرحله قيمت گذاري مي يابند.
گزارش يك خبرنگار از اين مراسم رقت بار چنين است: «تهران ، خيابان مولوي... دبه هاي سفيد از پشت وانت تخليه مي شوند. چند نفر كنار دبه ها نشسته اند تا مراسم قيمت گذاري راحت تر انجام شود. ماهي هاي ريز، مريض و نه چندان خوش رنگ به سادگي جدا مي شوند و روي زمين يا احتمالاً داخل جوي كنار خيابان پرتاب مي شوند.»
آنها كه مي مانند سهم دستفروشاني هستند كه كلي چشم ماليده اند تا شب عيد فرارسد و از اين رهگذر پولي به دستشان آيد. اما چه بسيار ماهي قرمزهايي كه نيمه جان بر سفره هفت سين مي نشينند، زيرا بر اثر تعويض مكرر آب، دست بردن در تنگ يا تكان هاي شديد دچار سكته شده و در آستانه مرگ قرار دارند.
مردم در خانه ها ماهي قرمز را در تنگ هاي كوچك رها مي سازند و گاه از سر دوستي با ماهي تلنگري هم به تنگ مي زنند تا به حركت درآيد. آنها كه مهربانترند ، مرتب آب ماهي را عوض مي كنند و غذا برايش مي ريزند؛ غافل از آن كه تلنگر و تعويض چيزي نيست مگر يك شوك بزرگ به ماهي و غذاي زياد در حكم سم مهلك!
اما آنان كه از مهرباني بي بهره اند، ماهي را يكسر به فراموشي مي سپارند و آنقدر آب تنگ را عوض نمي كنند تا ماهي به شكل دردناكي مي ميرد!
پس عجب نيست كه اعلام شود از ۱۵ اسفند سال گذشته تا ۱۵ فروردين امسال دست كم ۵ ميليون قطعه ماهي بر اثر بيماري، سكته و نگهداري نادرست جان سپرده اند. پيكر آنها ميان زباله ها يا كنار جوي، هديه نوروزي شهروندان به گربه هاي ولگرد شهر بوده است!
هم از اين روست كه يك متخصص محيط زيست مي گويد: «اگر مردم مي دانستند كه حتي توليد صدا در ماهي قرمز ايجاد ترس و مرگ مي كند، اگر مي دانستند كه در آب كلردار آرام و بي صدا مي سوزد و نياز به جاي وسيع و آب پرخزه دارد، آن وقت هرگز ماهي هاي قرمز را قرباني سفره هاي هفت سين خود نمي كردند.»
رئيس انجمن موبدان زرتشتي بر اين باور است كه ماهي قرمز از هفتاد سال پيش به اين سو (و گويا از چين) وارد آيين نوروزي شده و بهتر است كه همان سيب شناور در آب نماد گردش خورشيد در آسمان باشد و ماهي قرمز از سفره هفت سين كنار رود.
اين نظر اما، تفاوت آشكار با رأي روح الاميني و كزازي به عنوان دو فرهنگ پژوه برجسته دارد كه حضور ماهي بر خان نوروزي را – آن هم به مثابه نماد زندگي – برگرفته از اسطوره هاي ايراني مي دانند.
ولي تا آنجا كه به ماهي قرمز مربوط است، اگر تاب آورد و عيد را از سر بگذراند، چند گونه سرنوشت را پيش روي خويش مي يابد: يا در تنگ مي ماند تا بميرد يا اگر خوشبخت باشد به حوض خانه راه مي برد يا در حوض يك مسجد يا امامزاده رها مي شود.
شايد هم در روز سيزده بدر به آبگيرهاي طبيعي سپرده شود و جاي وسيعي براي خود پيدا كند. با اين حال حتي يك حساب سردستي نشان مي دهد كه محتمل ترين گزينه براي موجودي كه نماد زندگي در سفره هفت سين است، مرگ است!
حتي اگر نيمي از ۶۰ ميليون ماهي عرضه شده در شب عيد زنده مي ماندند، سال ديگر كمتر خانواده ايراني نيازمند خريد ماهي قرمز بود، ماهي قرمزي كه مي گويند نشان از وهمن امشاسپند دارد و جانداران را پشتيبان است..